مرور روزنامههای هجدهم فروردین
برنامههاي اقتصادي احمدينژاد معكوس اجرا شود!
ارزیابی از مذاکرات هستهای در قزاقستان و چرایی توقف آن در مرحله کنونی، دستور کار دولت در سال جاری و آنچه دولت بعدی باید انجام بدهد و شیوه برخورد آن با سیاستهای دولتهای نهم و دهم در کنار تحلیل آینده سیاسی اصلاحطلبان، از مسائل مهم امروز روزنامههای کشور هستند.
کد خبر: ۳۱۲۱۲۲
| | 18191 بازدید

ارزیابی از مذاکرات هستهای در قزاقستان و چرایی توقف آن در مرحله کنونی، دستور کار دولت در سال جاری و آنچه دولت بعدی باید انجام بدهد و شیوه برخورد آن با سیاستهای دولتهای نهم و دهم در کنار تحلیل آینده سیاسی اصلاحطلبان، از مسائل مهم امروز روزنامههای کشور هستند.
اقتصاد ایران و دستورالعملهای متفاوت
در روزنامههای امروز دو طیف از راهکار دادن برای مسائل اقتصادی کشور وجود دارد؛ در سویی مدیران دولت کنونی و در طرف مقابل، هواداران نامزدهای احتمالی ریاست جمهوری در سال آینده هستند.روزنامهها از سویی سخنان رئیس بانک مرکزی را نقل کردهاند که پایین نگه داشتن نرخ سود بانکی در سالهای اخیر را موجب افزایش تقاضای تسهیلات بانکی دانسته و گفته: نرخ پایین سود سپرده بانکی، کاهش سپرده گذاری در بانکها را به همراه داشته است. وی با تأکید بر اینکه هم اکنون در جنگ تمام عیار اقتصادی قرار داریم و تنها راه برون رفت از وضعیت موجود، هماهنگی مسئولان و همکاری تمام دستگاههاست، اظهار داشت: همان طور که جنگ نظامی کشته و زخمی و جانباز دارد، جنگ اقتصادی هم تلفات میدهد اما میزان آن بستگی به همکاری دستگاهها دارد.
در طرف مقابل، روزنامه تهران امروز از ضرورت عبور از دولت سیاستزده سخن گفته و نوشته است: یک دولت خوب و کارآمد واجد چه شرایطی است و چرا دولتها در ایران بخصوص طی شانزده سال گذشته به رغم اختلاف سلیقه به سیاستزدگی گرفتار شدهاند، به گونهای که اصلیترین ویژگی خود یعنی اجتماعی بودن را به بوته فراموشی سپردهاند؟ این پرسشی است که در دو ماه مانده به انتخابات ریاستجمهوری از سوی بسیاری از کارشناسان مطرح میشود. نظرسنجیها هم نشان میدهد افکار عمومی از ابتلای دولتها به آفت سیاستزدگی ناراضی هستند و تمایل دارند دولت آینده به جای غلتیدن در وادی سیاستزدگی به کارویژه اصلی خود یعنی ارائه خدمات گوناگون به شهروندان در حوزههای مختلف بپردازد و مشکلات را نه از دریچه سیاستزدگی که از زاویه نیازهای واقعی کشور دیده و برای آن برنامهریزی کند. گفتوگوی تهران امروز با کارشناسان نشان میدهد که از دید این کارشناسان زدودن سیاستزدگی از دولت یکی از دلایل نامگذاری سالجاری به نام حماسه سیاسی است و در سوی دیگر هم طرح عبور از دولت سیاستزده نباید صرفا در حد شعار باقی بماند.
