نجات سه اعدامی و قصاص يک قاتل

چهار مرد اعدامي صبح ديروز در زندان رجايي شهر كرج پاي چوبه دار رفتند. سه نفر از محكومان با گذشت اولياي دم به زندگي بازگشتند و يكي از آنها قصاص شد.
به گزارش جوان، صبح ديروز چهار متهم در زندان با گامهاي لرزان كنار چوبه دار قرار گرفتند. متهمان كه ترس در چهرهشان موج ميزد، اميدشان براي رهايي به بخشش اولياي دم بود كه براي اجراي حكم نزديك طناب دار منتظر اجراي حكم بودند. يكي از متهمان وقتي طناب دار بر گردنش قرار گرفت با گريه به خانواده مقتول گفت صاحب دو دختر است و خواست به احترام امام حسين از اعدامش گذشت كنند. اولياي دم وقتي نام امام حسين را شنيدند بدون هيچ قيد و شرطي از او اعلام گذشت كردند.
بعد از آن دو خانواده اولياي دم ديگر نيز پاي چوبه دار از متهمان اعلام گذشت كردند اما يكي از متهمان اعدام شد.
متهمي كه صبح ديروز در محوطه زندان رجايي شهر با چوبهدار قصاص شد، مجيد نام داشت. وي متهم بود ساعت ۳ بعد از ظهر ۱۵ مردادماه سال ۸۵ مرد جواني را در خيابان يوسف آباد با شليك سه گلوله به قتل رسانده و از محل گريخته است. زماني كه مأموران در محل حادثه حاضر شدند، جسد مرد جواني را در چند قدمي ماشين پرايدش كنار خيابان مشاهده كردند كه با شليك سه گلوله به شكم، پا و سر به به قتل رسيده بود.
يكي از شاهدان گفت: من در بالكن خانه در حال پهن كردن لباس بودم كه صداي كمكخواهي مقتول را از داخل خيابان شنيدم. ناگهان مردي كه عينك زده بود، گلولهاي به شكم مقتول شليك كرد و بعد از ماشين مقتول كيف او را برداشت و دوباره بالاي سرش حاضر شد و دو تير ديگر به سر و پايش شليك كرد و با پرايدي كه منتظرش بود از محل گريخت. مأموران در حالي كه هيچ سرنخي از قاتل ناشناس نداشتند، در تحقيقات ميداني دريافتند مقتول از چندي قبل با همسرش اختلاف داشته است.
بدين ترتيب همسر مقتول مورد بازجويي قرار گرفت. وي در بازجوييها به اختلاف با همسرش اعتراف كرد اما گفت كه كسي را براي كشتن او اجير نكرده است. وي گفت: من با مرد غريبهاي به نام سعيد از طريق تلفن رابطه دوستانه داشتم تا اينكه همسرم از طريق پيامكهاي تلفن همراهم به من شك كرد. قرار شد شوهرم با مرد غريبه در رابطه با اختلاف ما حرف بزند به خاطر همين روز حادثه با او در خيابان قرار گذاشت و من احتمال ميدهم او شوهرم را كشته است.
سعيد بعد از دستگيري به قتل مرد جوان اعتراف كرد و گفت: من با همسر مقتول ارتباط تلفني داشتم تا اينكه وي متوجه شد. ما يكديگر را نميشناختيم و از طريق تلفن در خيابان قرار گذاشتيم. وقتي به محل قرار رسيدم، متوجه شدم مقتول كنار خيابان منتظر من است. بعد از اينكه خودم را به او معرفي كردم، مقتول به من فحاشي كرد و من هم عصباني شدم و او را كشتم. متهم بعد از تحقيقات تكميلي در شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان از سوي هيئت قضايي به قصاص محكوم شد. ورأي دادگاه از سوي ديوان عالي كشور تأييد شد و سرانجام متهم صبح ديروز در زندان رجايي شهر با چوبه دار قصاص شد.
رضايت از قاتل به احترام امام حسين(ع)
دومين اعدامي پاي چوبه دار با رضايت اولياي دم به زندگي بازگشت، او متهم است ۲۸ آبان ماه سال ۸۱ در يك درگيري خونين مرد ميوهفروشي را در نزديكي ايستگاه مترو خيام به قتل رسانده است. وقتي مأموران پليس در محل حادثه حاضر شدند، مشخص شد سه پسر ميوهفروش با راننده تاكسي خطي، درگيري خونيني را رقم زدهاند كه در جريان آن راننده تاكسي كه اكبر نام دارد با ضربات چاقو سه نفر را مجروح كرده و بعد هم از محل متواري شده است. مأموران در ادامه براي تحقيق به بيمارستان رفتند كه دريافتند يكي از زخميها جان باخته است. يكي از همراهان مقتول كه زخمي بود، گفت: من، پسر دايي و پسر عمويم با ماشينمان در محل حادثه موز ميفروختيم كه رئيس ايستگاه تاكسي خطي آنجا به ما اعتراض كرد. ما مشغول مشاجره بوديم كه ناگهان راننده يكي از تاكسيها با چاقو به ما حمله كرد. او ضربهاي به قلب مقتول زد و بعد هم يك ضربه به من و يك ضربه هم به پسر عمويم زد و فرار كرد.
متهم بعد از دستگيري به جرم خودش اعتراف كرد. وي گفت: وقتي متوجه درگيري رئيس ايستگاه با سه مرد ميوه فروش شدم براي ميانجيگري به آنها نزديك شدم كه ناگهان مقتول با سنگ ترازو ضربهاي به سرم زد. من گيج شدم و با چاقويي كه داشتم چند بار به طرف آنها پرتاب كردم و چيزي نفهميدم. خيلي ترسيدم به خاطر همين فرار كردم. متهم در شعبه ۱۱۵۶ دادگاه كيفري به قصاص محكوم شد. حكم اعدام متهم بعد از تأييد در ديوان عالي كشور براي اجرا به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي فرستاده شد. قاضي فرخاكفر، سرپرست شعبه اجراي احكام همراه خليلي مديردفتر با تشكيل جلسات صلح و سازش تلاش زيادي كردند تا رضايت اولياي دم را جلب كنند، اما موفق نشدند تا اينكه صبح ديروز اوليايدم مقتول در زندان رجايي شهر متهم را پاي چوبه دار به خاطر امام حسين(ع) بخشيدند.
خواهر مقتول درباره گذشت از قاتل برادرش به خبرنگار ما گفت: خانواده مقتول در طول اين مدت تلاش زيادي كردند تا ما رضايت بدهيم اما ما مصمم بوديم تا قاتل را اعدام كنيم به خاطر همين صبح ديروز در زندان رجايي شهر حاضر شديم تا از نزديك شاهد اجراي حكم باشيم. متهم وقتي پاي چوبه دار قرار گرفت، لرزان و گريان از ما خواست تا او را ببخشيم. او مدام ميگفت كه دو دختر دارم و دلم براي دخترانم تنگ شده. متهم وقتي با صداي بلند و گريهكنان از ما خواست تا به خاطر امام حسين او را ببخشيم، ناگهان حس عجيبي در ما پيدا شد. شنيدن نام امام حسين ما را دگرگون كرد به طوري كه همان لحظه از قصاصش اعلام گذشت كرديم و مأموران هم طناب دار را از گردنش برداشتند.
متهم سوم هم از پاي چوبه دار به زندگي بازگشت
عصر ۲۰ آذر ماه سال ۸۲ مأموران شهرستان رودهن در جريان آتشسوزي مغازهاي قرار گرفتند. بررسيهاي اوليه در محل حادثه نشان داد در جريان اين آتشسوزي عمدي دو نفر دچار سوختگي شدند كه توسط همسايهها به بيمارستان منتقل شدهاند. مقتول قبل از مرگ در حالي كه به شدت سوخته بود گفت: مدتي قبل اين مغازه را متهم اجاره كرد اما ناگهان ناپديد شد تا اينكه صاحب مغازه با توافق همسر متهم مغازه را به من اجاره دادند. لحظاتي قبل در مغازهام بودم كه عليرضا با يك پيت پر از بنزين وارد مغازه شد. او به من گفت كه در مغازه را قفل كنم و كليد را تحويل او بدهم. من به او گفتم كه مغازه امانت است و بايد اجازه بگيرم. عليرضا ناگهان پيت بنزين را روي زمين خالي كرد و با كبريت آتش زد. من قصد فرار داشتم اما گرفتار شدم و به شدت سوختم. در حالي كه تحقيقات ادامه داشت، مرد زخمي در بيمارستان جان باخت.
متهم كه در اين آتشسوزي دچار سوختگي شده بود، گفت: مغازه در اجاره من بود تا اينكه مدتي به مسافرت رفتم. امروز ابتدا مقداري بنزين براي لكهگيري لباسهايم تهيه كردم تا به خانهام ببرم. در ميانه راه تصميم گرفتم سراغ مقتول بروم و مغازه را پس بگيرم. وقتي وارد مغازه شدم، ظرف بنزين را كنار چراغ نفتي كه روشن بود گذاشتم. من با او درگير شدم كه ناگهان پاي مقتول به ظرف بنزين برخورد كرد و بنزين روي زمين ريخت و آتش گرفت. وي در پايان گفت: من قصد آتش زدن مغازه را نداشتم و اين اتفاق ناخواسته بود و حتي خودم هم سوختم. متهم با درخواست اولياي دم در شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان تهران به قصاص محكوم شد. حكم متهم صبح ديروز در زندان رجايي شهر در حال اجرا بود كه اوليايدم با تعيين شرط از قصاص وي اعلام گذشت كردند. بدين ترتيب مرد اعدامي از پاي چوبه دار به زندگي بازگشت.
رضايت چهارمين متهم اعدامي پاي چوبه دار
۱۴ بهمن ماه سال ۸۵ مأموران كلانتري كن از يك درگيري مرگبار مسلحانه در حوالي شهر زيبا با خبر شدند. برادر مقتول گفت: من و مقتول به همراه برادر ديگرم در سوپر ماركتمان مشغول كار بوديم كه ماشين پيكاني با چهار سرنشين كنار مغازه توقف كرد. سه نفر از آنها از ماشين پياده شدند و مدعي بودند كه از برادرم طلب دارند. آنها با برادرم درگير شدند كه مقتول براي ميانجيگري پيش آنها رفت. بعد از مشاجره، درگيري آنها بالا گرفت كه ناگهان يكي از آنها اسلحهاي را از كمرش بيرون آورد و به طرف برادرم شليك كرد و بعد هم همگي با ماشين فرار كردند. سرانجام پليس متهم را شناسايي و دستگير كرد.
وي در بازجوييها گفت: مدتي پيش يكي از دوستانم به من گفت كه از برادر مقتول طلبكار است به همين خاطر از من و دو نفر از دوستانم خواست تا به مغازهاش برويم و طلبش را بگيريم. روز حادثه وقتي با صاحب سوپر ماركت درگير شديم، برادرش دخالت كرد كه من ناگهان با اسلحه به سوي او شليك كردم. وي مدعي شد كه اين شليك ناخواسته بود و گفت: من قصد كشتن او را نداشتم. متهم در شعبه ۷۱ دادگاه كيفري با درخواست اولياي دم به قصاص محكوم شد. سرانجام حكم متهم بعد از سير تشريفات براي اجرا روي ميز قاضي فرخاكفر، سرپرست شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي قرار گرفت. متهم صبح ديروز در زندان رجايي شهر پاي چوبه دار قرار گرفت كه در آخرين لحظه اجراي حكم در حالي كه طناب دار بر گردنش آويزان بود، از طرف اولياي دم با تعيين شرطي بخشيده شد و بدين ترتيب به زندگي بازگشت.
به گزارش جوان، صبح ديروز چهار متهم در زندان با گامهاي لرزان كنار چوبه دار قرار گرفتند. متهمان كه ترس در چهرهشان موج ميزد، اميدشان براي رهايي به بخشش اولياي دم بود كه براي اجراي حكم نزديك طناب دار منتظر اجراي حكم بودند. يكي از متهمان وقتي طناب دار بر گردنش قرار گرفت با گريه به خانواده مقتول گفت صاحب دو دختر است و خواست به احترام امام حسين از اعدامش گذشت كنند. اولياي دم وقتي نام امام حسين را شنيدند بدون هيچ قيد و شرطي از او اعلام گذشت كردند.
بعد از آن دو خانواده اولياي دم ديگر نيز پاي چوبه دار از متهمان اعلام گذشت كردند اما يكي از متهمان اعدام شد.
متهمي كه صبح ديروز در محوطه زندان رجايي شهر با چوبهدار قصاص شد، مجيد نام داشت. وي متهم بود ساعت ۳ بعد از ظهر ۱۵ مردادماه سال ۸۵ مرد جواني را در خيابان يوسف آباد با شليك سه گلوله به قتل رسانده و از محل گريخته است. زماني كه مأموران در محل حادثه حاضر شدند، جسد مرد جواني را در چند قدمي ماشين پرايدش كنار خيابان مشاهده كردند كه با شليك سه گلوله به شكم، پا و سر به به قتل رسيده بود.
يكي از شاهدان گفت: من در بالكن خانه در حال پهن كردن لباس بودم كه صداي كمكخواهي مقتول را از داخل خيابان شنيدم. ناگهان مردي كه عينك زده بود، گلولهاي به شكم مقتول شليك كرد و بعد از ماشين مقتول كيف او را برداشت و دوباره بالاي سرش حاضر شد و دو تير ديگر به سر و پايش شليك كرد و با پرايدي كه منتظرش بود از محل گريخت. مأموران در حالي كه هيچ سرنخي از قاتل ناشناس نداشتند، در تحقيقات ميداني دريافتند مقتول از چندي قبل با همسرش اختلاف داشته است.
بدين ترتيب همسر مقتول مورد بازجويي قرار گرفت. وي در بازجوييها به اختلاف با همسرش اعتراف كرد اما گفت كه كسي را براي كشتن او اجير نكرده است. وي گفت: من با مرد غريبهاي به نام سعيد از طريق تلفن رابطه دوستانه داشتم تا اينكه همسرم از طريق پيامكهاي تلفن همراهم به من شك كرد. قرار شد شوهرم با مرد غريبه در رابطه با اختلاف ما حرف بزند به خاطر همين روز حادثه با او در خيابان قرار گذاشت و من احتمال ميدهم او شوهرم را كشته است.
سعيد بعد از دستگيري به قتل مرد جوان اعتراف كرد و گفت: من با همسر مقتول ارتباط تلفني داشتم تا اينكه وي متوجه شد. ما يكديگر را نميشناختيم و از طريق تلفن در خيابان قرار گذاشتيم. وقتي به محل قرار رسيدم، متوجه شدم مقتول كنار خيابان منتظر من است. بعد از اينكه خودم را به او معرفي كردم، مقتول به من فحاشي كرد و من هم عصباني شدم و او را كشتم. متهم بعد از تحقيقات تكميلي در شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان از سوي هيئت قضايي به قصاص محكوم شد. ورأي دادگاه از سوي ديوان عالي كشور تأييد شد و سرانجام متهم صبح ديروز در زندان رجايي شهر با چوبه دار قصاص شد.
رضايت از قاتل به احترام امام حسين(ع)
دومين اعدامي پاي چوبه دار با رضايت اولياي دم به زندگي بازگشت، او متهم است ۲۸ آبان ماه سال ۸۱ در يك درگيري خونين مرد ميوهفروشي را در نزديكي ايستگاه مترو خيام به قتل رسانده است. وقتي مأموران پليس در محل حادثه حاضر شدند، مشخص شد سه پسر ميوهفروش با راننده تاكسي خطي، درگيري خونيني را رقم زدهاند كه در جريان آن راننده تاكسي كه اكبر نام دارد با ضربات چاقو سه نفر را مجروح كرده و بعد هم از محل متواري شده است. مأموران در ادامه براي تحقيق به بيمارستان رفتند كه دريافتند يكي از زخميها جان باخته است. يكي از همراهان مقتول كه زخمي بود، گفت: من، پسر دايي و پسر عمويم با ماشينمان در محل حادثه موز ميفروختيم كه رئيس ايستگاه تاكسي خطي آنجا به ما اعتراض كرد. ما مشغول مشاجره بوديم كه ناگهان راننده يكي از تاكسيها با چاقو به ما حمله كرد. او ضربهاي به قلب مقتول زد و بعد هم يك ضربه به من و يك ضربه هم به پسر عمويم زد و فرار كرد.
متهم بعد از دستگيري به جرم خودش اعتراف كرد. وي گفت: وقتي متوجه درگيري رئيس ايستگاه با سه مرد ميوه فروش شدم براي ميانجيگري به آنها نزديك شدم كه ناگهان مقتول با سنگ ترازو ضربهاي به سرم زد. من گيج شدم و با چاقويي كه داشتم چند بار به طرف آنها پرتاب كردم و چيزي نفهميدم. خيلي ترسيدم به خاطر همين فرار كردم. متهم در شعبه ۱۱۵۶ دادگاه كيفري به قصاص محكوم شد. حكم اعدام متهم بعد از تأييد در ديوان عالي كشور براي اجرا به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي فرستاده شد. قاضي فرخاكفر، سرپرست شعبه اجراي احكام همراه خليلي مديردفتر با تشكيل جلسات صلح و سازش تلاش زيادي كردند تا رضايت اولياي دم را جلب كنند، اما موفق نشدند تا اينكه صبح ديروز اوليايدم مقتول در زندان رجايي شهر متهم را پاي چوبه دار به خاطر امام حسين(ع) بخشيدند.
خواهر مقتول درباره گذشت از قاتل برادرش به خبرنگار ما گفت: خانواده مقتول در طول اين مدت تلاش زيادي كردند تا ما رضايت بدهيم اما ما مصمم بوديم تا قاتل را اعدام كنيم به خاطر همين صبح ديروز در زندان رجايي شهر حاضر شديم تا از نزديك شاهد اجراي حكم باشيم. متهم وقتي پاي چوبه دار قرار گرفت، لرزان و گريان از ما خواست تا او را ببخشيم. او مدام ميگفت كه دو دختر دارم و دلم براي دخترانم تنگ شده. متهم وقتي با صداي بلند و گريهكنان از ما خواست تا به خاطر امام حسين او را ببخشيم، ناگهان حس عجيبي در ما پيدا شد. شنيدن نام امام حسين ما را دگرگون كرد به طوري كه همان لحظه از قصاصش اعلام گذشت كرديم و مأموران هم طناب دار را از گردنش برداشتند.
متهم سوم هم از پاي چوبه دار به زندگي بازگشت
عصر ۲۰ آذر ماه سال ۸۲ مأموران شهرستان رودهن در جريان آتشسوزي مغازهاي قرار گرفتند. بررسيهاي اوليه در محل حادثه نشان داد در جريان اين آتشسوزي عمدي دو نفر دچار سوختگي شدند كه توسط همسايهها به بيمارستان منتقل شدهاند. مقتول قبل از مرگ در حالي كه به شدت سوخته بود گفت: مدتي قبل اين مغازه را متهم اجاره كرد اما ناگهان ناپديد شد تا اينكه صاحب مغازه با توافق همسر متهم مغازه را به من اجاره دادند. لحظاتي قبل در مغازهام بودم كه عليرضا با يك پيت پر از بنزين وارد مغازه شد. او به من گفت كه در مغازه را قفل كنم و كليد را تحويل او بدهم. من به او گفتم كه مغازه امانت است و بايد اجازه بگيرم. عليرضا ناگهان پيت بنزين را روي زمين خالي كرد و با كبريت آتش زد. من قصد فرار داشتم اما گرفتار شدم و به شدت سوختم. در حالي كه تحقيقات ادامه داشت، مرد زخمي در بيمارستان جان باخت.
