ائتلاف سهگانه اصولگرایان رسما از میان رفت
بیرون از قدرت که چنین کنند، بر اریکه قدرت چه میکنند؟
مدتها دور هم جمع شدند، از وحدت گفتند و فریاد واعتصموا سر دادند که ای وای بر اصولگرایی که نتواند حول یک محور جمع شود و در کنار گزینه احسن، کشور را بسازد و هر بار اعلام کردند از میانشان تنها یک تن که بیشترین اقبال را در نظرسنجیها دارد، کاندیدای ریاست جمهوری خواهد بود. حتی از گزینه بیرون از خود گفتند؛ اما دیشب اعلام کردند نه، سه نفرشان میمانند و وعدهها را فراموش کردند! وقتی با قول قرار خودمانی پایبند نیستند، چگونه با قول قرار با مردم پایبند خواهند بود؟!

جنگ قدرت میان کاندیداهای ائتلافی که برخی نامزدهایش به رغم قرار گرفتن در پایان جدول نظرسنجیها، رئیسجمهور را بیرون از دایره خود نمیداند، به بالاترین حد خود رسیده و ائتلافی که قرار بود موجب وحدت اصولگرایان شود، به تنهایی یک سوم کاندیداهای ریاست جمهوری را شامل شده است؛ رخدادی که دورنمای چندان روشنی پیش روی صاحبان رأی نمیگذارد.
به گزارش «تابناک»، پیش از همه نشستند و از لزوم وحدت اصولگرایان سخن گفتند و تأکید کردند که اگر اصلاح طلبان گزینه جدی داشته باشند، باید وحدتی میان اصولگرایان پدید آید و خود را محور وحدت اصولگرایان خواندند. مدتها دور هم جمع شدند، از وحدت گفتند و فریاد واعتصموا سر دادند که ای وای بر اصولگرایی که نتواند حول یک محور جمع شود و در کنار گزینه احسن، کشور را بسازد و هر بار اعلام کردند از میانشان تنها یک تن که بیشترین اقبال را در نظرسنجیها دارد، کاندیدای ریاست جمهوری خواهد بود.
با این حال، طرفداران هر کدام در نهان از کنارهگیری نکردن کاندیداهایشان سخن به میان میآوردند و تأکید میکردند که گزینهشان قصد کنارهگیری ندارد. دقیقاً همین اتفاق هم افتاد و ائتلاف حداد عادل، ولایتی و قالیباف، با سه کاندیدا در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم حاضر شد تا مشخص شود همه سر کار بودند و همه وعده و وعیدها با این امید داده میشده که هر یک از این سه، امیدوار به اقناع طرفین دیگر برای کنارهگیری به نفعش بوده است.
در واقع آن گونه که شواهد نشان میدهد، هر سه کاندیدا با این هدف وارد ائتلاف 2+1 شدند که دو تن دیگر را در معذورات گذارند تا به نفعشان کنارهگیری کنند و وقتی هر سه ناامید شدند، هر سه زیر میز بازی زدند و کاندیدا شدند و نظرسنجی نیز در تعیین نتیجه این قول و قرار تأثیر نداشت.
سپس برای اینکه شکست ائتلاف علنی نشود، حدادعادل و دو تن دیگر در حین نامنویسی چنین گفتند که قرار شده هر سه نامنویسی کنند و پس از مشخص شدن نتایج نظرسنجیها، دو تن به نفع یکی انصراف دهند.

با این حال اندکی که گذشت، اساساً ادبیات این گروه عوض شد و هر سه از ماندن در میدان سخن به میان آوردند. اعضای ستاد مشخص و برنامههای تبلیغاتیشان را قطعی کردند تا مشخص شود از ائتلاف تنها یک نام مانده است.
در چنین فضایی، جنگ قدرت بالا گرفت و آن که سرش بی کلاه مانده، افکار عمومی است که چندین ماه اخبار این ائتلاف ظاهری را پوشش داده و باعث شده، سبد رأی این کاندیداها از سوی بخشی از افکار عمومی جدی گرفته شود؛ هرچند نظرسنجیها به خوبی نشان میدهد، اگر دو تن از این سه مدعی انصراف میدادند، شانس ریاست جمهوریشان تا چه میزان افزایش مییافت.
از این سیاسیکاریهای دون از شأن اصولگرایی که بگذریم، تنها دو پرسش اساسی و کوتاه قابل طرح است؛ نخست این که این رجال که بیرون از قدرت با هم پیمانانشان چنین میکنند و به عهدی که با هم بسته اند وفادار نمیمانند، بر فرض که فردا بر اریکه قدرت تکیه زدند؛ چه تضمینی است که به عهدشان با مردم وفادار بمانند و آنجا که منافعشان اقتضا کرد، مصالح فردی را بر مصالح یک ملت مقدم نشمارند و چنان نکنند که برخی پیشینیان در پاستور کردند؟
پرسش دوم آن که چنین مدعیان اصولگرایی که توان جذب و یکپارچگی نزدیکترین همپیمانانشان را ندارند و آنجا که منافعشان صرف میکند، طیف خود را پیش میآورند، چگونه میتوانند دولتی غیرخطی و مبتنی بر کارآمدی تشکیل دهند و بحرانهای اقتصادی را به حداقل ممکن کاهش دهند؟
آیا دولت بعد ترکیب مطلوب از میان اصولگرایان نیز نخواهد بود و کابینهای خطی از میان نزدیکان یکی از این سه است و بازی که حداقل چهار سال درباره اطرافیان احمدی نژاد دیدهایم، با رئیس جمهور تازه تکرار میشود؟! امیدواریم چنین نشود و هشت سال خاص را دوباره تجربه نکنیم.
به گزارش «تابناک»، پیش از همه نشستند و از لزوم وحدت اصولگرایان سخن گفتند و تأکید کردند که اگر اصلاح طلبان گزینه جدی داشته باشند، باید وحدتی میان اصولگرایان پدید آید و خود را محور وحدت اصولگرایان خواندند. مدتها دور هم جمع شدند، از وحدت گفتند و فریاد واعتصموا سر دادند که ای وای بر اصولگرایی که نتواند حول یک محور جمع شود و در کنار گزینه احسن، کشور را بسازد و هر بار اعلام کردند از میانشان تنها یک تن که بیشترین اقبال را در نظرسنجیها دارد، کاندیدای ریاست جمهوری خواهد بود.
با این حال، طرفداران هر کدام در نهان از کنارهگیری نکردن کاندیداهایشان سخن به میان میآوردند و تأکید میکردند که گزینهشان قصد کنارهگیری ندارد. دقیقاً همین اتفاق هم افتاد و ائتلاف حداد عادل، ولایتی و قالیباف، با سه کاندیدا در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم حاضر شد تا مشخص شود همه سر کار بودند و همه وعده و وعیدها با این امید داده میشده که هر یک از این سه، امیدوار به اقناع طرفین دیگر برای کنارهگیری به نفعش بوده است.
در واقع آن گونه که شواهد نشان میدهد، هر سه کاندیدا با این هدف وارد ائتلاف 2+1 شدند که دو تن دیگر را در معذورات گذارند تا به نفعشان کنارهگیری کنند و وقتی هر سه ناامید شدند، هر سه زیر میز بازی زدند و کاندیدا شدند و نظرسنجی نیز در تعیین نتیجه این قول و قرار تأثیر نداشت.
سپس برای اینکه شکست ائتلاف علنی نشود، حدادعادل و دو تن دیگر در حین نامنویسی چنین گفتند که قرار شده هر سه نامنویسی کنند و پس از مشخص شدن نتایج نظرسنجیها، دو تن به نفع یکی انصراف دهند.

با این حال اندکی که گذشت، اساساً ادبیات این گروه عوض شد و هر سه از ماندن در میدان سخن به میان آوردند. اعضای ستاد مشخص و برنامههای تبلیغاتیشان را قطعی کردند تا مشخص شود از ائتلاف تنها یک نام مانده است.
در چنین فضایی، جنگ قدرت بالا گرفت و آن که سرش بی کلاه مانده، افکار عمومی است که چندین ماه اخبار این ائتلاف ظاهری را پوشش داده و باعث شده، سبد رأی این کاندیداها از سوی بخشی از افکار عمومی جدی گرفته شود؛ هرچند نظرسنجیها به خوبی نشان میدهد، اگر دو تن از این سه مدعی انصراف میدادند، شانس ریاست جمهوریشان تا چه میزان افزایش مییافت.
از این سیاسیکاریهای دون از شأن اصولگرایی که بگذریم، تنها دو پرسش اساسی و کوتاه قابل طرح است؛ نخست این که این رجال که بیرون از قدرت با هم پیمانانشان چنین میکنند و به عهدی که با هم بسته اند وفادار نمیمانند، بر فرض که فردا بر اریکه قدرت تکیه زدند؛ چه تضمینی است که به عهدشان با مردم وفادار بمانند و آنجا که منافعشان اقتضا کرد، مصالح فردی را بر مصالح یک ملت مقدم نشمارند و چنان نکنند که برخی پیشینیان در پاستور کردند؟
پرسش دوم آن که چنین مدعیان اصولگرایی که توان جذب و یکپارچگی نزدیکترین همپیمانانشان را ندارند و آنجا که منافعشان صرف میکند، طیف خود را پیش میآورند، چگونه میتوانند دولتی غیرخطی و مبتنی بر کارآمدی تشکیل دهند و بحرانهای اقتصادی را به حداقل ممکن کاهش دهند؟
آیا دولت بعد ترکیب مطلوب از میان اصولگرایان نیز نخواهد بود و کابینهای خطی از میان نزدیکان یکی از این سه است و بازی که حداقل چهار سال درباره اطرافیان احمدی نژاد دیدهایم، با رئیس جمهور تازه تکرار میشود؟! امیدواریم چنین نشود و هشت سال خاص را دوباره تجربه نکنیم.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۴۲۴
انتشار یافته: ۴۴
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۲:۲۲ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۷
اينها چطور ميتونن با همدلي و همكاري 8 سال جامعه رو اداره كنند؟!!
به قول بزرگان: دو درويش در گليمي بگنجند و دو پادشاه در اقليمي نگنجند!
از اينها گذشته؛ اين شعار رو كجاي دلمون بذاريم كه ميگه: "ما شيفتگان خدمت هستيم؛ نه تشنگان قدرت"!!!
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۲:۰۶ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۷
ما تشنگان قدرتیم نه شیفتگان خدمت !!
به امید ملاقات شما در پای صندوقهای رای.
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




