8 سال تلاش برای اجرای حکم اسیدپاشی
آبان سال ۸۴ فردی ناشناس روی پسر جوانی اسید پاشید. با پیگیریهای پسر جوان و با دستور رییس قوهقضاییه بعد از هشتسال کمیسیون پزشکیقانونی اعلام کرد امکان اجرای حکم قصاص وجود دارد.
به گزارش بهار، چندی قبل قربانی اسیدپاشی نامهای به رییس قوهقضاییه نوشت و خواستار اجرای حکم شد که پرونده در ادامه برای بررسی ادعاهای قربانی اسیدپاشی به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. قاضی شعبه 71 دادگاه کیفری هم با توجه به وجود نقص در پرونده آن را دوباره به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران فرستاد تا با رفع نقص به این پرونده رسیدگی شود.
از سوی دیگر پرونده برای بررسی امکان اجرای حکم قصاص به پزشکیقانونی فرستاده شد. متخصصان پزشکیقانونی بعد از بررسی پرونده و میزان صدمات قربانی اسیدپاشی در گزارش خود اعلام کردند: طبق نظر کارشناسان قصاص چشم چپ و راست با استفاده از هر نوع ماده شیمیایی به طور دقیق و عینا امکانپذیر نیست ولی درباره قصاص چشم چپ میتوان تخلیه به طور کامل و با روش فیزیکی انجام داد. با اعلام نظر کمیسیون پزشکیقانونی، دادیار شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران، پرونده را برای معاونت قضایی قوهقضاییه فرستاد تا حکم قصاص اجرا شود.
داوود روشنایی، قربانی اسیدپاشی درباره روز حادثه میگوید: حدود سه هفته از زمانی که به دلیل لاغری از سربازی معاف شده بودم میگذشت و در جستوجوی کاری بودم. ساعت 11 و 30 دقیقه در حوالی محله مجیدیه مشغول رفتن به پارکی بودم که جوانی ناشناس که مرا میشناخت و تعقیبم میکرد، مقابلم ظاهر شد و ظرف حاوی اسید را رویم پاشید. بعد از آنکه اسید به صورتم ریخته شد، دیگر متوجه چیزی نشدم اما بعد از آن شهروندان با اورژانس تماس گرفته و مرد اسیدپاش بهنام «حمید – ص» را هم در محل دستگیر کردند. او هربار بهانههای مختلفی را برای انگیزهاش اعلام میکرد از جمله اینکه از سوی من مورد آزار قرار گرفته و... که آخرینبار هم مدعی شد که من را با فرد دیگری اشتباه گرفته است.
او ادامه داد: جایی جز رسانه برای احقاق حقوق ازدسترفتهام پیدا نکردم. آنقدر پلههای دادگاهها را بالا و پایین رفتم که دیگر ناامید شدم. داستان زندگی من یک کتاب است. پولی برای گرفتن وکیل نداشتم و خانم قریشی به صورت خیرخواهانه وکالت من را بر عهده گرفت. الان پنج سال است که درمان نشدم و یک چشمم تخلیه شده است.
این قربانی اسیدپاشی گفت: «م-ق/4268/90» شمارهای است که حفظ شدم. شماره پروندهام در معاونت قضایی قوهقضاییه که با توجه به اینکه دو سال است حکم تایید دیوانعالی برای قصاص متهم را گرفتم ولی متهم به من گفته است: من آنقدر نفوذ دارم که نمیگذارم حکم اجرا شود. حتی از بیبیسی هم تماس گرفتند تا با من مصاحبه کنند ولی قبول نکردم. روشنایی ادامه داد: انتشار سرگذشت من و مشکلاتم باعث شد تا رییس قوهقضاییه شخصا پرونده را بررسی کرده و دستور رسیدگی سریع به این پرونده را صادر کند.
62-91-5624 شماره دستور رییس قوهقضاییه در تاریخ 29 آبان سالجاری است. او تاکید کرد: من فقط قصاص میخواهم و تا زمانیکه حکم اجرا نشود پرونده را پیگیری میکنم. خانواده مرد اسیدپاش در این مدت به جای اینکه به دنبال کسب رضایت باشند برایم مزاحمت ایجاد کرده، با زخمزبانهای خود آزارم میدهند. سرانجام تلاشهای هشتسالهام به نتیجه رسید و میتوانم حکم قصاص را اجرا کنم.
