صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

قاليباف و بازخواني علل عقب‌ماندگي ايران

در اوضاع كنوني و پرتو تحولات سه دهه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، شكل‌گيري دولت توسعه‌گرا كمترين انتظار نخبگان كشور از نظام اسلامي است. تلاش در راستاي تحقق دولت كارآمد، اجتماعي ‌شدن قدرت دولت، اجماع نظري و عملي نخبگان پيرامون محور توسعه ايران و از همه مهمتر، بازسازي ساختارهاي دولت، مي‌تواند زمينه مناسبي را براي تحقق دولت توسعه‌گرا در كشور فراهم آورد
کد خبر: ۳۱۲۱۷
| |
18885 بازدید
مي‌توان گفت، اگر توسعه ضروريتي حتمي براي كشور ماست، راه تحقق آن در دولت نهفته است؛ تنها نوعي خاص از دولت، يعني دولت «توسعه‌گرا».

تحقق چنين دولتي نيز نيازمند دگرگوني‌هايي در درون انديشه و ساختارهاي شكل‌دهنده و جهت‌دهنده دولت است كه مي‌توان در يك كلام به آن «توسعه دولت» اطلاق كرد. نتيجه نهايي آن‌كه، توسعه نيازمند دولت توسعه‌گراست و دولت توسعه‌گرا، نيازمند توسعه دولت است.
مسأله حياتي امروز ما آن است كه با اتكا به پيام ‌محوري انقلاب و استفاده از پتانسيل‌هاي دروني نظام و كشور، تحقق توسعه را در چشم‌انداز دوستداران انقلاب قرار دهيم باور به تكامل و تعالي در عالي‌ترين مرجع هدايتگر، توسعه و پيشرفت كشور را سبب خواهد شد؛ زيرا ايرانيان شايسته زندگي بهتر در پرتو انقلاب اسلامي و نظام مردمسالار هستند.

درباره علل توسعه ‌نيافتگي ايران، ديدگاه‌هاي گوناگوني است. در اين بخش به بررسي اجمالي اين ديدگاه‌ها مي‌پردازيم:
گروهي از كارشناسان در ريشه‌يابي علل عقب‌ماندگي ايران، اولويت را به عوامل فرهنگي مي‌دهند؛ تحليل‌هاي فرهنگ‌محور در تبيين پديده‌هاي اجتماعي از جمله عقب‌ماندگي، ريشه‌هايي نيرومند و سنتي استوار در تاريخ جامعه‌ شناختي دارد.

گروهي ديگر از روشنفكران با نقد روشنفكري، ريشه‌هاي عقب‌ماندگي ايران را در عصر جديد، خودباختگي فكري ايرانيان در برابر غرب و اتكا نداشتن به فرهنگ و انديشه بومي دانسته‌اند. در رأس اين گروه، جلال آل احمد و كتاب «غرب‌زدگي» قرار دارد كه بسيار پرنفوذ بوده است.
در ايران به تحليل اوضاع بر اين اساس بسيار توجه شده است؛ دكتر احمد سيف، دكتر همايون كاتوزيان و دكتر مصطفي وطن‌خواه از جمله اين افرادند. علاوه بر اين تحليل‌هاي، كاتوزيان و بسياري ديگر در تحليل‌هاي اقتصادي خود در ريشه‌يابي علل عقب‌ماندگي، بر نفتي ‌شدن ساختار اقتصاد ايران به عنوان عامل تشديد كننده عقب ‌ماندگي اقتصادي و ضعف پويايي و توليد دروني آن تأكيد كرده‌اند.

سياست به عنوان عامل عقب‌ماندگي: تحليل گراني كه به اولويت سياست بر ديگر ابعاد حيات اجتماعي باور دارند، در تحليل توسعه و توسعه‌نيافتگي، عمدتا بر نقش سازنده و مخرب عوامل سياسي در پيشرفت يا پسرفت كشور تأكيد مي‌كنند. اين تفكر پايه و پشتوانه‌هاي استواري در عرصه نظري و تجربي دارد و رئوس آن را در دو آغازگر فلسفه سياسي مدرن، يعني «نيكولو ماكياول» و «توماس‌هابز»، بنيان گذارده‌اند.

در ميان متفكران ايراني، ميرزاتقي‌خان اميركبير در نظريه نانوشته خود در باب راه توسعه ايران، تنها راهكار توسعه را در جامعه‌اي عقب ‌افتاده كه لاجرم هر حركت سازنده‌اي با هزاران مانع روبه‌رو خواهد شد، شكل‌ دادن به دولتي نيرومند مي‌دانست كه با اقتدار، موانع اجتماعي و مداخله‌هاي خارجي را كنار زده و راه توسعه و ترقي را بگشايد.

