ابوترابی: رفتار مجلس هفتم، دلیل اتفاقات میان دولت و مجلس نهم نبود

به گزارش «تابناک»، کارکرد مجلس شورای اسلامی در هر دوره با نقدهایی همراه بود اما در خصوص دوره هفتم این نقدها جدیتر است و برخی چنین گمان میکنند که همراهی بیش از اندازه مجلس هفتم با دولت نهم، منجر به چالش میان دولت نهم و دهم با مجلس هشتم و نهم شد، چرا که تصور میشد مجلس با ترکیب جدید همچنان در حدود مجلس هفتم همراهی و مدارا کند. حجت الاسلام و المسلمین ابوترابی که هم در دوره هشتم و هم در ادوار بعدی نایب رئیسی مجلس را برعهده داشته، اما این نگاه را قبول ندارد و آنچه را در مجلس هفتم رخ داده، تعامل میان قوا میخواند.

وی به عنوان یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری، اعلام آمادگی کرده و برای حضور در این عرضه بسیار مصمم به نظر میرسید.
اما در این باره باید افزود که گفتوگوی تابناک با ابوترابی تمام و کمال نبود و وی در میانه گفتوگو، راهی صحن علنی شد تا ریاست جلسه را بر عهده بگیرد و تنها فرصت طرح برخی موضوعات و دغدغهها فراهم آمد.
نایب رئیس مجلس شورای اسلامی با آرامش به پرسشها پاسخ میداد و البته موضوعات چالشی را نیز با چرخش کلام به سمت و سوی کم تنش هدایت میکرد.
در ادامه میتوانید گفتوگوی حجتالاسلام ابوترابی با «تابناک» را بخوانید.
* به نظر برخی کارشناسان، دلیل عمده قانون گریزیهای آقای احمدی نژاد، مماشات بیش از حد مجلس هفتم است و شما نایب رئیس آن مجلس بودید. نظر شما در این باره چیست؟
ـ اصولاً در اداره کشور، نیازمند تعامل حداکثری قوا با یکدیگر هستیم. بنده شخصاً اعتقاد دارم در صورتی این تعامل میتواند در جایگاه خود، بالاترین نقش را داشته باشد که هر یک از قوا برای قوه دیگر وزن بیشتری قائل شوند و برای آن منزلت بالاتری لحاظ کنند تا زمینه همافزایی قوا با یکدیگر فراهم آید؛ بنابراین، همگرایی و تعامل و همافزایی کامل تمام ظرفیت قوا با یکدیگر است و از همین دید، رهبر انقلاب بارها در توصیههای خود تأکید داشتهاند، اگر در یک تعامل چندجانبه، هر یک از افراد بر مواضع خود پافشاری کنند، این تعامل شکل نخواهد گرفت. باید در راستای رسیدن به مهمترین اصل، بستر این تعامل و ارتباط را فراهم آورد. در مجلس هفتم نیز تا جایی که به حوزه اختیارات بنده برمیگشته است، بر همین چهارچوب عمل کردیم و بر گفتوگو با دولت و بر رعایت قانون همیشه تأکید داشتهام تا با توجه به این اصل کلیدی، زمینه افزایشی تعامل قوا را فراهم کنم.
* آیا دلیل قانون گریزیهای دولت مماشات بیش از حد رئیس وقت مجلس نبود؟ـ گمان نمیکنم این تحلیل نزدیک به صواب باشد. هیأت رئیسه مجلس و ریاست مجلس برای افزایش سطح تعامل از همه ظرفیت استفاده میکردند و مجلس ـ نه در دوره هفتم و نه در مجلس هشتم و نهم ـ درصدد ایجاد چالش با دولت نبوده و اهتمامش بر این بوده که در چهارچوب قانون بستر حرکت دولت را برای پیشرفت کشور هموار کند و ریلگذاری او به گونهای باشد که در چهارچوب مصالح ملی حرکت شود. امیدوارم که همیشه در این راه حرکت کنیم.
* شیوه برخورد مجلس باعث شد دولت کار را به جایی رساند که در مجلس هشتم در طرح سؤال از رئیس جمهور مجلس را به استهزا بگیرد.
ـ اقدامات مجلس (هفتم) باعث این موضوع نشد. هر کس پاسخگوی رفتار خودش است؛ ما باید به وظیفه شرعی و قانونی خود عمل کنیم. نباید چهارچوب قانون را به این دلیل که ممکن است دیگری خطا کند، زیر پا بگذاریم. مانند این است که بگوییم مشی حضرت امیر موجب شد در رویارویی با یک جریانی به آن پیروزی مطلوب دست پیدا نکند؛ اما حضرت امیر باید روی اصول حرکت میکرد. همه ما باید روی اصول حرکت کنیم و دولت هم باید این گونه رفتار کند.نظام چهارچوبهای خود را دارد و در این چهارچوب امیدواریم امروز و آینده با تعامل حداکثری در چهارچوب قانون و گفتمان مبتنی بر علم و اخلاق حرکت کنیم.
* دولت با مجلس نهم چالشهای شدیدی پیدا کرد؛ از جمله اینکه مجلس نزدیک بیست عدد از مصوبات دولت را غیر قانونی اعلام کرد، اما دولت بیاعتنایی میکند و اهمیتی نمیدهد، ولی مردم انتظار داشتند که مجلس برخورد محکمتری در برابر قانونشکنی دولت داشته باشد.
ـ ما باید در چهارچوب قانون عمل کنیم. قانون شفاف بیان داشته که مصوبات دولت باید در چهارچوب قوانین مصوب کشور باشد و ریاست مجلس نیز مکلف است که مصوبات را با قوانین تطبیق دهد و اگر مصوبهای با مصوبه مجلس شورای اسلامی مطابقت نداشت، آن را اعلام کند و در چهارچوب وظیفه نظارتی مجلس برای پیشیرد امور کشور و حرکت بر مدار قانون استفاده کند. کوشش بر این است که از این ظرفیتها استفاده شود و راه در برونرفت از مشکلات و تنگناها هموار کند.
* ضمانت اجرای این مصوبات چیست؟
ـ قانون تدبر آن را اندیشده است. ما قانون را تصویب میکنیم و
دولت و همه دستگاهها و نهادها باید بر پایه آن عمل کنند. دستگاه های نظارتی
مانند دیوان محاسبات و سازمان بازرسی و سایر نهادهای نظارتی نیز باید به وظیفه
نظارتی خود عمل کنند.
* شما برای انتخابات ریاست جمهوری اعلام کاندیداتوری کردهاید. یکی از مشکلاتی که در دولت نهم و دهم ایجاد شده، این است که در این دولتها، قانون ارزش و جایگاهی ندارد و در کنار بیارزش شدن قانون، بی ارزش شدن برنامهریزی و بی برنامگی نقطه ضعفی برای افراد شده است. هر کس در هر جایی که کم میآورد، از اصطلاح هیأتی حرکت کردن استفاده میکند. در حالی که حضرت امام و رهبر انقلاب تأکید داشته و دارند که حرکت باید در چهارچوب قانون و برنامه باشد. به همین دلیل نیز پس از جنگ برنامههای کوتاه مدت و بلند مدت به اجرا درآمد. در دولتی که مد نظر شماست، جایگاه قانون و برنامه و علم و نخبگان تا چه اندازه اهمیت دارد؟
ـ بنده بر پایه قواعد و اصول مدیریت و با الهام از آموزههای دینی مبتنی بر فطرت انسان و تجارب حکمرانی خوب بر این اعتقاد هستم که لازم است، چند اصل کلیدی را به عوان تابلو و پرچم دولت یازدهم فرا روی دستگاههای اجرایی قرار داد و با قاطعیت تمام و بدون کمترین چشمپوشی در برابر قضاوت عمومی حرکت کرد.
