در آستانه داغ شدن دوباره «دریاچه ارومیه»؛
امسال بهتر است مسئولان سکوت کرده و وعده ندهند
در شرایط که بحران خشک شدن دریاچه ارومیه بیش از هر زمانی شدت گرفته و تدبیر درباره آن به مجلس و دولت تحمیل شده، متاسفانه گاه از این ور بام افتادهایم و گاه از سو تا یکی بگوید "چه اشکالی دارد دریاچه ارومیه خشک شود" و دیگری بخواهد برای جبران مافات، آب رود ارس و حتی دریای خزر(!) را به آن سرازیر کند!
کد خبر: ۳۲۲۵۱۸
| | 4371 بازدید
هر چقدر هماین روزها باران رحمت الهی ببارد، همه نیک میدانیم که باز هم فصل گرم دیگری از راه رسیده و خشکسالی دامن گیر کار خودش را خواهد کرد؛ باز کم آبی مضر برای کشاورزی و باز بحرانهایی مانند داستان چند ساله خشک شدن امثال دیاچه ارومیه!
مقایسه آمارهای ثبت شده از میزان آب دومین دریاچه آب شور جهان در سالهای اخیر حکایت از آن دارد که سطح آب این دریاچه در ابتدای پاییز سال گذشته هشت متر کاهش نشان داده و از این حیث اتفاقی رقم خورده که در دوازده هزار سال اخیر بی سابقه بوده است.
شگفت اینجاست که سخن گفتن از سطح کاهش یافته آب دریاچه ارومیه، برخلاف آنچه می نماید، درست شبیه به این است که نیمه پر لیوان را نگریسته باشیم چراکه وقتی بدانیم این میراث گرانبها در پایان تابستان پیش تنها حدود سه متر و نیم تا خشک شدن و تبدیل شدن کامل به شوره زار فاصله داشت، قطعا حق خواهید داد که نیمه خالی لیوان، تهدیداتی از این دست است که ظاهرا تا تکرار و قوت گرفتنشان زمان زیادی باقی نمانده است.
در آستانه فصل گرما، باز مشکلات ناشی از بارش کم بروز خواهد کرد تا به تبع آن هم سطح اب سدهایی که بر رودخانه های منتهی به دریاچه بسته شده اند پایین آمده و مهار تمامی آب ورودی در دستور کار قرار گیرد و هم پمپ های بسته شده بر هزاران چاه مجاز و غیر مجاز حفر شده در اطراف دریاچه شبانه روز از زمین مایع حیات مکیده و آب شور را جایگزین حفره های خالی شده از آب شیرین زمین کنند و این یعنی تلاش با تمام قوا برای تشدید بحرانی که تا حدود زیادی ریشه طبیعی دارد.
طبیعی بودن ماجرا از این رو بیان می شود که چه بپذیریم و چه نه، چند سالی است که خشکسالی بر اقلیم کشورمان چنگ انداخته و به تبع آن، کشور کم آب مان شرایط سخت تری به نسبت همیشه سپری میکند اما اگر از منظر مدیریت بحران به ماجرا بنگریم، خواهیم دید که اقدام در خور توجهی در مقابل این رویداد طبیعی صورت نداده ایم و حتی گام های موثری در تشدید آن برداشته ایم.
امسال بهتر است مسئولان سکوت کرده و وعده ندهند
ماجرا زمانی دردناک تر میشود که بدانیم خشکسالی اقلیم پهناور ایران تا قلب تاریخ قابل رهگیری ست و اصلا همین کم آبی و گاه بی آبی فلسفه ساخت کاریزها و قنات های گسترده در کشورمان را بنیان نهاده و این میراث باستانی را به چنان اوج کمالی رسانده که حتی به دیگر کشورهای مشابه از نظر اقلیمی نیز صادر شده است اما اکنون در شرایط که بحران خشک شدن دریاچه ارومیه بیش از هر زمانی شدت گرفته و تدبیر درباره آن به مجلس و دولت تحمیل شده، متاسفانه گاه از این ور بام افتادهایم و گاه از سو تا یکی بگوید "چه اشکالی دارد دریاچه ارومیه خشک شود" و دیگری بخواهد برای جبران مافات، آب رود ارس و حتی دریای خزر(!) را به آن سرازیر کند!
