رفيق کشی در ويلای روستاه شاه فیل
کد خبر: ۳۰۱۹۵۴
| | 6270 بازدید
چند جوان که براي خوشگذراني به ويلايي در منطقه فردوسي مشهد رفته بودند پس از خوردن مشروبات الکلي با يکديگر درگير شدند که در اين ميان يکي از آن ها به ضرب چاقو کشته شد.
به گزارش خراسان، حدود 23:10 شب شنبه گذشته، قاضي ويژه قتل عمد در حال تحقيق درباره مرگ مشکوک جوان ۳۰ ساله اي در بيمارستان شهيد هاشمي نژاد مشهد بود که صداي زنگ تلفنش به صدا درآمد. يکي از ماموران پاسگاه انتظامي فردوسي به نقل از ماموران انتظامات بيمارستان طالقاني از مرگ جواني بر اثر اصابت ضربات چاقو در بيمارستان خبر داد.
در پي دريافت اين خبر و با توجه به اهميت موضوع بلافاصله «قاضي موحدي راد» ضمن صدور برخي دستورات تلفني، عازم بيمارستان شد. در همين حال به دستور مقام قضايي، کارآگاهان پليس جنايي آگاهي خراسان رضوي به همراه عوامل بررسي صحنه جرم و پزشک قانوني به سوي بيمارستان طالقاني حرکت کردند. جسد مربوط به جواني حدود ۲۳ساله بود که آثار ضربه چاقو در زير گردنش ديده مي شد.
دستگيري ۲ مظنون
اولين سوال مقام قضايي که چه کسي مصدوم را به بيمارستان رسانده؟ نگاه کارآگاهان را متوجه ۲ جواني کرد که هنوز از مرگ دوستشان خبر نداشتند و در گوشه اي از بيمارستان منتظر بودند، دو تن از نيروهاي انتظامي به سمت آن دو جوان رفتند و با اشاره مقام قضايي، آنان را به داخل خودرو گشت پليس هدايت کردند. وقتي قاضي ويژه قتل عمد براي پرسيدن چند سوال از ۲ جوان ياد شده در خودرو پليس را گشود متوجه بوي نامطبوع مشروبات الکلي شد که در فضاي داخل خودرو پيچيده بود همين امر ظن مقام قضايي را برانگيخت و اين احتمال قوت گرفت که دو جوان از چگونگي قتل جوان ۲۳ ساله اطلاع دارند چرا که همين بوي نامطبوع در فضاي اطراف جسد نيز به مشام مي رسيد.
دو مظنون که حال مناسبي نيز نداشتند ابتدا سعي مي کردند خود را بي خبر از همه چيز نشان دهند اما مقام قضايي که ديگر به يقين رسيده بود آنان از ماجراي قتل اطلاع دارند دستور بازجويي را صادر کرد. در همين حال يکي از آن دو نفر به سرنخ مهمي اشاره کرد براي خوشگذراني و صرف مشروبات الکلي به يکي از ويلاهاي روستاي شاه فيل رفته بوديم که با يکديگر درگير شديم. با اين اظهارات ماموران انتظامي از مقام قضايي درخواست کردند تا اجازه دهد متهمان براي ادامه بازجويي به پاسگاه انتظامي منتقل شوند ولي قاضي ويژه قتل عمد که مي دانست براي رسيدگي به اين گونه جرايم، زمان نقش مهمي دارد، ضمن رد درخواست ماموران انتظامي، از آنان خواست تا به سمت ويلاي مورد اشاره متهمان حرکت کنند و در مسير راه نيز بازجويي از آنان را ادامه دهند.
ويلا شناسايي نشد!
دقايقي بعد خودرو قاضي ويژه قتل عمد و ماموران انتظامي آژيرکشان به سمت روستاي شاه فيل در منطقه فردوسي حرکت کردند. خودروها با اشاره يکي از متهمان داخل کوچه اي فرعي متوقف شد اما هيچ آثار مشکوکي در ويلاي مورد اشاره متهمان ديده نمي شد. ۲ جوان مذکور که هنوز حالت طبيعي خود را به دست نياورده بودند گفتند آن ويلا شبيه همين ويلا بود!
