آرايش انتخاباتي
سناريوهاي احتمالي
کد خبر: ۳۱۱۸۰
| | 5010 بازدید
علي احمدي
هماكنون فعالان و کنشگران سياسي کشور، عمدتاً در دو جريان سياسي دستهبندي شدهاند:
1ـ جريان سياسي اصولگرايان
2ـ جريان سياسي اصلاحطلبان
هر دو جريان سياسي داراي انسجام و وفاق لازم نيستند، بلكه هر دو داراي طيفي از گروهها و کنشگران سياسي درون جناحي هستند.
هماكنون فعالان و کنشگران سياسي کشور، عمدتاً در دو جريان سياسي دستهبندي شدهاند:1ـ جريان سياسي اصولگرايان
2ـ جريان سياسي اصلاحطلبان
هر دو جريان سياسي داراي انسجام و وفاق لازم نيستند، بلكه هر دو داراي طيفي از گروهها و کنشگران سياسي درون جناحي هستند.
الف) جريان سياسي اصلاحطلبي، در چهار گروه دستهبندي ميشوند.
1ـ حزب اعتماد ملي: دبير کل، آقاي کروبي را به عنوان نامزد براي انتخابات دوره دهم حمايت ميکند.
2ـ حزب مشارکت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي از نامزدي آقاي سيد محمد خاتمي حمايت ميکنند.
3ـ حزب کارگزاران سازندگي و حزب اعتدال و توسعه هرچند از حيث مشرب سياسي نزديک به هم هستند، ولي ميان آنها اتفاق نظر وجود ندارد. کارگزاران سازندگي متمايل به اعتماد ملي و نامزدي آقاي کروبي شدهاند و حزب اعتدال و توسعه، حسن روحاني را براي نامزدي خود برگزيدهاند.
4ـ نهضت آزادي و ديگر گروههاي وابسته، هرچند وزني در معادلات سياسي جامعه ندارند و اصلاحطلبان نيز آنها را جزو گروههاي اصلي خود نميدانند، رايزنيهايي براي حمايت آنها از رفتارهاي سياسي خود دارند و آنها نيز مرام و ديدگاه اصلاحطلبان را به مردم و ديدگاه خود نزديکتر ميدانند و براي همين، همراه و همپيمان نانوشته گروه مشارکت و مجاهدين انقلاب اسلامي هستند.
ب) جريان اصولگرايان نيز از حيث نبود انسجام، وضعيتي بهتر از اصلاحطلبان ندارند. اين جريان نيز در سه طيف قابل دستهبندي هستند.
1ـ رايحه خوش خدمت و دولت که کانديداي آنها مشخص و جناب آقاي احمدي نژاد رياستجمهوري كنوني است.
2 ـ حزب ايثارگران انقلاب اسلامي و اصولگرايان تحولخواه و رهپويان انقلاب، انتقاداتي تند نسبت به دولت داشته و دارند و هماكنون فاصلهاي را بين خود و دولت حفظ نمودهاند. جناب آقاي احمد توکلي و حداد عادل در اين مجموعه هستند.
3 ـ لاريجاني، قاليباف و محسن رضايي، يک جريان سياسي درون جريان اصولگرايي را سامان دادهاند، هرچند لاريجاني اعلام کرده است که در انتخابات آينده نامزد نخواهد بود، هم قاليباف و هم محسن رضايي تلاشهاي را در اين زمينه دارند.
در اين ميان، حزب مؤتلفه اسلامي و تشکلهاي همسو هر چند انتقاداتي نسبت به دولت دارند، ولي نسبت به دو طيف ديگر اصولگرايان رابطه نزديکتري را با دولت و رايحه خوش خدمت دارند.
سناريوهاي احتمالي:
1ـ قطعاً حضور يافتن يا نيافتن سيد محمد خاتمي در آرايش و سناريوهاي انتخاباتي پيشرو، نقش تعيين کنندهاي دارد، براي همين، در صورت حضور نيافتن سيد محمد خاتمي در رقابتهاي انتخاباتي دو احتمال هست.
الف) همراه با عدم حضور خاتمي احمدينژاد هم در رقابتهاي انتخاباتي شرکت نکند. تحقق اين وضعيت بيش از آنکه به علاقه و تعاملات گروهها و جريانهاي سياسي بستگي داشته باشد، به اراده مقامات بالاي حکومتي بستگي دارد. اخبار و شايعاتي مبني بر وجود چنين وضعيتي ديده ميشود، ولي بسيار بعيد به نظر ميرسد. در صورت تحقق چنين وضعيتي، شرايط انتخابات دوره دهم مشابه رقابتهاي انتخاباتي دوره نهم خواهد بود؛ يعني شرايط چند گزينهاي متکثر. در اين صورت، بيشترين شانس موفقيت در جريان اصولگرايان با طيف رضايي، لاريجاني و قاليباف با محوريت واحد خواهد بود.
