تلاش هاي مجلس براي حل بحران غزه؛
گامهاي جدي داخلي و خارجي براي زمينگير کردن اسرائيل
در اين اجلاس به طور جد سه هدف را پيگيري خواهيم کرد: 1ـ اعلام آتشبس و تن دادن رژيم صهيونيستي به آتشبس 2ـ باز شدن راه های منتهي به غزه و ايجاد امکان براي کمکرساني 3ـ عقبنشيني رژيم صهيونيستي از مناطق اشغال شده در حملات اخير.
کد خبر: ۳۲۲۹۱
| | 10932 بازدید
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس، سفر اخير هيأت پارلماني ايران به سه كشور سوريه، اردن و فلسطين را در راستاي مصوبات پيشين مجالس آسياسي دانست و گفت: در اجلاس اندونزي براي موضوع محاصره غزه ـ پيش از آغاز حمله رژيم صهيونيستي ـ از سوي ايران پيشنهاد شد و تروئيكايي متشكل از اندونزي به عنوان رئيس كنوني اتحاديه مجالس آسيايي، ايران به عنوان رئيس سابق و سوريه به عنوان رئيس آينده، تشكيل شده و به رايزني جدي براي حل مسأله بپردازد.
دكتر مهدي سنايي در گفتوگو با «تابناك» افزود: در همين باره، مقرر شده بود سفري به مصر صورت پذيرد كه با مخالفت مصر همراه شد. در واقع از همان هنگام، يعني چند هفتهاي پيش از حمله رژيم صهيونيستي، احساس ميشد كه مصريها خودشان هم خواهان حل شدن مسأله غزه نيستند و در حال همكاري با رژيم صهيونيستي در برابر جنبش حماس و مقاومت فلسطين هستند.
استاد روابط بينالملل دانشگاه تهران درباره وجه تمايز اين رويداد با ديگر رويدادهاي ديپلماتيك درباره غزه بيان داشت: ورود كشورهاي غير عربي مانند ايران و اندونزي در يك چهارچوب رسمي ديپلماتيك، مسأله بسيار مهمي به شمار ميرود. با توجه به جمعيت دویست ميليوني اندونزي و هفتاد ميليوني ايران، نمود و اثرگذاري افكار عمومي را بيشتر نمايان ساخت.
دكتر مهدي سنايي در گفتوگو با «تابناك» افزود: در همين باره، مقرر شده بود سفري به مصر صورت پذيرد كه با مخالفت مصر همراه شد. در واقع از همان هنگام، يعني چند هفتهاي پيش از حمله رژيم صهيونيستي، احساس ميشد كه مصريها خودشان هم خواهان حل شدن مسأله غزه نيستند و در حال همكاري با رژيم صهيونيستي در برابر جنبش حماس و مقاومت فلسطين هستند.استاد روابط بينالملل دانشگاه تهران درباره وجه تمايز اين رويداد با ديگر رويدادهاي ديپلماتيك درباره غزه بيان داشت: ورود كشورهاي غير عربي مانند ايران و اندونزي در يك چهارچوب رسمي ديپلماتيك، مسأله بسيار مهمي به شمار ميرود. با توجه به جمعيت دویست ميليوني اندونزي و هفتاد ميليوني ايران، نمود و اثرگذاري افكار عمومي را بيشتر نمايان ساخت.
نكته ديگر آنكه مجالس به دليل نزديكي بيشترشان به نهادهاي غيردولتي و مردمي، امكان انسجامآفريني بيشتري بين مردم داشته و به طور عملي ديپلماسي مردمي و جريانهاي نماينده افكار عمومي به طور رسمي وارد عرصه ديپلماسي فشار به رژيم صهيونيستي ميشود.
نكته آخر در اين باره اين كه آمريكا و رژيم صهيونيستي به شدت در پي آن است تا جنبش مقاومت و به طور خاص حماس را گروهي تروريستي جلوه دهند؛ بنابراين، هنگامي كه اين تروئيكا به موازات ديدار با كشورهاي مهم درباره مسأله فلسطين، با رؤساي مقاومت هم به طور رسمي ديدار مي كند، درواقع تقويت مشروع حماس است.
رئيس گروه دوستي پارلماني ايران و سوريه كه در سفر اخير رئيس مجلس به كشورهاي همسايه فلسطين وي را همراهي ميكرد، شرايط رژيم صهيونيستي در حمله به غزه را اينگونه تحليل نمود: «در بحث حمله به غزه دو مسأله مهم هست؛ يكي در سطح كلان، يعني رويارويي با جريان مقاومت كه اين حمله در عمل به سود مقاومت رقم خورد، زيرا اسباب خودآگاهي مسلمانان و تقويت همبستگي آنان را با مقاومت بيشتر ميكند و چهره واقعي رژيم صهيونيستي را بيشتر نمايان ساخته است.
ضمن آنکه هيمنه اسرائيل شکسته شد، زيرا اسرائيلي که در شش روز توانسته بود کل جبهه عرب را با شکست روبهرو کند، اکنون پس از شکست در جنگ 33 روزه با حزبالله، بيش از دو هفته است که نتوانسته از پس نيروي غيرحرفهاي و مردمي حماس در کرانه باختري برآيد.»
دکتر سنايي در ادامه افزود: رژيم صهيونيستي از حمله به غزه يک هدف حداکثري داشت و يک هدف حداقلي. هدف حداکثري آنان، محو کامل جريان مقاومت و برچيدن حماس در غزه و حتي سرنگوني حکومت خودگردان بود، اما هدف حداقلي رژيم صهيونيستي انعقاد آتشبس با شرايط دلخواه خودش است.
اين عضو هيأت علمي دانشگاه افزود: از نظر من، رژيم صهيونيستي چه در نگاه افکار عمومي و چه از نگاه علمي و استراتژيک در مسأله حمله به غزه شکست خورده است، زيرا نه تنها به هيچ هدف مشخصي دست نيافته، بلکه با اين اقدام خويش باعث تقويت اصليترين دشمنش در فلسطين يعني حماس شده است. شايد به همين دليل است که رژيم صهيونيستي اکنون ديگر به مقرهاي شخصي حمله نميکند، بلکه ميکوشد با حمله به مناطق پرجمعيت، نوعي ايجاد شکاف ميان مردم و حماس کند و اين در يک نگاه علمي، نشان از درمانده شدن عامل تهاجم در يک نبرد است.
درواقع رژيم صهيونيستي حتي در حمله زميني به غزه هم به مناطق پرجمعيت وارد نشده، زيرا از شکست عريان توسط نيروهاي مردمي و مقاومت ترس دارد و صرفا در مناطق خالي از سکنه مستقر شده است. پس با اين سلسله شکستها، به خوبي ميتوان دريافت که حتي توان نظامي اين رژيم هم که در گذشته مهمترين عامل ترس و واهمه اعراب از رژيم صهيونيستي بوده، ديگر آن جايگاه را در اذهان اعراب و فلسطينيان ندارد.
رئيس گروه دوستي پارلماني ايران و سوريه كه در سفر اخير رئيس مجلس به كشورهاي همسايه فلسطين وي را همراهي ميكرد، شرايط رژيم صهيونيستي در حمله به غزه را اينگونه تحليل نمود: «در بحث حمله به غزه دو مسأله مهم هست؛ يكي در سطح كلان، يعني رويارويي با جريان مقاومت كه اين حمله در عمل به سود مقاومت رقم خورد، زيرا اسباب خودآگاهي مسلمانان و تقويت همبستگي آنان را با مقاومت بيشتر ميكند و چهره واقعي رژيم صهيونيستي را بيشتر نمايان ساخته است.
ضمن آنکه هيمنه اسرائيل شکسته شد، زيرا اسرائيلي که در شش روز توانسته بود کل جبهه عرب را با شکست روبهرو کند، اکنون پس از شکست در جنگ 33 روزه با حزبالله، بيش از دو هفته است که نتوانسته از پس نيروي غيرحرفهاي و مردمي حماس در کرانه باختري برآيد.»
دکتر سنايي در ادامه افزود: رژيم صهيونيستي از حمله به غزه يک هدف حداکثري داشت و يک هدف حداقلي. هدف حداکثري آنان، محو کامل جريان مقاومت و برچيدن حماس در غزه و حتي سرنگوني حکومت خودگردان بود، اما هدف حداقلي رژيم صهيونيستي انعقاد آتشبس با شرايط دلخواه خودش است.
اين عضو هيأت علمي دانشگاه افزود: از نظر من، رژيم صهيونيستي چه در نگاه افکار عمومي و چه از نگاه علمي و استراتژيک در مسأله حمله به غزه شکست خورده است، زيرا نه تنها به هيچ هدف مشخصي دست نيافته، بلکه با اين اقدام خويش باعث تقويت اصليترين دشمنش در فلسطين يعني حماس شده است. شايد به همين دليل است که رژيم صهيونيستي اکنون ديگر به مقرهاي شخصي حمله نميکند، بلکه ميکوشد با حمله به مناطق پرجمعيت، نوعي ايجاد شکاف ميان مردم و حماس کند و اين در يک نگاه علمي، نشان از درمانده شدن عامل تهاجم در يک نبرد است.
درواقع رژيم صهيونيستي حتي در حمله زميني به غزه هم به مناطق پرجمعيت وارد نشده، زيرا از شکست عريان توسط نيروهاي مردمي و مقاومت ترس دارد و صرفا در مناطق خالي از سکنه مستقر شده است. پس با اين سلسله شکستها، به خوبي ميتوان دريافت که حتي توان نظامي اين رژيم هم که در گذشته مهمترين عامل ترس و واهمه اعراب از رژيم صهيونيستي بوده، ديگر آن جايگاه را در اذهان اعراب و فلسطينيان ندارد.
اما از آن سو، افکار عمومي دنيا در حال توجه به مسأله فلسطين و همراهي با جنبش مقاومت و مردم غزه است که اين مسأله در درازمدت، اوضاع را براي صهيونيستها سخت ميکند.
وي در ادامه افزود: نمونهاي از تأثير افکار عمومي را ميتوان در رأي ممتنع و نه مخالف آمريکا با قطعنامه اخير عليه رژيم صهيونيستي ديد؛ بنابراين، به نظر من براي فعالترسازي و افزايش فشار افکار عمومي، بايد از ساختارهاي فرعي نظام بينالملل مانند اتحاديهها، مجامع و نهضتهاي جهاني مانند جنبش عدم تعهد، سازمان کنفرانس اسلامي و... استفاده بيشتري کرد.
دکتر سنايي، مهمترين نتايج اين سفر را اينگونه برشمردند: به نظر من مهمترين دستاورد اين سفر عبارتند از شکست فضاي رسانهاي در منطقه و سکوتي که در عرصههاي حکومتي و رسمي صورت ميگيرد، ورود کشورهاي غيرعربي به مسأله فلسطين، تقويت مشروعيت بينالمللي حماس و زمينهسازي براي تداوم يافتن اين حرکت و حرکتهاي مشابه در سطوح گوناگون.
دکتر کاظم جلالي، مخبر کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس نیز گفت: تاکنون سيزده رئيس مجلس، شش نايب رئيس و 24 هيأت براي شرکت در اجلاس کميته اجرايي بينالمجالس اسلامی ـ که چهارشنبه هفته جاری در ترکیه برگزار می شود ـ اعلام آمادگي کردهاند که با توجه به سه روز باقي مانده تا برگزاري اجلاس، اميد ميرود به اين تعداد افزوده شود.
وي در ادامه افزود: نمونهاي از تأثير افکار عمومي را ميتوان در رأي ممتنع و نه مخالف آمريکا با قطعنامه اخير عليه رژيم صهيونيستي ديد؛ بنابراين، به نظر من براي فعالترسازي و افزايش فشار افکار عمومي، بايد از ساختارهاي فرعي نظام بينالملل مانند اتحاديهها، مجامع و نهضتهاي جهاني مانند جنبش عدم تعهد، سازمان کنفرانس اسلامي و... استفاده بيشتري کرد.
دکتر سنايي، مهمترين نتايج اين سفر را اينگونه برشمردند: به نظر من مهمترين دستاورد اين سفر عبارتند از شکست فضاي رسانهاي در منطقه و سکوتي که در عرصههاي حکومتي و رسمي صورت ميگيرد، ورود کشورهاي غيرعربي به مسأله فلسطين، تقويت مشروعيت بينالمللي حماس و زمينهسازي براي تداوم يافتن اين حرکت و حرکتهاي مشابه در سطوح گوناگون.
دکتر کاظم جلالي، مخبر کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس نیز گفت: تاکنون سيزده رئيس مجلس، شش نايب رئيس و 24 هيأت براي شرکت در اجلاس کميته اجرايي بينالمجالس اسلامی ـ که چهارشنبه هفته جاری در ترکیه برگزار می شود ـ اعلام آمادگي کردهاند که با توجه به سه روز باقي مانده تا برگزاري اجلاس، اميد ميرود به اين تعداد افزوده شود.جلالي در گفتوگو با «تابناك» افزود: هرچند کميته اجرايي بينالمجالس اسلامي متشکل از 9 عضو ـ کشور ـ است، اما ما اجلاس اخير را به دليل حساسيت مسأله غزه به صورت باز برگزار کرديم که با استقبال درخور توجه کشورهاي اسلامي همراه شده است.
وي مهمترين اهداف برگزاري اين اجلاس را اينگونه برشمردند: ما اهدافمان را در دو بخش تعريف کردهايم؛ يکي مديريت بحران کنوني و ديگري اقدامات پس از بحران. در بخش نخست، در اين اجلاس به طور جد سه هدف را پيگيري خواهيم کرد: 1ـ اعلام آتشبس و تن دادن رژيم صهيونيستي به آتشبس 2ـ باز شدن معابر منتهي به غزه و ايجاد امکان براي کمکرساني 3ـ عقبنشيني رژيم صهيونيستي از مناطق اشغالشده در حملات اخير، اما با توجه به ميزان تخريبهاي صورتگرفته و از بين رفتن تأسيسات زيربنايي در حملات اخير صهيونيستها موضوع مهم ديگر که به پس از حل بحران برميگردد. بازسازي غزه و تصميمگيري درباره مشارکت فعال کشورهاي اسلامي در اين امر است.
نماينده مردم شاهرود در مجلس شوراي اسلامي درباره ارزيابي چگونگي فعاليتهاي ديپلماتيک صورت گرفته در موضوع غزه از سوي کشورهاي منطقه و به ويژه اسلامي افزود: به نظر من هرچند اتحاديه بينالمجالس آسيايي و اسلامي قدمت کمتري از سازمان کنفرانس اسلامي دارند، اما در بحران اخير، بسيار فعالتر ظاهر شده و نقشآفريني کردهاند که اين موضوع را ميتوان ناشي از نزديکتر بودن ساختار مجالس به فضاي عمومي و جريانهاي مردمي دانست. درواقع دولتها در چهارچوب ملاحظات خود به نوعي اسير شدهاند؛ بنابراين، بايد اذعان کنيم که در بحران اخير، مجالس از دولتها جلوتر بودهاند.
جلالي که به همراه رئيس مجلس در مذاکرات اخير تروئيکاي بينالمجالس آسيايي در کشورهاي اردن، لبنان و سوريه هم حضور داشت، مهمترين دستاوردهاي اين نشست را اينگونه برشمرد: نخست اينکه بيانيهاي از سوي سه کشور عضو تروئيکا امضا شد که بسيار واقعگرايانه و عملياتي بود؛ بنابراين، به همين دليل هم به شدت مورد استقبال کشورهاي طرف مذاکره قرار گرفت. درواقع اين بيانيه محورهاي اصلي که ميتوانست منجر به پايان اوضاع کنوني شود را بيان داشته بود.
مسأله ديگر، حضور سه رئيس مجلس به نمايندگي از پارلمانهاي آسيايي در چند کشور تأثيرگذار بر مسائل منطقه پيرامون فلسطين در نوع خود داراي اهميت ويژهاي است که ميتواند بر افکار عمومي اثرگذار باشد. نکته سوم، ديدار هر سه رئيس مجلس با سيدحسن نصرالله، رهبر حزبالله لبنان بود که به نوعي مشروعيتبخشي بيشتر به جريان مقاومت در منطقه به شمار ميرود.
اين استاد دانشگاه در پايان گفت: برداشت من از ديداري که با سران حماس داشتيم، اين بود که جريان مقاومت و به ويژه حماس از روحيه بسيار بالايي برخوردار است و تنها نگراني آنها، کشتار بيرحمانه مردم غزه توسط رژيم صهيونيستي است و اين موضوع کاملا مشهود بود که حمله رژيم صهيونيستي مقاومت را مصممتر و باروحيهتر کرده است.
وي مهمترين اهداف برگزاري اين اجلاس را اينگونه برشمردند: ما اهدافمان را در دو بخش تعريف کردهايم؛ يکي مديريت بحران کنوني و ديگري اقدامات پس از بحران. در بخش نخست، در اين اجلاس به طور جد سه هدف را پيگيري خواهيم کرد: 1ـ اعلام آتشبس و تن دادن رژيم صهيونيستي به آتشبس 2ـ باز شدن معابر منتهي به غزه و ايجاد امکان براي کمکرساني 3ـ عقبنشيني رژيم صهيونيستي از مناطق اشغالشده در حملات اخير، اما با توجه به ميزان تخريبهاي صورتگرفته و از بين رفتن تأسيسات زيربنايي در حملات اخير صهيونيستها موضوع مهم ديگر که به پس از حل بحران برميگردد. بازسازي غزه و تصميمگيري درباره مشارکت فعال کشورهاي اسلامي در اين امر است.
نماينده مردم شاهرود در مجلس شوراي اسلامي درباره ارزيابي چگونگي فعاليتهاي ديپلماتيک صورت گرفته در موضوع غزه از سوي کشورهاي منطقه و به ويژه اسلامي افزود: به نظر من هرچند اتحاديه بينالمجالس آسيايي و اسلامي قدمت کمتري از سازمان کنفرانس اسلامي دارند، اما در بحران اخير، بسيار فعالتر ظاهر شده و نقشآفريني کردهاند که اين موضوع را ميتوان ناشي از نزديکتر بودن ساختار مجالس به فضاي عمومي و جريانهاي مردمي دانست. درواقع دولتها در چهارچوب ملاحظات خود به نوعي اسير شدهاند؛ بنابراين، بايد اذعان کنيم که در بحران اخير، مجالس از دولتها جلوتر بودهاند.
جلالي که به همراه رئيس مجلس در مذاکرات اخير تروئيکاي بينالمجالس آسيايي در کشورهاي اردن، لبنان و سوريه هم حضور داشت، مهمترين دستاوردهاي اين نشست را اينگونه برشمرد: نخست اينکه بيانيهاي از سوي سه کشور عضو تروئيکا امضا شد که بسيار واقعگرايانه و عملياتي بود؛ بنابراين، به همين دليل هم به شدت مورد استقبال کشورهاي طرف مذاکره قرار گرفت. درواقع اين بيانيه محورهاي اصلي که ميتوانست منجر به پايان اوضاع کنوني شود را بيان داشته بود.
مسأله ديگر، حضور سه رئيس مجلس به نمايندگي از پارلمانهاي آسيايي در چند کشور تأثيرگذار بر مسائل منطقه پيرامون فلسطين در نوع خود داراي اهميت ويژهاي است که ميتواند بر افکار عمومي اثرگذار باشد. نکته سوم، ديدار هر سه رئيس مجلس با سيدحسن نصرالله، رهبر حزبالله لبنان بود که به نوعي مشروعيتبخشي بيشتر به جريان مقاومت در منطقه به شمار ميرود.