جامعه به عنوان عامل عقب‌ماندگي: تحليل‌هاي مبتني بر جامعه‌شناختي، عموما تلاش دارند تا موانع توسعه را در درون صورت‌بندي اجتماعي يك جامعه بيابند، به اين معنا كه آنها باور دارند جوامع به لحاظ دارا بودن ساختارهاي اجتماعي خاص، نهادهاي ويژه و در كل مناسبات ويژه حاكم بر آنها، داراي توانايي يا ناتواني حركت به سوي توسعه هستند. در اين معنا، ساختار اجتماعي يك جامعه يا نهادهاي آن مي‌تواند، ارايه ‌دهنده فرصت‌هايي براي پيشرفت يا موانعي براي پيشرفت باشند.

نكته ديگر موضوع پرهيز از افتادن به دام خوش‌بيني‌ها و بدبيني‌ها در باب توسعه است. متأسفانه انديشه توسعه با خوش‌بيني آغاز شده و برخي آن را به معناي نفي سنت‌ها، ارزش‌ها و سرانجام غربي ‌شدن تعبير كردند؛ تعبيراتي كه در خودمحوري ريشه داشتند و در عرصه عملي، همواره باعث گرايش غربي‌ها به فراتر دانستن خود از ملل ديگر و بي‌مقدار دانستن هويت و ارزش‌هاي آنان شده است. اين رويكرد و جهت‌گيري خودمحورانه، موجب شكل‌گيري نگرش افراطي، به شدت بدبينانه و غرب‌ستيزانه شد كه با تلقي توسعه به معناي غربي‌ شدن و از ميان ‌رفتن هويت خودي، آن را نفي مي‌كرد و به گونه‌اي واكنشي به تجليل كوركورانه سنت‌ها و هويت خودي مي‌پرداخت. اين پديده در ايران بسيار ديده شده است.
تجربيات نيم‌ قرن گذشته به ما آموخته كه گسترش به معناي غربي ‌شدن و نفي هويت خودي نيست.

درباره تاريخ ايران، معمولا شروع روند توسعه را آغاز روبه‌رويي با غرب دانسته‌اند؛ هرچند تا اين دوره، به واقع، ارتباطات با دولت‌هاي غربي وجود داشته، ولي روبه‌رويي با تهاجم روسيه و ورود ناخواسته ايران در مناسبات قدرت‌هاي بزرگ، نمود يك تحول اساسي و بنيادين در همه ابعاد حيات سياسي، اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي ماست كه آن زمان سابقه نداشته و اثرات آن تا امروز ادامه يافته‌اند. از اين روي، مشكل اصلاح‌طلبان اوليه ايراني ـ كساني كه دولت را مركز اصلاح‌طلبي خود قرار داده بودند ـ آن بود كه در ميان نخبگان دولتي درباره لزوم اصلاحات و ضرورت آن اجماعي نبود.

نگاهي به جامعه و سياست در ايران معاصر نيز مجموعه‌اي از اين ديدگاه‌هاي هراس‌گونه را از دنياي بيرون نشان مي‌دهد؛ ديدگاه‌هايي كه در سايه آنها، ايران رويكردي بدبينانه و نامعقول و به دور از واقع‌بيني نسبت به دنيا داشته است. البته هيچ‌كس نمي‌تواند آثار مخرب غربي‌ها را در سرنوشت ايرانيان در نظر نگيرد، ولي برداشتي كه ايرانيان از تجربه تاريخي خود درباره غرب دارند، متأسفانه در ابعادي خاص، امكان تعامل معقول آنها را با دنياي بيرون از آنها گرفته است.

در اوضاع كنوني و پرتو تحولات سه دهه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، شكل‌گيري دولت توسعه‌گرا كمترين انتظار نخبگان كشور از نظام اسلامي است تا موتور توسعه كشور با سرعت و دقت، اهداف چشم‌انداز را دنبال كند. تلاش در راستاي تحقق دولت كارآمد، اجتماعي ‌شدن قدرت دولت، اجماع نظري و عملي نخبگان پيرامون محور توسعه ايران و از همه مهمتر، بازسازي ساختارهاي دولت، مي‌تواند زمينه مناسبي را براي تحقق دولت توسعه‌گرا در كشور فراهم آورد.
و سرانجام اين كه توسعه با محوريت دولت، نيازمند تنظيم روابط آن با محيط داخلي و بين‌المللي است و اين تنظيم جز با داشتن ساختارها و رويكردهاي نيرومند در دولت و در اختيار داشتن درك جامعه‌شناختي و بين‌المللي ممكن نخواهد بود.
 
