سرنوشت متفاوت پیمان معادی از مانی حقیقی
پولسازی با تحریک حساسیت عمومی
آیا این شیوه فروش که تمرکزی بر محتوای اثر ندارد و حتی اظهارنظرهای کارگردانش در زمان اکران نیز متوجه محتوا نیست و تنها در راستای تحریک حساسیت عمومی و ایجاد حاشیه برای تحریک مخاطب است، اخلاقی است؟
نخستین فیلم پیمان معادی، در حالی پس از کشوقوس فراوان، رنگ پرده را دیده که مهمترین رویکرد تبلیغاتیاش، نه تبلیغ داستان و فرم اثر که طرح موضوع عدم اکران در برخی سینماهاست؛ رخدادی که در سالهای اخیر به راههای گوناگون باب شده و در شرایط نامطلوب سینمای کشورمان، حربهای عجیب برای فتح گیشههاست؛ اما این رویکرد تا کجا مخاطب را به هزینه وامیدارد؟!به گزارش «تابناک»، بلیت شش هزار تومانی سینمای استاندارد و خانواده پنج نفرهای که برای استفاده از سینمای استاندارد باید سی هزار تومان هزینه کند و این در صورتی است که باید هزینههای جانبی نظیر حمل و نقل و ... را عدد صفر در نظر گرفت و تصور کرد چنین خانوادهای پای پیاده به سینما میآیند و پس از دیدن فیلم، گرسنه نیز به خانه بازمیگردند.
با این حال، سی هزار تومان عددی نیست که بتوان در این روزها به سادگی از کنارش گذشت، به ویژه اگر قرار باشد برای تفریح خانواده تکرار شود و از این حیث سرپرست خانوار متوسط و ضعیف، ترجیح میدهند به جای چنین هزینههایی، با تأخیر نسخه لوح فشرده فیلم را تهیه کند و هم این فیلم را با کیفیت داشته باشد و هم هزینهای نصف یک بلیت سینمای درجه یک برای کل خانواده هزینه نماید و به همین سادگی سفره سینماگران روز به روز کوچکتر شود.

بنابراین، در چنین شرایطی چه خدمتی بزرگتر از حساسیتزایی برای فروش یک فیلم؟! آزمونی که در گذشته، بارها انجام گرفته و مردم همواره در این آزمون بزرگ، سربلند بیرون آمدهاند! این رویکرد هنگامی شکل گرفت که برخی فیلمهای توقیفی در دهه هفتاد، توانستند با رفع توقیف به فروشهای بالایی در دوران خود دست یابند و همین مسأله عدهای را وسوسه کرد که در پی بهرهبرداری از این فرصت برآیند؛ بنابراین، همواره یکی از شعارهای تبلیغاتی غیررسمی برای یک فیلم، توقیفی یا مشمول ممیزی شدن یک اثر بود.
مخاطب عام نیز با این پرسش که فیلم مذکور چه مضمون و محتوایی داشته که در توقیف بوده یا بخشی از نگاتیوهایش قیچی خورده، به سینما میرفت و البته گروهی دیگر نیز با این احتمال به دیدن فیلم میرفتند که هیچ گاه نسخه خانگیاش در دسترس عموم قرار نگیرد و این اکران، تنها فرصت دیدن داشته باشد؛ انگیزه دوم همان انگیزهای است که صفهای مردم برای دیدن فیلمهای جشنواره فجر را نیز شکل میدهد.
در دولت نهم و دهم، اما اتفاق جالبی رخ داد و آن توقیفهای فصلی بود و برخی کارگردانها با توفیق اجباری چنین توقیفها یا توقفهایی برای اکرانهای بیخود و بیجهت مواجه میشدند که عبدالرضا کاهانی، خوش شانسترین آنها بود. در واقع در این نوع توقیف ـ که مشمول معدودی از فیلمها شده ـ نه سرمایهگذار آسیبی میبیند و نه کارگردان هزینهای پرداخت میکند و تنها حساسیت عمومی تحریک میشود و فروش فیلم را افزایش میدهد.

