همه ضدانقلاب نيستند، يك نفر نميتواند كشور را نجات دهد
در مملكت هيچكسي افرادي را كه از نظر نظام و سابقه و انقلاب مورد تأييدند و البته تأييد خود شوراي نگهبان را دارند، خط قرمز به شمار نميآورند.
دكتر مسعود پزشكيان با بيان اين مطلب در گفتوگو با خبرنگار «تابناك» درباره ايجاد خط قرمزهاي فرضي از سوي احزاب و گروههاي سياسي براي يكديگر در مسائل سياسي گفت: اين مسأله خط قرمز خطاب كردن گروهها و احزاب سياسي به همديگر، دور از انديشه است. هيچ فرد عاقلي در مملكت، افرادي را كه از نظر نظام، سابقه و انقلاب مورد تأييد خود شوراي نگهبانند، نبايد خطر قرمز حساب كند و شايسته نيست كه همديگر را خط قرمز يكديگر خطاب كنند، چراكه اين دور از دورانديشي و تدبر است. اگر واقعا چنين چيزي واقعيت دارد، نبايد اجازه بدهند وارد صحنه بشوند و افرادي هم كه ميخواهند تبليغ كنند، مسلماني و خطمشي اسلامي حكم ميكند كه حريم شخصي يكديگر را نگه دارند و به يكديگر تهمت و افترا نزنند و البته اگر حرفي ميزنند، بر پايه عدد و رقم و حرف علمي باشد.
من گمان ميكنم هنوز به آن رشد سياسي نرسيدهايم كه بتوانيم مخالف خود را تحمل كنيم و بر پايه منطق سخن بگوييم و بپذيريم كه ممكن است هر روشي يكسري عيبها داشته باشد، در عين حالي كه امكان دارد مزايايي هم داشته باشد. كلا تنها عيبها را بزرگ ميكنيم و ميگوييم كه بقيه ضدانقلاب هستند و اين تنها منم كه ميتوانم مملكت را نجات دهم كه البته اين روش، به نظر من اشتباه است.
نماينده مردم تبريز در مجلس هشتم درباره آسيبشناسي اين مسأله گفت: وقتي در رسانهها و صداوسيما تحليل ميكنند، تنها يكسري كليات گفته ميشود و عدد و رقمها را به صورت واقعي كنار هم نميگذارند و مقايسه و تحليل نميكنند كه بگويند اين مقدار خوبي، اين اندازه عيب داشته است. رسانه و صداوسيماي ما يكي را صد درصد بزرگ و يكي را صد درصد تخريب ميكنند و يا درباره يكي كلا حرف نميزنند، بنابراين در چنين فضايي، حتي نمايندهاش هم كليگويي ميكند. ما عمري است با كليگويي زندگي ميكنيم. البته روشنفكران، انديشمندان و آناني كه جلودارند و پيش افتادهاند نيز در اين قضيه مقصرند.
وي در ادامه افزود: اگر ما واقعا راه امام(ره) و حضرت علي(ع) را برويم، از اين اتفاقات مطمئنا نخواهد افتاد و اين رخدادها به نظر من، به خاطر بيتقوايي و يكسري منيتها و عدم توسعهيافتگي است. ما بايد به جايي برسيم كه از افراد و گروههاي مسئول برنامه، بخواهيم و بگوييم، شمايي كه وقتي آمدي اين همه حرف زدي، بگو موقع رفتن چه كردهاي؟
آنان در اينباره ميگويند، ديگران مقصر بودهاند و نگذاشتهاند كه ما كار بكنيم. در همين شرايط نمايندگي و مديريت و مسئوليت را ميپذيريم. حرف هم كه ميزنيم، بايد بر پايه همين شرايط به مردم وعده بدهيم. كسي كه آن هنگام بر سر كار آمد، مگر نميدانست با چه شرايطي ميآيد؟ هنگامي كه از او ميپرسي: چرا اينگونه شد، ميگويد: عوامل دروني و بيروني نگذاشتند. يك عدهاي ميگفتند، با نفت چهها كه نميكنيم، آموزش و پرورش و فلان جا ميسازيم، وام بانكي را و ... بايد الان پرسيد: پس چه شد؟
به نظر من، دليل اين رخدادها اين است كه ما سخني را كه ميگوييم، پشتوانه علمي ندارد، چون اگر داشت، ما با يك درصدي انحراف به هدف ميرسيديم و به اين ترتيب است كه بعد هم فكر ميكنيم عالم هستيم.
عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس هشتم درباره واكاوي اين پديدهها به خبرنگار «تابناك» گفت: وقتي من فكر كنم كه اقتصاددان، جامعهشناس، مدير و يا همهفنحريف هستم، همين اتفاق ميافتد. سخن يك كارشناس، يك درصدي از اعتبار علمي است. ديدگاههاي تخصصي و كارشناسي در دنياي امروز از نظر علمي، از نظر قبول حجت يا برهان در سطح C قرار دارد؛ يعني اگر يك دليل و برهان را A و B و C در نظر بگيريم، نظر يك كارشناس كاملا خبره، در سطح C است؛ تازه كارشناس هم نيستيم. حرف ميزنيم و خود را در سطح A ميبينيم و وقتي هم كه نتيجه نميگيريم، ميگوييم: كي بود، كي بود، من نبودم!
