دکتر شریعتی که ما میشناختیم و میشناسیم
دکتر شریعتی که ما نسل شصتیها میشناختیم، با دکتر شریعتی دهه چهل و پنجاهیها تفاوت داشت؛ اما نه آنقدر که دکتر شریعتی ما با دهه هفتادیها فرق دارد؛ دهه هفتادیهایی که شریعتی را نمیشناسند. بیشترشان تک جملههایی از شریعتی حفظ کرده اند و این اواخر هم چه جوکهایی که برای دکتر شریعتی نساختهاند!
به گزارش «تابناک»، دکتر شریعتی برای نسلهایی که او را ندیده اند، پدیده ای است پر از تناقض و ابهام! برخی با تک جملههای وی احساس آرامش میکنند و برخی با بعضی از ادعاهای وی در کتابهایش به هم میریزند. کسی که خود معترف است، بین دو افراط گیر افتاده است. در ایران او را مخالف شیعه مینامند و در عربستان وی را به غالیگری متهم میکنند و خود سرانجام به این شعر استناد میکند که:
نه در مسجد گذارندم که رندی نه در میخانه کاین خمار خام است
میان مسجد و میخانه راهی است غریبم سائلم آن ره کدام است
شریعتی که در خانواده ای مذهبی رشد کرده است، میکوشد هم روشنفکری مذهبی باشد و هم تلاش میکند در دوره ای که دوره ایدئولوژیهای چپ و راست و مبارزه با استبداد با الهام از مکتب و ایدئولوژی است، اسلام را یک ایدئولوژی مبارزه تعریف کند.
هم در این دوره است که برخی اعضای مجاهدین خلق به دلیل اینکه معتقدند اسلام ایدئولوژی مبارزه نیست، ناشی از این تفسیر و القائات بیرونی، مارکسیست میشوند و اسلام را در عمل کنار میگذارند.
علی شریعتی ناشی از همین دو ویژگی، یعنی تلاش برای روشنفکر بودن و مبارز بودن، به برخی از مفاهیم یا شاید تابوهای اسلامی یورش میبرد و تفسیرهای جدیدی از آنان ارائه میدهد؛ تفسیرهایی که برخی از لایههای روحانیت را علیه او برمیانگیزاند؛ احساساتی که تا پس از انقلاب هم علیه او ادامه مییابد و تازه در سالهای اخیر است که فضایی منصفانه برای صحبت و نقد شریعتی فراهم میشود.
شریعتی برای این دو هدف کتاب نوشت. سخنرانی و وعظ و خطابه خواند. فرضیههایی را در کتابهایش و ادعاهایی را در سخنانش بیان نمود که برخی در همان زمان درستی و نادرستی آن مشخص بود و برخی هم گذران زمان صدق و کذب آن را نشان داد.
شریعتی به رغم همه این مطالب، محبوبیت داشته و دارد. مطالبش دل جوانان را میرباید. جدا از ادعاها و مطالبش، دلنوشتهها و درون نوشتهای وی به ویژه در کتاب کویر، روح یک انسان دردمند و دغدغه دار را نشان میدهد که میکوشد تغییری در خودش، در جامعهاش، در تفکرش و... ایجاد کند. خیلی راحت از روحیه خود و موانع سخن میگوید و بسیار صادق و بی پیرایه مخاطب را در جریان احوالات درونی خود میگذارد. فراز و فرودهای فکری و عاطفی اش مستقیم برای مخاطبش فراز و فرود ایجاد میکند.
احساسات و آرمانهایش پس از گذشت سالها دانشجویان را سیراب میکند و گاهی بر روحانیت نقد وارد میکند و گاه تحویلشان میگیرد. گاه عصیان میکند و گاه آرام است.
شریعتی فارغ از صدق و کذب گفتهها و نوشتههایش، برای دوستدارانش قطعا بدون دینداری شناخته نیست؛ بدون روشنفکری شناخته نیست؛ بدون واژههای سازی شناخته نیست؛ شریعتی شاید همه اینها باشد و همه اینها شریعتی نباشد. دکتر علی شریعتی، دکتر علی شریعتی است.
نباید بگذاریم که پشت سر این مرد بزرگوار جوک و لطیفه هایی که در حد شخصیت ایشان نیست ساخته شود
اسلام دکتر شنیدنی است




