صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

نگاه شما: شهرهای شاهنامه در نقشه امروز

کد خبر: ۳۱۲۳۹۲
| |
49920 بازدید
|
۴

اگر کسی آشنایی اندکی با نقشه افغانستان داشته باشد، متوجه می‌شود که شهر‌ها و مناطقی که در این شعر به نام شهر‌ها و نواحی ایران ذکر شده مانند غرچگان، بُست، طالقان، بلخ، فاریاب، مرو، کابل، قندهار، نیمروز، بامیان، پنجهیر، اندرآب، بدخشان و... همگی در قلمرو افغانستان امروز قرار دارند.

حقیقت این است که بیش از 90 درصد شهرهایی که در شاهنامه از آن‌ها نام برده شده، در بخش شرقی فلات ایران و افغانستان امروزی واقع شده‌اند.

هرچند به علت فضای داستان‌های شاهنامه که مربوط به ایران باستان و ایران داستانی است این طبیعی نیز می‌نماید. باقی سرگذشت فلات ایران از افسانه و اسطوره وارد تاریخ می‌شود و درین تاریخ است که حکایت شهر‌ها و حکومت‌ها در سرتاسر فلات بزرگ ایران به تفصیل ذکر می‌شود. از طرفی شاهنامه در مدح محمود زاولستانی که پایتختش در غزنین بوده سروده شده و طبیعی است ذکر پهلوان‌هایی که پشتوانه او به حساب می‌ایند، بیاید و نام شهر‌هایی بیشتر ذکر شود که در نقشه آنروز تحت سلطنت محمود غزنوی بوده‌اند.

اما برخورد مردم دو طرف همیشه به این انصاف نبوده است.
 
محمود افشار یزدی، درباره تعبیر فردوسی از اصطلاح ایران، به همین نکته اشاره می‌کند. او می‌نویسد: «فردوسی هم... ایران داستانی که با توران داستانی جنگ داشته، میدان جنگ را‌‌ همان خراسان بزرگ که شامل افغانستان کنونی و سیستان و مازندران بوده می‌شمرده است. او از هخامنشیان که از پارس برخاسته بودند، سخن نمی‌راند الا آنکه از دارای کیانی که مغلوب اسکندر شد و‌‌ همان داریوش سوم هخامنشی باشد، یاد می‌کند.

در عصر دارا و اسکندر است ‌در شاهنامه «تاریخ داستانی» یا «داستان تاریخی» (خراسان بزرگ) با «تاریخ باستانی» (سرزمین پارس) به هم پیوند می‌شود. از زمان ساسانیان است که ایران و ایران‌شهر را که جامع خراسان بزرگ و پارس باشد، ذکر می‌کند» و بعد این نکته را خاطرنشان می‌کند که به طور کلی در بعضی اوقات که فلات ایران، از لحاظ سیاسی به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم می‌شد، نام ایران نصیب قسمت شرقی ‌و نام پارس مخصوص ایران کنونی می‌بود. همچنان که یونانی‌ها و اروپاییان دیگر هم با تلفظ‌های خود ایران را «پارس و پرس و...» می‌خواندند و می‌خوانند.

اما آنچه روشن است، این ‌که فلات ایران، بسیار از آنچه امروز است، بزرگ‌تر بوده ‌و ذکر هر جایی از این فلات، شرح حال و روایت رویاهای همه مردم این فلات پهناورست که در ‌قرن‌ها پراکنده و گسیخته شده‌اند؛ اما رویا‌ها و حافظه مشترکشان را از یاد نبرده‌اند.

شهرهای شاهنامه

مهم‌ترین همه این شهر‌ها بلخ است. شهر مادر یا پایتخت باستانی ایران قدیم شهری که جمشید در آن تاج می‌گذارد و زرتشت در آن مبعوث شده است و بالاخره در روزگار خود غزنویان، حسنک وزیر نماد معصومیت روشنفکری تاریخی بیهقی در آن به قتل می‌رسد.

شاهنامه آن را قبله‌گاه ایرانیان گزارش کرده است:

به بلخ گزین شد بر آن نوبهار/ که یزدان پرستان بر آن روزگار/ مر آن خانه داشتندی چنان/ که مر مکه را تازیان این زمان

نام بلخ بیشتر از هر نام دیگری در شاهنامه آمده است. در داستان زرتشت، در داستان گشتاسپ و در داستان اسفندیار و خلاصه یکی از محور‌های اساسی داستان است.

یکی باره زیشان فرستم به بلخ/ به ایرانیان بر کنم روز تلخ/ دگر باره بر سوی کابلستان/ به کابل کشم خاک زابلستان

پس از بلخ دومین نقطه ثقل داستانی شاهنامه البرز کوه است. خانه سیمرغ و محل پرورش زال. اینکه این کوه چه ربطی با رشته کوه‌های البرز در شمال ایران دارد برای من روشن نیست؛ اما بدون شک به آن رشته کوه و دماوند نامدارش در داستان شاهنامه مربوط نیست و به جز دکتر معین و بعضی از متأخرین، دیگر تقریبا همه بر این قول متفقند.
 
آقای کهزاد بر این باور است که مقصود از آن «کوهی است در حوالی جنوب بلخ» که البته این کوه هنوز هم با عین نام در حدود پنجاه کیلومتری جنوب بلخ موجود است، اما استاد مینوی می‌گوید: مراد از آن کوه‌های شمال هندوستان است نه کوه‌های شمال ایران فعلی.
در آثار کلاسیک در طبقات ناصری نوشته قاضی سراج جوزجانی آمده است که: در غور پنج پاره کوه است. یکی از آن زال مرغ مندیش است و گویند که سیمرغ زال زر را که پدر رستم بوده در آن کوه پرورده است، اما از آنجا که رودابه دختر مهراب شاه کابلی ارگش به این کوه نزدیک بوده و این نزدیکی سبب عشق وی و زال شده به احتمال بایستی کوهی در‌‌ همان حوالی باشد و این به گفته استاد مینوی نزدیک‌تر است.

اما اگر کابل را کابلستان به فرض نقشه الفنستن در نظر بگیریم، آن‌گاه شامل حدود بامیان نیز می‌شود که در نزدیکی البرز کوه بلخ است، آن‌ گاه گفته مرحوم کهزاد دقیق‌تر می‌نماید.

این ادعا را اشاره فردوسی به اینکه مهراب شاه از تخمه ضحاک تازی بوده ‌و شهر ضحاک در بامیان واقع است. برخی دیگر از محققین دال بر اثبات فرضیه مرحوم کهزاد دانسته‌اند.

شهیدی مازندرانی در جغرافیای شاهنامه شرح بیشتر داده است که‌ کوه شمالی رَی و دماوند را البرز نمی‌گفته‌اند... به طور کلی روشن نیست که نام‌گذاری البرز بر کوه‌های رَی و دماوند از چه تاریخی آغاز شده ‌و این گونه می‌نماید که نام البرز برای کوه‌های شمالی ری و دماوند بیش از دو یا سه سده نمی‌گذرد. ‌(حسین شهیدی مازندرانی، راهنمای نقشة جغرافیایی شاهنامه، ص ۵، چاپ دوم، تهران، ۱۳۷۴ خورشیدی.)

سومین محل محوری شاهنامه، زابل است. زابل به این جهت که شهر رستم و محل پادشاهی اوست، در شاهنامه بسیار آمده است.

نه قیصر بخواهم نه فغفور چین/ نه از تاجداران ایران زمین/ شه نیمروز است و فرزند سام/ که دستانش خوانند شاهان به نام

از طرفی زابل مرکز سلطنت غزنوی هم هست و طبیعی است که از آن فراوان یاد شود. این زابل هم البته منطقه بزرگی بوده است.

سجستان یا سیستان نام‌های دیگری بر آن بوده‌اند. حدود زابل هم به قول علی اکبر دهخدا از این قرار بوده است.» مملکتی است عریض، محدود است از سمت شرق به ولایت کابلستان و از غرب به سیستان و از جنوب به دیار سند و از شمال به جبال هزاره و خراسان، طولش بیست مرحله و عرضش پانزده، بیابانش بیش از کوهستان است. مشتمل بر چمن‌های خوش و مراتع خصیب مسکن افغان و هزاره و قلیلی ترک و تاجیک و از بلاد زابلستان قندهار و بست و غزنی و زمین داور و می‌مند و شبرغان و فیروزکوه و فراه از شهرهای آنجا و اغلب از اقلیم سوم و قلیلی از جبال هزاره داخل چهارم است. در زمان کیانیان آن ولایت با سیستان و سند، در زیر حکم گرشاسب و زال و رستم بوده بدین سبب رستم را زابلی می‌گفتند. ‌

یکی دیگر از شهر‌های بحث برانگیز و کلیدی شاهنامه غرجستان است. امروز در افغانستان ولایتی با نام غور موجود است، اما این غور با حدود و ثغور غرجستان هم یگانگی دارد و هم تفاوت.

در برهان قاطع آمده است: غرچه... ولایت غرچستان و مردم آنجا را نیز گویند. ابن حوقل بغدادی (وفات ۳۵۵ هـ ق) در صورة الارض می‌گوید: غرج الشار در گذشته ناحیه از کشور بزرگی موسوم به مملکت‌ غرحه ‌بود.

به عقیده بعضی از لغویون، غرج و یا غرش خود به معنی جمع است، یعنی کوه‌ها، چنانکه» غرج الشار «به مفهوم جبال الملک یا کوه‌های پادشاه. ولی غرچگان به معنای کوهیان واهی غرچستان هر دو آمده است. فردوسی گوید: از ایران به کوه اندر آیم نخست/ در غرچگان تا در بوم بست

ذکر غرچستان در بسیاری ار آثار تاریخی و جغرافیایی موجود است. از جمله المسالک و الممالک، احسن التقاسیم، تقویم البلدان، معجم البلدان، زین الاخبار، حدود العالم ف صورة الارض، تاریخ بیهقی، طبقات ناصری، بارهان قاطع، جامع التواریخ، جهان گشای، البلدان ابن فقیه همدانی، آثار البلاد و اخبار العباد، احسن التواریخ.

ظاهرا در ایران قدیم یا فلات ایران، همه این ولایات ایران خوانده نمی‌شده است. تصویری که فردوسی در این باره می‌سازد، کمی مبهم است. گاهی همه این ولایات را از بغداد تا سغد به نام ایران می‌خواند و گاهی هر کدام را کشوری جداگانه؛ از این جمع کابلستان و زابلستان و ایران که همواره کشورهایی متفاوتند. به همین علت هم هست که رودابه شاهان ایران و چین و سیستان را تفاوت می‌گذارد.

گاهی حتی فردوسی مرز‌های کوچک را هم در می‌نوردد و ساحت رزم‌هایش را به وسعت جهان بزرگ می‌نماید.
 
در داستان رستم و اسفندیار که نقطه اوج داستان شاهنامه است، دو پهلوان هم سرزمین و نیک پی که هیچ یک به کشتن دیگری و جنگ دیگری راضی نیستند، هر دو از دو پاره فلات ایرانند اما هر دو نسبت‌های جهانی دارند.
در رجز خوانی‌هایی که هر دو قبل از جنگ می‌کنند، هر دو پس از ذکر فتوحات خویش و نسب پدری خویش که به همراهی می‌رسد، به نسب مادری خویش ارجاع می‌دهند. مادر رستم دختر و فخر پادشاه سند است و مادر اسفندیار دختر و گوهر قیصر روم. بدین گونه نبرد این دو پهلوان شکلی جهانی می‌گیرد؛ تقابل دو‌ نژاد از جانب مادری.

بخش اول شاهنامه تقریبا به تمامی در شهر‌های افغانستان امروزی می‌گذرد.

البرز کوه و سیمرغ، سام از غور در بلخ، زال زر متولد در بلخ، وفات در چھلابدال، رودابه دختر مھرابکابلخدای، پادشاه کابلستان، لھراسپ‌ شاه بلخ، گشتاسپ و زریر دو شھزاده، گشتاسپ و زریر در مرغزار کابل، پادشاھی‌ گشتاسپ در بلخ، ظھور زردھشت در بلخبامی، لھراسپ معتکف در آتشکده، برزین (یا) نوش‌آذر در بلخ، جلوس گشتاسپ بر تخت جنگاولود و مایران و توران در بلخ، در کنار رود هیرمند، اسفندیار و رستم دستان، سھراب پسر رستم و تھمینه دختر شاه سمنگان (شهری در بین مزارشریف و کابل)، در نیمروز (شهری درجنوب غربی افغانستان) رستم و سھراب، تدارک جنگ بین پدر و پسر، کشته شدن سھراب، کک کوھزاد پھلوان (مرباد)، قلعه کک کوھزاد در فراه، برزویشنگانی - شغنانی (شهری در بدخشان مشترک بین افغانستان و تاجیکستان) پسر سھراب سمنگانی.
اکثر این حوادث در این شهر‌ها می‌گذرد که هه عموما در افغانستان امروز یا در تاجیکستان فعلی موقعیت دارند.

۱) زابل (بیش از ۱۴۵ بار)؛ ۲) کابل (۱۱۶ بار به شکل کابل و کابلستان)؛ ۳) بلخ (۵۲ بار به عنوان مرکز کشور ایران و شهر مقدس زرتشتیان)؛ ۴) سیستان (سی بار ذکر گردیده که مطابق با جغرافیای زابل و زابلستان است)؛ ۵) نیمروز (بعنوان مرکز زابلستان و سیستان و‌گاه معادل هرکدام از آن‌ها بار‌ها در شاهنامه ذکر گردیده است)؛ ۶) هرات (در ده جای شاهنامه ذکر گردیده است)؛ ۷) سمنگان (هشت بار)؛ ۸) بُست (پنج بار)؛ ۹) شغنان (از شهرهای بدخشان پنج بار)؛ ۱۰) کُندوز یا قندوز (پنج بار)؛ ۱۱) غزنی (سه بار)؛ ۱۲) دهستان (از شهرهای بادغیس که نام آن پنج بار در شاهنامه آمده)؛ ۱۳) طالقان (یکی مرکز تخارستان و دیگری در حوزۀ مرغاب بین مرو و بلخ ـ سه بار نام برده شده)؛ ۱۴) غرچگان (در هزاره ‌جات کنونیب و ده وسهبار در شاهنامه ذکر گردیده)؛ ۱۵) مرورود (در حوزۀ مرغاب که فردوسی سه بار از آن یاد کرده)؛ ۱۶) بامیان (دو بار)؛ ۱۷) قندهار (دو مورد).
سایر شهر‌ها و نواحی که نامشان در شاهنامه آمده: ۱۸) فاریاب ۱۹) جوزجان ۲۰) بدخشان ۲۱) غور ۲۲) پنجشیر ۲۳) اندرآب ۲۴) جَرَم در بدخشان که به شکل چَرَم آمده ۲۵) بامین از شهرهای ولایت بادغیس ۲۶) گرزوان از شهرهای ولایت فاریاب ۲۷) دینوو.

کوه‌ها: البرز (۱۰ بار) هندوکش به شکل هندوکوه یا کوه هند آمده، سفید کوه به شکل سپیدکوه آمده.
رود‌ها: جیحون یا آمو (۶۸ بار) هلمند (۱۱ بار) و کاسه رود (سه بار) ذکر شده است.

فرستنده: زهرا احمدی

* برای آشنایی با شرایط و نحوه همکاری با «نگاه شما» اینجا را کلیک کنید.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۷۳
انتشار یافته: ۴
محمد جوادی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۲۵ - ۱۳۹۲/۰۱/۱۹
این مقاله یا کامل نیست یا این مقاله فقط شامل اسامی شهرهای واقع در افغانستان امروزی می باشد نامهای آشنایی همچون آمل، ری، اصفهان ، شیراز و غیره بارها در شاهنامه ذکر شده است
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۲۰ - ۱۳۹۲/۰۱/۱۹
خیلی جالب بود. متشکر*
خراسانی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۱۰ - ۱۳۹۲/۰۱/۱۹
تعدادی از جنگهای ذکر شده در شاهنامه در منطقه کلات بخش کاخک گناباد بوده و منطقه میم و چرم نیز در همین منطقه است . منظور از چرم روستای چرمه فعلی شهرستان سرایان است نه منطقه ای در افغانستان فعلی
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۲۵ - ۱۳۹۲/۰۱/۱۹
اسم جهرم رو فراموش کرده اید.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