نخستین اصل که شاید بتوان به عنوان اصل محوری و کلیدی تبیین کرد، اصل علم و معرفت است. قران کریم میفرماید: «در مسیری که علم نمینمایاند، هرگز گام نگذار و در مسیری که علم فرا روی تو قرار داده است حرکت کن». این علم تمام حوزههای حیات را در بر میگیرد. ما در حوزه اعتقادی باید بر اساس علم حرکت کنیم. اعتقاد به توحید، نبوت، امامت، ولایت فقیه و مدیریت نظام سیاسی در دوران غیبت امام زمان (عج) توسط فقیه عادل، مدیر و مدبر و شجاع و وارسته، از تعلقات دنیوی بر یک مبنای مستحکم علمی و معرفتی استقرار مییابد.
در حوزه اخلاق و در تصمیم و رفتار چه در حوزه زندگی فردی و چه در حوزه خانوادگی، و از آن دو مهمتر در حوزه حیات سیاسی و مدیریتی خرد و کلان کشور، باید بر اساس علم و معرفت گام برداریم، وگرنه در پیشگاه خدا نمیتوانیم پاسخگو باشیم و راه رسیدن به علم و دانش احترام به خرد جمعی است. رسیدن به علم، ثمره اعتقاد به مشورت با صاحب نظران و صاحبان فکر و اندیشه است. من مجلس شورای اسلامی را نماد خرد جمعی ملت ایران میدانم و بر این اعتقاد هستم که دولت باید بالاترین تعامل را با مجلس داشته باشد و مجلس را به عنوان یک بازوی مشورتی قدرتمند خود به کار گیرد و به نگاه مشورتی مجلس کاملا احترام بگذارد.
باید از نخبگان علمی و دانشگاهی به ویژه چهرههای عالمی که سالها در بدنه اجرایی کشور بودهاند و از نزدیک با ظرفیتهای نظام و با نقاط ضعف و قدرت آن آشنا هستند و تهدیدها و فرصتهای آن را میشناسند، صادقانه کمک گرفت، به گونهای که نگاه جامعه علمی و دانشگاهی و صاحبان فکر و نگاه مجلس شورای اسلامی بر انجام این مهم توسط دستگاههای اجرایی باشد و همه اینها سطح اعتماد را ارتقا میبخشد.
بنده با تأکید رهبر انقلاب، در حلقه سه نفرهای که قانون پنجم را بررسی کرد، حضور داشتم و نگاهم بر این بود که از صاحبان فکر و اندیشه و کسانی که نقد جدی به برنامه داشتند و خارج از بدنه دولت، با دانش و تجربه نقطه نظرات خود را اظهار میداشتند، دعوت کردم و بعد هم در کمیسیون تلفیق از دولت و معاون وقت برنامهریزی رئیس جمهور خواستم کارشناسان معاونت برنامهریزی اسناد پشتیبان برنامه پنجم را ارائه و در مقابل صاحبنظران از مبانی برنامه دفاع کنند.
لذا برنامه پنجم را در سطح قابل قبولی از استحکام میدانم که در مجلس شورای اسلامی مورد بررسی و تصویب نهایی قرار گرفت. باید برنامه محور بود و از اقدامات مقطعی به شدت پرهیز کرد و با نگاه به برنامه برای رسیدن به افق روشن گام برداشت؛ باید سیاستهای کلی نظام را به سیاستهای قطعی دولت یازدهم تبدیل کرد؛ باید گفتمان نظام، گفتمان دولت یازدهم باشد؛ آن هم در همه حوزهها و با تکیه بر خرد جمعی و مدیریت مبنی بر علم و اخلاق و ظهور اخلاق سیاسی.

* در بحث استفاده از نخبگان و با توجه به اینکه شما سیزده سال به عنوان نایب رئیس مجلس بودهاید، آیا مجلس خودگرایی را رعایت کرده است؟ با توجه به اینکه در مجلس سابقه داشته که مصوبه ای در عرض 24 ساعت لغو شده، به نظر میرسد که مجلس نتوانسته است آن گونه که باید رأس باشد و نتیجه آن چیزی است که در سر سفرههای مرم است.
ـ آنچه میتواند ارکان استفاده شایسته از سرمایههای جمهوری اسلای را فراهم آورد، تعامل قوا با یکدیگر با تکیه بر علم و گفتمان همراه با اخلاق و خرد جمعی است. اگر این پدیده در سطح مطبوع رخ دهد، ما شاهد کارآمدی دولت و افزایش کارایی و کارآمدی مجلس خواهیم بود. باید بدنه دولت به طور جدی در اختیار مجلس باشد تا با گرهگشایی به مردم کمک کند و این کار با تأمل حاصل میشود. بحث بعدی که به باور بسیاری از کارشناسان و حتی شمار زیادی از نمایندگان مجلس مطرح است، بعد نظارتی مجلس است که عقیده دارند، آن گونه که باید، مجلس نتوانسته در این حوزه موفق باشد و در این زمینه ضعیف عمل کرده است، چرا؟
به هر میزان هم افزایی بین دولت و مجلس بیشتر شود ـ چه در تصویب قوانین متقن و ناظر بر موضوعات و مشکلات واقعی و گرهگشایی از آن و چه در بعد نظارت ـ در اجرای آن بهتر عمل خواهیم کرد. باید رئیس دولت دست مجلس را بفشارد و از این نهاد نظارتی بر حسن اجرای قانون استقبال کند. پیرو این ثمره، التزام به قانون اساسی است. اگر رئیس دولت در اندیشه اجرای قانون است، باید از نظارت بر قانون استقبال کند؛ بنابراین، همه هوشمندان بر این تأکید دارند که شاهد همافزایی بین قوا باشیم، نه شاهد چالش بین قوا.
* موضوع دیگری که مطرح است، بحث رسانه هاست که به نظر میرسد احمدی نژاد کمترین توجه را به رسانهها داشته و در طول این چند سال جز رسانههای دولتی، با هیچ رسانه داخلی دیگری مصاحبه نکردهاند به نظر میرسد که این روند در دیگر قوا از جمله مجلس و قضاییه نیز هدایت کرده است. نظر شما در این باره چیست؟
ـ رسانههای کشور ـ اعم از تصویری، چاپی، سایتها و خبرگزاریها ـ نقش بسیار مهمی در آگاهی مردم دارند و ما به این سطح از آگاهی نیازمندیم و نکتهای که باید گفت، این است که رسانهها در بازتاب مطالب صداقت کامل رعایت کنند و با حاشیهها، متن را از صدها منظر و نگاه عمومی پنهان نکنند و باید رسالت واقعی خود را با تعیین درست کارکرد و نقد منطقی آنها در راستای ارتقای کارآمدی قرار دهند.
بنده بر این باورم و در راستای کارهای سیاسی خود تا آنجا که حوصله و وقت اجازه داده، در خدمت رسانهها بودهام و به پرسشهای آنان پاسخ دادهام. امیدواریم دولت یازدهم هم به رسانهها درست عمل کند و به گونهای که اصحاب رسانه اعتماد کنند و این اعتماد با صداقت و حسن تعامل و تبیین درست واقعیتها به دست خواهد آمد.
باید در همه حوزهها نیز این گونه باشد؛ عالم هستی نماد خداوند است؛ حوزه هنر نیز باید به اندازه دیگر موارد مورد توجه قرار گیرد و صاحبان هنر و فکر و اندیشه در هر حوزهای باید به بالاترین سطح اعتماد برسند و باید رسانهها با توصیهها و نقدهای خود به مسئولان، باعث پیشرفت کشور شوند.
* آیا به نظر شما انتخابات آینده دو قطبی خواهد شد و اساساً چرا جامعه با رأی منفی به یک کاندیدا، رأی مثبت به کاندیدای دیگری میدهد؟
ـ امیدواریم که انتخابات پیش رو، صحنه باشکوهی از شرکت مردم و گروهها باشد تا زمینهساز افزایش اقتدار و کارایی نظام جمهوری اسلامی شود و به نظر من انتخابات چند قطبی خواهد بود.