ب) وضعيت ديگر، حضور نيافتن خاتمي و حضور احمدينژاد در رقابتهاي انتخاباتي است. در اين صورت، رقابت بيشتر در درون اردوگاه اصولگرايان خواهد بود، چرا که هماكنون چنين وانمود ميشود که حدود دو سوم اصولگرايان با احمدينژاد فاصله گرفتهاند. براي همين، قطببنديهاي درون اصولگرايي براي آينده انتخابات تعين کننده خواهد بود. در اين صورت، طيف لاريجاني، قاليباف و محسن رضايي در صورت توافق براي کانديدايي واحد به احتمال زياد قاليباف از شانس بالايي برخوردار خواهد بود.
2ـ در صورتي که هم سيدمحمد خاتمي و هم احمدينژاد در انتخابات حضور يابند، در اين حالت نيز دو گزينه محتمل است.
نخست: ايجاد فضاي دوقطبي در رقابتهاي انتخاباتي بدين معني که اصلاحطلبان با حذف کانديداهاي خود همه روي آقاي خاتمي توافق نمايند، چرا که در اين صورت، اطرافيان آقاي کروبي با سست شدن پايگاه اجتماعي آنان از همراهي و حمايت کروبي باز خواهند ماند؛ هرچند او بر حضورش در انتخابات تأکيد نمايد. در نتيجه چارهاي جز کنار رفتن و يا بسنده كردن به حداقل رأي قومي ندارد. ديگر اصلاحطلبان نيز خواسته و يا ناخواسته کنار خواهند رفت. در اين ميان، بخشي از پايگاه اجتماعي آقاي قاليباف نيز از دست خواهد رفت، براي همين، در اردوگاه اصولگرايان نيز وضعيت مشابهي پيش خواهد آمد.
اصولگرايان در رفتارهاي انتخاباتي خود همواره دو اصل برجسته را مد نظر دارند؛ يکي همگرايي و تعصب جناحي و دوم نوع نگاه و رويکرد رهبري. اين وضعيت سبب خواهد شد که برخي اصولگرايان سنتي و حتي اصولگرايان تحولخواه و طيف همراه با لاريجاني، محسنرضايي و قاليباف نيز بهرغم انتقادهاي خود به دولت به دور هم جمع شوند، چرا که در رقابت بين دو جريان سياسي اصلاحطلب و اصولگرا، اصولگرايان را ترجيح ميدهند و همراهي ميکنند و هيچ کدام از طيفهاي سياسي درون جريان اصولگرا نسبت به شکست اصولگرايان رضايت نخواهد داد. اينکه نتيجه انتخابات چه خواهد شد؛ خود بخث ديگري است.
دوم: اينکه برخي بر اين باورند با حضور خاتمي و احمدينژاد در رقابتهاي انتخاباتي، انتخابات سه گزينهاي و يا سهقطبي خواهد شد و يک قطب آن را آقاي کروبي و حزب اعتماد ملي برميشمارند، اما من گمان ميکنم اين تحليل اشتباه يا دستكم عامل دلگرمي آقاي کروبي است. تنها در يک صورت احتمالي سه قطبي شدن انتخابات تقويت ميشود و آن هم زماني که در ائتلاف لاريجاني، قاليباف و محسن رضايي، لاريجاني اعلام کرده است در رقابتهاي انتخاباتي شرکت نخواهد کرد و در صورت کنار کشيدن قاليباف، از بعد سياسي راه تنفس محسن رضايي در فضاي انتخاباتي بازتر خواهد شد، اما اينکه چقدر از پايگاههاي رأي قاليباف به حمايت محسن رضايي بيايند، بستگي به ميزان فعاليت تيم قاليباف دارد و ديگر آن که با فشار اصلاحطلبان بر کروبي و کنار رفتن ايشان، فضاي تنفس قومي براي محسن رضايي بازتر خواهد شد؛ بنابراين، ترکيب اين دو عامل، انگيزه و اميداوري ايجاد ميکند تا ايشان در انتخابات حضور يابند؛ فارغ از اينکه وزن سه قطب انتخابات برابر باشد.
فراموش نکنيم اگر به آرايش آراي انتخاباتي مرحله نخست دوره گذشته انتخابات بنگريم، رگهها و پايگاههاي قومي آرا از هر حيث برجسته است. بيشتر آراي کروبي در امتداد زاگرس، بيشتر آراي هاشمي رفسنجاني و احمدي نژاد در مرکزيت کشور، بيشتر آراي لاريجاني در مازندران، بيشتر آراي قاليباف در خراسان، بيشتر آراي مهرعليزاده در آذربايجان. تنها معين بود که از آراي پراکنده برخوردار بود، براي همين، نميتوان پايگاه قومي را در انتخابات آينده دست کم گرفت. به اين ترتيب، به نظر ميرسد تنها با تقويت اين ابعاد، فضاي انتخاباتي آينده سه گزينهاي خواهد بود.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


