مجلس جلوی خط انحرافی بنی صدر را گرفت
عضو هیئت رئیسه مجلس نهم معتقد است مجلس مقتدر و کارآمد میتواند از بسیاری
انحرافات و بیعدالتیها در کشور جلوگیری کند و مانع دیکتاتوری شود.
سبحانی نیا در این خصوص به اقدام مجلس اول اشاره میکند که توانست در
اقدامی به موقع، مانع از ادامه فعالیت خط انحرافی بنی صدر شود.
حسین
سبحانی نیا شش دوره در مجلس حضور داشته و در چهار دوره (چهارم، هفتم، هشتم
و نهم) عضو هیئت رئیسه بوده است. او در خانوادهای مذهبی و علاقمند به
روحانیت رشد کرد و تنها فرد خانواده بود که روحانی و فعال سیاسی شد. اولین
حضور او در مجلس در سن سی سالگی و با حمایت حزب جمهوری اسلامی بوده است.
سبحانی نیا در دوره ریاست ناطق نوری، حدادعادل و لاریجانی عضو هیئت رئیسه
مجلس بوده و چنین ارزیابی میکند که: «مجلس در دوره ریاست دکتر لاریجانی از
نظر کاری، در مجموع هماهنگتر و بانشاط تر بوده است.» مشروح گفتوگو با
وی در ادامه میآید:
خانواده پدری شما از نظر مدهبی و سیاسی چگونه بودند و کودکی و نوجوانی شما چطور گذشت؟
من
در یک خانواده مذهبی و روستایی بزرگ شدم. پدرم علاقه بسیاری به روحانیت و
کسوت آنها داشت و به همین دلیل در شرایط آن زمان که کارهای فرهنگی کمتر
انجام میشد، ابتدا برادرم و سپس من را به حوزه علمیه نیشابور فرستاد.
البته برادرم در حوزه ماندگار نشد و من در حدود سالهای ۴۴ در حالیکه ۱۲ سال
بیشتر نداشتم، وارد حوزه شدم.
شما تحصیلات دانشگاهی هم دارید؟
بله.
من پس از حوزه علمیه نیشابور، وارد حوزه مشهد شدم. در آنجا، همزمان با
درسهای دینی با شرکت در کلاسهای متفرقه شبانه، دیپلم گرفتم؛ زیرا در آن
زمان، درس خواندن در حوزههای علمیه محدودیت داشت و مدیریت مدرسه حوزه،
اجازه تحصیل همزمان در حوزه و دانشگاه را نمیداد. سال ۵۲ و پس از اخذ
دیپلم، در کنکور سراسری شرکت کردم و در رشته علوم سیاسی دانشگاه تهران قبول
شدم. از سال ۱۳۵۳ به تهران آمدم و در کنار و سپس تحصیلات دینی، دانشگاه را
تا مقطع دکترای علوم سیاسی ادامه دادم.
در چه دانشگاههایی مشغول تدریس هستید؟
در
دانشگاه علوم و تحقیقات خراسان رضوی در مقطع کارشناسی ارشد، درس سیاست
خارجی و در دانشگاه تهران واحد مرکز، حقوق اساسی و افکار و اندیشه سیاسی در
غرب را تدریس میکنم.
ورود شما به عرصه سیاست چگونه بود؟ آیا پدر شما فعالیت سیاسی داشت؟
خیر؛
شغل پدرم کشاورزی بود. بعد از انقلاب اسلامی، حزب جمهوری اسلامی یکی از
تشکلهای مطمئنی بود که برای کادرسازی در نظام شکل گرفت. این حزب توسط
افراد شاخصی چون آیت الله خامنهای، شهید باهنر، آیت الله موسوی اردبیلی و
آقای هاشمی رفسنجانی پایه گذاری شده بود و من جزء اولین افرادی بودم که
برای همکاری با آن، به کانون توحید به عنوان محل شکل گیری تشکیلات این حزب
بود، مراجعه و در آنجا فعالیت فرهنگی تبلیغاتی را شروع کردم و به عنوان یکی
از مسئولان بخش تبلیغات حزب جمهوری اسلامی فعالیت داشتم.
شغل و حرفه اصلی شما چه بود؟
به
دلیل رشته دانشگاهی من که علوم سیاسی بود و با نظرشهید بهشتی در سال ۱۳۵۹
به وزارت امور خارجه که احتیاج به کادر و نیروی جدید داشت، معرفی و به
عنوان کارمند وزارت خارجه مشغول به کار شدم؛ ضمن آنکه همکاری و ارتباط من
با حزب جمهوری اسلامی ادامه داشت. اکنون نیز کارمند رسمی وزارت امور خارجه
با سمت رایزن درجه یک هستم و در این شش دوره نمایندگی، مامور در مجلس هستم.
درس حوزه را تا چه مقطعی ادامه دادید؟
من
سطوح را در خراسان خواندم. در مشهد، در حوزه آیت الله میلانی تلمذ داشتم.
در آن سالها آیت الله میلانی، برنامه ریزی جدیدی برای حوزه تعریف کرده بود
و سعی داشت طلبهها را با علوم جدید آشنا کند (روشی که در حوزههای قدیم و
سنتی، متداول نبود) تا هم علوم قدیم را دقیقتر، منظمتر و ساماندهی
شدهتر آموزش ببینند و هم به علوم روز و جدید آشنا شوند. در واقع، حوزههای
جدید حالت آکادمیک به خود گرفت و با سازوکاری که در دانشگاهها به کار
میرفت، تنظیم شده بود؛ در آنجا امتحان پایان سال میگرفتند، نمره
میدادند، اساتید مشخصی انتخاب شدند، حضور و غیاب انجام میشد، افراد با
معدل بالا مستقیما به سطح بالاتر میرفتند و تقریبا امور حوزه با شرایط
جدید تنظیم شده بود. بعد از مدرسه آیت الله میلانی به تهران آمدم و از
زمانی که درس خارج فقه آیت الله خامنهای بعد از رهبری ایشان شروع شد، من
در جلسات درس ایشان حضور پیدا کردم. اکنون نیز اگر مشغله کاری خاصی پیش
نیاید، در جلسات درس خارج مقام معظم رهبری که سه روز در هفته است، حاضر
میشوم.
ورود شما به مجلس چگونه بود؟
من اصلا فکر ورود به
مجلس را نداشتم و فعالیت خود در وزارت خارجه و کارهای فرهنگی را دنبال
میکردم. شهرستان نیشابور نیز در دوره اول مجلس، دو نماینده داشت که مرتبط
با تشکیلات بنی صدر بودند و حزب جمهوری اسلامی با نمایندگان آن دوره هماهنگ
نبود. در دوره دوم، حزب جمهوری اسلامی نیشابور از من خواست از آن حوزه
انتخابیه نامزد نمایندگی مجلس شوم. در واقع من اصلا در فکر نمایندگی نبودم
ولی با اصرار دوستان و همکاران و ضرورتهای جامعه، مقدمات کاندیداتوری من
فراهم شد و حزب جمهوری اسلامی و سایر مجموعههای ارزشی پیگیر این امر
بودند. در سال ۱۳۶۳ و در زمانی که من حدود ۳۰ سال سن داشتم، به عنوان
نماینده مردم نیشابور و فیروزه به مجلس دوم راه پیدا کردم. در دورههای
بعدی نمایندگی، نیروهای طرفدار حزب جمهوری اسلامی در قالب تشکلهای دیگر،
حامیام بودند و من همواره در لیست جریان اصولگرای متصل به روحانیت همچون
خط امام (ره)، ولایت و رهبری حضور داشتم و مورد حمایت این مجموعهها بودم.
شما چند دوره در مجلس حضور داشتید؟
من
در مجالس دوم، سوم و چهارم نماینده بودم. در دوره پنجم شرایط و فضایی در
جامعه به وجود آمد که من علیرغم کاندیداتوری نتوانستم وارد مجلس شوم و در
سال ۱۳۷۵ به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در کشور مغرب، به مدت چهار سال
در آنجا بودم. در سال ۱۳۷۸ و مقدمات انتخابات دوره ششم مجلس به ایران
برگشتم. ثبت نام کردم و نامزد نمایندگی شدم ولی فضا در اختیار اصلاح طلبان
بود و طبیعتا رای نیاوردم. در دوره هفتم مجددا و با اصرار مجموعههای
اصولگرا کاندیدا شدم و در مجالس هفتم تا نهم هم به مجلس راه پیدا کردم.
جایگاه مجلس در نظام جمهوری اسلامی تا چه حد تاثیرگذار است؟
مجلس
یکی از ارکان مهم نظام جمهوری اسلامی است و جمله امام خمینی (ره) مبنی بر
در رأس امور بودن مجلس، مؤید آن است. اگر مجلس مقتدر و کارآمدی وجود داشته
باشد، میتواند از بسیاری انحرافات و بیعدالتیها در کشور جلوگیری کند و
مانع از خودمحوری و دیکتاتوری شود. مجلس میتواند با تنظیم ساختار سیاسی
کشور، قطار انقلاب و نظام را در ریل و مسیر اصلی حرکت دهد و این امر منوط
به داشتن مجلسی مسلط و کارآمدی است.
در کدام یک از دورههای ۹گانه، مجلس به جایگاه ایده آل خود رسیده است؟
در
دوره اول مجلس جلوی انحراف بنی صدر را گرفت. در دورههای دیگر نیز مجلس در
هر زمان کارهای برجسته و مهمی انجام داد و البته شاید در هر دوره
ایرادهایی نیز داشته باشد و این امر طبیعی است؛ زیرا مجموعهای متشکل از
۲۹۰ نفر نظر و رأی مختلف دارد ولی شاکله کلی آن، نقش تاثیرگذاری در کشور
داشته و تاکنون نیز اینگونه بوده است.
بهترین دوره نمایندگی شما کدام دوره بود؟
هر
دوره ویژگیهای خاص خود را دارد، ضمن آنکه معتقدم مجالس از نظر کارآمدی و
تاثیرگذاری سیر مثبتی را طی کردهاند. در دورههای ابتدایی شرایط خاصی بر
مجلس حاکم بود و افرادی در آن حضور داشتند که از شخصیتهای تاثیرگذار
انقلاب بودند. در دورههای فعلی نیز جایگاه مجلس به اوج خود رسیده است زیرا
یک دوره مدیریتی عالی در کشور ما در این سی و چند سال طی شده و تجربه این
سالها در مدیران، روسا و نمایندگان به چشم میخورد. نمایندگان فعلی،
فرهیخته و با تحصیلات بالا هستند و بنابراین تصمیم گیریهای پخته تری در
مجلس انجام میشود. اکنون، از نسل قدیم و شخصیتهای تاثیرگذار در انقلاب
کمتر دیده میشود اما نسل جدید از نظر تحصیلات روز و انرژی و توان متفاوت
شدهاند.
شما ریاستهای مختلفی را در مجلس تجربه کردید، هرکدام را چگونه ارزیابی میکنید؟
من
چهار دوره عضو هیئت رئیسه مجلس بودم و ارتباطم با رؤسا در طول این ادوار
بد نبود. دوره آقای ناطق نوری، خوب بود زیرا مجلس چهارم هماهنگ و یکدست بود
و البته من اکنون نیز با ایشان ارتباط دارم. دوره هفتم با دکتر حداد عادل
بودم که یک شخصیت علمی و فرهنگی است و از نظر شخصیتی با ایشان روابط خوبی
داشتم. دو دوره اخیر نیز ریاست دکتر لاریجانی را تجربه کردم و معتقدم از
نظر کاری، دوره ایشان در مجموع هماهنگتر و بانشاطتر بوده است.
تلخترین خاطره شما از سالهای حضور در مجلس چیست؟
یکی
از تلخترین روزهای مجلس در دوره سوم و روز رحلت حضرت امام خمینی (ره)
بود. لحظات و شرایط سختی در مجلس و بعد از انعکاس خبر ارتحال بنیانگذار
انقلاب ایجاد شده بود و من میدیدم که هر نمایندهای در گوشهای نشسته و
گریه میکند. فضای مجلس، غم و اندوه بود و همه متاثر بودند؛ زیرا هم شخصیتی
مانند امام بزرگوار را از دست داده بودیم و هم شرایط پیش رو و اینکه وضعیت
کشور، رهبری و مسائل آینده جامعه چه خواهد شد، همه را نگران کرده بود.
شیرینترین خاطره شما از مجلس کدام است؟
انتخاب
آیت الله خامنهای به عنوان جانشین امام راحل (ره) پس از گردهمایی اعضای
خبرگان و خواندن وصیت نامه امام خمینی، باعث شد خلائی که در کشور به وجود
آمده بود، به شایستگی پر شود.
همچنین مسائل جنگ تحمیلی و پیروزیهایی
که برای کشور به دست میآمد و توفیق در مناسبات بین المللی، در نیروهای
انقلاب نشاط و خوشحالی ایجاد میکرد. موفقیت نیروهای اصولگرا در انتخابات
مختلف نیز از جمله مسائل مثبت و خوشحال کننده بود.
در طول شش دوره حضور شما در مجلس، ارتباط کدام رییس جمهور بهتر بود؟
پس
از آنکه مجلس رأی به عدم کفایت سیاسی بنی صدر داد، زمان ریاست جمهوری شهید
رجایی و آیت الله خامنهای، بهترین دورههای ارتباط رییس جمهور با مجلس
بود.
با توجه به اینکه انتخابات ریاست جمهوری را در پیش رو داریم، نظر شما درباره فضای سیاسی کشور و چگونگی حضور کاندیداها چیست؟
در
انتخابات آتی در چند جبهه شاهد رقابت خواهیم بود: ۱- جبهه اصولگرایی؛
شواهد نشان میدهد که این جبهه در دو دسته وارد عرصه انتخابات میشود که
یکی جبهه پیروان خط امام و رهبری است و دیگری جبهه پایداری و مجموعههای
وابسته به آن. ۲- طیف وابسته به دولت که حتما دارای برنامه هستند و احتمالا
با اولویت بندیهایی که در کارشان کردهاند، چندین گزینه دارند و بنا به
شرایط، یکی را معرفی خواهند کرد. ۳- نیروهای اصلاحات که تلاش میکنند فردی
را که اجماع بیشتری روی آن است، معرفی و وارد صحنه کنند.
شما با تعدد کاندیداهای ریاست جمهوری موافق هستید؟
نیروهای
اصولگرا باید هرچه سریعتر به اجماع و توافقی در این خصوص برسند و یک یا
حداکثر دو کاندیدا داشته باشند، در غیر این صورت ضرر میکنند زیرا طرف
مقابل شاید بتوانند اجمالا به توافق در خصوص یک گزینه برسد.
ولی به نظر میآید شکاف بین اصولگرایان زیاد است؟
بله.
اکنون نیروهای اصولگرا عملا دو یا سه طیف شدهاند. آنها باید به همگرایی
بیشتر و نتیجه فکر کنند زیرا پیروزی در انتخابات در سایه همگرایی است تا
اختلاف.
به نظر شما اولویت دولت آینده چه باید باشد؟
ایجاد
هماهنگی و وحدت در بین تمام نیروهای دلسوز انقلاب، مسائل اقتصادی مردم و
کاهش تورم و مهار گرانیها، ایجاد اشتغال و نیز ایجاد رونق اقتصادی و فضای
کسب و کار و تولید باید از اولویتهای رییس جمهور آینده باشد. همچنین مساله
تلطیف فضای بین المللی در شرایطی که ایران به دنبال تعامل با سایر
کشورهاست بر اساس سه اصل عزت، حکمت و مصلحت نیز باید در دستور کار دولت
بعدی قرار گیرد.