رسالت رسانهها اين است كه عدد و رقم را در گفتوگوهاي خودشان بياورند و سخنان افراد را پيش و پس از مسئوليتشان با هم مقايسه و عملكرد آنان را نقد كنند.
از سوي ديگر، دکتر محمد دهقان درباره تحليل و بررسي مسأله خط قرمزهاي حزبي به خبرنگار «تابناك» گفت: نيروهاي معتقد به نظام و انقلاب، بايد مرزبندي با كساني داشته باشند كه بالاخره نسبت به اصل نظام و انقلاب و اصول پايهاي قانون اساسي، معتقد نيستند. بايد نيروي سياسي نسبت به اين جريانها حساسيت داشته باشد. در درون نيروهاي نظام كساني كه معتقد به نظام و انقلاب و رهبري و قانون اساسي هستند، گاه كه به اشتباه كلمه «خط قرمز» به كار ميرود، بايد بگويند ما مثلا حاضر نيستيم فلان گروه، رأي بياورد نه اينكه بگويند خط قرمز ماست. متأسفانه نفاق برخي جريانهاي سياسي را فرا گرفته است. ميگويند ما خود نظاميم، در حالي كه اصل راه امام و رهبري را قبول ندارند.
نماينده چناران در مجلس هشتم درباره تحليل و بررسي فضاي سياسي احزاب و آسيبشناسي مسأله ارايه ندادن برنامه مشخص از سوي كانديداها در انتخابات گوناگون گفت: مشكل ارايه ندادن برنامه توسط اشخاص در انتخابات گوناگون، به نبودن احزاب قوي و استخواندار در كشور برميگردد. تازه اگر فرد هم سخني بگويد، ضمانت اجرا ندارد. هنگامي كه يك فرد كانديدا ميشود، مطالبي را ميگويد و وقتي كه سخنانش اجرا نميشود، كسي نيست كه پيگيري كند و خود فرد هم در انبوهي از مشكلات و شعارها گرفتار ميشود و اصلا يادش ميرود در آن هنگام چه سخني را گفته!
بايد احزاب بتوانند كانديدا معرفي كنند، برنامه بدهند و بعد هم ضامن اجراي برنامه شوند و چگونگي اجرا را به كانديدا پيشنهاد و پيگيري كنند تا به نتيجه برسند. ما اكنون چنين چيزي نداريم و اين مربوط به مشكلات ساختاري است كه در كشور داريم. ما هماكنون در مركز پژوهشهاي مجلس تقاضا كرديم كه دوباره بحث اصلاح قانون احزاب در دستور قرار بگيرد، چراكه ما هماكنون هيچ راهي براي اداره كشور جز قوي شدن احزاب شناسنامهدار و فراگير نداريم.
وي در ادامه افزود: ما يك مقدار هم مشكل فرهنگي داريم كه افرادي آمدهاند جاي احزاب را گرفتهاند كه خودشان مانع ايجاد احزاب واقعي هستند و ميخواهند مثلا كاركرد حزبي داشته باشند، در حالي كه اين توان را ندارند و فراگير نيستند. در اصل، همين احزاب قارچي، مانعي براي توسعه احزاب است. همچنين اراده قوي براي ايجاد احزاب فراگير، نه در دوره دوم خرداد ـ كه ادعاي تكثر سياسي داشتند ـ و نه دورههاي گذشته، نبوده و در اين سه سال هم اتفاق خاصي نيفتاده است.
دهقان با تأكيد بر اهميت نقش احزاب در ايجاد فضاي سياسي مناسب در ادامه گفت: بزرگان كشور بايد نسبت به احزاب واقعي و فراگير تمهيداتي بينديشند كه نيروي انقلاب احساس كند حزب، نه تنها در كشور نكوهيده نيست، بلكه براي اداره كشور، لازم و ضروري است. ما از زمان فروپاشي حزب جمهوري اسلامي، واقعا ديگر يك حزب قوي و حزبي كه داراي يك رأس فكوري مانند شهيد بهشتي باشد و قاعده وسيعي در استانها داشته باشد، نداشتيم. پس از آن زمان، ضرورت ايجاد احزاب وجود داشته، ولي عملا كار خاصي انجام نشده است، چون كار حزبي تشكيلاتي، كار سختي است و همه افراد حاضر نيستند زير بار اين كار بزرگ بروند؛ يعني خيليها دوست دارند كار سياسيشان را زودگذر و كوتاهمدت طراحي كنند و تنها يك فضاي سياسي پديد بياورند تا به قدرت برسند.


