خسرويوفا:جامعه ورزش از همه محيطها سالمتر است
محمود خسروي وفا معتقد است كه اكنون جامعهي ورزش، يكي از سالمترين بخشهاي جامعهي ايران است.
به گزارش ايسنا، محمود خسرويوفا در دوران جواني در رشتههاي مختلف ورزشي در ردههاي حرفهاي و نيمه حرفهاي فعاليت ميكرده و از سال 1359 مسووليت فدراسيون جانبازان و معلولان ايران را برعهده دارد. او سالهاست كه به همراه رياست بر كميتهي ملي پارالمپيك، در هيات اجرايي كميتهي ملي المپيك هم عضو است.
خسرويوفا عضو دورهي پيشين شوراي شهر تهران بوده و از جمله مديران ورزش ايران است كه در بين جامعهي ورزش به حسن اخلاق و رفتار مشهور است.
متن كامل نشست خسرويوفا با خبرنگار ورزشي ايسنا، در رابطه با موضوع "آسيبشناسي فرهنگي، اخلاقي و تربيتي جامعهي ورزش" در ادامه ميآيد:
* بايد ريشههاي ايجاد آسيب را شناخت
چرا ما وقتي صحبت از بيفرهنگي در ورزش ميكنيم، سراغ ورزشكار ميرويم؟ چرا نرويم سراغ رسانهها؟ چرا نرويم سراغ جاهايي كه در ايجاد آسيبها تاثيرگذارند؟ چرا جاهايي كه باعث ايجاد اين آسيبها در جامعه ميشوند را بررسي نميكنيم؟
به عقيدهي من ابتدا بايد زمينههاي ايجاد اين آسيبها را در جامعه به صورت جز به جز بررسي كنيم و در نهايت سراغ جامعهي ورزش بياييم.
من به طور كلي با اينكه آسيب شناسي (فرهنگي) را از ورزش شروع كنيم، مخالفم. بايد درمورد آسيبهاي اجتماعي، مسايل را به صورت عمقيتر بررسي كنيم. به عقيدهي من ورزش يك پديدهي اجتماعي است كه براي همه قابل رويت است. چرا كه با پوشش رسانهها، ورزش را ميتوان به عنوان يك ويترين بزرگ قلمداد كرد. ورزش از جمله پديدههايي است كه همهي ابعاد آن براي همهي جامعه قابل رويت است. در نتيجه عيبهايي كه در ورزش وجود دارد چه كوچك چه بزرگ، جلوه پيدا ميكنند. اما، مشكل اينجاست كه يادمان ميرود كه چه عواملي باعث شده اين عوامل در جامعه به وجود بيايد. اگر ما مشكلي در ورزش داريم، علت بروز اين مشكل چيست؟ بايد ديد آسيب را چه چيزي ايجاد كرده است.
به نظر من همهي سازمانهاي بزرگ و كوچك كه در زمينهي فرهنگ مسووليت دارند، بايد زاوياي مختلف آسيبهايي كه به طور كلي مردم را تهديد ميكنند را شناسايي كرده و با عوامل اصليشان برخورد كرده و يا حداقل آنها را اصلاح كنند. اگر با آن عوامل برخورد شود و يا اصلاح به وجود آيد، ناخودآگاه آسيبهاي كمتري متوجه بخشهاي مختلف از جمله ورزش ميشود.