اين استاد دانشگاه در پايان گفت: برداشت من از ديداري که با سران حماس داشتيم، اين بود که جريان مقاومت و به ويژه حماس از روحيه بسيار بالايي برخوردار است و تنها نگراني آنها، کشتار بيرحمانه مردم غزه توسط رژيم صهيونيستي است و اين موضوع کاملا مشهود بود که حمله رژيم صهيونيستي مقاومت را مصممتر و باروحيهتر کرده است.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
1- افزايش صادرات گاز و نفت به اسرائيل خبيث جهت تامين سوخت موردنياز در جنگ و نيز حراست شديد از خطوط انتقال اين منابع.
2- ارائه مجوز استفاده جنگنده هاي اسرائيلي از حريم هوايي صحراي سينا جهت حذف محدوديت پروازي اين هواپيماها. بدون اين مجوز، بمباران گذرگاههاي مرزي با مصر براي اسرائيل سخت مي شد.
3- بستن گذرگاه رفح جهت وارد نمودن فشار حداكثري به مردم مظلوم غزه
4- برخورد با دولت سلحشور حماس از موضع كاملا آمريكايي و اسرائيلي
5- اعلام بي وقفه اين مطلب كه گذرگاه رفح بوسيله حماس بسته نگه داشته شده است. كه موضعي است كاملا دروغ و خائنانه.
6- تلاش مصر براي انتقال بحران از غزه بسمت بحران دروغين بين ايران و اعراب
7- تلاش مصر جهت استفاده از جنايات اسرائيل براي يكسره كردن كار حماس و نيز خود شيريني هرچه تمامتر براي آمريكا و اسرائيل.
در ضمن رسانه ملي و وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران در حاليكه مي توانستند با استفاده از امواج مردمي ايجاد شده در جهان اسلام و غير اسلام و با عريان ساختن موضع و عملكرد حكومت خائن مصر بيشترين فشار را بر اين حكومت صهيونيستي وارد نمايند همچنان در موضع انفعال و از موضع پايين با مصر برخورد مي نمايند. مصر براي دشمني با فلسطين و حاميان مردم مظلوم آن جاي شك باقي نگذاشته است.
مشكل اصلي از دشمن اسرائيلي نيست. مشكل اصلي سرسپردگي افراطي سران مصر و اردن به دامن صهيونيستهاست. محمود عباس كه ديگر جاي خود دارد.
همانطور که میبیند در واقع به نوعی مردم را از پیگیری اخبار مربوط به غزه ترسانده اند. (جلوگیری از آلوده شده رایانه ها به ویروس غزه، همه چیز ظاهرا معقول و جامعه پسند است.) اما چه کسی به فکر افتاد تا به بهانه آلوده شدن به ویروس رایانه ای، مردم را از پیگیری اخبار غزه بترساند؟ اولین مظنون، عوامل وابسته به رژیم صهیونیستی میباشند. این عوامل اول ویروسی را (با شگردی که گفته شد) در اینترنت پخش میکنند، سپس در مطبوعات مردم را از خطر آن آگاه میکنند (میترسانند) و در پایان نتیجه این میشود که مردم کمتری به پیگیری اخبار غزه روی خواهند آورد. به نظر من هکرهای ایران (و دیگر کشورهای مسلمان) با همین روش و روشهای مشابه مردم دنیا را از آلوده شدن کامپیوترهایشان به ویروس اسرائیل بترسانند. تا به این ترتیب مردم کمتری به جستجوی کلمه اسرائیل در اینترنت بپردازند. شاید این مسئله حتی در ابعاد بزرگ بتوند صنعت توریسم و هتلداری (و شاید صنایع دیگر) آن سرزمین را تحت تاثیر قرار بدهد.
به هر حال، این هم یک اقدام هر چند کوچک برای تضعیف آن رژیم سرطانی است.
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟






