باشگاهها عليه باشگاهها
تنش ميان سازمان ليگ فوتبال و باشگاهها بالا گرفته و هر دو طرف هم حق را به خود ميدهند. سازمان ليگ، بازيهاي ملي و مصالح فوتبال كشور را بهانه ميكند و باشگاهها نيز به خاطر اينكه تكليف خودشان را نميدانند و در حساسترين مواقع از داشتن بازيكنان كليديشان محروم هستند از برنامهريزي و تصميمهاي سازمان ليگ انتقاد ميكنند.
به نوشته اعتماد ملي، ظاهر قضيه نشان ميدهد كه بايد به هر دو طرف حق داد چون هر كدام دلايلي كه ميآورند از نگاه خودشان منطقي و محكمهپسند است اما حقيقت چيز ديگري است.
در اينكه فدراسيون فوتبال ايران و به تبع آن سازمان ليگ اغلب در برنامهريزي مشكل دارند و تصميمهايشان در اكثر مواقع به ضرر باشگاهها است ترديدي نيست. در همه جاي دنيا باشگاهها نقش تعيينكنندهاي در پيشبرد فوتبال كشورها دارند و فدراسيونهاي ملي اهميت بالايي براي آنها قائلند اما در ايران باشگاهها از ديد مديران و تصميمگيرندگان فوتبال كشور چندان مهم نيستند و تنها وظيفه دارند بار اداره فوتبال را به دوش بكشند و بدون هيچ چشمداشت و توقعي براي سرپاماندن اين رشته پرطرفدار هزينه كنند.
عليرغم تاكيداتي كه كنفدراسيون فوتبال آسيا بر حرفهاي شدن باشگاهها دارد، نگاه فدراسيون فوتبال به باشگاهها در ايران فعلا همينطور است و شايد اين توقع كه نگاه فدراسيون در كوتاهمدت تغيير كند، كمي غيرمنطقي باشد اما نكته عجيبتر اين است كه خود باشگاهها هم در نهايت با اين وضعيت كنار ميآيند و عملا واكنشي نشان نميدهند.
به طور حتم دليل اين انفعال باشگاهها دولتي بودن و توصيهپذير بودن مديران آنها است اما حالا كه كنفدراسيون فوتبال آسيا روي خصوصي و تجاريشدن باشگاهها تاكيد دارد و در داخل كشور هم اقداماتي براي خصوصيشدن آنها انجام شده، انتظار ميرود رفتار باشگاهها هم تغيير كند.
در كشورهاي ديگر نهادي به نام سازمان ليگ وجود دارد كه از منافع باشگاهها دفاع ميكند و باشگاهها به عنوان اعضاي اصلي آن نقش تعيينكنندهاي در تمام تصميمهايي كه در مورد ليگ اتخاذ ميشود، دارند اما حالا كه در ايران سازمان ليگ، زيرمجموعه فدراسيون فوتبال است، استقلال كافي ندارد و در زمان بروز اختلافات از منافع باشگاهها حمايت نميكند، انتظار ميرود باشگاهها از انفعال خارج شوند و ايستادگي بيشتري در برابر اين شرايط ناعادلانه نشان دهند.
در اين ميان اتحاديه باشگاههاي فوتبال هم ميتواند به عنوان نهادي صنفي در متحد كردن باشگاهها ايفاي نقش كند تا آنها با قدرت بيشتري از منافع خود و حاميان ماليشان دفاع كنند. اين تنها راه ممكن براي خارج شدن از وضعيت فعلي است وگرنه شرايط هيچ تغييري نخواهد كرد و باشگاهها بايد همچنان قرباني تصميمها و برنامهريزيهاي غيركارشناسي فدراسيون فوتبال و سازمان ليگ شوند.
در ايران مديران فوتبال هميشه تلاش ميكنند ضعفهاي خود را پشت نتايج و موفقيتهاي تيم ملي پنهان كنند و با وجود اين نوع نگاه، تا زماني كه باشگاهها متحد نشوند و از حقوق خود دفاع نكنند، هيچ اتفاق و تغيير مثبتي رخ نخواهد داد.
حاكم بودن شرايط فعلي، محصول رفتار و تصميمهاي باشگاهها و مديران آنها است و تا تفكر و منش آنها تغيير نكند، در همچنان بر همان پاشنه خواهد چرخيد.


