سقوط پهلواني در تلويزيون!
گويا شاهد تكرار تاريخ هستيم! اما اين بار در زماني كوتاه؛ كمي بيش از پنج سال. بار ديگر شبكه 3 برنامهاي از مجموعه را به كوهنوردي اختصاص داد.
به نوشته اعتماد ملي، بار ديگر روشنگري مطبوعات و انتشار ديدگاههاي كارشناسي درباره كوهنوردي كشور فدراسيوننشينان دچار مشكل پاسخگويي را راهي تلويزيون كرد تا در برنامه يكطرفه به قاضي روند. سهشنبه گذشته رئيس و دبير فدراسيون كوهنوردي با حضور در برنامه زنده تلويزيوني، تمام توان خود را به كار گرفتند و هجمهاي بيتاثير را عليه صعودهاي مستقل هيماليانوردان كشور بيهيچ نگرانياي از هزينههاي سنگين پسيني بر كوهنوردي و سازمان ورزش كشور انجام دادند كه شگفتيساز شد!
از ديگر سوي مواجهه غيرتخصصي تهيهكننده برنامه با موضوع، انتخاب مجري بياطلاع، سوگيري آشكار برنامه به سمت فدراسيوننشينان، دوري از تعادل جدي در چينش ميهمانان برنامه، عدم ايجاد فرصت دفاع ولو حداقل به واسطه تماس تلفني با روابط عمومي يا سرپرست تيم مستقل هيماليانوردي باشگاهي كشور و... رسانه ملي را در حد روابط عمومي يك فدراسيون تقليل داد و براي بار دوم در بررسي رويدادهاي كوهنوردي كشور انگشت اتهام را متوجه فراگيرترين رسانه كشور كرد.
نبود حداقل آگاهيهاي تهيهكنندگان برنامه از رويدادهاي كوهنوردي اخير و اتكا به تهييج دستاندركاران فدراسيون كوهنوردي در تمام دقايق برنامه نشان داد پشتوانه تحقيق و پژوهش برنامه در كمترين ميزان ممكن بود و تهيهكننده، نويسنده و مجري تنها با اتكا به اطلاعات شفاهي دريافتي از مسوولان فدراسيون ساختار اصلي برنامه را طرحريزي كردند.
اطلاعات نادرست و بعضا متناقض ارائهشده از سوي رئيس و دبير فدراسيون بارها در طول برنامه شگفتيساز شد تا جايي كه مجري در انتها مجبور شد قدري براي جبران مافات و كاهش سوگيري آشكار برنامه به شوخي متوسل شود و برخي مچگيريهاي نهچندان ضروري را در قالب مزاح طرح كند؛ تا جايي كه در تناقض آشكار ديدگاههاي دبير و رئيس فدراسيون كوهنوردي درباره حادثه منجر به مرگ پزشك تيم ملي كوهنوردي جوانان كشور به صراحت خطاب به افلاكي گفت: پس
محمود شعاعي در اين برنامه چنان آشفته سخن ميگفت كه بهت و حيرت ايجادشده هر كوهنورد پيگير رويدادهاي هيماليانوردي كشور را ناخودآگاه به خندهاي تلخ وا ميداشت؛ رئيس فدراسيون در پاسخ به سوال مجري درباره حوادث هيماليانوردي با تاكيد اظهار داشت: و در سوال بعد وادار شد مشخصا حادثه منجر به مرگ پزشك تيم ملي اميد كشور را توجيه كند.
اين تناقض آشكار در حالي روي داد كه شعاعي از اشاره به حادثه جدي رويداده در تيم اورست بانوان و بيهوشي مطلق چندروزه ليلا بهرامي كه از سوي پزشك تيم رها شده بود تا خود با مجوز فرد مصدوم به قله صعود كند، طفره رفت. حادثهاي كه هرگز در فدراسيون كوهنوردي مورد بررسي قرار نگرفت و در تمام اين سالها سر به مهر ماند. حادثهاي كه محمود شعاعي خود در آن تيم حاضر بود و يكي از شاهدان ماجرا به حساب ميآيد.
حادثهاي كه همه ادعاهاي تعهد وتخصص را به يكباره بلعيد و تفكر غالب شده بر سازمان كوهنوردي رسمي در پي آن خم به ابرو نياورد. محمود شعاعي بسيار خوششانس بود كه دو پزشك خارجي مستقر در دامنههاي اورست ناجي جان عضو تيم ملي بانوان شدند!
چرا كه اينك بايد پاسخگوي شديدترين اهانتها به كوهنوردان باشگاهي كشور ميبود كه اخيرا دو تلاش بسيار ارزشمند را روي دشوارترين و فنيترين قلل هيماليا بر اساس سياستهاي كلي نظام و اصل 44 قانون اساسي به نمايندگي از بخش خصوصي و با كمترين هزينه در قبال صعودهاي پرهزينه فدراسيون كوهنوردي انجام دادند. اينك فدراسيون كوهنوردي بايد مشخصاً به اين پرسش پاسخ دهد كه در جريان صعود تيم بانوان به اورست و حادثه رويداده، قلههاي انسانيت و شرافت براي رسيدن به قله خاكي زير پاگذاشته شد يا در جريان صعود نانگاپاربات؟!
جالب توجه اينكه ادعاي شگفت صعود نشدن قله نانگاپاربات و تاكيد بر بيارزش بودن گواهيهاي صادرشده از سوي وزارت توريسم كشور پاكستان، در حالي از سوي فدراسيون كوهنوردي كشور مورد تاكيد قرار ميگيرد كه در صورت پذيرش اين ادعا كه بار جدي حقوقي در روابط خارجي با كشور دوست و همسايه پاكستان دارد، بايد درباره چندين صعود تيمهاي فدراسيون كوهنوردي روي قلل همين كشور به ديده ترديد نگريست. هرچند كه بار حقوقي موضوع براي فدراسيون ورزشي يك كشور به مراتب بيشتر است تا براي يك تيم باشگاهي.
شكي نيست كه تيمهاي مستقل هيماليانوردي بايد پاسخگوي سوالات و انتقادات وارد در قبال افكار عمومي باشند؛ امري كه در كمنظيرترين حالت آن از سوي باشگاه دماوند و تيم نانگاپاربات تا امروز بسيار پيشرفتهتر از فدراسيون كوهنوردي به انجام رسيده و استمرار دارد. اما نكته قابل تامل فعاليت شگرف و پرهزينه فدراسيون كوهنوردي براي تخريب تلاشهاي بخش خصوصي است؛ رفتارهايي كه مصداق بارز تشويش افكار عمومي ارزيابي ميشود و بار حقوقي متعددي درپي خواهد داشت. در اين ميان سكوت مديران سازمان ورزش كشور تناقض رفتاري آشكار را به ذهن متبادر ميكند؛ از سويي بر فعاليتهاي باشگاهي و خصوصي تاكيد و تبليغ ميشود و از ديگر سوي تخريب تلاشهاي بخش باشگاهي در دستور كار است. اميد كه سازمان ورزش با رعايت جانب اعتدال به موضوع وارد شود تا پاياني بر رفتارهاي فراقانوني در اين ورزش باشد.
پايان سخن خطاب به برنامهسازان رسانه ملي و مشخصاً تهيهكنندگان برنامه است كه براي جبران مافات پيشآمده تلاش كنند و براي رفع اتهام سوگيري از رسانه ملي فرصتي براي بخش باشگاهي كشور و طرح ديدگاههاي آنها فراهم كنند. باشد تا از سقوط بيشتر پهلواني در رخصتي ديگر جلوگيري شود.