* در مقولهي فرهنگ متولي نداريم
يكي از مشكلات ما در ايران اين است كه كسي را نداريم كه خودش را متولي اصلي و يا حتي متولي فرعي فرهنگسازي مردم بداند. همهي بخشهايي كه در موضوع فرهنگ خودشان را دخيل ميدانند، تنها به اين اكتفا ميكنند كه در زمانهاي مختلف كه اتفاقي ميافتد، چند سوال در جامعه ايجاد كنند كه چرا رفتار فلان مربي اين چنين بود؟ چرا رفتار فلان ورزشكار به گونهاي ديگر بود؟ و يا اينكه چرا رفتار مدير فلان باشگاه اين طور بود؟ در حالي كه از خود نميپرسند آيا ما آموزشهاي لازم را به مربيان، ورزشكاران و مديران دادهايم؟ آيا قراردادهاي جدي در زمينهي مسايل اخلاقي نوشته شده است؟ يا كسي هست كه دغدغهي مسايل فرهنگي را داشته باشد و در جهت پيشگيري حركت كند و پيش از اينكه موضوعي را به صورت عمومي مطرح كنند، نظرات مختلف را جمع كنند؟
* ورزشيها سالمترينها هستند
متاسفانه ما هميشه فكر ميكنيم كه اعضاي جامعه ورزش و ورزشكاران آدمهايي هستند كه عيبهاي زيادي دارند؛ اما، اين به همان دليل است كه مقولهي ورزش در معرض ديد همهي جامعه است و عيبشان بيشتر نشان داده ميشود. با اين حال من به جرات ميگويم اكنون ورزش يكي از جوامع سالم كشور است كه با پشتيباني نسل جوان، با انرژي، با انگيزه و با استعداد خود در عين حال كه در معرض خطرهاي متعدد قرار داشته، خود را كمتر آلوده كرده است. من اعتقاد دارم نسل جوان ورزش ايران، يكي از سالمترين نسلهاي جوان و با انرژي در دنياست.
* بايد رعايت اخلاق از مفاد قرارداد بازيكنان باشد
شما بايد به اين نكته توجه كنيد كه ورزشكاري كه به سطح ملي ميرسد، به علت شهرت و پول، ناخودآگاه در معرض آسيبهاي مختلفي از لحاظ فرهنگي قرار ميگيرد. اين مساله نسبت به ساير جوانان در ساير بخشهاي جامعه بيشتر است. حال اگر ما به همين ورزشكار آموزش خوب بدهيم و در قراردادهايي كه در باشگاهها بسته ميشود، به موضوع فرهنگ و اخلاق و رفتار اعتقاد داشته باشيم و حتي حسن انجام مسايل اخلاقي و رفتاري را در متن قرارداد از آنها خواسته باشيم و تنها به دنبال نتيجهي فني نباشيم، شاهد خواهيم بود كه آسيبهاي آنها كمتر خواهد بود.
براي اين مساله نمونهاي ميآوريم. به عنوان نمونه يكي از قهرمانان فوتبال ما كه در يكي از ليگهاي خارجي بازي ميكرد، عنوان كرده كه در قرارداد باشگاهش چه مواردي ذكر شده بود. مسوولان آن باشگاه خارجي براي يك بازيكن فوتبال همهي امكانات رفاهي را بنا بر سليقهي ورزشكار، فراهم ميكردند؛ اما، در قرارداد براي آن ورزشكار ذكر ميكنند كه اگر ورزشكار در مكانهايي حاضر شود كه مسايل غير اخلاقي در آن مكانها رواج دارد و يا اگر رفتاري در جامعه از او سر بزند كه اين رفتار مناسب نباشد، بدون پيش شرط او از باشگاه اخراج خواهد شد. اين در حالي است كه آن باشگاه در يك كشور اروپايي قرار دارد كه حتي به موازين اسلامي هم اعتقادي ندارد. متاسفانه ما كه براساس همين موازين در ايران فعاليت ميكنيم، چنين مواردي را در قراردادهاي بازيكنانمان نميگنجانيم.
* يادمان رفته كه دروغ و ريا ننگ است
ما بايد جايگاه ورزش قهرماني را براي قهرمانان ورزشيمان خوب تعريف كنيم و بگوييم كه يك قهرمان از لحاظ ظاهري، اخلاقي و رفتاري بايد چه شرايطي را داشته باشد كه شايستهي الگو شدن باشد. ما نبايد تنها به دنبال نتيجهگرايي باشيم. اين مساله آسيبهاي زيادي را براي ما به همراه داشته و خواهد داشت.
