امنیت انرژی، جمهوری اسلامی ایران و خط لوله صلح
مفهوم امنیت انرژی در زمان دچار تحول شده است. در دهه ۱۹۵۰، امنیت انرژی به مفهوم ضرورت حفاظت از عرضه انرژی بود که در زمان جنگ میبایست در دسترس قرار میگرفت.
امروزه تمرکز سیاست انرژی به ورای حوزه صرفاً نظامی رفته و اثر اختلال یا انقطاع عرضه نفت و شوکهای قیمت بر کارایی و کارکرد اقتصادی در ایالات متحده و سایر وارد کنندگان اصلی نفت عمیق خواهد بود. اکنون پذیرفته شده که بحرانهای نفتی دهه ۱۹۷۰ رشد تولید ناخالص داخلی غرب را کاهش داده و بالاترین نرخ تورم پس از جنگ جهانی دوم را ایجاد کرده و هم زمان غرب را نیز در رکود فرو برده است.
این خط و مسیر استدلال جدید، دغدغههای امنیت انرژی را گسترش داده است. امنیت انرژی به عنوان مفهومی پیچیده، پیچیدگیاش از این امر ناشی میشود که موضوع انرژی در جایی بین ژئوپلیتیک و اقتصاد قرار گرفته و بر این اساس، پاسخهای گوناگونی به این موضوع داده شده است. از سویی، مفهومی است که از یکسو تحت تأثیر روندهای یکپارچه کننده جهانی شدن قرار گرفته است، که تمایل به این وجود دارد که انرژی و امنیت آن به مانند سایر کالاها و خدمات اقتصادی در چارچوب بازار جهانی قرار داده شود، و از حساسیّت و بُعد استراتژیک آن کاسته شود و از سوی دیگر، انرژی در بازی جهانی قدرت، معادلات امنیتی و نیز رقابت قدرتهای بزرگ نقش اساسی ایفا میکند، که بر خلاف روندهای همگراکننده ـجهانی، با تأکید بر نگرشهای ملّی ـ امنیتی، انرژی را عنصری تعبیر میکنند که صرفاً حایز اهمیت اقتصادی نیست.
مفهوم امنیت انرژی با گذشت زمان دچار تحول شده است. در دهه ۱۹۵۰، امنیت انرژی به مفهوم ضرورت حفاظت از عرضه انرژی در زمان جنگ و لزوم قرار گرفتن آن در دسترس مصرفکنندگان و به ویژه قدرتهای بزرگ بود. در دوران جنگ سرد، سیاست انرژی ورای حوزه صرفاً نظامی قرار داشت و مبادلات و تجارت انرژی نقش محوری در اقتصاد بسیاری از کشورهای صنعتی پیدا کرد، به نحوی که انرژی به عنوان موتور توسعه برای کشورهای صنعتی مطرح قلمداد شد.
موقعیت ژئواکونومیک ایران در حوزه امنیت انرژی
با تحولات صورت گرفته در رویکردهای ژئوپولیتیکی و اهمیت یافتن منابع نفت و گاز در معادلات جهانی، ایران در کانون منطقهای قرار گرفته که در تولید و انتقال نفت و گاز جهان نقشی حیاتی ایفا میکند، به گونهای که از نظر کارکرد بسان قلب جهان عمل میکند. از این رو، در ژئوپلیتیک انرژی جهان ایران در کانون توجّه و مرکز تعاملات بینالمللی قرار دارد زیرا، موقعیت ژئوپلیتیک ج. ا. ایران و قرار گرفتن در کانون بیضی انرژی جهانی است. بر همین مبنا «جفری کمپ، متأثر از نظریه هارتلند مکیندر، از بیضی انرژی جهانی یا هارتلند ژئوپلیتیک یاد میکند. مضافاً اینکه این سرزمین قلب، محل اتّصال قارههای آسیا، اروپا و آفریقا نیز میباشد. به عبارتی از نظر جغرافیایی نیز میتوان آن را منطقهای مرکزی و کانونی برای خشکیهای جهان به شمار آورد.
خط لوله صلح
پرونده خط لوله صلح در پنج سال پیش به دلیل اختلاف نظر ایران و هند بر سر حفظ امنیت خط لوله در خاک پاکستان بسته شد. اما امروز وزیر امور خارجه هند از آغاز مذاکرات این خط لوله با ایران میگوید و دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران از توانایی ایران برای تأمین امنیت خط لوله صلح خبر میدهد.
