قطع اميد از سران عرب؛
سرمايهداران مسلمان بايد دست به كار شوند
دكتر زارعي: مهلت شش ماهه آتشبس، فرصتي بود كه اسرائيل بيشترين بهرهبرداري را از آن كرده و از همه ظرفيتها براي بسيج دولتهاي همسو مانند آمريكا، كشورهاي اتحاديه اروپا و برخي كشورهاي خاورميانه در راستاي فشار بر گروه حماس سود جست. پس از اين تلاشها، رژيم صهيونيستي در جبههاي ديگر با آشكارسازي روابط خود با كشورهاي عربي در پي مشروعيت بخشيدن به اين روابط از ناحيه كشورهاي عربي و همسو ساختن آنها و سبز كردن چراغ حمله به غزه و مقاومت براي خويش بود.
کد خبر: ۳۰۸۰۲
| | 6078 بازدید
دكتر اصغر زارعي، عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي، در تحليل وضعيت كنوني غزه و دلايل شكلگيري آن گفت: خط سير ماجراي غزه را بايد از نشست آناپوليس به صورت كلي و رخدادهاي شش ماه اخير به صورت خاص دنبال كرد. پس از شكست طرحهاي صلح «اسلو»، «وايريور» (1و2) و «كمپديويد»(2) و سرانجام نقشه راه، اسرائيل با اين نتيجهگيري كه با مذاكرات صلح نميتواند به اهداف خود برسد، استراتژي خود را به سوي حذف مقاومت و يا وادارسازي جنبش مقاومت مردمي حماس و جهاد اسلامي براي پيوستن به طيف سازشكار فلسطين ـ محمود عباس ـ تغيير داده است. درواقع، نشستهاي شرمالشيخ و گفتوگوي اديان در نيويورك، در چهارچوب همين پروسه قرار ميگيرد.پس مسأله اصلي اين است كه از يك سو اسرائيليها از گفتوگوي صلح نااميد شدهاند و در پي محو يا تسليم جريان مقاومتند و از سوي ديگر، كشورهاي عربي نيز محافظهكارتر و سازشكارتر شده و به برقراري رابطه متمايل شدهاند.
دكتر زارعي افزود: مهلت شش ماهه آتشبس، درواقع فرصتي بود كه اسرائيل بيشترين بهرهبرداري را از آن كرده و از همه ظرفيتها و پتانسيلهاي خويش براي بسيج دولتهاي همسو مانند آمريكا، كشورهاي اتحاديه اروپا و برخي كشورهاي خاورميانه در راستاي فشار بر گروه حماس سود جست. پس از اين تلاشها، رژيم صهيونيستي در جبههاي ديگر با آشكارسازي روابط خود با كشورهاي عربي در پي مشروعيت بخشيدن به اين روابط از ناحيه كشورهاي عربي و از بين بردن قبح ارتباط سران كشورهاي عربي با اسرائيل و به نوعي همسو ساختن آنها و سبز كردن چراغ حمله به غزه و مقاومت براي خويش بود.
اين عضو هيأت علمي دانشگاه در ادامه گفت: رژيم صهيونيستي با چنين اقداماتي در شش ماهه اخير و مانور بر افراطي و تروريستي بودن حماس، تأييدهاي لازم براي حمله گسترده به نوار غزه را گرفت و نكته جالب اينكه محمود عباس نيز در اقدامي غيرقانوني و كودتاگونه، دولت منتخب «هنيه» را كنار زده و «سلام فياض» را به عنوان دولت فلسطين در كرانه باختري مستقر كرده است تا به مقابله و نابودسازي امكانات و توانمنديهاي دولت هنيه بپردازد.
به مجموعه اين اقدامات و به عنوان آخرين شواهد، بايد به ديدارهاي سري و بعضا آشكار سران كشورهاي عرب با سران رژيم صهيونيستي اشاره كرد. درست 24 ساعت پيش از حملههاي هوايي اخير به غزه، وزير خارجه رژيم اشغالگر، «زيپي ليوني» به ديدار «حسني مبارك» رفت و تماسهايي نيز با سران اردن و چند كشور عربي ديگر برقرار كرد.
اين تحليلگر مسائل خاورميانه افزود: اكنون هم پس از 48 ساعت از حملات وحشيانه صهيونيستها به مردم بيدفاع غزه، ميبينيم كه كشورهاي عربي، سكوت كرده و تنها ليبي به عنوان عضو غيردايم شوراي امنيت، تقاضاي نشست اضطراري براي شوراي امنيت كرد كه البته اين جلسه چندساعته نيز با پشتيباني آمريكا و انگليس از رژيم صهيونيستي بينتيجه مانده؛ ناگفته نماند كه مصر هم در اقدامي، سفير رژيم صهيونيستي در آن كشور را احضار كرده كه البته اين كار، بيشتر شبيه يك سياهبازي و به عبارتي خيمهشببازي ديپلماتيك است.
