شکایت صاحبان آثار تاریخی پس از انحلال موزه چاپ کتابخانه مجلس!
در هفتههای اخیر در رخدادی نادر در تاریخ میراث فرهنگی ایران، وسایل در اختیار و تحت «امانت» یک موزه به موزهای دیگر اهدا شد و در عین حال، این وسایل ارزشمندی که پیشینه برخی از آنها به سالهای پس از ۱۸۰۰ میلادی نیز بازمیگشت، در حیات مجلس تلنبار شد تا سرمایهای به نام موزه تخصصی چاپ عملاً از هم بپاشد و در عین حال جمع بسیاری از اشخاصی که وسایل تاریخیشان را به امانت در اختیار کتابخانه مجلس گذاردند، حس سوءاستفاده از اعتماد برایشان پدید آید.
به گزارش «تابناک»، در خبرها آمده بود که طی تفاهمنامهای میان رئیس جدید کتابخانه مجلس و کتابخانه ملی، موزه چاپ کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی با همه وسایل و ماشینآلات اهدايی و امانتی و وقفی آن توسط رئیس جدید کتابخانۀ مجلس به کتابخانه ملی منتقل و واگذار شده است.

چاپخانه مجلس، در دوران پهلوی اول
زحمات بسیاری از چاپخانهداران و پیشکسوتان و خدمتگزاران صنعت چاپ ایران و با حمایت مالی دهها میلیون تومانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای فرستادن کارشناس دستگاههای قدیمی چاپ به خارج از کشور جهت خرید وسایل و ماشینآلات قدیمی برای موزۀ تاریخ صنعت چاپ کتابخانۀ مجلس و نیز با به امانت گرفتن تعدای از همین وسایل و ماشینآلات قدیمی از برخی سازمانها و ادارات و دستگاههای مهم کشور همچون کمیته امداد امام خمینی (ره)، سازمان میراث فرهنگی، دانشگاه فردوسی مشهد و دیگر نهادها به نتیجه رسیده بود.
اما چرا و به چه علت، چنین مکانی که با هزاران امید و آرزو در حال شکلگیری و ثمردهی بود، اکنون با یک تصمیم عجولانه و غیرکارشناسی و شخصی به چنین شکلی مورد بی مهری قرار میگیرد؟

ماشین چاپ دستی حروف و گراور
موزه تاریخ صنعت چاپ کتابخانۀ مجلس، در تاریخ یازدهم شهریور ۱۳۸۹ـ روز ملی صنعت چاپ ـ موقت افتتاح و بعدتر به شکلی گستردهتر در بهمن ماه همان سال، با حضور ریاست محترم مجلس شورای اسلامی آقای دکتر علی لاریجانی و جمعی از پیشکسوتان و اهالی چاپ و نشر و نیز مقامات فرهنگی و اجتماعی کشور افتتاح شد.

از آغاز کار، این استدلال در میان بود که چون نخستین چاپخانه کشور پس از مشروطه و در مجلس شورای ملی بر پا شد، موزه چاپ هم در کتابخانه مجلس ایجاد گردد و وقتی ایده تأسیس آن در میان برخی دلسوزان عرصه صنعت چاپ این کشور شکل گرفت، آنها در توافقات اولیهای که با رئیس وقت کتابخانۀ مجلس حجت السلام و المسلمین دکتر رسول جعفریان داشتند، تلاش کردند هر چه زودتر این موزه را راهاندازی کنند.
بنابراین، با تلاش این افراد بود که این موزه ـ که نزدیک دو سال و اندی از عمر آن میگذشت ـ چنان غنایی یافت که از حیث داشتن اشیای گرانبها و قدیمی به یکی از کمنظیرترین موزههای چاپ خاورمیانه تبدیل شد.
یکی از چهرههای تأثیرگذار در تأسیس موزۀ چاپ کتابخانۀ مجلس، استاد اسمعیل دمیرچی پیشکسوت صنعت چاپ ایران بود که توانست در مدت کوتاهی و با تکیه بر پشتوانههای خداوندی و نیز عشق و علاقۀ بی وصفش به تاریخ صنعت چاپ ایران، صدها دستگاه قدیمی و گرانبهای چاپ را از اشخاص و سازمانها به عنوان هدیه و یا وقف و یا امانت برای موزۀ چاپ کتابخانه مجلس جمعآوری کند.