این در حالی است که یک قرن مذاکرات هند با ایران بر سر همین موضوع بایکوت شده بود. اما در این بین هندیها از آغاز دوباره مذاکراتی میگویند که ظاهرا از قبل هماهنگیها صورت گرفته است، چراکه چندی پیش هند از مذاکره با ایران برای انتقال گاز از طریق خطوط زیردریایی خبر داده بود که به گفته مقامات جمهوری اسلامی ایران، در مذاکرات خط لوله صلح این طرح به دلیل نداشتن صرفه اقتصادی کاملا رد شده بود. با این حال در اوضاع کنونی، هند از مذاکراتی خبر میدهد که پیش از آغاز آن مسئولان شورای امنیت کشور از حفظ امنیت خط لوله در خاک پاکستان خبر میدهند. ایران بهترین توانایی و قابلیت را برای تأمین امنیت خط لوله گازی ایران ـ پاکستان ـ هند موسوم به خط لوله صلح را دارد.
هند بارها علاقهمندی خود را برای مشارکت در ساخت خط لوله گازی صلح اعلام کرده بود، اما قیمت گاز و تامین امنیت مسیر این خط لوله گازی در خاک پاکستان، تنها موضوعی است که با وجود نیاز مبرم هند به انرژی، موجب دیرکرد در انجام مذاکره و حضور این کشور در این پروژه گازی شده است. جمهوری اسلامی ایران، در تلاش برای متقاعد کردن هند برای امتداد خط لوله انتقال گازی ایران ـ پاکستان به هند است، و به عنوان دومین دارنده ذخایر بزرگ گازی جهان است و از هر کاری که به سود و منفعت مردم باشد، استقبال میکند.
جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یک کشور آسیایی با توجه به موقعیت ژئوپولتیک خود ناگزیر به داشتن روابط مناسبی با کشورها و قدرتهای آسیایی است. با نگاهی گذرا به تاریخ روابط ایران با کشورهای آسیایی میتوان دریافت که همواره روابط با این کشورها در ابعاد مختلف و در سطح مناسبی برقرار بوده است، هر چند در مقاطعی با توجه به شرایط و تحولات سیاسی منطقه، این روابط فراز و نشیبهایی نیز داشته است. در این رابطه میتوان «جاده ابریشم» را از جمله نمادهای این همکاریها به ویژه در بُعد اقتصادی دانست. میدان گازی پارس جنوبی که ایران در بخشی از آن با قطر شریک است. یکی از بزرگترین میادین گازی جهان محسوب میشود که موقعیت مناسبی را برای صادرات گاز ایران از طریق خطوط لوله و از طریق صدور گاز مایع طبیعی به مناطق مختلف جهان به ویژه کشورهای بزرگ و در حال توسعه آسیایی به وجود آورده است.
در این باره به ویژه دو بازار بسیار بزرگ و رو به توسعه در زمینه انرژی در هند و چین قرار دارد که میتوانند بازارهایی پایدار برای ایران تلقی شوند. در واقع، توسعه اقتصادی این دو کشور به شدت نیازمند استمرار انتقال انرژی از منابع جدید مانند ایران و امنیت آن میباشد. در این رابطه، یکی از مهمترین فرصتهای ایران در احداث خط لوله گاز به کشورهای آسیایی، خط لوله ایران به پاکستان و هند معروف به خط لوله صلح است که با توجه به امکان امتداد خط لوله مذکور به چین، بر اهمیت ژئوپولتیک آن بیش از پیش افزوده شده است.
چندی است که موضوع انتقال گاز ایران به شبه قاره هند مورد توجه مسئولین سه کشور ایران، پاکستان و هند قرار گرفته و رایزنیهای مستمری برای عملی شدن این طرح بزرگ منطقهای در جریان است. در مورد اهمیت این خط لوله میتوان اشاره نمود که آهنگ رو به رشد اقتصادی کشورهای منطقه از جمله هندوستان و پیشبینی نیازهای آتی آن به انرژی به گونهای است که باعث شده واقعیات و منطق اقتصاد بر ملاحظات سیاسی در قبال این خط لوله سایه افکند.
دو کشور هند و پاکستان که در خصوص کشمیر آزاد اختلاف دیرینه داشته و دو بار به رویارویی مستقیم روی آوردهاند اکنون به این نتیجه رسیدهاند که در خصوص چگونگی تأمین انرژی مورد نیاز خود به انعطاف و پیدا کردن راههای سازش آمیز روی آوردهاند. به همین خاطر است که خط لوله انتقال گاز ایران به هند، خط لوله صلح نام گرفته است.
به عبارتی میتوان گفت که خط لوله صلح نام خط لوله گاز صادراتی ایران به هند و پاکستان است که براساس تفاهمهای انجام شده، ایران متعهد میشود که تا مدت ۲۵ سال، گاز خود را با قیمت ارزان به هند و پاکستان بفروشد. طول خط لوله ایران به هند ۲۷۰۰ کیلومتر است و قرار است گاز صادراتی ایران را از مسیر پاکستان به هند منتقل کند. پیش بینی شده است که در صورت توافق نهایی، ۱۱۰۰ کیلومتر از این خط لوله در ایران، ۱۰۰۰ کیلومتر در پاکستان و ۶۰۰ کیلومتر در هند احداث شود. با تکمیل این طرح، روزانه ۱۵۰ میلیون متر مکعب گاز ایران به هند و پاکستان صادر میشود که ۹۰ میلیون متر مکعب آن برای هند و ۶۰ میلیون متر مکعب آن برای پاکستان در نظر گرفته شده است. هزینه اجرای این طرح در برآوردهای اولیه چهار و نیم میلیارد دلار اعلام شده بود اما اکنون کارشناسان هزینه طرح را حدود هفت میلیارد دلار برآورد میکنند.
نقش صادرات انرژی ایران در حل مناقشات، سیاست خارجی و منطقه گرایی
صدور گاز طبیعی از ایران به هند و از خاک پاکستان حرکتی است که شاید سیاستهای منطقهای در جنوب آسیا را متحول کند. برای دولت هند این موضوع بااهمیت است که آیا پاکستان میتواند امنیت جریان گاز طبیعی در خطوط لوله را تضمین کند؟
همکاری پاکستان با ایران ممکن است باعث تسهیل در حل مناقشات نیز میشود. در گذشته سیاستهای خارجی ایران و پاکستان در رابطه با مسائل افغانستان و مناقشات شیعه و سنی در مطنقه با یکدیگر در تضاد بودند؛ بنابراین، تجارت و تجربیات بیشتر در زمینه یکپارچگی اقتصادی این قابلیت را دارد که به عنوان میانجی در مناقشات منطقه و بین مناطق ظاهر شود. تجارت گاز طبیعی بین هند، ایران و پاکستان واقعیتهای استراتژیک جغرافیای سیاسی و تاریخی سه کشور و کل خاورمیانه و آسیا را به چالش میکشد. بدین ترتیب ارتباط بین اقدام به ایجاد خط لوله و جهانی شدن رابطهای است که چند موضوع را در بر میگیرد. این ارتباط صرفا توسط عوامل اقتصادی مشخص نمیشود، گرچه وقایع اقتصادی جاری در ایران، هند و پاکستان دلالت بر لزوم همکاریهای آینده اقتصادی دارد.
ایران و پاکستان به منظور محافظت از این خط لوله در برابر هرگونه مشکل امنیتی، طراحی و نقشه مسیر خط لوله صلح را تغییر دادهاند و این خط لوله به جای مسیر قدیمی استان بلوچستان از یک منطقه ساحلی به پاکستان وارد میشود. برخی از کارشناسان بر این باورند که آمریکا، ناآرامیهایی در استان بلوچستان به راه انداخته است تا این پروژه عظیم را متوقف کند. این پروژه چند میلیارد دلاری به ایران علیه تحریمها کمک خواهد کرد و پاکستان را از بحران انرژی خارج خواهد کرد.
کنسرسیوم ایران و پاکستان، احداث بخش پاکستانی این خط لوله را در همان روز ملاقات رئیسجمهور پاکستان با رهبری معظم حضرت آیت الله خامنهای آغاز کرد. این خط لوله از مرز ۲ کشور در منطقه «نوابشاه» پاکستان به مسافت ۷۸۱ کیلومتر آغاز میشود. مجموع طول این خط لوله برابر ۱۸۸۱ کیلومتر است. بر اساس این کنسرسیوم ایرانی ـ پاکستانی، این خط لوله در مدت پانزده ماه تکمیل خواهد شد.
هزینه این خط لوله ۱.۲ تا ۱.۵ میلیارد دلار برآورد شده است و روزانه ۲۱.۵ میلیون متر مکعب (۷۵۰ میلیون فوت مکعب) گاز طبیعی ایران را به پاکستان صادر خواهد کرد. ایران با اختصاص اعتبار پانصد میلیون دلار برای این پروژه به صورت وام به پاکستان موافقت کرده است. امضای ضمائم قرارداد گاز ایران و پاکستان و توافق دو طرف برای صدور گاز ایران از خاک پاکستان به خریداران ثالث، زمینه را برای اجرایی کردن خط لوله صلح تا شبه قاره هند و چین فراهم نموده است.