به گزارش بهار، چندی قبل قربانی اسیدپاشی نامهای به رییس قوهقضاییه نوشت و خواستار اجرای حکم شد که پرونده در ادامه برای بررسی ادعاهای قربانی اسیدپاشی به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. قاضی شعبه 71 دادگاه کیفری هم با توجه به وجود نقص در پرونده آن را دوباره به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران فرستاد تا با رفع نقص به این پرونده رسیدگی شود.
از سوی دیگر پرونده برای بررسی امکان اجرای حکم قصاص به پزشکیقانونی فرستاده شد. متخصصان پزشکیقانونی بعد از بررسی پرونده و میزان صدمات قربانی اسیدپاشی در گزارش خود اعلام کردند: طبق نظر کارشناسان قصاص چشم چپ و راست با استفاده از هر نوع ماده شیمیایی به طور دقیق و عینا امکانپذیر نیست ولی درباره قصاص چشم چپ میتوان تخلیه به طور کامل و با روش فیزیکی انجام داد. با اعلام نظر کمیسیون پزشکیقانونی، دادیار شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران، پرونده را برای معاونت قضایی قوهقضاییه فرستاد تا حکم قصاص اجرا شود.
داوود روشنایی، قربانی اسیدپاشی درباره روز حادثه میگوید: حدود سه هفته از زمانی که به دلیل لاغری از سربازی معاف شده بودم میگذشت و در جستوجوی کاری بودم. ساعت 11 و 30 دقیقه در حوالی محله مجیدیه مشغول رفتن به پارکی بودم که جوانی ناشناس که مرا میشناخت و تعقیبم میکرد، مقابلم ظاهر شد و ظرف حاوی اسید را رویم پاشید. بعد از آنکه اسید به صورتم ریخته شد، دیگر متوجه چیزی نشدم اما بعد از آن شهروندان با اورژانس تماس گرفته و مرد اسیدپاش بهنام «حمید – ص» را هم در محل دستگیر کردند. او هربار بهانههای مختلفی را برای انگیزهاش اعلام میکرد از جمله اینکه از سوی من مورد آزار قرار گرفته و... که آخرینبار هم مدعی شد که من را با فرد دیگری اشتباه گرفته است.
او ادامه داد: جایی جز رسانه برای احقاق حقوق ازدسترفتهام پیدا نکردم. آنقدر پلههای دادگاهها را بالا و پایین رفتم که دیگر ناامید شدم. داستان زندگی من یک کتاب است. پولی برای گرفتن وکیل نداشتم و خانم قریشی به صورت خیرخواهانه وکالت من را بر عهده گرفت. الان پنج سال است که درمان نشدم و یک چشمم تخلیه شده است.
این قربانی اسیدپاشی گفت: «م-ق/4268/90» شمارهای است که حفظ شدم. شماره پروندهام در معاونت قضایی قوهقضاییه که با توجه به اینکه دو سال است حکم تایید دیوانعالی برای قصاص متهم را گرفتم ولی متهم به من گفته است: من آنقدر نفوذ دارم که نمیگذارم حکم اجرا شود. حتی از بیبیسی هم تماس گرفتند تا با من مصاحبه کنند ولی قبول نکردم. روشنایی ادامه داد: انتشار سرگذشت من و مشکلاتم باعث شد تا رییس قوهقضاییه شخصا پرونده را بررسی کرده و دستور رسیدگی سریع به این پرونده را صادر کند.
62-91-5624 شماره دستور رییس قوهقضاییه در تاریخ 29 آبان سالجاری است. او تاکید کرد: من فقط قصاص میخواهم و تا زمانیکه حکم اجرا نشود پرونده را پیگیری میکنم. خانواده مرد اسیدپاش در این مدت به جای اینکه به دنبال کسب رضایت باشند برایم مزاحمت ایجاد کرده، با زخمزبانهای خود آزارم میدهند. سرانجام تلاشهای هشتسالهام به نتیجه رسید و میتوانم حکم قصاص را اجرا کنم.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۹
انتشار یافته: ۴
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