روزنامه قانون که به پورمحمدی رئیس سازمان بازرسی نزدیک است پا را فراتر گذاشته و از زبان مهدی تقوی نوشته است: «برنامههای اقتصادی احمدینژاد معکوس اجرا شود». وی توضیح داده است که: بدون شک از سال ۱۳۹۱ درتاریخ اقتصاد ایران به عنوان بحرانیترین و پرچالشترین سال اقتصادی یاد خواهد شد. چرا که هدفمندی یارانهها از یک سو و نیز مسأله تحریمهای اقتصادی ایران از سوی غرب که باز هم درنتیجه سیاستهای شتاب زده دولت بوده اقتصاد ایران را به سویی کشانده است که وضعیت معیشتی مردم بهخصوص قشر آسیبپذیر جامعه را با بحران مواجه ساخته است. اگر بخواهیم سیاستهای اقتصادی دولت را در سال ۹۱ بررسی کنیم باید به مسأله هدفمندی یارانهها که سر منشا بسیاری از مشکلات برای مردم و نیز بینظمیهای اقتصادی برای دولت بود اشاره کنیم. لازم به ذکر است درحالیکه قرار بود ۳۰ درصد ازصرفهجوییهای اقتصادی که به زعم دولتمردان از محل هدفمندی یارانهها حاصل میشد به بخش تولید کشور اختصاص پیدا کند؛ اما در عمل شاهد آن بودم که نه تنها این مهم عملی نشد بلکه به دلیل بالارفتن قیمت حاملهای انرژی به واسطه همین طرح هدفمندی، بسیاری از واحدهای تولیدی اندک توان خود را نیز برای ماندن در چرخه تولید کشور از دست دادند.
وی در ادامه نوشته است: اگر تمام این رخدادها و نیز اتفاقات ناگواری که برای اقتصاد ایران طی ۸ سال گذشته رخ داد را در کنار یکدیگر قرار داده و در مقام بررسی آن باشیم در خواهیم یافت این مشکلات و تنگناها تنها در شرایطی پایان خواهد یافت که رئیس جمهور بعدی تمام برنامهها و فعالیتهایی را که احمدینژاد در این ۸ سال اجرا کرده است را یا دور بریزد و یا اینکه آنها را به صورت معکوس اجرا کند وتنها در این صورت است که اقتصاد ایران میتواند نفسی کشیده و مجالی برای رشد و ترقی پیدا کند. متاسفانه طی سالهای گذشته برنامههایی که آقای احمدینژاد در حوزه اقتصاد کشور اجرا کردهاند نتیجهای جز عقب گرد اقتصادی برای ایران در پی نداشته است. به طوریکه هنوز مردم و قشر آسیب پذیر جامعه اندر خم تأمین نیازهای اولیه خود از جمله خوراک و مسکن ماندهاند. بدون شک رئیس جمهور آینده ایران باید سیاستهای اقتصادیای ضد سیاستهای رئیس جمهور فعلی داشته باشد و در غیر اینصورت میتوان از هم اکنون نابودی اقتصاد ایران را پیش بینی کرد.
مذاکذات هستهای و آینده فعلا مبهم
شیوه پایان مذاکرات هستهای در قزاقستان مورد توجه بیشتر روزنامههای امروز قرار گرفته است و آنها با نگاههای گوناگون به بررسی آن پرداختهاند. در یک سوی این طیف کیهان قرار دارد که حسین شریعتمداری در ستون یادداشت روز آن نوشته است:
اسناد و شواهدی در دست است که نشان میدهد آمریکا در چالش هستهای با ایران به «بن بست» رسیده است. این بن بست را میتوان در نقطه تلاقی دو خط جستجو کرد. دو خطی که آمریکا انتظار داشت به طور موازی امتداد یابند و ایران اسلامی را در فاصله میان خود ابتدا «محدود» و نهایتاً به نقطه «فلج» برسانند ولی امروزه این دو خط موازی برخلاف آنچه حریف پیش بینی کرده بود یکدیگر را قطع کرده و در ادامه به ضد هم تبدیل شدهاند. دو خط یاد شده عبارتند از؛
خط اول: ادامه غیرقانونی چالش هستهای با این منظور که بهانه و دستاویزی برای تحریمها باشد.
خط دوم: ادامه تحریمها با هدف پلکانی، تغییر رفتار و نهایتاً تغییر ساختار نظام.
وی در پایان یادداشت خود نتیجه گرفته است که تنها راه پیش روی آمریکا، تلاش برای خروج آبرومندانه از بن بست یاد شده است و از این روی با جرأت میتوان گفت؛ در پایان مذاکرات بینتیجه آلماتی ۲، کفه اقتدار باز هم به سود ایران اسلامی سنگینی کرده است.