با چنین افراط و تفریطی، بدیهی به نظر می رسد که هیچ وفاقی ایجاد نشده و طرح رهاسازی آب های جمع شده در پشت سدهای فراوان بسته شده بر شریان های ورودی دریاچه از هزار و یک منظر نامعقول توصیف شده و حتی مسائل امنیتی در ماجرا دخیل شود.
اما همه این سخن ها را که بگذاریم کنار، تازه به یاد خواهیم آورد که تا داغ شدن دوباره بحث خشک شدن دریاچه ارومیه زمان زیادی باقی نمانده و چون تا کنون کاری جز ایده پردازی و ارائه انواع و اقسام شعار درباره آن نداده ایم، لاجرم محکومیم که با شدت گرفتن کاهش سطح آب دریاچه و افزایش شوره زارهای ناشی از آن، باز شنونده انواع وعده های ریز و درشت درباره آن باشیم.
اینجاست که روحیه جو گیر شدن -که متاسفانه در نزد جمعی از ما، ایرانیان (چه مسئول باشیم و چه نه)، به شدت رایج است- به زودی فرصت بروز خواهد یافت و پیرو آن باید منتظر باشیم که تکرار تمامی ایده های مطرح شده از قبل و ارائه راه های اجرایی و غیر قابل اجرای دیگر به شدت باب شده و در سایه سار این سخنان برخی مسئولان به راحتی به خوابشان ادامه دهند.
اکنون اگر تنها همین نکته را مورد توجه قرار دهیم، به مسیری رهنمون خواهیم شد که دست کم مانع از پذیرش وعده های سر خرمن برخی مسئولان خواهد شد چراکه نه تنها هیچ کدام از وعده های پر شمار سالهای گذشته ایشان اجرایی نشده است، بلکه طی روزهای گذشته خبر رسیده که هر چند بارندگی اندکی افزایش داشته اما این آمار هنوز در قیاس دراز مدت، کاهش نشان داده و در نهایت به نظر نمیرسد که کسری 26 میلیارد متر مکعبی دریاچه به این زودی ها، ولو به مقدار اندکی، کاسته شود.
بدین ترتیب شاید بد نباشد از مسئولانی که پیشتر شعارهای رنگارنگی درباره احیای دریاچه ارومیه داده اما با بارشهای زمستانی به خواب رفتهاند، بخواهیم با پایین رفتن سطح آب دریاچهای که رو به زوال مینماید و بیرون زدن زخمهای نمکین آن، به فکر اجرای طرح های مسکوت مانده و حتی ارائه پیشنهادات رنگارنگ و جدید نیافتند!
مقایسه آمارهای ثبت شده از میزان آب دومین دریاچه آب شور جهان در سالهای اخیر حکایت از آن دارد که سطح آب این دریاچه در ابتدای پاییز سال گذشته هشت متر کاهش نشان داده و از این حیث اتفاقی رقم خورده که در دوازده هزار سال اخیر بی سابقه بوده است.
شگفت اینجاست که سخن گفتن از سطح کاهش یافته آب دریاچه ارومیه، برخلاف آنچه می نماید، درست شبیه به این است که نیمه پر لیوان را نگریسته باشیم چراکه وقتی بدانیم این میراث گرانبها در پایان تابستان پیش تنها حدود سه متر و نیم تا خشک شدن و تبدیل شدن کامل به شوره زار فاصله داشت، قطعا حق خواهید داد که نیمه خالی لیوان، تهدیداتی از این دست است که ظاهرا تا تکرار و قوت گرفتنشان زمان زیادی باقی نمانده است.
در آستانه فصل گرما، باز مشکلات ناشی از بارش کم بروز خواهد کرد تا به تبع آن هم سطح اب سدهایی که بر رودخانه های منتهی به دریاچه بسته شده اند پایین آمده و مهار تمامی آب ورودی در دستور کار قرار گیرد و هم پمپ های بسته شده بر هزاران چاه مجاز و غیر مجاز حفر شده در اطراف دریاچه شبانه روز از زمین مایع حیات مکیده و آب شور را جایگزین حفره های خالی شده از آب شیرین زمین کنند و این یعنی تلاش با تمام قوا برای تشدید بحرانی که تا حدود زیادی ریشه طبیعی دارد.
