تراکم فروشی تهران را بیهویت کرده؛
به جای شهرسازی، شهر فروشی کردهایم
آسیبشناسیها نشان میدهند که تهران دارای هویت نیست. حالا هویت ایرانی ـ اسلامی به کنار. اصلاً هویت و ممیزه خاصی ندارد و کارهای انجام شده در سالیان پیاپی در زمینههای معماری و شهرسازی شهرفروشی بوده است. پروندهها میآیند کمیسیون ماده 100 و حکمهای تخریب صادر میشود، ولی به یاد ندارم حکم تخریبی اجرا شده باشد!
ساخت
و ساز در تهران به اندازهای است که شهر به یک کارگاه بزرگ ساخت و ساز تبدیل شده
که در بیشتر آنها، تراکم فروشی و تخلف می شود. هماکنون دورهای پیش روی داریم که تهران با تراکم فروشی، شهر بیهویتی شده و دیگر قابل سکونت
نیست. به گزارش «تابناک»، محمدرضا بمانیان، عضو هیأت علمی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه تربیت مدرس با بیان این مطلب گفت: مقام معظم رهبری در دیداری که در سال 84 با اعضای شورای اسلامی شهر تهران داشتند، تأکید کردند که تهران باید به شهری با هویت ایرانی ـ اسلامی، زیبا و روحنواز، دارای رفاه عمومی و مقاوم تبدیل شود. ایشان فرمودند هویت ایرانی ـ اسلامی باید با برنامهریزی و پیگیریهای مجدانه در تهران تجلی یابد.
وی افزود: از مهمترین زمینههای احراز هویت برای انسان، ارتباط با ساختهها و مؤلفههای فرهنگی و طبیعی و کالبدی محیطش است؛ معماری و شهرسازی هم نمود فرهنگی و هویت شهر است.
تهران در سالهای متمادی فروخته شده!
بمانیان با اشاره به کمیسیونهای تشکیل شده در جبهه دانشگاهیان انقلاب اسلامی ادامه داد: در نگاه کمیسیون معماری و شهرسازی جبهه دانشگاهیان انقلاب اسلامی، معماری و شهرسازی میتواند هویت ساز باشد. هماکنون تهران به الگوی معماری و شهرسازی حکیمانه و عاقلانه بر حسب نیازهای انسانی و متناسب و موزون در جای خود نیاز دارد. همچنین باید معماری و شهرسازی تهران بازآفرینی شود و در ساماندهی فضاها متناسب با نیازهای مادی و روحی انسان نقش داشته باشد.
وی خاطرنشان کرد: افزون بر این در کمیسیون مذکور در معماری و شهرسازی مراتبی برای هویت قائلیم که جنبههای تاریخی، فرهنگی، عملکردی، کالبدی، طبیعی، دینی و انسانی شهر را در بر میگیرد. متأسفانه آسیب شناسیها نشان میدهند که تهران دارای هویت نیست. حالا هویت ایرانی ـ اسلامی به کنار؛ اصلاً هویت و ممیزه خاصی ندارد و کارهای انجام شده در سالیان متمادی در زمینههای معماری و شهرسازی شهرفروشی بوده است.
این عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس، دلیل این امر را این گونه بیان کرد: هزینههای شهرداری تهران، رقم کلانی است که هر سال هم به آن اضافه شده، از طرفی عمده درآمد شهرداری تهران از فروش تراکم است؛ یعنی دستکم بیش از 70 درصد درآمد شهرداری تهران از فروش و حتی متأسفانه پیش فروش تراکم است.
به گفته وی، قوانین شهرداری تهران در زمینه معماری و شهرسازی در سالیان گذشته به صورت موضعی، بخشنامهای و سلیقه ای بود. رونمایی و ابلاغ طرح تفصیلی جدید در سالهای اخیر با قوانین گنگ صورت گرفت. پهنه بندیهای غیر معقول و افزایش تراکم و سطح اشغال موجود در این طرح حتی باعث و زمینه ساز شده که ساختمانهایی که سه – چهار سال اخیر هم ساخته شده اند تخریب شوند و با تراکمهای جدید و اضافه تراکم دوباره بازسازی شوند.
در ساخت و سازها جایی برای فضای سبز نیست!
بمانیان افزود: اکنون و بر پایه این سند سطح اشغال زمینها به بیش از 80 درصد رسیده و 20 درصد بقیه هم به رمپ و فضای دسترسی اختصاص دارد. یعنی در ساخت و سازهای تهران جایی برای درخت و فضای سبز در نظر گرفته نمیشود. از این قسم کارهای بدون مطالعه در تهران زیادند. در حوزه معماری و شهرسازی تهران کاری کردهاند که محل زندگیمان به جای اینکه خانهمان باشد، شده ملک و سرمایهمان.وی گفت: تمام ضوابط اصولی و علمی معماری و شهرسازی زیر پا گذاشته شده است. ساخت و ساز در تهران به اندازه ای است که شهر به یک کارگاه بزرگ ساخت و ساز تبدیل شده که در بیشتر آنها تراکم فروشی و تخلف انجام میشود.
این استاد دانشگاه با اشاره به سابقه فعالیت خود در کمیسیونهای ماده 100 و عضو کمیسیونهای ماده 77 ادامه داد: آنجا بسیاری از تخلفات را دیده ام. پروندهها به کمیسیون ماده 100 میآیند و حکمهای تخریب صادر میشود، ولی در ده سال گذشته به یاد ندارم حکم تخریبی اجرا شده باشد. نهایتاً صاحب ملک مراجعه میکند به شهرداری و توافق میکند؛ یا بعضاً در کمیسیون 77 مردم شکایت میکنند که پیش از صدور پروانه ساختمانی از سوی معاونت معماری و شهرسازی، برگهای جلوی ما میگذارند که با شهرداری توافق میکنیم.
وی افزود: در وضعیت موجود شهر تهران به شهرداران مناطق اختیار داده شده است که میتوانند به هر صورتی ساختمان فروشی و شهرفروشی کنند و نتیجه اش را شما میبینید.
بمانیان تصریح کرد: این امر محیط طبیعی و فرهنگی مان را از بین برده است و دیگر تهران قابل سکونت نیست. مثلاً در حریم محیطی خانهسازیمان موضوع اشراف، خلوت، محرمیت و همجواریها دیگر قابل طرح نیستند. کنار یک ساختمان یک طبقه، دو طبقه، سه طبقه یک ساختمان بیست طبقه ساخته شده است.
عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس خاطرنشان کرد: رخدادی که در سالهای اخیر در شورای سوم روی داده، دقیقاً همانی است که در دهه هشتاد در زمینه مدیریت شهری رخ داد؛ آن هم تنها به دلیل اینکه پول تراکم میتواند هزینههای شهری را جبران کند.
وی در پایان اظهار داشت: هماکنون با دوره ای مواجیهم که شهرمان با تراکم فروشی، یک شهر بی هویت شده است. وقتی تهران را با دیگر شهرهای دنیا میسنجیم، میبینیم آنها در شاخصههای ایرانی ـ اسلامی پیشروتر از تهران هستند و تهران به یک کارگاه ساختمانی بی هویت تبدیل شده و همه چیزش را از جمله الگوهای طبیعی مثل کوههای شمال تهران و روددرههایش ـ تهران هفت روددره دارد ـ که حیاتبخش این شهر هستند، از دست میدهد و تبدیل به یک شهر بیهویت شده است.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲۹
انتشار یافته: ۴
به موضوع بسیار بسیار مهمی اشاره گردیده است که حل این موضوع دربرگیرنده اقدامات سازمانی و دانشگاهی به هم پیوسته ای می باشد و فرایندی است که در آن، تصمیم گیرندگان دولتی می بایستی ماهیت فعلی مسکن را از یک کالای تجاری به ماهیت اصلی آن یعنی همان "خانه" که در متن به آن اشاره شده و در اصول شهرسازی و معماری اسلامی و ایرانی ویژگی های نسبتاً مشخصی دارد بازگردانده شود...
کنترل کارفرماها و کنترل سیستم های ساختمانی تعریف شده (که متولی آن وزارت راه و شهرسازی و مرکز تحقیقات راه و شهرسازی!!! که مسکن در آن پشت قرار گرفته! با قیمت های مشخص و سود مشخص برای سازنده و نظارت بر ساخت و فروش آن از راهکارهای اولیه به شمار می رود...
اینکه هر کسی که از هر طریقی به پولی می رسد بساز و بفروش شود و خود این اصطلاح "بساز بفروش!" عمیقاً مشکل دارد...
با امید به همکاری سازمان های متولی و نهاد های دانشگاهی در دولت آینده
با تشکر فراوان و آرزوی توفیق
دردی که گفتین فقط ویژه ی تهران نیست، بیشتر کشور بهش دچاره.
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



