تیزهوشی پلیس در رازگشایی حمله نقابداران
کد خبر: ۳۲۱۶۱۸
| | 3702 بازدید
مرد تبهکار که در توطئه حمله نقابداران به طلافروشی دست داشت داستانی مرموز داشت که پلیس با تیزهوشی پرده از آن برداشت.
به گزارش وطن امروز، مرد طلافروش كه از بانك بيرون آمده بود و ميخواست براي ناهار به خانه برود در چند صدمتري خانهاش با 3مرد نقابدار كه يكي از آنان تپانچهای در دست داشت روبهرو شد و وي كه نميدانست چكار كند از ترس تسليم شد. مرد طلافروش در جايش خشكش زده بود و با تهديدهاي مردان نقابدار كيف پر از پولش را از صندوق عقب بيرون آورد و به دزدان خطرناك داد و آنان نيز پيش از سر رسيدن چند تن از جوانان محل كه سر كوچه ايستاده بودند سوار پژوي سفيدرنگشان شده و از آنجا گريختند.
با مراجعه چندين تيم از كلانتري به كوچه خلوت با راهنماییهای طلافروش كه مشخصات خودروي دزدان را به آنان داد، با اعلام مركز پيام تيمهاي گشتي به طرح مهار دست زدند ولي تلاش آنان به در بسته خورد و دزدان به راحتي گريختند.
كارآگاهان براي بررسي اين سرقت به تحقيق از مرد طلافروش دست زدند و وي گفت: براي نقد كردن چك به بانك رفتم و 25 ميليون پول گرفتم و براي اطمينان بيشتر آن را داخل كيفم گذاشتم و سوار خودرویم شده و به سوي خانه رفتم، نزديك خانه يك پژو راهم را سد كرد و راننده و 2 سرنشين كه نقاب بر چهره داشتند با تهديد تپانچهای كه در دست داشتند به زور كيفم را از صندوق عقب برداشته و فرار كردند.
با ادعاهاي اين مرد، پليس براي به دست آوردن سرنخي از 3مرد نقابدار تصاوير دوربين مدابسته سوپرماركت سر كوچه را مورد بازبيني قرار داد و دريافت آنان كه ساعت ثبت شده روي تصاوير نشان میداد 13:30 است، كمي جلوتر از خودروي مرد طلافروش توقف كرده و پس از پياده شدن با نقابي که بر صورتشان داشتند با وسيلهای شبيه تپانچه كه در دست يكي از آنان بود موفق به پياده كردن نقشه خود شدهاند.
با اين سرنخ پليس شماره خودروي دزدان را مورد رديابي قرار داد ولي شواهد نشان میداد شماره پلاك متعلق به خودرويي ديگر است كه پيش از زورگيري اعلام سرقت كرده بود.
صاحب پلاك در بازجوييهاي پليس گفت: صبح امروز وقتي خواستم از خانه بيرون بزنم متوجه شدم پلاكهاي خودرویم سرجايشان نيست. خيلي تعجب كردم و اطراف خودرو را بازديد كردم ولي خبري از پلاكها نبود و مشخص بود كسي پلاكهايم را دزديده است. بدينترتيب به پليس 110زنگ زدم و ماجرا را گزارش دادم تا فردا روزي مشكلي برايم پيش نيايد كه الان فهميدم با استفاده از پلاكهاي خودروي من كه روي خودروي دزدان نصب بوده سرقت مسلحانه صورت گرفته است.
با توجه به اينكه دزدان در صحنه زورگيري نقاب بر صورت داشتند و شماره پلاك خودرويشان نيز متعلق به يكي از طعمههايشان بود، پليس براي شناسايي آنان به در بسته خورد و كارآگاهان براي رديابي تبهكاران دست به تجسسهاي ديگر زدند. در اين ميان يكي از افسران تيم تجسس به اظهارات و رفتار مرد مرموز كه به خاطر سرقت پلاكهايش شكايت كرده بود مشكوك شد، به همين خاطر در تحقيقات نامحسوس خودروي اين مرد را مورد بررسي قرار داد و با بازبيني جاي سوراخهاي پرچ پلاك دريافت پلاكها با استفاده از دريل خارج شدهاند و اين كار با حوصله و در زمان كافي صورت گرفته است و اين در حالي است كه دزدان براي به سرقت بردن پلاك آن را از جا میكنند! پس فرضيه اينكه صاحب خودرو نيز بيارتباط با سرقت نيست براي وي طرح شد.
بر اين اساس، پليس مرد مرموز را تحت مراقبت نامحسوس قرار داد و پس از چندين هفته متوجه ارتباط وي با 2 مرد شد كه نيمههاي شب براي ديدن وي میآمدند كه بررسيها از طرز راه رفتن و تيپ و هيكل آنان نشان میداد همان كساني هستند كه دست به سرقت از مرد طلافروش زدهاند كه با اين يافته مهم، تيمي ويژه از پليس با يك عمليات ضربتي موفق به دستگيري هر سه مرد مرموز شدند. مظنون اصلي كه «سيروس» نام داشت در بازجوييها با ادعاي بيگناهي گفت هيچ ارتباطي بين وي و زورگيري از مرد طلافروش وجود ندارد كه با اين ادعا كارآگاهان با مراجعه به خانه هر سه آنان موفق به يافتن مقداري از چكهاي مسافرتي از خانه سيروس شدند. بدين ترتيب با توجه به شواهد و مدارك پليسي، مرد تبهكار و همدستانش در برابر سرنخهاي تيم تجسس سر به زير انداختند و به دزدي ماهرانهشان اعتراف كردند.
مرد دروغگو كه با اعلام سرقت پلاك خودرویش قصد فريب پليس را در تحقيقات داشت در بازجوييها گفت: من و همدستانم نقشه سرقت از اين مرد را از چندماه پيش گرفته بوديم و با در نظر گرفتن همه جوانب هر چند روز يكبار وي را تعقيب میكرديم تا ببينيم چه زماني براي اجراي نقشه مناسب است. وي در ادامه گفت: براي اجراي نقشه نياز به يك خودروي سالم و بدون نقص داشتيم به همين خاطر خودروي يكي از بستگانم كه در شهر ديگري زندگي میكرد را براي چند روز به امانت گرفتم، سپس با استفاده از دريل پلاك خودروي خود را باز كرده و بر خودروي امانتي نصب كردم. صبح روز اجراي نقشه با اعلام سرقت پلاكهايم قصد داشتم در صورت لو رفتن شماره پلاك چنانچه پليس پس از رديابي كردن به من برسد، با ارائه گزارش سرقت پلاكهايم آنان را در مسير تحقيقات گمراه كنم.
مرد تبهكار در تشريح دزدي از مرد طلافروش بيان داشت: در اين نقشه من با استفاده از يك تپانچه پلاستيكي مقابل اين مرد ايستاده بودم و «بهروز» و «منوچهر» نيز با باز كردن صندوق عقب خودروي وي موفق به برداشتن كيف پول شدند.
با اعترافات 3مرد تبهكار و بازسازي صحنه زورگيري، پرونده پس از تكميل تحقيقات در اختيار بازپرس دادسراي امور جنايي قرار گرفت تا وي با صدور قرار مجرميت پرونده آنان را براي صدور راي به دادگاه ارسال كند.
به گزارش وطن امروز، مرد طلافروش كه از بانك بيرون آمده بود و ميخواست براي ناهار به خانه برود در چند صدمتري خانهاش با 3مرد نقابدار كه يكي از آنان تپانچهای در دست داشت روبهرو شد و وي كه نميدانست چكار كند از ترس تسليم شد. مرد طلافروش در جايش خشكش زده بود و با تهديدهاي مردان نقابدار كيف پر از پولش را از صندوق عقب بيرون آورد و به دزدان خطرناك داد و آنان نيز پيش از سر رسيدن چند تن از جوانان محل كه سر كوچه ايستاده بودند سوار پژوي سفيدرنگشان شده و از آنجا گريختند.
با مراجعه چندين تيم از كلانتري به كوچه خلوت با راهنماییهای طلافروش كه مشخصات خودروي دزدان را به آنان داد، با اعلام مركز پيام تيمهاي گشتي به طرح مهار دست زدند ولي تلاش آنان به در بسته خورد و دزدان به راحتي گريختند.
كارآگاهان براي بررسي اين سرقت به تحقيق از مرد طلافروش دست زدند و وي گفت: براي نقد كردن چك به بانك رفتم و 25 ميليون پول گرفتم و براي اطمينان بيشتر آن را داخل كيفم گذاشتم و سوار خودرویم شده و به سوي خانه رفتم، نزديك خانه يك پژو راهم را سد كرد و راننده و 2 سرنشين كه نقاب بر چهره داشتند با تهديد تپانچهای كه در دست داشتند به زور كيفم را از صندوق عقب برداشته و فرار كردند.
با ادعاهاي اين مرد، پليس براي به دست آوردن سرنخي از 3مرد نقابدار تصاوير دوربين مدابسته سوپرماركت سر كوچه را مورد بازبيني قرار داد و دريافت آنان كه ساعت ثبت شده روي تصاوير نشان میداد 13:30 است، كمي جلوتر از خودروي مرد طلافروش توقف كرده و پس از پياده شدن با نقابي که بر صورتشان داشتند با وسيلهای شبيه تپانچه كه در دست يكي از آنان بود موفق به پياده كردن نقشه خود شدهاند.