دكتر زارعي در ادامه گفت: وقيحانهترين رخداد در تحولات اخير، موضعگيري ليوني است. او پس از بمباران گسترده كرانه باختري، به ويژه شهر غزه و كشتار گسترده شهروندان بيدفاع آن، اينگونه حملات را حق مسلم خود براي دفاع از شهركهاي صهيونيستنشين دانسته و از كشورهاي جهان، خواستار فشار بر حماس براي حمله نكردن به شهركهاي صهيونيستي ميشود؛ جالب اينكه سخنگوي كاخ سفيد نيز چنين موضعي را پس از آن تأييد ميكند.
وي درباره ارزيابي عملكرد كشورهاي اسلامي گفت: واقع امر اين است كه كشورهاي اسلامي ـ عربي سكوت مطلق اختيار كرده و به دنبال اهداف سازشگرايانه خود، موضع محكمي عليه صهيونيستها در پيش گرفتهاند، اما نكته اساسي اين است كه هماكنون مردم و ملتهاي اسلامي و مسلمين از كشورهاي يادشده بسيار جلوتر بوده و حركتهاي خودجوش بسياري در قالب تظاهرات و تحصن و امثال آن صورت گرفته است.
ما بايد بپذيريم كه جمهوري اسلامي ايران به عنوان پرچمدار اصلي حمايت از مردم فلسطين و به ويژه غزه، بايد از ظرفيتها و توانمنديهاي ديپلماتيك و تبليغاتي خود براي تشريح ابعاد اين جنايت و بازدارندگي صهيونيستها از اقداماتشان بيش از پيش استفاده كند.
اين عضو هيأت علمي دانشگاه در پاسخ به اين پرسش كه آيا به نظر شما، اقدامات انجامشده از سوي كشورهاي اسلامي تاكنون كافي بوده يا خير، گفت: به نظر من، براي برخورد فعال با اين بحران و مسائل پيشروي، بايد از همه ظرفيتهاي ملل مسلمان اعم از سازمانهاي غيردولتي، نخبگان، جنبشهاي مردمي و گروههاي مرجع مانند رهبران ديني استفاده شود؛ درواقع بايد نوعي اتحاد و جريان همگرا در جهان اسلام شامل دولتها و ملتها شكل بگيرد.
دكتر زارعي در ادامه گفت: يكي از ظرفيتهاي اثرگذار سرمايههاي كلان، سرمايهداران عرب در كشورهاي غربي و همپيمانان اسرائيل است. هماكنون بيش از چند تريليون دلار از سرمايههاي اعراب در آمريكا، كشورهاي عضو اتحاديه اروپا و خاور دور، در حال گردش بوده و يا به صورت املاك و مستغلات انباشته شده است؛ بنابراين، با توجه به بحران جهاني مالي اخير، اعراب به خوبي ميتوانند حتي با تهديد كشورهاي مذكور ـ كه جملگي از همپيمانان و حاميان رژيم صهيونيستي هستند ـ فضايي را براي فشار بر اين كشورها در راستاي كنترل اسرائيل پديد آورند، اما متأسفانه، اين حميت و غيرت بين آنان شكل نگرفته است! در صورتي كه پيشتر و در جريان جنگ اعراب و اسرائيل (1973)، اعراب به خوبي توانستند از ابزار نفت براي ضربه به صهيونيستها بهره ببرند كه متأسفانه ديگر تكرار نشد و در حال حاضر، نيز هيچ نشاني مبني بر تحرك اعراب در اين زمينه يا اقدامات مشابه به چشم نميخورد.
اين تحليلگر مسائل خاورميانه، عمدهترين دليل اين هجوم وحشيانه را اينگونه بيان ميدارند: دليل اصلي اين حملات، نزديك شدن زمان انتخابات پارلماني در سرزمينهاي اشغالي است، زيرا صهيونيستهاي افراطي در شعارهاي خود، همواره بر سركوبي و از بين بردن حماس و جهاد اسلامي تأكيد داشتهاند؛ موضوعي كه در دستور كار همه دولتهاي پيشين مانند «نتانياهو»، «باراك»، «شارون» و «اولمرت» بوده است؛ بنابراين، به نظر ميرسد افراطيون صهيونيست، سعي در جلب آرا از طريق سختگيري بر فلسطينيها دارند و درواقع، مردم غزه به گونهاي قرباني تحولات دروني رژيم صهيونيستي شدهاند و اين روند با سازشكاري سران دولتهاي عربي، سرعت گرفته است.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


