رسانه هاى ورزشى و رفع نيازها و نارسايى هاى گفتمانى
رسانه هاى ورزشى، پاره اى از پيكره اطلاع رسانى كشورند كه در حوزه عمومى و مورد علاقه توده هاى جامعه به ويژه نسل جوان فعاليت مى كنند. تذكرات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار هفته گذشته ورزشكاران با ايشان،فرصتى مغتنم به دست داد تا اصحاب اين حوزه از رسانه، ديگربار به بازانديشى اهداف و راهبردهاى اطلاع رسانى و مهمتر از آن رفع نيازها و نارسايى هاى گفتمانى خويش همت ورزند.آنچه به طور خاص در توليد گفتمان اصيل وبومى رسانه هاى ورزشى اولويت دارد؛ نسبت يابى ميان اين گونه از رسانه و مقوله ورزش با توجه به جايگاه آن در سپهر فرهنگى و تمدنى ايران اسلامى است.در توصيفى اجمالى از شرايط كنونى رسانه هاى ورزشى بايد اذعان كرد كه اطلاع رسانى ورزش در كشور ما عمدتا محدود به فوتبال است.
فضاى فوتبال نيز چه در ايران و چه در ساير نقاط جهان با زبان و ادبيات معيار متفاوت است. بنابراين رسانه هاى ورزشى كه روايتگر رويدادها و مناسبات حوزه فوتبالند، از اين پديده و همه ويژگى ها از جمله ادبيات هيجانى آن تأثير مى پذيرند و در رابطه اى ديالتيكى، هم افزايى بى نهايتى را موجب مى شوند. ادبيات رسانه هاى ورزشى، شايد شفاهى تر و قاعده گريزتر از ادبيات ساير رسانه ها باشد. چنين ادبياتى هرچند ذائقه عاميانه مخاطبان ساده پسند را راضى و احساسات هوا داران آنان را تهييج و ارضا مى كند، اما در مقابل، اين طيف را از ارتقاى سواد رسانه اى باز مى دارد.در غالب رسانه هاى ورزشى، به ويژه رسانه هاى فوتبال زده، مختصاتى نظير ورود به جزئيات زندگى قهرمانان ورزشى، پيگيرى سوژه هاى عامه پسند، بى اعتنايى به چراها و تمركز بر چگونگى ها، حادثه گرايى افراطى، مغايرت تيتر با متن و تبعيت از علايق مخاطب بدون توجه به نيازهاى او به وفور يافت مى شود.بخشى از كاستى ها و نواقص ياد شده با اعمال نظارت و كنترل كيفى و بخش ديگر با اهتمام به تربيت نيروى انسانى متخصص به تناسب ظرفيت هاى رسانه اى موجود قابل رفع است؛ جزئى ديگر از راه حل را نيز بايد در ايجاد توازن ميان نشريات حوزه فوتبال و ساير رشته ها جست وجو كرد. همچنين مناسبات غيرمتعارف و غيرحرفه اى معدودى از ورزشى نويسان با باشگاه ها را نيز مى توان با پالايش درون صنفى اصلاح كرد. راقم اين سطور در نقد ادبيات رسانه هاى ورزشى پيش از اين بارها از كاربرد اصطلاحات، القاب و عناوين ستيزه جويانه در ميادين و رسانه ها انتقاد كرده و وفور بى حد و حصر اين تعابير را پديده اى غيربومى و تحميلى دانسته بود.
همچنين غلبه حاشيه بر متن را در اخبار و گزارش هاى ورزشى، مانع از تقويت قدرت تحليل مخاطب و ارتقاى آگاهى هاى او نسبت به جنبه هاى تخصصى ورزش خوانده بود.با اين همه آنچه امروز، با تأمل در بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى درمى يابيم، ما را از منظرى فراتر به نقد ادبيات رسانه اى كشور و سنت هاى حاكم بر آن دلالت كرده و از اذعان به «نقص گفتمانى و هويتى» موجود در عرصه رسانه ناگزير مى سازد. از اين ديدگاه، رسانه هاى ورزشى ما براى برون رفت از معضلات پيشگفته، ناگزير از هويت يابى مبتنى بر سنت هايى حرفه اى اند كه از فرهنگ و تمدن اسلامى ايرانى نشأت يافته باشد.ورزش در فرهنگ و تمدن پرافتخار اسلام و ايران، بيش و پيش از هر چيز با دو مفهوم «مروت» و «فتوت» تعلق و پيوند دارد؛ به طورى كه سنت هاى اخلاقى حاكم بر ورزش را نمى توان از سلوك عيارى و پهلوانى ايرانيان مسلمان در طى قرن هاى متمادى جدا دانست. فتوت و عرفان، سرشاخه هايى روييده بر تنط اصلى درخت تشيعند و عياران و فتيان، همانانند كه در طول تاريخ تشيع، عقد فتوت بستند تا خلق را به دست و زبان خويش نرنجانند و خود را در اين جهان از جميع جهانيان فروتر شناسند.
