صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

زلزله تهران را بايد زلزله ايران بناميم

گفت و گو با نصرالله كماليان
کد خبر: ۳۱۴۷۱۰
| |
6683 بازدید
|
۶
دكترنصرالله كماليان، استاد 62 ساله دانشگاه تهران كه در دوره هشتم مجلس شوراي اسلامي عضو كميسيون عمران نيز بود مي گويد: در ايران هر روز 10 تا 12 زلزله زير چهار ريشتر ثبت مي شود و موقعيت جغرافيايي كشورمان سبب مي شود كه وقوع زلزله به روز و زمان خاصي محدود نشود و هر زمان بايد منتظر زلزله باشيم. او كه اينك شركت لرزه نگاري پارسيان را اداره مي كند، مي افزايد: با توجه به استقرار زيرساخت هاي مختلف كشور در منطقه تهران وقوع زلزله تهران مي تواند در چنين جمعيتي متراكم به موضوع بحراني تبديل شود كه ديگر يك زلزله نيست و بايد نام آن را «زلزله ايران» بناميم. اين زلزله شناس كشورمان كه مدت ها رييس مركز ژئوفيزيك دانشگاه تهران نيز بوده است پس لرزه هاي متعدد در منطقه كاكي را طبيعي توصيف مي كند و آن را ناشي از نوع پوسته زمين در بوشهر كه از جمله مناطق نفت خيز است مي داند.

اين روزها پس از وقوع زلزله كاكي كه روز سه شنبه روي داد و بعد زلزله گشت كه باز هم در روز سه شنبه روي داد مردم به شوخي به هم مي گويند اين سه شنبه كجا زلزله مي آيد. اين در حالي است كه همين ديروز نيز زلزله يي پنج ريشتري فارس و زلزله يي ديگر اصفهان را لرزاند. آيا تناوب زلزله ها را مي توان باور كرد؟
   
آنچه اينك مردم شاهد آن هستند زلزله هايي با بزرگاي بالاي چهار ريشتر است وگرنه ما هر روز شاهد ثبت زلزله هايي هستيم. حداقل 10 تا 12 زلزله زير چهار ريشتر در روز ثبت مي شود. آن زمان هم كه زلزله يي بزرگ به وقوع مي پيوندد ثبت پس لرزه هاي آن فراوان مي شود. بنابراين بايد توجه داشته باشيم كه ما در كشوري زلزله خيز زندگي مي كنيم. در شرايطي كه كشور ما از لحاظ زمين شناسي دارد ديگر زمان و روزخاصي به وقوع زلزله اختصاص نمي يابد و هر روز بايد منتظر زلزله باشيم. البته تناوب زلزله مطرح است كما اينكه هر 30 سال منتظر يك زلزله شديد هستيم و اين شامل تهران هم مي شود. مدت هاست كه منتظر وقوع زلزله در تهران هستيم ولي هنوز اتفاق نيفتاده است.

يعني آنچه از جنوب، شرق و اينك مركز ايران اتفاق مي افتد يك منشا ندارد؟ آيا اين زلزله ها را مي توان به هم مرتبط دانست؟
   
بايد توجه داشته باشيم كه ايران تحت انرژي تكتونيك صفحه يي يا همان صفحات داخلي زمين و حركات آن قرار دارد. ايران از چند جهت تحت فشار تكتونيكي قرار دارد كه شامل صفحه موسوم به عربستان سعودي (حجاز) كه به سمت شمال شرقي در حال حركت است، صفحه موسوم به هندوستان كه خود به سمت شمال در حركت است و مقداري از اين نيرو به شرق كشور ما فشار مي آورد و حركت صفحه اقيانوسي اقيانوس هند كه آن هم به طرف شمال است. آثار حركت اين صفحه را در چابهار و مكران مي توانيم شاهد باشيم. آثار فشار صفحه هندوستان و حركت آن را در شرق كشور مثلادر خراسان، طبس و دشت بياض شاهد هستيم. آنچه در سراوان هم شاهد بوديم زلزله يي 8/7 ريشتري بود كه حاصل حركت صفحه موسوم به هندوستان است. جمع اين فشار ها بر مركز ايران سرزمين ايران و به اصطلاح قاره اوراسيا را تحت تاثير قرار مي دهد. آنچه در سلسله جبال البرز نيز روي مي دهد نتيجه حركات همين صفحات زمين است. حال مي توان چنين نتيجه گرفت كه مجموع فشارهايي كه حركت اين صفحه هاي دروني زمين به سرزمين ما مي آورند زلزله هايي را رقم مي زنند كه همه به نوعي به هم مرتبط هستند اما در عين حال هم هر يك از زلزله ها مربوط به سيستمي مجزا از حركات داخلي زمين است. براي مثال فشار صفحه شبه جزيره حجاز بر ايران بسيار شديد است و اين صفحه هر سال سه تا پنج سانتي متر به سمت سرزمين ما حركت مي كند.