فلاحتپیشه نیز در تهران امروز نوشته است: دور جدید مذاکرات ایران و گروه ۵+۱ در آلماتی قزاقستان، در حالی به پایان رسید که اهدافی دور و نزدیک در این نشست در نظر گرفته شده بود. هدف نزدیک، دریافت نظرات هفت دولت حاضر در مذاکرات (ایران و گروه ۵+۱) درمورد فعالیتهای هستهای ایران و دیگری، هدفی دورتر که چند عامل هم در آن تاثیرگذار بود:
۱- برگزاری انتخابات ایران در خرداد سال۹۲،
۲- انتظار غیرسازنده گروه ۵+۱ برای اثرگذاری بیشتر تحریمها بر ایران.
میتوان گفت که نشست آلماتی۲ انتظاراتی را که بعد از نشست آلماتییک ایجاد شده بود برآورده نکرد البته به نتیجه نرسیدن این مذاکرات تاحدی قابل پیش بینی بود زیرا گفتوگوهای میان طرفین بعد از مذاکرات آلماتییک به مرحله نهایی اختلافات رسیده بود. غرب بستههای کوچکی ارائه میدهد و در مقابل خواستههایی بزرگ دارد که همین مسأله هم عامل اصلی عدم توافق نهایی در نشست آلماتی۲ بود.
حسن بهشتیپور نیز در شرق در مطلبی آکادمیکتر در این مورد نوشته است:
جمله جلیلی مبنی بر اینکه اعتراف غربیها به حق غنیسازی ایران کلمهای است که میتواند راه مذاکرات را به جلو باز کند دقیقا اشاره به این مسأله است که پیشنهاد آلماتی در کدام چهارچوب قرار دارد. اگر پیشنهاد آلماتی بخشی از چهارچوبی است که در انتهای آن تحریمها لغو میشود و حق غنیسازی پنجدرصدی ایران به رسمیت شناخته میشود آن وقت به طور جدی قابل بررسی است اما اگر این پیشنهاد بخشی از چارچوبی است که میخواهد داشتههای ارزشمند ایران را با امتیازهای دارای ارزش متوسط مبادله کند و دست تهران را برای مراحل بعدی چالش هستهای خالی کند، آن وقت از نظر ایران چنین پیشنهادی قابل بررسی نخواهد بود.
این موضعی است که ظاهرا غربیها را گیر انداخته است چرا که آنها نه مایلند و نه آمادگی دارند که درباره یک چهارچوب «جامع» که از همین ابتدای کار، ابتدا تا انتهای فرآیند را روشن کند، مذاکره کنند. ایران این موضوع را درک میکند که ممکن است به دلایل متعدد که در اینجا جای پرداختن به آن نیست، غربیها آمادگی بحث درباره گامهای بعدی را نداشته باشند. از دید ایران این مسأله اگرچه بسیار مهم است ولی به معنای بن بست در مذاکرات نیست. غرب میتواند صریحا بگوید که آماده انجام یک بحث «جامع» نیست و فقط روی «گام اول» فکر کرده است. از دید ایران این ایرادی ندارد ولی وقتی بنا باشد درباره «گام اول» بدون روشن شدن گامهای بعدی مذاکره شود آن وقت شکل این مذاکره نمیتواند آنطوری باشد که در پیشنهاد آلماتی ۱ مطرح شده است.
اینجاست که پای مسأله دوم به میان میآید یعنی مسأله «توازن». ایران معتقد است اساسا در کل فرآیند داده و ستاندههای هرگونه طرح مذاکراتی باید «متوازن» باشد یعنی ارزش آنچه از ایران خواسته میشود باید با ارزش آنچه به ایران داده میشود برابر باشد. بهویژه اگر تکلیف گامهای بعدی روشن نباشد و مذاکرات صرفا بر گام اول متمرکز شود، آن وقت مسأله توازن داده و ستاندههای دو طرف در گام اول اهمیت بیشتری پیدا میکند. علت اصلی این امر، آن است که اگر ایران یک پیشنهاد نامتوازن را در گام اول بپذیرد، نگرانیهای فوری طرف مقابل را رفع میکند ولی نگرانیهای فوری خودش رفع نمیشود. بهتعبیر صریحتر، اگر ایران موضوع ۲۰درصد و «فردو» را هموزن لغو تحریم طلا و پتروشیمی بداند، آن وقت تحریم نفتی و بانکی را که مسایلی بسیار جدیتر است، باید هموزن چه چیزی فرض کند؟
داود هرمیداس باوند با اعلام اینکه «آلماتی برخلاف انتظارات بود» در آرمان در این مورد نوشته است: اما آنچه از شواهد و قراین پیداست، مطرح شدن صحبتهای قبلی و بیان شده در مذاکرات مسکو از طرف ایران مبنی بر برحق بودن غنیسازی ایران و خواست این کشور از سایر کشورها برای احترام گذاشتن به این حق و همچنین مطرح شدن برخی مسائل واهی از سوی غرب در مورد سوریه و بحرین و درنهایت اعلام این موضوع که افکار دو طرف از هم فاصله دارد، برخلاف پیشبینیها زمینه ایجاد تفاهم را کمرنگ کرد. به هر شکل تشدید تهدیدها با توجه به شرایط سوریه و خاورمیانه و موضع خاور دور و تشدید تحریمها در دو بعد، از طرف شورای امنیت و تحریمهای یکجانبه از طرف آمریکا و کانادا و حتی تحریم پایاپای از سوی هند و چین، در صورت شکست تلقی شدن مذاکرات آلماتی دور از ذهن نیست. بنابراین باید منتظر ماند تا اعلامیه جدید و اظهار نظرهای ۱+۵ منتشر شود تا آن زمان مشخص شود که این مذاکرات موفقیتآمیز تلقی شده یا برای بررسی جدید به دور بعد موکول شده است. اما نکته امیدوارکننده این مذاکرات موضع خانم اشتون بود که اعلام کرد ابتدا باید با ۱+۵ مذاکره کرده و سپس اعلام نظر کند که این امر این احتمال را زنده میکند که در مذاکرات اخیر پیشنهاد تازهای از طرف ایران مطرح شده است. متاسفانه در صورت عدم موفقیت این مذاکرات افزایش تحریمها آثار اقتصادی خود را خواهد گذاشت و همچنین معتقدان به گامهای سختافزاری، مانند رژیم صهیونیستی را امیدوار میکند ولی با تمام این احوال هنوز هم اولویت با راهحلهای دیپلماتیک است.
آینده سیاسی اصلاحطلبان
آینده سیاسی اصلاحطلبان مورد توجه روزنامههای نزدیک به این طیف قرار گرفته است. موسوی لاری وزیر کشور دولت خاتمی در این مورد به آرمان گفته است: آنچه من اطلاع دارم این است که به سوال اصلی که اصلاحطلبان دارند، پاسخی داده نشده است. سوال این بود که آیا بالاخره دستاندرکاران انتخابات، در نظر دارند انتخابات رقابتی که همه جریانهای معتقد به نظام و علاقهمند به فعالیت در ذیل قانون اساسی در آن حضور داشته باشند را برگزار کنند. این سوال اصلاحطلبان تاکنون پاسخی نداشته و نتوانستهاند از مراجع رسمی پاسخی دریافت کنند. از برخی علائم و نشانهها از جانب جریان رقیب چنین استنباط میشود که هنوز فضا برای همه گروهها در حد انتظار آنها مهیا نیست تا بتوانند کاندیدا داشته باشند.
وی در پاسخ به این پرسش که برخی میگویند طیف دولت در حال چراغ سبز نشان دادن به جریان اصلاح طلبی است، گفته: اینها که شوخی است. آنها با هم هستند یعنی این حرف، حرف جریان اصولگراست. جریان اصولگرا چون نمیتواند از عملکرد دولت دفاعی داشته باشد، میخواهد خرج خودش را از دولت جدا کند اما مگر میتواند این کار را بکند؟ اینها ۷ سال در عزا و عروسی دولت حضور داشتند حالا میخواهند در آستانه انتخابات بگویند ما این دولت را نمیشناسیم!. شوخی میکنند، این حرفها چیست؟ همین الان حرفهای آقای احمدینژاد و مشایی مشابه همین حرفهای اصولگرایان دیگر است اما با نگاه و قرائت خودشان. معتقدم دعواهای آنها، دعواهای درون گروهی است نه بر سر مبانی؛ چون مبانی اینها یکی است و کارنامههایشان را در همین مدت عرضه کردند. اینها یکی هستند و تفاوتی با هم ندارند؛ جریان اصولگرایی حالا که میخواهد وارد انتخابات شود، چون نمیتواند از این کارنامه دفاع کند، میگوید جریان دولت به اصلاحطلبان نزدیک است و باز هم میگویم این یک شوخی است.