اكنون اخلاق چيزي است كه در دنيا برايش اهميت زيادي قائلاند. در كميتهي بينالمللي المپيك يك كميسيوني به نام اخلاق وجود دارد كه اين كميسيون زيرنظر رييس كميتهي بينالمللي المپيك كار ميكند و در بعد كلان با دروغ گفتن، رشوه گرفتن و مواردي از اين دست مقابله ميكند. موضوع دوپينگ هم زير مجموعهي همين كميسيون است و اگر هر كدام از اعضاي جامعهي ورزش اعم از ورزشكار، مربي و يا داور با اين مشكلات مواجه شوند، به طور حتم جريمههاي سنگيني براي آنها قرار ميدهند.
اين در حالي است كه آن براي خارجيهاست. در عوض ما در كشوري زندگي ميكنيم با فرهنگي چندين هزار ساله كه در آن دروغ و ريا يك ننگ بوده و ميهن پرستي و خداپرستي و دفاع از مظلوم سرلوحهي كار عياران قديمي بوده و با آمدن دين اسلام اين مسئله رواج بيشتري پيدا كرده است. در ادامه اين روند هم با وقوع انقلاب اسلامي به عنوان اوج نمايش اسلام در طول 1400 اخير در ايران، ما بايد شرايط بهتري از لحاظ فرهنگي داشته باشيم. پس در اين شرايط قابل بخشش نيست كه در رفتار مديران و اساتيد فن و به طور كلي در همهي بخشهاي جامعه ورزش و در مرحلهي آخر ورزشكار، دروغ، چاپلوسي، ريا و نتيجهگرايي رواج داشته باشد.
* بايد اهتزاز پرچم افتخارمان باشد
بايد به ورزشكاران مليمان آموزش دهيم كه پرچم سه رنگ ايران و البته پرچم هر كشوري براي آن كشور مورد احترام است. همهي ورزشكاران ما بايد بدانند كه پرچم ما با زحمتهاي زيادي نقش الله اكبر را در ميان خود جاي داده است. كشور ايران در طول تاريخ هميشه در جنگهاي مختلف و حملههاي ظالمانه بخشي از خاك خودش را از دست داده و روز به روز از امپراتوري بزرگ ايران كاسته شده است. اما، ما در دفاع مقدسمان يك وجب خاكمان را نداديم. اين هم نتيجهي تلاش قهرماناني بود كه يكي از آنها با نسلي از قهرمانان ورزشيمان برابري ميكند. ما بايد به اهتزار درآوردن پرچم جمهوري اسلامي را به عنوان يك افتخار ملي و مذهبي و يك موهبت بزرگ براي خود داشته باشيم. جوايز مادي در اين ميان نبايد رنگ و بويي داشته باشد، چون ارزش اصلي تلاش براي پرچم است. البته اين معنايش آن نيست كه به قهرمانان جوايز پرداخت نشود؛ اما، ما بايد به قهرمانانمان ياد بدهيم كه هدف نبايد جايزه باشد. هدف اهتزار پرچم ايران است.
* مهمترين علل آسيبها در ورزش
حال در ادامه به چند مورد از مهمترين علتهاي وجود اين آسيبها در جامعهي ورزش اشاره ميكنم.
نبود دستگاه نظارتي- مهمترين آسيب كنوني در ورزش، نبود نگاه نظارتي جدي در ورزش ايران است. اين دستگاه نظارتي يك دستگاهي نيست كه عيبها را پيدا كند، بلكه عكس اين موضوع است. اين دستگاه بايد شاخصههايي براي اصلاح از طريق بخشهاي مربوطه در كشور را ايجاد كرده و اجرا كند.