هر چه دارند، به سخا از هيچ كس وا ندارند، سينه از كبر و كينه پاكيزه سازند؛ و هم با خلق و هم با خدا وفا نگه دارند.رسانه ورزشى، راوى چنين ساحت بلندى است كه پشتوانه اى آرمانى و مشحون از تعاليم وحى و اهل بيت (ع) دارد.از همين روست كه از رسانه ورزشى انتظار مى رود تا فارغ از رويدادهاى مطلوب و نامطلوب جارى در حوزه ورزش، به پيشينه و فلسفه حوزه خبرى خود نزديك تر شود و از اين رهگذر، فرهنگ حاكم بر ميادين ورزشى را نيز به بوته نقد و اصلاح بسپارد.در اين خصوص همچنان كه از يك نشريه ادبى، نسبت به ساير نشريات، توقع بيشترى در پاكيزه نويسى و پايبندى به آيين نگارش و زبان و خط فارسى وجود دارد؛ از يك رسانه ورزشى نيز انتظار مى رود تا سر رشته آيين پهلوانى و فتوت را نگاه دارد و هيچ گاه حتى در پظر تب و تاب ترين اوج ها و فرودهاى ميدان ورزشگاه از دست نيفكند.بر اين اساس، ساختار رسانه هاى ورزشى، اقتصاد، مديريت و نيز ادبيات و اخلاق حرفه اى حاكم بر آنها زمانى سامان مى يابد كه همه اين شطون در ساحت گفتمانى منسجم و هم بسته با فرهنگ و باورهاى اصيل ما استقرار يافته باشد.به ويژه آن كه دانش رسانه، تابعى از علوم انسانى است و نمى توان مانند پزشكى، مهندسى و كشاورزى، آن را عينا از جوامع ديگر برگرفت و به جامعه خود عرضه داشت. مسلما اگر رفتار و چارچوب يك زيرساخت ارتباطى مانند رسانه با هويت و فرهنگ جامعه مخاطب انطباق نداشته باشد؛ تضادها و تعارضات گوناگونى از اين روند ناشى خواهد شد كه نمونه هايى از آن در رسانه هاى ورزشى امروز قابل مشاهده است.ادامه اين روند، در تراز حداقلى به شكاف رسانه و بنيان هاى فرهنگى و معرفتى جامعه مى انجامد و در تراز حداكثرى دورى جامعه و رسانه هر دو از خاستگاه هاى اصيل خود را در پى دارد.
رهنمودهاى حكيمانه رهبر انقلاب ، فرصتى گرانقدر است تا تكاپو و جست وجويى دوباره براى دستيابى به هويتى اسلامى در رسانه هاى ورزشى ما آغاز شود؛ هويتى كه رابطه رسانه، ورزش و جامعه را با استفاده از الگويى بومى سامان دهد و برگسست تاريخى و هويتى ميان رسانه هاى نوين و نهادهاى ارتباطى سنتى نقطه پايان بگذارد.در سال هاى اخير، نسل جديدى از تربيت يافتگان نهادهاى دينى و حوزه هاى علمى به عرصه رسانه گام نهاده اند. ناگفته پيداست كه اين ظرفيت فكرى و فرهنگى مى تواند و مى بايد براى توسعط كيفى، بومى و اسلامى رسانه ها به كار گرفته شود و از درون آن نظريه «تهذيب رسانه اى» در همه رسانه ها از جمله رسانه هاى ورزشى، وضع تبيين و اجرايى شود.
محمدجعفر محمدزاده، معاون امور مطبوعاتى و اطلاع رسانى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى


