زندگی دوباره برای یک محکوم
کد خبر: ۳۲۳۵۲۷
| | 4734 بازدید
پسری که به جرم آدمکشی در یک باشگاه بدنسازی در شرق تهران به اشد مجازات محکوم شده بود با جلب رضایت شاکیان خصوصی به زندگی برگشت.
به گزارش فرهیختگان، شامگاه بیستم آذر ۱۳۹۰ تلفن کلانتری ۱۳۶ فرجام به صدا درآمد و به افسر نگهبان خبر رسید مرد ۳۰ سالهای به نام «امیرعلی» در یک باشگاه بدنسازی کشته شده است. همان موقع بازپرس محمد شهریاری- کشیک وقت دادسرای ناحیه ۲۷- به همراه افسران اداره آگاهی رهسپار باشگاه مورد نظر شد و با دیدن پیکر خونین «امیرعلی» رسیدگی به ماجرا را در دستور کار خود قرار داد.
شواهد نشان میداد پسر ۲۱ سالهای به نام «فرید» پس از کشتن «امیرعلی» به مکان نامعلومی گریخته بود. «امیرعلی» متصدی بوفه باشگاه بود و «فرید» از کمدهای ورزشکاران مراقبت میکرد. مدیر باشگاه بدنسازی به ماموران گفت: «امیرعلی» و «فرید» همکار بودند و تا پیش از این درگیری، رابطه خوبی داشتند. من نمیدانم چرا آنان به جان هم افتادند. وقتی داد و فریاد «امیرعلی» و «فرید» را شنیدم سراسیمه وارد اتاق شدم. سر و صورت «امیرعلی» خونین بود و «فرید» هم در گوشه اتاق، نفسنفس میزد.
تجسس برای ردیابی «فرید» ادامه داشت که وی ۱۵ روز پس از جنایت به اداره آگاهی تهران رفت و تسلیم پلیس شد. پسر عصیانگر گفت: شامگاه بیستم آذر کلید کمدهای باشگاه گم شده بود و من با پیچگوشتی سرگرم باز کردن درها بودم که «امیرعلی» صدایم کرد. چون سرگرم کار بودم جوابش را ندادم. «امیرعلی» هم با عصبانیت سراغم آمد. میگفت ۱۵۰۰ تومان به بوفه بدهکارم و باید همان لحظه حسابم را تسویه کنم. من هم یک اسکناس پنج هزار تومانی به سوی او پرت کردم. «فرید» اضافه کرد: «امیرعلی» که درشتاندام بود و بدن ورزیدهای داشت از کوره در رفت و مرا به باد کتک گرفت. «امیرعلی» با بلندگوی ضبط باشگاه به سرم زد که تمامی صورتم خونی شد. در همان گیر و دار با پیچگوشتی به سر «امیرعلی» زدم و پا به فرار گذاشتم. وقتی فهمیدم «امیرعلی» جان سپرده به مشهد رفتم اما عذاب وجدان برای یک لحظه هم رهایم نکرد.
به دنبال اعترافهای این پسر و بازسازی صحنه جرم، کیفرخواست صادر و به شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در نخستین نشست رسیدگی به این ماجرا که بیست و سوم مرداد پارسال به ریاست قاضی «محمدسلطان همتیار» تشکیل شد ابتدا اصغریروشن- نماینده وقت دادستان تهران- کیفرخواست را خواند. سپس پدر و مادر داغدار در جایگاه ویژه ایستادند و برای قاتل پسرشان اشد مجازات خواستند.
نوبت دفاع به «فرید» که رسید اشک پشیمانی ریخت: باور کنید اصلا قصد کشتن «امیرعلی» را نداشتم. در جریان دعوا، خون صورتم به روی چشمانم ریخت و هیچ جا را ندیدم. در آن لحظه، پیچگوشتی را بیهدف در هوا چرخاندم که ناخواسته به سر «امیرعلی» خورد.
در پایان آن نشست، هیات قضایی به اتفاق آرا «فرید» را به قصاص نفس (اعدام با طناب دار) محکوم کرد. رای در شعبه هفتم دیوان عالی کشور تحت بررسی بود که «فرید» با پرداخت دیه، رضایت شاکیان خصوصی را جلب کرد. به این ترتیب دیروز پرونده به شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری استان تهران برگردانده شد تا از جنبه عمومی جرم تحت رسیدگی قرار بگیرد. طبق ماده ۶۱۲ قانون مجازات «فرید» به ۳ تا ۱۰ سال زندان با احتساب روزهای بازداشت محکوم خواهد شد.