يکي از آنان درباره چگونگي ورود به ويلا نيز توضيح داد: يکي از بچه ها با سرايدار ويلا آشنا بود و ما به همراه سرايدار وارد ويلا شديم. در پي اين اظهارات و به دستور مقام قضايي، نيروهاي عملياتي پليس به ۴ گروه تقسيم شدند و در کنار قاضي ويژه قتل عمد به بررسي ويلاهاي منطقه پرداختند. عقربه هاي ساعت ۲ بامداد را نشان مي داد که کارآگاه حميدفر (افسر جنايي آگاهي) و عوامل پاسگاه انتظامي فردوسي همچنان در حال جست وجو براي يافتن سرنخي در اطراف ويلاها بودند که ناگهان قاضي ويژه قتل عمد دستور توقف عمليات را صادر کرد او از اظهارات ۲ متهم داخل خودرو متوجه شده بود که ۲ تن ديگر از عوامل شرکت کننده نزاع داخل ويلا در روستاي امرغان سکونت دارند بنابراين از ماموران انتظامي و کارآگاهان خواست تا براي رديابي ۲متهم به نام هاي رضا و محمد به سوي روستاي امرغان حرکت کنند که آنان فرصتي براي فرار نداشته باشند.
ادامه عمليات
دقايقي بعد خودروهاي پليس و قاضي ويژه قتل عمد در ورودي روستا متوقف شدند. آنان در اولين اقدام از دومين مرحله عمليات شبانه قصد داشتند تا مدتي اعضاي شوراي اسلامي روستا را پيدا کنند به همين خاطر در يکي از منازل را به صدا درآوردند. وقتي چند زن و مرد با شنيدن صدا، کنار در منزل آمدند، اين امر نيز توجه مقام قضايي و نيروهاي انتظامي را به خود جلب کرد چرا که در آن وقت شب هيچ کدام خواب آلود نبودند و نگراني خاصي در چهره شان پيدا بود. قاضي موحدي راد که همه اين موارد را از دور با دقت زير نظر داشت از اهالي منزل آدرس اعضاي شورا را پرسيد، اما آن ها با نگراني پاسخ دادند ما آدرس منزل آن ها را نمي دانيم.
قاضي پرسيد: منزل محمد (يکي از متهمان تحت تعقيب) کجاست؟ يکي از زن ها با شنيدن اين کلمه رنگ از چهره اش پريد و گفت: خدا مرگم بدهد! در اين حال يکي ديگر از اهالي منزل به آن سوي کوچه اشاره کرد و در خياطي را نشان داد. او در همين حال گفت: کسي متوجه نشود که ما آدرس آن ها را داده ايم. بلافاصله گروهي از ماموران به سمت منزل مورد اشاره رفتند اما کسي در را باز نکرد. زني از داخل گفت: من تنها هستم پسرم محمد در خانه نيست!! به دستور مقام قضايي زن مذکور در حياط را گشود و ماموران به جست و جوي منزل پرداختند. عکس محمد در کنار عکس ديگري خودنمايي مي کرد. زن داخل منزل درباره عکس کنار محمد گفت: او «رضا» دوست محمد است و به سمت خانه اي که ابتدا ماموران زنگ آن را به صدا درآورده بودند اشاره کرد و گفت: آن جا سکونت دارد! همان خانه اي که لامپش روشن است! همين جمله کافي بود که ماموران دوباره به سمت منزل اول حرکت کنند. زن ميانسال با ديدن دوباره ماموران بي حال شد. به دستور مقام قضايي، ماموران با اورژانس تماس گرفتند از سوي ديگر نيز با به دست آوردن شماره تلفن رضا يکي از ماموران با وي تماس گرفت و از وخامت حال مادرش خبر داد. اما او گفت: من نمي توانم بيايم يکي از بچه هاي محل را مي فرستم تا مادرم را به درمانگاه فدک ببرد. در اين حال اورژانس رسيد و زن ميانسال را به سمت درمانگاه فدک برد. دقايقي بعد جواني با وانت پيکان رسيد ولي بلافاصله توسط ماموران دستگير شد.
دستگيري ۲متهم فراري
قاضي پرونده که احتمال مي داد رضا به درمانگاه مراجعه مي کند، دستور مراقبت غيرمحسوس را صادر کرد. همزمان با رسيدن اورژانس به مرکز درماني ۲جوان از يک خودرو پياده شدند. ماموران که عکس هاي آنان را در دست داشتند ۲جوان را دستگير کردند و به پاسگاه انتقال دادند آن ها رضا و محمد بودند که از ساعتي قبل تحت تعقيب قرار گرفته بودند. در بررسي از خودروي پرايد مورد استفاده ۲متهم مذکور آثار خون مشهود بود که از آن اثربرداري شد.
اعتراف به درگيري
۲ متهم ياد شده اعتراف کردند ما ۸نفر بوديم که در باغ ويلا پس از صرف مشروبات الکلي با يکديگر درگير شديم. آنان درباره چگونگي آغاز درگيري گفتند وقتي شام و مشروب خورديم مرتضي (مقتول) بلند شد و گفت: من بايد زودتر بروم فردا صبح کار دارم اما اميد نگذاشت او برود، گفت بايد با هم برويم به همين خاطر مشاجره شروع شد که با دخالت ديگران پايان يافت اما اين مشاجره در بيرون هم ادامه يافت تا اين که من (محمد) به حمايت از اميد بلند شدم ولي نمي دانم چه کسي مرتضي را با چاقو زد! آنان همچنين ويلاي مذکور را نيز به ماموران نشان دادند که آثار خون در کنار آن نمايان بود.
اين گزارش حاکي است: عقربه هاي ساعت ۶صبح را نشان مي داد که مقام قضايي دستور بازداشت ۴متهم مذکور را صادر کرد و ماموران براي ادامه عمليات و دستگيري ديگر متهمان اعزام شدند.
به گزارش خراسان، حدود 23:10 شب شنبه گذشته، قاضي ويژه قتل عمد در حال تحقيق درباره مرگ مشکوک جوان ۳۰ ساله اي در بيمارستان شهيد هاشمي نژاد مشهد بود که صداي زنگ تلفنش به صدا درآمد. يکي از ماموران پاسگاه انتظامي فردوسي به نقل از ماموران انتظامات بيمارستان طالقاني از مرگ جواني بر اثر اصابت ضربات چاقو در بيمارستان خبر داد.
در پي دريافت اين خبر و با توجه به اهميت موضوع بلافاصله «قاضي موحدي راد» ضمن صدور برخي دستورات تلفني، عازم بيمارستان شد. در همين حال به دستور مقام قضايي، کارآگاهان پليس جنايي آگاهي خراسان رضوي به همراه عوامل بررسي صحنه جرم و پزشک قانوني به سوي بيمارستان طالقاني حرکت کردند. جسد مربوط به جواني حدود ۲۳ساله بود که آثار ضربه چاقو در زير گردنش ديده مي شد.
دستگيري ۲ مظنون
اولين سوال مقام قضايي که چه کسي مصدوم را به بيمارستان رسانده؟ نگاه کارآگاهان را متوجه ۲ جواني کرد که هنوز از مرگ دوستشان خبر نداشتند و در گوشه اي از بيمارستان منتظر بودند، دو تن از نيروهاي انتظامي به سمت آن دو جوان رفتند و با اشاره مقام قضايي، آنان را به داخل خودرو گشت پليس هدايت کردند. وقتي قاضي ويژه قتل عمد براي پرسيدن چند سوال از ۲ جوان ياد شده در خودرو پليس را گشود متوجه بوي نامطبوع مشروبات الکلي شد که در فضاي داخل خودرو پيچيده بود همين امر ظن مقام قضايي را برانگيخت و اين احتمال قوت گرفت که دو جوان از چگونگي قتل جوان ۲۳ ساله اطلاع دارند چرا که همين بوي نامطبوع در فضاي اطراف جسد نيز به مشام مي رسيد.
دو مظنون که حال مناسبي نيز نداشتند ابتدا سعي مي کردند خود را بي خبر از همه چيز نشان دهند اما مقام قضايي که ديگر به يقين رسيده بود آنان از ماجراي قتل اطلاع دارند دستور بازجويي را صادر کرد. در همين حال يکي از آن دو نفر به سرنخ مهمي اشاره کرد براي خوشگذراني و صرف مشروبات الکلي به يکي از ويلاهاي روستاي شاه فيل رفته بوديم که با يکديگر درگير شديم. با اين اظهارات ماموران انتظامي از مقام قضايي درخواست کردند تا اجازه دهد متهمان براي ادامه بازجويي به پاسگاه انتظامي منتقل شوند ولي قاضي ويژه قتل عمد که مي دانست براي رسيدگي به اين گونه جرايم، زمان نقش مهمي دارد، ضمن رد درخواست ماموران انتظامي، از آنان خواست تا به سمت ويلاي مورد اشاره متهمان حرکت کنند و در مسير راه نيز بازجويي از آنان را ادامه دهند.
ويلا شناسايي نشد!
دقايقي بعد خودرو قاضي ويژه قتل عمد و ماموران انتظامي آژيرکشان به سمت روستاي شاه فيل در منطقه فردوسي حرکت کردند. خودروها با اشاره يکي از متهمان داخل کوچه اي فرعي متوقف شد اما هيچ آثار مشکوکي در ويلاي مورد اشاره متهمان ديده نمي شد. ۲ جوان مذکور که هنوز حالت طبيعي خود را به دست نياورده بودند گفتند آن ويلا شبيه همين ويلا بود!
يکي از آنان درباره چگونگي ورود به ويلا نيز توضيح داد: يکي از بچه ها با سرايدار ويلا آشنا بود و ما به همراه سرايدار وارد ويلا شديم. در پي اين اظهارات و به دستور مقام قضايي، نيروهاي عملياتي پليس به ۴ گروه تقسيم شدند و در کنار قاضي ويژه قتل عمد به بررسي ويلاهاي منطقه پرداختند. عقربه هاي ساعت ۲ بامداد را نشان مي داد که کارآگاه حميدفر (افسر جنايي آگاهي) و عوامل پاسگاه انتظامي فردوسي همچنان در حال جست وجو براي يافتن سرنخي در اطراف ويلاها بودند که ناگهان قاضي ويژه قتل عمد دستور توقف عمليات را صادر کرد او از اظهارات ۲ متهم داخل خودرو متوجه شده بود که ۲ تن ديگر از عوامل شرکت کننده نزاع داخل ويلا در روستاي امرغان سکونت دارند بنابراين از ماموران انتظامي و کارآگاهان خواست تا براي رديابي ۲متهم به نام هاي رضا و محمد به سوي روستاي امرغان حرکت کنند که آنان فرصتي براي فرار نداشته باشند.
ادامه عمليات
دقايقي بعد خودروهاي پليس و قاضي ويژه قتل عمد در ورودي روستا متوقف شدند. آنان در اولين اقدام از دومين مرحله عمليات شبانه قصد داشتند تا مدتي اعضاي شوراي اسلامي روستا را پيدا کنند به همين خاطر در يکي از منازل را به صدا درآوردند. وقتي چند زن و مرد با شنيدن صدا، کنار در منزل آمدند، اين امر نيز توجه مقام قضايي و نيروهاي انتظامي را به خود جلب کرد چرا که در آن وقت شب هيچ کدام خواب آلود نبودند و نگراني خاصي در چهره شان پيدا بود. قاضي موحدي راد که همه اين موارد را از دور با دقت زير نظر داشت از اهالي منزل آدرس اعضاي شورا را پرسيد، اما آن ها با نگراني پاسخ دادند ما آدرس منزل آن ها را نمي دانيم.