این تلاشها ادامه داشت تا پیشینه ارزشمند صنعت چاپ کشور در موزهای که آرزوی برخی دوستداران و فعالان این صنعت بود، گردآوری و از آنها نگهداری شود، اما اوضاع به یکباره تغییر کرد.
حجتالاسلام والمسلمین جعفریان، رئیس سابق کتابخانه مجلس، که رئیس موزه چاپ و عضو هیأت مؤسسان آن هم بود، تصمیم به کنارهگیری از مقام خود گرفت و با وجود اصرارهای بزرگان نظام و شخص رئیس محترم مجلس و نیز برخی نمایندگان محترم مجلس برای ماندن در این جایگاه، کنار کشید و نتیجتاً کتابخانه مجلس رئیس جدیدی پیدا کرد، به نام آقای محمد رجبی.
وی در همان آغاز کار و در یک اقدام سؤالبرانگیز بدون بررسیهای کارشناسانه و نیز بدون در جریان گذاشتن اعضای هیأت امنای کتابخانه و یا مؤسسان موزه که هر کدام در گوشهای به دنبال تجهیز هر چه بیشتر موزه بودند و مهمتر از همه بدون آگاهی و اجازه از صاحبان وسایل و ماشینآلات ـ اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی ـ تصمیم گرفتند تا با سرعت هر چه تمامتر تفاهمنامهای با کتابخانه ملی ـ که خود تا چند روز پیش از آن کارمند رسمی آنجا بودند و همچنان نیز هستند ـ تنظیم و به امضا برسانند؛ آنان با این کار، عملاً ضمن انحلال موزه چاپ در کتابخانۀ مجلس، دستور انتقال همه وسایل و ماشین آلات و ... را به کتابخانه ملی صادر کردند.
همگان ناباورانه این خبر را شنیدند و هر چه تلاش کردند تا جلوی این تصمیم نادرست گرفته شود، متأسفانه تلاششان به جایی نرسید و حتی ایشان حاضر به شنیدن حرف صاحبان اصلی این موزه هم نشدند و سرانجام و در کمال افسوس، حاصل تلاش عدهای از دلسوزان فرهنگ این مرز و بوم با یک تصمیم عجیب و پرسشبرانگیز آقای محمد رجبی بر باد رفت!

اکنون امید میرود، رئیس کتابخانة مجلس هر چه زودتر در این تصمیم خود تجدیدنظر کند تا این گنجینة ارزشمند فرهنگی و تاریخی به جایگاه اصلی و واقعی خود بازگردانده شود.
در غیر این صورت، بر این باوریم که بیگمان، دیر یا زود، بزرگان این سرزمین و مقامات عالیرتبة فرهنگی و اجتماعی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران چنین حرکت غیرمنصفانه را که بر دلسوزان و دستاندرکاران و اصحاب صنعت چاپ ایران رفته،نخواهند پذیرفت و بحق پیگیر حل این مسأله از راه قانون و شرع خواهند شد.
اکنون پرسش صاحبان اصلی این وسایل و ماشین آلات قدیمی چاپ از رئیس کتابخانه مجلس این است: آیا به نظر شما، به لحاظ شرعی و قانونی و اخلاقی، انتقال این وسایل، بیاطلاع و اجازۀ صاحبان حقیقی و حقوقی دستگاهها ـ که هر یک وسایلشان را یا به نیت وقف یا هبه و یا امانی به موزۀ تاریخ چاپ کتابخانۀ مجلس تقدیم کردهاند ـ خالی از اشکال شرعی و قانونی و اخلاقی نیست؟!