اين سوال هم مطرح است كه چرا زلزله كاكي تا اين حد پس لرزه داشته كه گاه همپاي زلزله اصلي هم شدت داشته است؟
   
وضعيت در استان بوشهر و آن منطقه كه لايه هاي دروني زمين متفاوت است و نتيجه آن پس لرزه هاي متعدد و بسيار است. اصولاآنچه در استان بوشهر روي داد حاصل نوع پوسته يي از زمين است كه در آن منطقه داريم و مربوط به مناطق نفت خيز است. در اين نوع پوسته از زمين گنبدهاي نمكي زيرزمين وجود دارند و اين گنبدهاي نمكي مثل سنگ ها كاملاسخت نيستند. به نوعي سيال هستند. اما اين سياليت مثل آب و روغن نيست. شكل پذير هستند ولي شكل پذيري آنها به شدت كند صورت مي گيرد. فشار حركت صفحات زمين در اين منطقه سبب مي شود اين گنبدهاي نمكي تا حد ممكن تغيير شكل داده و اين فشار را تحمل كنند اما وقتي فشار از حد تحمل آن پوسته خارج مي شود اين انرژي به صورت زلزله يي آزاد مي شود. معمولاهم اين تخليه انرژي با زمين لرزه هايي در حدود شش ريشتر به وقوع مي پيوندد. زلزله دراين مناطق پس لرزه هاي بسياري را به دنبال خواهد داشت كه خود پس لرزه ها بزرگاي قابل توجهي دارند.

آيا با توجه به اينكه اينك شاهد وقوع زلزله هايي در بوشهر (جنوب كشور)، سراوان (شرق كشور)، فارس و اصفهان (مركز) و تسوج در آذربايجان شمال غربي و همين طور گيلان بوده ايم آيا ممكن است اين تحركات درون زميني منجر به تغييراتي شود كه بعد از آن در مناطق البرز مركزي نظير تهران هم شاهد وقوع زلزله هايي باشيم؟
   
اتفاقا گسل هايي كه در آذربايجان غربي و شرقي شاهد فعاليت آن هستيم نرخ بالايي دارند و با توجه به نرخ تمركز جمعيت در محدوده آنها و قرار گرفتن روستاهاي مختلف خطرات بالاتري دارند تا نقاطي مثل «گشت» كه تمركز جمعيتي كمتري حول آنها استقرار گرفته است. اما كلانشهر تهران و همه شهرهاي ادواري آن همه در دامنه جنوبي البرز قرار گرفته اند. تهران خود بين دو گسل جوان قرار گرفته است. يكي در شمال تهران كه از طالقان تا فيروزكوه كشيده شده است و گسل مشافشم هم متاثر از آن است. در آنجا شواهد ساده زمين شناسي هم نشان از آن دارد كه ارتفاعات شمال تهران توسط همين گسل ها ايجاد شده و باز مي تواند اين وضع را ادامه دهد. جنوب تهران نيز متاثر از گسلي است كه از بويين زهرا تا كهريزك و ورامين و سپس كوير مركزي كشيده شده است. اين دو گسل جزو مهم ترين گسل ها هستند. تعداد زيادي گسل فرعي هم علاوه بر اين دو وجود دارد. اين گسل ها همه تهران را محاصره كرده اند و براي همين هميشه زلزله تهران مدنظر بوده است و تحليل خطر زلزله تهران مطرح بوده و هست. اين گسل ها امكان ايجاد زلزله يي با بزرگاي هفت و بيشتر در مقياس ريشتر را دارند. با توجه به تمركز جمعيتي كه تهران و اطراف آن به خود اختصاص داده است و با توجه به استقرار زيرساخت هاي مختلف كشور در اين منطقه وقوع زلزله تهران مي تواند در جمعيتي متراكم به موضوع بحراني تبديل شود كه ديگر يك زلزله نيست و بايد نام آن را «زلزله ايران» بناميم.

الان وضعيت ما در زمينه مطالعه، رصد و آمادگي براي زلزله چگونه است. ما تجربه هاي تلخي چون ورزقان، بم، طبس، رودبار و نظاير آن داشته ايم.
   
واقعيت اين است كه ما به نسبت موقعيتي كه از نظر طبيعي و زمين شناسي در آن قرار گرفته ايم تلاش چنداني براي ثبت و مطالعه زلزله ها نمي كنيم. جالب است كه كشور ما كه خود توان ساخت و توليد لرزه نگارها را دارد در حال وارد كردن لرزه نگارهاست. براي مثال ما از كشور آلمان، امريكا و كانادا در حال وارد كردن لرزه نگار هستيم. كشور آلمان براساس مطالعات زلزله شناسي هر پنج سال يك بار زلزله يي با بزرگاي بالاي پنج را تجربه مي كند حال آنكه ما هر سال پنج زلزله بالاي پنج ريشتر را تجربه مي كنيم. اين در حالي است كه تعداد لرزه نگارهاي مورد استفاده در كشورمان بسيار محدود و اندك است و نياز ايران به صدها برابر بيشتر از دستگاه هاي موجود كشور است. اين نكته را مي توان درباره ثبت زلزله «گشت» در سراوان به وضوح ديد كه مسوولان اعلام كردند نزديك ترين لرزه نگار به كانون اين زلزله حوالي سد «زيردان» در نزديكي زاهدان و صد كيلومتري محل وقوع بوده است و ديگر لرزه نگار نيز در چابهاركه بيش از 300 كيلومتر با آن فاصله داشته قرار داشته است. بنابراين ما نسبت به كشورمان و موقعيت آن بسيار ضعيف عمل مي كنيم.

منبع: اعتماد
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۶
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۰۰ - ۱۳۹۲/۰۲/۰۵
پایتخت مانند قلب و مغز است که هرگونه سکته و اخلال در کارکرد آنها به سراسر پیکره ایرانزمین اسیب می رساند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۰۱ - ۱۳۹۲/۰۲/۰۵
پایتخت مانند قلب و مغز است که هرگونه سکته و اخلال در کارکرد آنها به سراسر پیکره ایرانزمین اسیب می رساند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۱۳ - ۱۳۹۲/۰۲/۰۵
بنا به حکم همه تخم مرغ ها را نباید ذر یک سبدگذاشت. بایست امور مملکت علاوه بر تهران بعنوان پایتخت در یکی دو کلان شهر دیگر هم تمرکز شود.
بنده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۵۴ - ۱۳۹۲/۰۲/۰۵
آقایان قدری هم بعد از حساب فیزیک و لایه های زمین و گسل و مانند آن یک نگاهی هم به مدبر آسمان و زمین داشته باشید
سيد جعفر اميني
|
United States
|
۲۰:۰۵ - ۱۳۹۲/۰۲/۰۵
زلزله شهريور كأخك. در خراسان رضوي وخضري ١٦٠٠٠ كشته داشت شاهد صحنه هاي هولناك بعدم نهم شهريور ١٣٤٧ ساعت ً١٣ و٥٠ دقيقه ده سال بعد طبس وبران شد خدا به ما رحم كند
بنده خدا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۴۰ - ۱۳۹۲/۰۲/۰۵
بابا هر زلزله ای هم که بیاد خطرش از این زلزله هایی که الان در تهران وایران هستند کمتره
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