تزريق بيرويه پول- دومين مشكل، تزريق پولهاي بيرويه و رقمهاي كلان و قراردادهاي باور نكردني در ورزش است. اين مسئله زماني نمايان ميشود كه ميبينيم يك جوان از خرده فرهنگي كوچكتر وارد جامعهاي بزرگتر شده و با مشكلات (فرهنكي و اخلاقي) زيادي مواجه ميشود. شايد مبلغ قرارداد يك فصل او برابر يك عمر حقوق يك كارمند باشد. طبيعي است اگر براي آن ورزشكار تعريف درستي از اخلاق و رفتار نداشته باشيم و در قراردادهاي مكتوب به اين مساله تاكيد نكنيم، اين پول كلان باعث ميشود كه هر كسي به مخاطره بيفتد.
تفوق نتيجهگرايي- سوم اينكه ما در ورزش هميشه به نوك مخروط كه بخش قهرماني است، توجه كردهايم. كسي به انتهاي اين مخروط كه ورزش همگاني، آموزش و پرورش و آموزش عالي و باشگاهها هستند، توجه ندارد. بنابراين حتي براي مديران دولتي ما كه پولهاي سنگيني را هزينه ميكنند، نتيجه برايشان اصل ميشود و از اين آسيبهاي (فرهنگي و اخلاقي) غافل ميشوند. به عقيدهي من در برخي مشكلات فرهنگي ورزشكاران، ورزشكار مقصر نيست. مديريت نامناسب و پول بيحد و مرز است كه از خزانهي بيتالمال به آنها داده ميشود.
وجود رسانههاي غير حرفهاي و غير مسئول- نكتهي ديگر رسانهها هستند. اگر رسانهها به وظايف اصليشان بپردازند، ميتوانيم بگوييم كه اكثريت آسيبها را پيشگيري و يا حداقل گوشزد ميكنند. توليد اخبار تنشزا و خبرهايي كه ميتواند آسيبرسان باشد، نااميد كننده است. رسانههاي سالم ميتوانند در پيشگيري از آسيبها با نقدهاي منصفانه و كنكاشهاي مناسب، ركن اصلي باشند. اگر آنها قهرمانان و مديران ورزش را بزرگتر از آن چيزي هستند كه جلوه ندهند و در سطح خودشان باقي نگاه دارند، يك ورزشكار و يك مدير را در سطح ملي بيجهت بزرگ نكرده و مطرح نكنند جامعهي ورزش آسيب كمتري ميبيند.
به عقيدهي من بايد نظارت بيشتري بر عملكرد رسانهها باشد و يك واحد نظارتي صنفي قوي از شرافت شغلي رسانهها حمايت كند تا آنها بتوانند مسيرهاي صحيح را براي مديران، مربيان، ورزشكاران و تماشاگران ايجاد كرده و الگوهاي خوبي را براي نسل جديد ايجاد كنند. اگرخلاف اين موضوع عمل شود آسيبهاي ورزش بيشتر از اين خواهد بود.
* بايد عرق ملي را تقويت كنيم
در نهايت اينكه ما بايد عرق ملي را در فرزندانمان بيشتر تقويت كنيم. ارزش پرچم، ارزش كشور و ارزش فرهنگ و اخلاق موضوعي است كه از خانه توسط پدر و مادر شروع ميشود. بعد نوبت به آموزش و پرورش ميرسد كه اين مسايل را با روشهاي درست به فرزندان آموزش دهند. ما بايد براي فرزندانمان الگوهاي مناسب معنوي، غير مادي و فرهنگي را ايجاد كنيم. ما بايد در خانوادهها به دنبال اخلاق باشيم تا جامعهاي سالم را ايحاد كنيم.
در محيطهاي ورزشي هم مربيان ما بايد به ورزشكارانشان بياموزند كه پيش از مسايل فني، توجه به مسايل معنوي و اعتقادي از جمله ادب، راستگويي، نظم، صداقت، دوري از چاپلوسي و بدگويي از جمله ملاكهاي اصلي يك ورزشكار است كه بايد همهي آنها رعايت كنند. در اين صورت است كه ميتوانيم انتظار يك جامعهي سالم را داشته باشيم.



