امتیازاتی که پاکستان برای راهاندازی خط لوله صلح به دست آورده است
کلنگ خوردن خط لوله صلح با همه مزایا و منافعی که برای ایران دارد، نتیجه مجموعه امتیازات و تسهیلاتی است که پاکستان از ایران در راهاندازی این خط لوله گرفته است و همچنین در پس راهاندازی آن، مجموعهای از امتیازات سیاسی وجود دارد که آصف علی زرداری با راه اندازی این خط لوله به آنها دست مییابد.
کد خبر: ۳۰۸۴۳۷
| | 39739 بازدید
کلنگ خوردن خط لوله صلح با همه مزایا و منافعی که برای ایران دارد، نتیجه مجموعه امتیازات و تسهیلاتی است که پاکستان از ایران در راهاندازی این خط لوله گرفته است و همچنین در پس راهاندازی آن، مجموعهای از امتیازات سیاسی وجود دارد که آصف علی زرداری با راه اندازی این خط لوله به آنها دست مییابد.
بنا بر این گزارش، ادامه این خط لوله در خاک پاکستان، نزدیک ۱.۵ میلیارد دلار هزینه در پی دارد که قرار بر آن شده، ایران پانصد میلیون دلار آن را تأمین کرده و باقی را پاکستان از طریق منابع داخلی خود تامین کند؛ این پروژه بنا به پیشبینیها، قرار است در سال ۲۰۱۴ به پایان برسد.
ناگفته نماند که ساخت این خط لوله به جز مشکلات مالی با مشکلات سیاسی نیز روبهرو شده است. ایالات متحده بارها پاکستان را از همکاری با ایران، در این خط لوله برحذر داشته و حتی این کشور را تهدید به تحریم کرده است.
گفتنی است، در دو روز گذشته با آغاز ساخت خط لوله در خاک پاکستان، بورس کراچی به دلیل ترس سرمایهگذاران از تحریم سقوط کرد.
این گزارش در ادامه آورده است، پاکستان با جمعیتی بالغ بر ۱۸۰ میلیون نفر، ششمین کشور بزرگ دنیاست که بحران انرژی در سالهای اخیر، اقتصاد این کشور را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. منابع هیدروکربنی این کشور به شدت محدود است و هرچند ظرفیت بالایی برای استفاده از انرژی باد و خورشیدی دارد، ضعف تکنولوژی و سرمایه در استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر این کشور را همچنان درگیر بحران انرژی کرده است.
از سوی دیگر، این بحران به قدری در این کشور وسیع است که بیشتر جمعیت آن از قطعهای مکرر برق رنج میبرند و گاه در تابستان قطع برق حتی منجر به تلفات جانی در بخشهایی از شهرهای پاکستان شده است. اما این موضوع تنها مربوط به هزینههای اجتماعی نیست و اقتصاد این کشور و کارخانههای صنعتی آن نیز به دلیل قطعهای پیاپی و اغلب طولانی مدت برق به شدت در فشارند.
همچنین قطع برق در شهرهایی مانند لاهور حتی منجر به شورشهای اجتماعی نیز شده و پاکستان به تازگی این دست از اغتشاشات را بسیار تجربه کرده است.
اما صرفنظر از بحران انرژی در پاکستان، اصل ایده راه اندازی خط لوله صلح، گوشه چشمی هم به هند داشته است. ادامه این پروژه در اصل قرار است به هند برسد که اکنون اما حضور یافتن یا نیافتن هند در آن محل تردید است، ولی ایران مسلما این تفکر را پی میگیرد که کشور نیازمند انرژی همچون هند، زمانی که خط لوله به لاهور (۶۰ مایلی خاک هندوستان) برسد، دولتش بیش از پیش، تشجیع و تشویق به ادامه آن در خاک هند خواهد بود.
اما صرف نظر از همه امتیازاتی که پاکستان ـ چه در تأمین منابع مالی و چه در حل بحران انرژی خود از این خط لوله ـ به دست آورده، انگیزههای سیاسی نیز در ادامه این خط لوله در خاک پاکستان وجود داشته است.
اکنون پرسش اساسی اینجاست که تأکید مقامات پاکستانی برای ادامه خط لوله صلح در خاک پاکستان، آن هم علی رغم تهدیدات اساسی ایالات متحده به تحریم این کشور و فشارهای اساسی بر پاکستان، چه دلیل دارد؟ آیا تنها انگیزه انگیزه اقتصادی است؟
اینکه پاکستان نیازمند گاز و انرژی است و هیچ جای دیگری نمیتوانست با این شرایط و امتیازاتی که ایران داده به این منبع انرژی وصل شود، یک واقعیت اساسی و انکارناشدنی است؛ اما دو کشور نام این خط لوله را خط لوله صلح گذاشتهاند و به نظر میرسد که زرداری و پاکستان در صدد هستند تا روابط خود را با ایران در حالی که آمریکا به تدریج از منطقه خارج میشود، تقویت کنند.
البته این احتمال هست که پاکستان در صدد گسترش همکاری و تقریب آرا با ایران بر سر افغانستان در خلأ حضور آمریکا باشد و همچنین از اتحاد هند و ایران به ضرر پاکستان با جمعیتی سنی نشین جلوگیری کند.
از سوی دیگر زرداری و حزبش یعنی حزب مردم پاکستان، به زودی با انتخابات روبهرو میشوند و از هم اکنون زرداری با راهاندازی این خط لوله، در صدد است خود را قهرمان پیروز بر بحران انرژی مطرح سازد و هم آن که استقلال خود را از آمریکا ـ که این روزها به دلیل کشتار غیر نظامیان و نقض حاکمیت پاکستان به شدت در مورد تنفر و انزجار است ـ نشان دهد.
از سویی، گویا زرداری و مردانش در صدد هستند با تقویت ارتباطات با ایران، احتمال ایجاد ارتباطات سیاسی مخالفان و سایر رقبا را با کشورهایی همچون عربستان و عناصر طالبان محدود و کمرنگ سازند.
در پایان باید گفت، این خط لوله به همان اندازه که برای ایران و در شرایط تحریمی راهبردی و اساسی تلقی میشود، برای پاکستان نیز اهمیت اقتصادی و سیاسی بالایی دارد؛ بنابراین، بیگمان اگر مجموعه امتیازات و تسهیلات اقتصادی ـ که ایران به پاکستان پیشنهاد داده است ـ و مجموعه برگهای برنده سیاسی که زرداری با این خط لوله به دست میآورد نبود، خط لوله صلح به این آسانی و با این درجه از بیاعتنایی به تهدیدات آمریکا افتتاح نمیشد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


