بحران هويت، عامل فروريختن اعتماد اجتماعی
مريم نظری
در كشور ما برنامهريزي فرهنگي زير نظر مستقيم دولت است. اما پس از گذشت 30 سال از انقلاب اسلامي ايران هنوز برسر كالاهاي فرهنگي كشور به اجماع نرسيدهايم، مديريتهاي سليقهاي سبب ميشود نوعي دوگانگي در آن ديده شود. در حقيقت اين مقوله نيز برشي از بحران تصميمگيري دولتمردان در مباحث اقتصادي و اجتماعي است كه در همه آنها نوعي نگاه سياستزده ديده ميشود.
از يكسو تهديدات اجتماعي قلب جامعه ايراني را نشانه رفته است و از سوي ديگر آسيبهاي اجتماعي، اين جامعه را به نفس نفس زدن انداخته. آسيبهايي كه فاصله طبقاتي، فقدان تعهد كاري و بحران هويت در صدر آن ايستادهاند و در اين ميان، سهم جوانان ايراني از بحران هويت بيش از ديگر آسيبهاست. بحراني كه از فقدان برنامهاي صحيح و اساسي براي جهت دادن به جوانان در مسير صحيح استفاده كرده و جوان ايراني را در سردرگمي و تعليق نگهداشته تا در زير بمباران عناصر فرهنگي اينترنتي، به هر هويتي كه به نظرش جالب ميآيد چنگ بزند و آنقدر خودش را در نشانههايي از فرهنگ غيربومي غرق كند كه احتمال افتادنش از آن ور بوم مطرح شود.
حتما شما هم ديدهايد جواناني را كه آنقدر از ارزشهاي ايراني دورشدهاند كه حتي در انتخاب همسر هم معيارهاي زيبايي غربي را ملاك قرار ميدهند. همين است كه تا به خودشان ميآيند سر از دادگاه خانواده درآوردهاند و مهر طلاق پاي شناسنامهشان خورده است. باورتان نميشود سري بزنيد به اخبار منتشر شده در روزنامهها تا رخدادهايي از اين دست را به وضوح ببينيد. اما اين همه ماجرا نيست. به گفته افسر افشار نادري جامعه شناس، دكتراي مديريت فرهنگي و استاد دانشگاه «رد پاي بحران هويت را ميتوان در افزايش فساد، انزوا يا پرخاشگر شدن مردم و سرخوردگي جوانان به وضوح ديد. گذشته از آن فروريختن اعتماد اجتماعي و افت سرمايههاي اجتماعي در كشور نيز يك سرش به بحران هويت ختم ميشود.» پديدههايي كه نمودي از آنها را در سالهاي اخير در جامعه شاهد بودهايم.
دو ماجرا، يك بحران
نقش اول ماجراي نخست، نغمه است. نغمه 23 ساله است. ترم آخر دانشگاهش را ميگذراند. با آب و تاب براي دوستانش تعريف ميكند از مغازهاي لباس ميخرد كه همه لباسهايش ماركدار است و مستقيم از اروپا اجناسش وارد ميشود. دوستانش آدرس مغازه را ميپرسند و او شروع ميكند به توضيح دادن درباره مغازه: «مغازه چندان بزرگي نيست. خيلي هم شيك نيست. فقط اجناسش ماركدار است. صاحب مغازهاش هم چندان خوش اخلاق نيست. از همان اول ميگويد كه قيمت شلواري كه خواستيد 700هزار تومان است. اگر ميخواهيد بياورم ببينيد!» ميپرسم چرا از مغازههاي ارزانتر خريد نميكند؟ با لبخند نگاه عاقل اندر سفيهي به من ميكند و ميگويد: «من از اون لباساي آشغالي نميپوشم.» ماجراي دوم درباره سامان است. موهاي بلندش را چنان «تافت» مالي كرده كه گويي كلاهي از تيغهاي جوجهتيغي بر سر گذاشته. خودش ميگويد اين مدل مو را كه متعلق به يكي از هنرپيشههاي غربي در يك مراسم غيررسمي بوده، در اينترنت ديده و امروز كه قرار است به مهماني برود، پرينتي از عكس را به آرايشگر داده تا او را به همان شكل دربياورد.
سامان ماه ديگر 20 سالش تمام ميشود و حالا دانشجوي يكي از دانشگاههاي تهران است. برادر كوچكش هم موهايش را به شكلي عجيب و غريب درآورده است. اما انگار آنها بيشتر از من متعجبند. تعجب ميكنند از اينكه اين مدل موها را نميشناسم و درك نميكنم چقدر مهم است كه آدم حتما در مهماني خاص باشد. سامان گوشي آخرين مدلي را توي دست دارد و گردنبندش يكي از شمايل بودا را نشان ميدهد. از او درباره بودا ميپرسم. توضيحات دست و پا شكستهاي ميدهد و موضوع را عوض ميكند. اما دكتر افشار نادري ميگويد كه ماجراي بحران هويت به خريد شلوار ماركدار و مدل موهاي عجيب و غريب ختم نميشود. او به تهران امروز ميگويد: «اگر تعلل دولتمردان و متوليان فرهنگ در جامعه بيشتر طول بكشد ممكن است تا چند نسل دچار همين سردرگمي باشيم و در نهايت اگر نسخهاي براي اين جامعه پيچيده نشود، فرهنگ ما نابود خواهد شد.»
فرهنگ بومي را به جوان بشناسانيم
دكتر افشار نادري ادامه ميدهد: «هويت عاملي است كه اصالت يك فرد به جامعه را مشخص ميكند و با سه مولفه در ارتباط است: زمان، مكان و فرهنگ. در جهان امروز به واسطه وجود شبكههاي تلويزيوني و اينترنتي بعد زمان و مكان از بين رفته و فقط بعد فرهنگي آن باقي مانده است.»
او ميگويد: «البته عنصر فرهنگ نيز به دليل رشد تكنولوژي شيشهاي شده و در معرض ديد همگان قرار گرفته است. به همين دليل است كه باورها و ارزشها در فكر جوان درگير نوعي تضاد شده است. از جوان يك چيز خواسته ميشود و او در دنياي مجازي چيز ديگري ميبيند. از خودش ميپرسد كداميك درست است؟ از طرف ديگر كارهايي كه براي جذابسازي عناصر فرهنگي انجام شده كافي نبوده و جوان را جذب نميكند. به اين ترتيب دچار سردرگمي و ابهام ميشود. برخوردهاي ناصحيح هم اين مسئله را بحرانيتر ميكند.»
كمكاري دولت يك پاي ماجراست
او با انتقاد از برنامهريزيهاي نادرست براي جذاب كردن عناصر فرهنگي بومي كشور ميگويد: «فرهنگ ما آنقدر غني است كه نيازي نيست براي مطرح كردن آن، جوان را از برخي موارد نهي كنيم بلكه بايد از راه صحيح شناساندن اين فرهنگ را در پيش بگيريم. در حقيقت بايد اجازه دهيم مشك خود ببويد وگرنه با تعاريف نادرست عطار، جوان طالب اين فرهنگ نميشود. در كشور ما برنامهريزي فرهنگي زير نظر مستقيم دولت است. اما پس از گذشت 30 سال از انقلاب اسلامي ايران هنوز بر سر كالاهاي فرهنگي كشور به اجماع نرسيدهايم مديريتهاي سليقهاي سبب ميشود نوعي دوگانگي در آن ديده شود. در حقيقت اين مقوله نيز برشي از بحران تصميمگيري دولتمردان در مباحث اقتصادي و اجتماعي است كه در همه آنها نوعي نگاه سياستزده ديده ميشود.»
بازنگري، تنها راهحل
او ميگويد: «در مديريت فرهنگي بايد بازنگري شود. قرار نيست ما همه راهها را خودمان برويم. ميتوانيم از تجربه كشورهاي ديگر استفاده كنيم. اگر بخواهيم جوانان را از برخي عناصر فرهنگي نهي كنيم، ناخودآگاه براي آنها جذابتر ميشود و جوان ديگر اعتنايي به آنچه خودمان داريم و غنيتر و بارزشتر است نميكند.» به گفته افشارنادري اگر برنامه جامعي در اين زمينه تدوين و اجرا نشود، دچار «طراز منفي مبادلات فرهنگي» خواهيم شد. او ميگويد: « اين موضوع به آن معناست كه صرفا گيرنده فرهنگ خواهيم بود بدون آنكه دهنده فرهنگ باشيم و مسلمااين موضوع ايرانيها را از اصل خود دور كرده و باعث انتشار از خود بيگانگي در جامعه ميشود. پديدهاي كه تعارضات افراد را بيشتر كرده و روان اجتماع را به خطر مياندازد.»
منبع: تهران امروز
از يكسو تهديدات اجتماعي قلب جامعه ايراني را نشانه رفته است و از سوي ديگر آسيبهاي اجتماعي، اين جامعه را به نفس نفس زدن انداخته. آسيبهايي كه فاصله طبقاتي، فقدان تعهد كاري و بحران هويت در صدر آن ايستادهاند و در اين ميان، سهم جوانان ايراني از بحران هويت بيش از ديگر آسيبهاست. بحراني كه از فقدان برنامهاي صحيح و اساسي براي جهت دادن به جوانان در مسير صحيح استفاده كرده و جوان ايراني را در سردرگمي و تعليق نگهداشته تا در زير بمباران عناصر فرهنگي اينترنتي، به هر هويتي كه به نظرش جالب ميآيد چنگ بزند و آنقدر خودش را در نشانههايي از فرهنگ غيربومي غرق كند كه احتمال افتادنش از آن ور بوم مطرح شود.
حتما شما هم ديدهايد جواناني را كه آنقدر از ارزشهاي ايراني دورشدهاند كه حتي در انتخاب همسر هم معيارهاي زيبايي غربي را ملاك قرار ميدهند. همين است كه تا به خودشان ميآيند سر از دادگاه خانواده درآوردهاند و مهر طلاق پاي شناسنامهشان خورده است. باورتان نميشود سري بزنيد به اخبار منتشر شده در روزنامهها تا رخدادهايي از اين دست را به وضوح ببينيد. اما اين همه ماجرا نيست. به گفته افسر افشار نادري جامعه شناس، دكتراي مديريت فرهنگي و استاد دانشگاه «رد پاي بحران هويت را ميتوان در افزايش فساد، انزوا يا پرخاشگر شدن مردم و سرخوردگي جوانان به وضوح ديد. گذشته از آن فروريختن اعتماد اجتماعي و افت سرمايههاي اجتماعي در كشور نيز يك سرش به بحران هويت ختم ميشود.» پديدههايي كه نمودي از آنها را در سالهاي اخير در جامعه شاهد بودهايم.
دو ماجرا، يك بحران
نقش اول ماجراي نخست، نغمه است. نغمه 23 ساله است. ترم آخر دانشگاهش را ميگذراند. با آب و تاب براي دوستانش تعريف ميكند از مغازهاي لباس ميخرد كه همه لباسهايش ماركدار است و مستقيم از اروپا اجناسش وارد ميشود. دوستانش آدرس مغازه را ميپرسند و او شروع ميكند به توضيح دادن درباره مغازه: «مغازه چندان بزرگي نيست. خيلي هم شيك نيست. فقط اجناسش ماركدار است. صاحب مغازهاش هم چندان خوش اخلاق نيست. از همان اول ميگويد كه قيمت شلواري كه خواستيد 700هزار تومان است. اگر ميخواهيد بياورم ببينيد!» ميپرسم چرا از مغازههاي ارزانتر خريد نميكند؟ با لبخند نگاه عاقل اندر سفيهي به من ميكند و ميگويد: «من از اون لباساي آشغالي نميپوشم.» ماجراي دوم درباره سامان است. موهاي بلندش را چنان «تافت» مالي كرده كه گويي كلاهي از تيغهاي جوجهتيغي بر سر گذاشته. خودش ميگويد اين مدل مو را كه متعلق به يكي از هنرپيشههاي غربي در يك مراسم غيررسمي بوده، در اينترنت ديده و امروز كه قرار است به مهماني برود، پرينتي از عكس را به آرايشگر داده تا او را به همان شكل دربياورد.
سامان ماه ديگر 20 سالش تمام ميشود و حالا دانشجوي يكي از دانشگاههاي تهران است. برادر كوچكش هم موهايش را به شكلي عجيب و غريب درآورده است. اما انگار آنها بيشتر از من متعجبند. تعجب ميكنند از اينكه اين مدل موها را نميشناسم و درك نميكنم چقدر مهم است كه آدم حتما در مهماني خاص باشد. سامان گوشي آخرين مدلي را توي دست دارد و گردنبندش يكي از شمايل بودا را نشان ميدهد. از او درباره بودا ميپرسم. توضيحات دست و پا شكستهاي ميدهد و موضوع را عوض ميكند. اما دكتر افشار نادري ميگويد كه ماجراي بحران هويت به خريد شلوار ماركدار و مدل موهاي عجيب و غريب ختم نميشود. او به تهران امروز ميگويد: «اگر تعلل دولتمردان و متوليان فرهنگ در جامعه بيشتر طول بكشد ممكن است تا چند نسل دچار همين سردرگمي باشيم و در نهايت اگر نسخهاي براي اين جامعه پيچيده نشود، فرهنگ ما نابود خواهد شد.»
فرهنگ بومي را به جوان بشناسانيم
دكتر افشار نادري ادامه ميدهد: «هويت عاملي است كه اصالت يك فرد به جامعه را مشخص ميكند و با سه مولفه در ارتباط است: زمان، مكان و فرهنگ. در جهان امروز به واسطه وجود شبكههاي تلويزيوني و اينترنتي بعد زمان و مكان از بين رفته و فقط بعد فرهنگي آن باقي مانده است.»
او ميگويد: «البته عنصر فرهنگ نيز به دليل رشد تكنولوژي شيشهاي شده و در معرض ديد همگان قرار گرفته است. به همين دليل است كه باورها و ارزشها در فكر جوان درگير نوعي تضاد شده است. از جوان يك چيز خواسته ميشود و او در دنياي مجازي چيز ديگري ميبيند. از خودش ميپرسد كداميك درست است؟ از طرف ديگر كارهايي كه براي جذابسازي عناصر فرهنگي انجام شده كافي نبوده و جوان را جذب نميكند. به اين ترتيب دچار سردرگمي و ابهام ميشود. برخوردهاي ناصحيح هم اين مسئله را بحرانيتر ميكند.»
كمكاري دولت يك پاي ماجراست
او با انتقاد از برنامهريزيهاي نادرست براي جذاب كردن عناصر فرهنگي بومي كشور ميگويد: «فرهنگ ما آنقدر غني است كه نيازي نيست براي مطرح كردن آن، جوان را از برخي موارد نهي كنيم بلكه بايد از راه صحيح شناساندن اين فرهنگ را در پيش بگيريم. در حقيقت بايد اجازه دهيم مشك خود ببويد وگرنه با تعاريف نادرست عطار، جوان طالب اين فرهنگ نميشود. در كشور ما برنامهريزي فرهنگي زير نظر مستقيم دولت است. اما پس از گذشت 30 سال از انقلاب اسلامي ايران هنوز بر سر كالاهاي فرهنگي كشور به اجماع نرسيدهايم مديريتهاي سليقهاي سبب ميشود نوعي دوگانگي در آن ديده شود. در حقيقت اين مقوله نيز برشي از بحران تصميمگيري دولتمردان در مباحث اقتصادي و اجتماعي است كه در همه آنها نوعي نگاه سياستزده ديده ميشود.»
بازنگري، تنها راهحل
او ميگويد: «در مديريت فرهنگي بايد بازنگري شود. قرار نيست ما همه راهها را خودمان برويم. ميتوانيم از تجربه كشورهاي ديگر استفاده كنيم. اگر بخواهيم جوانان را از برخي عناصر فرهنگي نهي كنيم، ناخودآگاه براي آنها جذابتر ميشود و جوان ديگر اعتنايي به آنچه خودمان داريم و غنيتر و بارزشتر است نميكند.» به گفته افشارنادري اگر برنامه جامعي در اين زمينه تدوين و اجرا نشود، دچار «طراز منفي مبادلات فرهنگي» خواهيم شد. او ميگويد: « اين موضوع به آن معناست كه صرفا گيرنده فرهنگ خواهيم بود بدون آنكه دهنده فرهنگ باشيم و مسلمااين موضوع ايرانيها را از اصل خود دور كرده و باعث انتشار از خود بيگانگي در جامعه ميشود. پديدهاي كه تعارضات افراد را بيشتر كرده و روان اجتماع را به خطر مياندازد.»
منبع: تهران امروز
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۸
یک چنین مقاله ای بودم...
www.iwpeace .com
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