طبیعی بودن ماجرا از این رو بیان می شود که چه بپذیریم و چه نه، چند سالی است که خشکسالی بر اقلیم کشورمان چنگ انداخته و به تبع آن، کشور کم آب مان شرایط سخت تری به نسبت همیشه سپری میکند اما اگر از منظر مدیریت بحران به ماجرا بنگریم، خواهیم دید که اقدام در خور توجهی در مقابل این رویداد طبیعی صورت نداده ایم و حتی گام های موثری در تشدید آن برداشته ایم.
امسال بهتر است مسئولان سکوت کرده و وعده ندهند
ماجرا زمانی دردناک تر میشود که بدانیم خشکسالی اقلیم پهناور ایران تا قلب تاریخ قابل رهگیری ست و اصلا همین کم آبی و گاه بی آبی فلسفه ساخت کاریزها و قنات های گسترده در کشورمان را بنیان نهاده و این میراث باستانی را به چنان اوج کمالی رسانده که حتی به دیگر کشورهای مشابه از نظر اقلیمی نیز صادر شده است اما اکنون در شرایط که بحران خشک شدن دریاچه ارومیه بیش از هر زمانی شدت گرفته و تدبیر درباره آن به مجلس و دولت تحمیل شده، متاسفانه گاه از این ور بام افتادهایم و گاه از سو تا یکی بگوید "چه اشکالی دارد دریاچه ارومیه خشک شود" و دیگری بخواهد برای جبران مافات، آب رود ارس و حتی دریای خزر(!) را به آن سرازیر کند!
با چنین افراط و تفریطی، بدیهی به نظر می رسد که هیچ وفاقی ایجاد نشده و طرح رهاسازی آب های جمع شده در پشت سدهای فراوان بسته شده بر شریان های ورودی دریاچه از هزار و یک منظر نامعقول توصیف شده و حتی مسائل امنیتی در ماجرا دخیل شود.
اما همه این سخن ها را که بگذاریم کنار، تازه به یاد خواهیم آورد که تا داغ شدن دوباره بحث خشک شدن دریاچه ارومیه زمان زیادی باقی نمانده و چون تا کنون کاری جز ایده پردازی و ارائه انواع و اقسام شعار درباره آن نداده ایم، لاجرم محکومیم که با شدت گرفتن کاهش سطح آب دریاچه و افزایش شوره زارهای ناشی از آن، باز شنونده انواع وعده های ریز و درشت درباره آن باشیم.
اینجاست که روحیه جو گیر شدن -که متاسفانه در نزد جمعی از ما، ایرانیان (چه مسئول باشیم و چه نه)، به شدت رایج است- به زودی فرصت بروز خواهد یافت و پیرو آن باید منتظر باشیم که تکرار تمامی ایده های مطرح شده از قبل و ارائه راه های اجرایی و غیر قابل اجرای دیگر به شدت باب شده و در سایه سار این سخنان برخی مسئولان به راحتی به خوابشان ادامه دهند.
اکنون اگر تنها همین نکته را مورد توجه قرار دهیم، به مسیری رهنمون خواهیم شد که دست کم مانع از پذیرش وعده های سر خرمن برخی مسئولان خواهد شد چراکه نه تنها هیچ کدام از وعده های پر شمار سالهای گذشته ایشان اجرایی نشده است، بلکه طی روزهای گذشته خبر رسیده که هر چند بارندگی اندکی افزایش داشته اما این آمار هنوز در قیاس دراز مدت، کاهش نشان داده و در نهایت به نظر نمیرسد که کسری 26 میلیارد متر مکعبی دریاچه به این زودی ها، ولو به مقدار اندکی، کاسته شود.
بدین ترتیب شاید بد نباشد از مسئولانی که پیشتر شعارهای رنگارنگی درباره احیای دریاچه ارومیه داده اما با بارشهای زمستانی به خواب رفتهاند، بخواهیم با پایین رفتن سطح آب دریاچهای که رو به زوال مینماید و بیرون زدن زخمهای نمکین آن، به فکر اجرای طرح های مسکوت مانده و حتی ارائه پیشنهادات رنگارنگ و جدید نیافتند!
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