قاضي پرسيد: منزل محمد (يکي از متهمان تحت تعقيب) کجاست؟ يکي از زن ها با شنيدن اين کلمه رنگ از چهره اش پريد و گفت: خدا مرگم بدهد! در اين حال يکي ديگر از اهالي منزل به آن سوي کوچه اشاره کرد و در خياطي را نشان داد. او در همين حال گفت: کسي متوجه نشود که ما آدرس آن ها را داده ايم. بلافاصله گروهي از ماموران به سمت منزل مورد اشاره رفتند اما کسي در را باز نکرد. زني از داخل گفت: من تنها هستم پسرم محمد در خانه نيست!! به دستور مقام قضايي زن مذکور در حياط را گشود و ماموران به جست و جوي منزل پرداختند. عکس محمد در کنار عکس ديگري خودنمايي مي کرد. زن داخل منزل درباره عکس کنار محمد گفت: او «رضا» دوست محمد است و به سمت خانه اي که ابتدا ماموران زنگ آن را به صدا درآورده بودند اشاره کرد و گفت: آن جا سکونت دارد! همان خانه اي که لامپش روشن است! همين جمله کافي بود که ماموران دوباره به سمت منزل اول حرکت کنند. زن ميانسال با ديدن دوباره ماموران بي حال شد. به دستور مقام قضايي، ماموران با اورژانس تماس گرفتند از سوي ديگر نيز با به دست آوردن شماره تلفن رضا يکي از ماموران با وي تماس گرفت و از وخامت حال مادرش خبر داد. اما او گفت: من نمي توانم بيايم يکي از بچه هاي محل را مي فرستم تا مادرم را به درمانگاه فدک ببرد. در اين حال اورژانس رسيد و زن ميانسال را به سمت درمانگاه فدک برد. دقايقي بعد جواني با وانت پيکان رسيد ولي بلافاصله توسط ماموران دستگير شد.
دستگيري ۲متهم فراري
قاضي پرونده که احتمال مي داد رضا به درمانگاه مراجعه مي کند، دستور مراقبت غيرمحسوس را صادر کرد. همزمان با رسيدن اورژانس به مرکز درماني ۲جوان از يک خودرو پياده شدند. ماموران که عکس هاي آنان را در دست داشتند ۲جوان را دستگير کردند و به پاسگاه انتقال دادند آن ها رضا و محمد بودند که از ساعتي قبل تحت تعقيب قرار گرفته بودند. در بررسي از خودروي پرايد مورد استفاده ۲متهم مذکور آثار خون مشهود بود که از آن اثربرداري شد.
اعتراف به درگيري
۲ متهم ياد شده اعتراف کردند ما ۸نفر بوديم که در باغ ويلا پس از صرف مشروبات الکلي با يکديگر درگير شديم. آنان درباره چگونگي آغاز درگيري گفتند وقتي شام و مشروب خورديم مرتضي (مقتول) بلند شد و گفت: من بايد زودتر بروم فردا صبح کار دارم اما اميد نگذاشت او برود، گفت بايد با هم برويم به همين خاطر مشاجره شروع شد که با دخالت ديگران پايان يافت اما اين مشاجره در بيرون هم ادامه يافت تا اين که من (محمد) به حمايت از اميد بلند شدم ولي نمي دانم چه کسي مرتضي را با چاقو زد! آنان همچنين ويلاي مذکور را نيز به ماموران نشان دادند که آثار خون در کنار آن نمايان بود.
اين گزارش حاکي است: عقربه هاي ساعت ۶صبح را نشان مي داد که مقام قضايي دستور بازداشت ۴متهم مذکور را صادر کرد و ماموران براي ادامه عمليات و دستگيري ديگر متهمان اعزام شدند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