متن كامل اين مقاله را در ستون سمت راست بخوانيد.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۴۷ - ۱۳۸۷/۱۰/۱۱
برادر قاليباف شهر دار محترم تهران.توصيه مي كنم نگاه كارشناسي مديريتي هم به سيستم هاي عمران شهرداري بياندازيد و عملكرد شركت ها و سازمانهاي وابسته را بررسي كنيد. به نظر من شما بايد شهردار بمانيد راجع به مشكلات شهر تهران فكر كنيد و افتخار به ثمر رسيدن اقدامات خودتان را خودتان كسب كنيد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۳۷ - ۱۳۸۷/۱۰/۱۱
کشور ما از این پس به اشخاصی نیاز دارد که مدیر و مدبر باشند.
ناشناس
|
Canada
|
۰۲:۴۱ - ۱۳۸۷/۱۰/۱۲
ba salam. az nazare bande ke harej az keshvar mashghule tahsil hastam, tanha dalile aghab mandegie iran, hefz nakardane niruhaye nokhbeye elmi dar darune keshvar ast. keshvarhaye ghavi, az nazare elmi saramad hastand. chon tolide elmo technology mikonand va be baghie ham miforushand va hamishe hame dast be damaneshan hastand, yek nabegheye elmi, niaz be hemayat, yek office, internet, journal darad. inha mavaredist ke dar keshvarhaye pishrafte baraye in aghshar faraham shode ast. ama dar iran darigha.man nabeghe nistam, ama delam baraye mardomam va keshvaram misuzad, hamin.
ناشناس
|
-
|
۰۸:۴۶ - ۱۳۸۷/۱۰/۱۲
مقاله پر بار وکاربردی است و مایه مباهات اما به نظر می رسد دولت تو سعه یافته< ملت توسعه یافته (از نظرفکری)نیاز دارد. وگرنه ارزوی امیرکبیررا روشنفکران پس از مشروطه با اوردن پهلوی اول (دولت نیرو مند) براورده نمودند ولی نتیجه بعد از شهریور 20 دیده شد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۵ - ۱۳۸۷/۱۰/۱۲
کاش نويسنده مقاله توضيح می دادند که منظورشان از واژه نخبه دقيقا چه کسانی هستند. بنده در اين سالها با هر کسی که صحبت کرده ام مستقيم يا غير مستقيم خود را نخبه می داند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۴۳ - ۱۳۸۷/۱۰/۱۲
متن کامل این مقاله را خواندم گر چه بر خلاف نظر اقای قالیباف تنها دولت به معنای قوه مجریه نمیتواند این توسعه را محقق سازد اما اگر هم چنین رسالتی برای دولت قائل باشیم رئیس این دولت باید فردی با علم کافی وعالم به این مفاهیم باشد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۴۹ - ۱۳۸۷/۱۰/۱۲
ويژگي هاي يك سياستمدار برجسته:
1- ايمان و اعتقاد كامل به هدفي كه آنرا دنبال مي كند.
2- پيش بيني چگونگي پاسخ به شبهاتي كه در مسير توسعه كشور در راستاي نظريات او مطرح مي شود.
3- سياست خارجي را بايد بر اساس يك اصول كاملا اخلاقي و اسلامي مشخص كند.
4- چگونگي ارتباط بين قوه مجريه با قوه هاي ديگر نظام را بايد از قبل بداند.
5- در صورت اختلاف جدي بايد مرجعيت حل مشكل را رهبري نظام بداند.
6- اقتصاد اسلامي را به صورت تعريف هاي مدون شده ارائه كرده باشد.
7- چگونگي ارتباط بين جهان امروز با سنت هاي اسلامي را كاملا آگاهي داشته باشد.
8- در هر جلسه بين المللي بايد سئوالات خبرنگاران و چگونگي پاسخ را پيش بيني كرده باشد.
9- در نظر داشته باشد كه كوچكترين حركت او به نام جمهوري اسلامي و اسلام ناب نوشته مي شود.
10- جرأت عذر خواهي در صورت اشتباه را داشته باشد.
11- حتي الامكان بايد بدون اشتباه باشد زيرا اشتباهات يك رئيس جمهور در كشور به عنوان يك فرهنگ نهادينه مي شود.
12- چگونگي ديدگاه خود نسبت به احزاب كاملا در يك حيطه از اصول تعريف شده اسلامي ارائه كند.
13- بايد حاضر باشد بخاطر نظام حتي آبروي خود را نيز در طبق اخلاص بگذارد.
14-حالا بعد از همه اينها حب مقام نداشته باشد، اخلاص كامل، شجاعت، كنار گذاشتن تعارف با حتي دوستان صميمي، اجرا كامل حدود الهي تا حد توان، تعريف مدون شده قبلي از عدالت، و ... .
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