اما این تنها روش تازه حساسیتزایی نبود و هزینه هنری نیز به سهم خود، روش تازهای آفرید و با طرح این موضوع که ممیزی وزارت فرهنگ و ارشاد را نمیپذیرد، عنوان کرد گروهی از فیلمها را در سینماهای متعلق به خود اکران نمیکند، مگر آن که اصلاحاتی را که حوزه هنری مدنظر دارد، علاوه بر اصلاحات وزارت ارشاد اعلام کنند که در نهایت با مقاومت فیلمسازان، این فیلمها در سینماهای حوزه اکران نشد.
با این حال از مقطعی به بعد، تهیه کنندگان و کارگردانان این فیلمها تصمیم گرفتند از این تهدید یک فرصت بسازند و حتی اگر آثارشان حرف تازه ای برای گفتن ندارد، با تبلیغ همین تحریم شدن از سوی سینماهای حوزه، حساسیت عمومی را نسبت به آثارشان تحریک و فیلمهایشان را در این دوران که مردم به سختی به سینما میروند، پرفروش کنند.
مانی حقیقی با «پذیرایی ساده» شکست خورد و فیلمش نتوانست هزینه تولیدش را نیز در گیشه به دست آورد؛ موضوعی که به مضمونش بازمیگردد و در روزهای آتی به واسطه توزیع در شبکه خانه مورد توجه قرار خواهیم داد.
با این حال موقعیت برتر در چنین ماجرایی برای «برف روی کاجها» بود؛ فیلمی که چندین بار اکرانش به تعویق افتاده بود و در نهایت به عنوان اکران دوم سال 92 روی پرده رفت تا نخستین ساخته پیمان معادی فرصت محک در گیشه را نیز بیابد و سرمایه 550 میلیونی فیلم پس از دو سال امکان بازگشت داشته باشد. بر همین اساس آگهی تبلیغاتی این فیلم، دعوت به ندیدن فیلم در سینما آزادی شد، چرا که این فیلم در سینما آزادی متعلق به حوزه هنری اکران نمیشود!

وجه دیگری که برای تبلیغ در نظر گرفته شد، تلاش برای تشبیه این فیلم به «جدایی نادر از سیمین» بود و در همین راستا، میان مواد تبلیغاتی فیلم، تصویر بازدید فرهادی از پشت صحنه این فیلم نیز قرار داده شد که رفتار چندان اخلاقی نیست، چرا که نه محتوای فیلم کوچکترین ربطی به ساخته پیشین فرهادی دارد، نه فرهادی نقشی در این فیلم داشته و نه فیلم در سطح کیفی و پیچیدگی «جدایی نادر از سیمین» است.
داستان «برف روی کاجها» زندگی علی و رویا، زوجی میانسال را با نقش آفرینی «حسین پاکدل» و «مهنار افشار» روایت میکند که پس از چهارده سال زندگی مشترک، تحمل همدیگر را ندارند. در این میان، وقتی رویا به عنوان معلم پیانو، متوجه رابطه همسرش با یکی از شاگردانش میشود و درخواست طلاق میدهد تا از شوهر خائنش جدا شود و طلاق غیابی رخ میدهد، در این بین پس از اتفاقاتی با نریمان (صابرابر) برادر یکی از همسایههایش آشنا میشود و رفته رفته این دو به علاقه مند میشوند؛ اما... .
سوای اینکه این فیلم چه مضمونی دارد، این داستان با جزییات متفاوت آنقدر در سینمای ایران ـ چه پیش و چه پس از انقلاب ـ تکرار شده که اساساً ارزش دیدنش به حداقل برسد، مگر آنکه از زاویه تازهای باشد و البته در این فیلم زاویه تازه نیز دیده نمیشود. نقصهای جدی در منطق داستانی، دوربین روی دست بیهدف، تعلیقهای ناقص و بیحاصل و بازیهای ضعیف مهناز افشار را میتوان از مهمترین ضعفهای این فیلم برشمرد، ولی با وجود این، فیلم تاکنون با تکیه بر همان حساسیتها و نه محتوا، بیش از هفتصد میلیون فروش داشته و دستکم هزینه تولیدش را بازگردانده است.
این رویکرد طبیعتاً قرار است از این پس نیز توسط دیگر فیلمها پیش گرفته شود و همین مسأله، این پرسش بزرگ را پیش میکشد که آیا این شیوه فروش که تمرکزی بر محتوای اثر ندارد و حتی اظهارنظرهای کارگردانش در زمان اکران نیز متوجه محتوا نیست و تنها در راستای تحریک حساسیت عمومی و ایجاد حاشیه برای تحریک مخاطب است، اخلاقی است؟
پاسخ به این پرسش مهم نزد افکار عمومی، در استمرار یا توقف این وضعیت، نقش اساسی خواهد داشت.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۱۴
انتشار یافته: ۳۲
پاسخ ها
ناشناس
| ۲۳:۵۸ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۵
ناشناس
| ۰۰:۲۵ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۶
ناشناس
| ۰۷:۳۵ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۶
ناشناس
| ۱۰:۰۸ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۶
پاسخ ها
مجيد
| ۰۸:۲۱ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۶
...
پاسخ ها
ناشناس
| ۰۰:۱۳ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۶
ناشناس
| ۱۰:۲۲ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۶
ناشناس
| ۱۹:۵۵ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۶
نقد تا حالا نخوندی!!!!!!
پاسخ ها
ناشناس
| ۰۸:۰۹ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۶
فیلم از دو جهت قابل توجه است. ۱) به عنوان اولین فیلم آقای معادی بسیار هم زیبا و خوشساخت بود. ۲) در جای خودش فیلم بسیار جالبی است با مضمونی که دقیقاً معضل این روزهای زندگی ماست. دوراهی اخلاقی!
نویسندهی محترم! اتفاقن از نظر مضمون تم اصلی فیلم بسیار هم به فیلمهای فرهادی نزدیکه. جدال اخلاقی شخص (با خودش) در زندگی طبقه متوسط.
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