متهم كه در اين آتشسوزي دچار سوختگي شده بود، گفت: مغازه در اجاره من بود تا اينكه مدتي به مسافرت رفتم. امروز ابتدا مقداري بنزين براي لكهگيري لباسهايم تهيه كردم تا به خانهام ببرم. در ميانه راه تصميم گرفتم سراغ مقتول بروم و مغازه را پس بگيرم. وقتي وارد مغازه شدم، ظرف بنزين را كنار چراغ نفتي كه روشن بود گذاشتم. من با او درگير شدم كه ناگهان پاي مقتول به ظرف بنزين برخورد كرد و بنزين روي زمين ريخت و آتش گرفت. وي در پايان گفت: من قصد آتش زدن مغازه را نداشتم و اين اتفاق ناخواسته بود و حتي خودم هم سوختم. متهم با درخواست اولياي دم در شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان تهران به قصاص محكوم شد. حكم متهم صبح ديروز در زندان رجايي شهر در حال اجرا بود كه اوليايدم با تعيين شرط از قصاص وي اعلام گذشت كردند. بدين ترتيب مرد اعدامي از پاي چوبه دار به زندگي بازگشت.
رضايت چهارمين متهم اعدامي پاي چوبه دار
۱۴ بهمن ماه سال ۸۵ مأموران كلانتري كن از يك درگيري مرگبار مسلحانه در حوالي شهر زيبا با خبر شدند. برادر مقتول گفت: من و مقتول به همراه برادر ديگرم در سوپر ماركتمان مشغول كار بوديم كه ماشين پيكاني با چهار سرنشين كنار مغازه توقف كرد. سه نفر از آنها از ماشين پياده شدند و مدعي بودند كه از برادرم طلب دارند. آنها با برادرم درگير شدند كه مقتول براي ميانجيگري پيش آنها رفت. بعد از مشاجره، درگيري آنها بالا گرفت كه ناگهان يكي از آنها اسلحهاي را از كمرش بيرون آورد و به طرف برادرم شليك كرد و بعد هم همگي با ماشين فرار كردند. سرانجام پليس متهم را شناسايي و دستگير كرد.
وي در بازجوييها گفت: مدتي پيش يكي از دوستانم به من گفت كه از برادر مقتول طلبكار است به همين خاطر از من و دو نفر از دوستانم خواست تا به مغازهاش برويم و طلبش را بگيريم. روز حادثه وقتي با صاحب سوپر ماركت درگير شديم، برادرش دخالت كرد كه من ناگهان با اسلحه به سوي او شليك كردم. وي مدعي شد كه اين شليك ناخواسته بود و گفت: من قصد كشتن او را نداشتم. متهم در شعبه ۷۱ دادگاه كيفري با درخواست اولياي دم به قصاص محكوم شد. سرانجام حكم متهم بعد از سير تشريفات براي اجرا روي ميز قاضي فرخاكفر، سرپرست شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي قرار گرفت. متهم صبح ديروز در زندان رجايي شهر پاي چوبه دار قرار گرفت كه در آخرين لحظه اجراي حكم در حالي كه طناب دار بر گردنش آويزان بود، از طرف اولياي دم با تعيين شرطي بخشيده شد و بدين ترتيب به زندگي بازگشت.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۴
انتشار یافته: ۲
سه تیر عمدی!!!! به خاط تلفن بازی؟
پاسخ ها
poriya
| ۰۹:۱۰ - ۱۳۹۲/۰۳/۳۰
پس دایره صلح و سازش رو الکی راه انداختند. مگه نمیگن لذتی که در عفو هست در انتقام نیست
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



