کاندیداهایی که مدیون وجود احمدی نژاد هستند!
هشت سال ریاستجمهوری دولتهای نهم و دهم، هر چقدر که جای انتقاد در حوزههای گوناگون را داشته باشد، دستکم نکته مثبتی برای برخی ار آنهایی دارد که اکنون به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری یازدهم یا رسما اعلام حضور کردهاند و یا بحث حضور آنها مطرح است.

هشت سال ریاست جمهوری دولتهای نهم و دهم، هر چقدر که جای انتقاد در حوزههای گوناگون را داشته باشد، یک نکته مثبت دستکم برای برخی ار آنهایی دارد که اکنون به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری یازدهم یا رسما اعلام حضور کردهاند و یا بحث حضور آنها مطرح است. آن نکته مثبت برای برخی از آنان اقتصاد آشفته و تقریبا بیسر و سامان و از هم گسیختهای است که خوشبختانه یا متأسفانه به اندازهای خلل دارد که برخی از این کاندیداها که هیچ تخصصی درباره آن ندارند، بالاخره میتواند روی نقطهای از آن دست بگذارند؛ شاید در آن نقطه حرفی برای گفتن داشته باشند.
به گزارش «تابناک»، هنوز فضای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، شفافیت کاملی به خود نگرفته و آرایشهای انتخاباتی آنقدر کامل نشدهاند که بتوان گفت دقیقا رقابت بر کدام نقطه متمرکز خواهد شد؛ اما در همین فضای کلی نیز چند مورد اساسی هست که از هم اکنون مورد رقابت واقع شده و مهمترین آنها حوزه اقتصاد است. شاید همین امر موجب آن شده باشد که شماری از چهرههایی که به واقع چهره اقتصادی هستند از حضور خود در انتخابات ریاست جمهوری سخن بگویند و از هم اکنون برنامههایی برای این حوزه ارائه دهند. برخی دیگر نیز از سویی سخن از توانایی خود برای سر و سامان دادن به اقتصاد در ظرف زمانی مشخص میکنند و البته بسیاری بر کلیگویی در این حوزه بسنده میکنند و هیچ برنامه مشخصی هم ارائه ندهند.
از همین روی است که برخی از این کاندیداها دستکم در این زمینه بدهکار و مدیون محمود احمدینژاد و اقتصادی است که برای کشور رقم زده است! فرصتی که وی برای بسیاری از کاندیداهای انتخابات یازدهم فراهم کرده که حداقل سخنی در اقتصاد داشته باشند و این مهم برای افکار عمومی جامعه را دستمایه تاخت و تاز تبلیغاتی، به عیان و در پوشش قرار دهند. کاندیداهایی که برخی از آنها تا پیش از این نه سخنی اقتصادی میگفتند و نه برنامهای در اقتصاد کشور داشتند. کسانی که تا کنون حتی یک مفهوم اقتصادی را نمیتوانند توضیح دهند، امروز از اقتصاد سخن میگویند؛ از آباد کردن اقتصادی میگویند که خود آنان در بخشی در ویران کردنش در این هشت سال مسئول بودند. از تلاش برای رفاه اقتصادی مردمی میگویند که اتفاقا خود آنان در پایین بردن استانداردهای زندگی آنان نقش دارند. بسیاری از کاندیداهای امروز در دولتها و مجلس نقش داشتهاند، یکی وزیر بوده است و یکی وکیل، یکی معاون بوده و یکی رئیس! چه گلی بر سر اقتصاد این کشور زدهاند که باز هم وعده میدهند؟!
این دست از سخنان هرچند به خودی خود موردی قابل انتقاد نیست و حتی از منظری دیگر، شاید بتوان گفت نشان از تحرک سیاسی مثبت در انتخابات آتی دارد، یک نکته مهم را مورد اغفال قرار میدهد. و آن اینکه اقتصاد یک بازی نیست، آن هم از نوع تبلیغاتی. یا دست کم آنکه جامعه ایرانی مزه هشت سال بازی تبلیغاتی با اقتصاد را چشیده است! جالب اینکه بخشی از این کاندیداها که اکنون میخواهند اقتصاد ایران را بسازند، در مجلس هفتم سردمدار طرح تثبیت قیمتها بودند! حرکتی پوپولیتسی که برای جلب نظر مردم انجام شد، اما مزه تلخ همین طرح را مردم برای بالا رفتن بیحد و حصر قیمتها تجریه کردند!
نکتهای که مورد غفلت این دست از کاندیداهایی که به کلی گویی در حوزه اقتصاد و دادن وعده دو و سه ساله برای سامان دادن به اقتصاد میکنند واقع شده، این است که رئیس جمهور علاوه بر برنامه اقتصادی، باید سیاستگذار هم در حوزه اجرا باشد و هم برنامه ریز. یک برنامه اقتصادی هم باید اراده اجرا برای آن باشد و هم توانایی اجرایی برای اجرای آن. برخی از کاندیداها در سی سال گذشته پایشان را از تهران بیرون نگذاشتهاند. برخی نفت خوزستان را میشناسند، اما نمیدانند مسجد سلیمان کجاست! برخی سالی چند بار مشهد رفتهاند اما نمیدانند تایباد کجاست! برخی نام کردستان را شنیدهاند، اما اورامانات را نمیشناسند و برخی از آذربایجان دیدن کردهاند و اما نمیدانند مردم آن دیار چه مشکلاتی دارند!
به این معنا که رئیس جمهور باید درک مشخص و دقیقی از چهارچوبها و استراتژیهای کلان و قوانین کشور داشته باشد و در حوزه اجرا برای عملیاتی کردن اهداف این حوزههای کلان و در عین حال حرکت به سمت رفع کاستیها اقدام به ارائه برنامه و سیاست اجرایی کند. هر گونه سخنی چه در حوزه اقتصاد، یا سیاست یا فرهنگ و غیر آن بدون در نظر آوردن این زمینه، در نهایت کار را به خود محوری و خود متخصص پنداری رئیس جمهور میکشاند که آفات آن را به عینه همگان درک کردهاند.
اما صحبت از سر و سامان دادن به اقتصاد بدون داشتن سیاست مشخص برای این حوزه و بسنده کردن به کلی گویی در حوزه انتقاد اقتصادی و دادن وعدههایی که اساسا معلوم نیست بر چه مبنا و اصولی مستقر هستند، برای اقتصاد کشور، لباس فاخر نخواهد بود و آش دهن سوزی برای افکار عمومی جامعه نیز نیست.
آنچه امروز بیش از هر چیز اقتصاد کشور به آن نیازمند است، «سیاستگذاری اجرایی» در حوزه اقتصاد و استفاده از نخبگان اقتصادی در راستای مردمی کردن اقتصاد کشور و پاک کردن آثار حضور دولت از صحنه اقتصاد است. مسلما نتیجه انتخاب رئیس جمهوری که از هم اکنون ادعای سر و سامان دادن به اقتصاد را بدون داشتن برنامه مشخص و سیاست دقیق، و درکی درست از چهارچوبهای کلان دارد، یا چهره اقتصادی که چون دستی در اقتصاد دارد احساس میکند میتواند اقتصاد را سامان دهد، جز این نخواهد بود که دستکم چهار سال دیگر اقتصاد کشور دولتی بماند و فرد محوری و نه برنامه محوری در اقتصاد کشور حاکم باشد.
خود محوری اقتصادی همان چیزی است که از شعار بلند میشود و فاصله شعار تا عمل به اندازه تورم زیر ۱۰ درصد و تورم ۴۰ درصدی است. یا به اندازه ادعای عدالت اقتصادی و واقعیت بیعدالتی گسترده در جامعه. خود محوری اقتصادی از آنجایی سرچشمه میگیرد که کاندیدای ریاست جمهوری تنها به این دلیل که اقتصاد اکنون فضای خوبی برای بازی و زمین مساعدی برای بذر تبلیغات انتخاباتی است، با سینهای سپر در آن وعده میدهد و شعار را از هم اکنون جایگزین برنامه و سیاست اجرایی میکند.
آنچه اقتصاد امروز به آن نیاز دارد، روشن کردن دوباره راهی است که باید در سالهای گذشته پیموده میشد. مردمی کردن اقتصاد است که سیاستگذاری مشخص، راه آن را نشان میدهد و نقطه مطلوب آن را معین کرده است. اقتصاد امروز رئیس جمهور اقتصاددان هم میخواهد، اما بیشتر از آن نیازمند چهرهای است که بتواند با برنامه، خاطره تلخ خود محوری اقتصادی و خود متخصص پنداری هشت سال گذشته را از یاد جامعه ایرانی پاک کند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۵۵
انتشار یافته: ۵
تورو جون هر کی دوست دارین بذارین مردم آسایش داشته باشند والله حق ملت ایران این شرایط نیست، والله اگه بیاین وسط و نتونین کشورداری کنین گناه کردین!
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