با اين سرنخ پليس شماره خودروي دزدان را مورد رديابي قرار داد ولي شواهد نشان میداد شماره پلاك متعلق به خودرويي ديگر است كه پيش از زورگيري اعلام سرقت كرده بود.
صاحب پلاك در بازجوييهاي پليس گفت: صبح امروز وقتي خواستم از خانه بيرون بزنم متوجه شدم پلاكهاي خودرویم سرجايشان نيست. خيلي تعجب كردم و اطراف خودرو را بازديد كردم ولي خبري از پلاكها نبود و مشخص بود كسي پلاكهايم را دزديده است. بدينترتيب به پليس 110زنگ زدم و ماجرا را گزارش دادم تا فردا روزي مشكلي برايم پيش نيايد كه الان فهميدم با استفاده از پلاكهاي خودروي من كه روي خودروي دزدان نصب بوده سرقت مسلحانه صورت گرفته است.
با توجه به اينكه دزدان در صحنه زورگيري نقاب بر صورت داشتند و شماره پلاك خودرويشان نيز متعلق به يكي از طعمههايشان بود، پليس براي شناسايي آنان به در بسته خورد و كارآگاهان براي رديابي تبهكاران دست به تجسسهاي ديگر زدند. در اين ميان يكي از افسران تيم تجسس به اظهارات و رفتار مرد مرموز كه به خاطر سرقت پلاكهايش شكايت كرده بود مشكوك شد، به همين خاطر در تحقيقات نامحسوس خودروي اين مرد را مورد بررسي قرار داد و با بازبيني جاي سوراخهاي پرچ پلاك دريافت پلاكها با استفاده از دريل خارج شدهاند و اين كار با حوصله و در زمان كافي صورت گرفته است و اين در حالي است كه دزدان براي به سرقت بردن پلاك آن را از جا میكنند! پس فرضيه اينكه صاحب خودرو نيز بيارتباط با سرقت نيست براي وي طرح شد.
بر اين اساس، پليس مرد مرموز را تحت مراقبت نامحسوس قرار داد و پس از چندين هفته متوجه ارتباط وي با 2 مرد شد كه نيمههاي شب براي ديدن وي میآمدند كه بررسيها از طرز راه رفتن و تيپ و هيكل آنان نشان میداد همان كساني هستند كه دست به سرقت از مرد طلافروش زدهاند كه با اين يافته مهم، تيمي ويژه از پليس با يك عمليات ضربتي موفق به دستگيري هر سه مرد مرموز شدند. مظنون اصلي كه «سيروس» نام داشت در بازجوييها با ادعاي بيگناهي گفت هيچ ارتباطي بين وي و زورگيري از مرد طلافروش وجود ندارد كه با اين ادعا كارآگاهان با مراجعه به خانه هر سه آنان موفق به يافتن مقداري از چكهاي مسافرتي از خانه سيروس شدند. بدين ترتيب با توجه به شواهد و مدارك پليسي، مرد تبهكار و همدستانش در برابر سرنخهاي تيم تجسس سر به زير انداختند و به دزدي ماهرانهشان اعتراف كردند.
مرد دروغگو كه با اعلام سرقت پلاك خودرویش قصد فريب پليس را در تحقيقات داشت در بازجوييها گفت: من و همدستانم نقشه سرقت از اين مرد را از چندماه پيش گرفته بوديم و با در نظر گرفتن همه جوانب هر چند روز يكبار وي را تعقيب میكرديم تا ببينيم چه زماني براي اجراي نقشه مناسب است. وي در ادامه گفت: براي اجراي نقشه نياز به يك خودروي سالم و بدون نقص داشتيم به همين خاطر خودروي يكي از بستگانم كه در شهر ديگري زندگي میكرد را براي چند روز به امانت گرفتم، سپس با استفاده از دريل پلاك خودروي خود را باز كرده و بر خودروي امانتي نصب كردم. صبح روز اجراي نقشه با اعلام سرقت پلاكهايم قصد داشتم در صورت لو رفتن شماره پلاك چنانچه پليس پس از رديابي كردن به من برسد، با ارائه گزارش سرقت پلاكهايم آنان را در مسير تحقيقات گمراه كنم.
مرد تبهكار در تشريح دزدي از مرد طلافروش بيان داشت: در اين نقشه من با استفاده از يك تپانچه پلاستيكي مقابل اين مرد ايستاده بودم و «بهروز» و «منوچهر» نيز با باز كردن صندوق عقب خودروي وي موفق به برداشتن كيف پول شدند.
با اعترافات 3مرد تبهكار و بازسازي صحنه زورگيري، پرونده پس از تكميل تحقيقات در اختيار بازپرس دادسراي امور جنايي قرار گرفت تا وي با صدور قرار مجرميت پرونده آنان را براي صدور راي به دادگاه ارسال كند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