به گزارش فرهیختگان، شامگاه بیستم آذر ۱۳۹۰ تلفن کلانتری ۱۳۶ فرجام به صدا درآمد و به افسر نگهبان خبر رسید مرد ۳۰ سالهای به نام «امیرعلی» در یک باشگاه بدنسازی کشته شده است. همان موقع بازپرس محمد شهریاری- کشیک وقت دادسرای ناحیه ۲۷- به همراه افسران اداره آگاهی رهسپار باشگاه مورد نظر شد و با دیدن پیکر خونین «امیرعلی» رسیدگی به ماجرا را در دستور کار خود قرار داد.
شواهد نشان میداد پسر ۲۱ سالهای به نام «فرید» پس از کشتن «امیرعلی» به مکان نامعلومی گریخته بود. «امیرعلی» متصدی بوفه باشگاه بود و «فرید» از کمدهای ورزشکاران مراقبت میکرد. مدیر باشگاه بدنسازی به ماموران گفت: «امیرعلی» و «فرید» همکار بودند و تا پیش از این درگیری، رابطه خوبی داشتند. من نمیدانم چرا آنان به جان هم افتادند. وقتی داد و فریاد «امیرعلی» و «فرید» را شنیدم سراسیمه وارد اتاق شدم. سر و صورت «امیرعلی» خونین بود و «فرید» هم در گوشه اتاق، نفسنفس میزد.
تجسس برای ردیابی «فرید» ادامه داشت که وی ۱۵ روز پس از جنایت به اداره آگاهی تهران رفت و تسلیم پلیس شد. پسر عصیانگر گفت: شامگاه بیستم آذر کلید کمدهای باشگاه گم شده بود و من با پیچگوشتی سرگرم باز کردن درها بودم که «امیرعلی» صدایم کرد. چون سرگرم کار بودم جوابش را ندادم. «امیرعلی» هم با عصبانیت سراغم آمد. میگفت ۱۵۰۰ تومان به بوفه بدهکارم و باید همان لحظه حسابم را تسویه کنم. من هم یک اسکناس پنج هزار تومانی به سوی او پرت کردم. «فرید» اضافه کرد: «امیرعلی» که درشتاندام بود و بدن ورزیدهای داشت از کوره در رفت و مرا به باد کتک گرفت. «امیرعلی» با بلندگوی ضبط باشگاه به سرم زد که تمامی صورتم خونی شد. در همان گیر و دار با پیچگوشتی به سر «امیرعلی» زدم و پا به فرار گذاشتم. وقتی فهمیدم «امیرعلی» جان سپرده به مشهد رفتم اما عذاب وجدان برای یک لحظه هم رهایم نکرد.
به دنبال اعترافهای این پسر و بازسازی صحنه جرم، کیفرخواست صادر و به شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در نخستین نشست رسیدگی به این ماجرا که بیست و سوم مرداد پارسال به ریاست قاضی «محمدسلطان همتیار» تشکیل شد ابتدا اصغریروشن- نماینده وقت دادستان تهران- کیفرخواست را خواند. سپس پدر و مادر داغدار در جایگاه ویژه ایستادند و برای قاتل پسرشان اشد مجازات خواستند.
نوبت دفاع به «فرید» که رسید اشک پشیمانی ریخت: باور کنید اصلا قصد کشتن «امیرعلی» را نداشتم. در جریان دعوا، خون صورتم به روی چشمانم ریخت و هیچ جا را ندیدم. در آن لحظه، پیچگوشتی را بیهدف در هوا چرخاندم که ناخواسته به سر «امیرعلی» خورد.
در پایان آن نشست، هیات قضایی به اتفاق آرا «فرید» را به قصاص نفس (اعدام با طناب دار) محکوم کرد. رای در شعبه هفتم دیوان عالی کشور تحت بررسی بود که «فرید» با پرداخت دیه، رضایت شاکیان خصوصی را جلب کرد. به این ترتیب دیروز پرونده به شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری استان تهران برگردانده شد تا از جنبه عمومی جرم تحت رسیدگی قرار بگیرد. طبق ماده ۶۱۲ قانون مجازات «فرید» به ۳ تا ۱۰ سال زندان با احتساب روزهای بازداشت محکوم خواهد شد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