موسوی لاری در مورد نسبت اصلاحطلبان و هاشمی رفسنجانی نیز گفته است: فکر میکنم آقای هاشمی و اصلاحطلبان هر دو به یک نقطه مشترک رسیدهاند که وضعیت کشور به وضعیتی رسیده که باید به حداقلها بسنده کرد. فکر نمیکنم آقای هاشمی به عنوان کاندیدا به صحنه بیاید ولی قطعا اگرایشان امروز بگوید من کاندیدا هستم، جریان اصلاح طلب ایشان را رقیب خودش تلقی نمیکند.
اعتماد نیز مناظرهای در رادیو گفتوگو را مورد توجه قرار داده است که از نگاه اعتماد تلاشی بود تا اندک روزنههای باقی مانده را به اصلاح طلبان اختصاص دهند تا محمد علی نجفی، عضو فعلی شورای شهر تهران و نجفقلی حبیبی، رییس دورهای شورای هماهنگی اصلاحات در برنامهای زنده به تشریح آنچه در اردوگاه جریان سیاسی متبوع خود جریان دارد بپردازند. این برنامه که به سردبیری حجت الله رضایی و هماهنگ کنندگی ولی الله سلیمانی روی آنتن رفت. نکته جالب توجه در این برنامه قانون نانوشتهای بود که بر اساس آن هیچ یک از میهمان حضوری و تلفنی برنامه نام کاندیدای حداکثری جریان اصلاحات را به زبان نیاوردند و از او با عناوینی مانند «کاندیدای ایده آل» و «کاندیدای حداکثری» یاد میکردند.
در بخشی از این مناظره، مهمان تلفنی یعنی علی مطهری گفته است: از نظر من فضا برای مشارکت اصلاح طلبان ایده آل و مطلوب نیست اما کاملا نامساعد هم نیست. همه میدانیم اصلاح طلبان مطالباتی دارند و معتقدند در حقشان جفا شده و برخورد تندی در حوادث انتخابات گذشته با آنها صورت گرفته و خواستار جبران رفتار گذشته هستند اما از آن طرف در صحبت اخیر رهبری ایشان تأکید بر حضور سلایق مختلف داشتند که خود این علامت خوبی برای اصلاح طلبان است. حتی اگر گفته ایشان هم نبود به نظر من اصلاح طلبان باید به طور فعال شرکت میکردند. اصلاح طلبان نظام را از خود میدانند. بنده معتقدم حتی در انتخابات مجلس نهم هم بهتر بود اصلاح طلبان شرکت میکردند و حالت نیمه تحریم را کنار میگذاشتند، اگر حضور میداشتند قطعا امروز مجلس بهتری داشتیم. در اردوگاه اصلاح طلبان دو دیدگاه وجود دارد: عده یی میگویند، شرایط داریم و تا زمانی که شرایط محقق نشود امکان حضور در انتخابات نیست. یک راه هم این است که بگویند به طور فعال شرکت میکنیم که در صورت اتخاذ راه دوم یا کاندیدای ایده آل را میآورند یا معتدل. از اظهارنظرها و اخباری که میرسد روشن است فضا به چه شکلی است. راه دوم از نظر من درستتر است. حتی اگر ردصلاحیت شوند باید وظیفه خود را انجام دهند. اگر موفق نشدند کاندیدای ایده آل را داشته باشند از کاندیدایی حمایت کنند که ملاکهای بیشتری را داشته باشد. بنده بسیاری از حرفهای اصلاح طلبان را قبول دارم اما اگر از ابتدا شرط بگذارند به نتیجه مطلوب نمیرسند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


