مرور روزنامههای ۱۹ بهمن
اگر مسئولان وظایفشان را بموقع انجام دهند چه میشود؟
تحلیل شرایط اقتصادی کشور، موضوع مذاکرات هستهای و نوع مذاکره با آمریکا، ادامه حواشی نشستهای یکشنبه مجلس و پیامدهای آن و سرگذشت جالب یک پزشک موفق از مطالب مهم روزنامههای امروز هستند.

تحلیل شرایط اقتصادی کشور، موضوع مذاکرات هستهای و نوع مذاکره با آمریکا، ادامه حواشی نشستهای یکشنبه مجلس و پیامدهای آن و سرگذشت جالب یک پزشک موفق از مطالب مهم روزنامههای امروز هستند.
بدون موضوع
با فروکش کردن تدریجی هیجانات یکشنبه استیضاح وزیر کار، روزنامهها امروز به تدریج، ارائه راهکار برای پیشگیری از رخدادهای مشابه را آغاز کردهاند. ارزیابی محمدسعید احدیان در روزنامه خراسان این است که «کاش هر کس وظیفهاش را در زمان مناسب انجام دهد».وی در این مطلب نوشته است:
اگر هر کس وظیفهاش را در زمان و مکان خودش انجام دهد چه اتفاقی میافتد و اگر آن کار در زمان یا مکانی غیر مناسب صورت گیرد چه تبعاتی گریبانمان را میگیرد این مثالها را مرور کنید:
۱. اگر دستگاه قضایی تکلیف پرونده سه ساله کهریزک را خیلی زودتر روشن کرده بود آیا بهانهای برای این همه حاشیههای سیاسی وجود داشت و حال که با این همه دیرکرد این دادگاه قرار است در هشتم اسفند برگزار شود آیا حتی در صورت صدور حکم مجرمیت آقای مرتضوی در آن پرونده کارکرد اجتماعی و سیاسی لازم را خواهد داشت؟
۲. اگر بر پایه روالی قانونی باید شخصی مثل آقای مرتضوی بازداشت شود، در صورتی که این اقدام چند هفته زودتر صورت میگرفت آیا حمایت از بازداشت شده در افکار عمومی، ناپسند محسوب نمیشد و حال که مرتضوی بلافاصله پس از «روز سیاه» در مجلس بازداشت شد آیا متهم و حامیان او نمیتوانند تبدیل به مدعی شوند؟
۳. اگر مجلس نخستین باری که تصمیم به استیضاح وزیر کار گرفته بود، به جای مسامحههایی غیرواقع بینانه کار را نهایی میکرد، با توجه به اشتباه وزیر کار که خلاف قوانین جاری ـ منظور قوانین دستکاری نشده آن زمان است ـ و قواعد مدیریتی در تناسب تخصص با مسئولیت مرتضوی را منصوب کرده بود، آیا استیضاح کاملا منطقی و تصمیمی حساب شده توسط مجلس به شمار نمیرفت؟ و حال که استیضاح در بدترین زمان اجتماعی و سیاسی صورت گرفت و فرصتی داد تا با حاشیه سازی در آن اختلاف بین مسئولین تقویت شود آیا این استیضاح به عنوان یکی از تصمیمات نادرست مجلس نهم محسوب نمیشود؟
۴. اگر آقای احمدینژاد در ادعای خودشان صادق هستند و لیستی از مفسدان در اختیار دارند چنان چه اطلاعاتشان را در زمان مناسب در اختیار قوه قضائیه قرار میدادند آیا احساس شیرین صادق بودن در مبارزه واقعی با فساد در مردم ایجاد نمیشد؟ و حال که ایشان اطلاعاتی را پس از تهدید، در فضایی علنی و قبل از ارائه به دستگاههای مربوط برای ایجاد جو و فشار در تریبون علنی و زنده مجلس ارائه کردند، آیا جز کم اعتبار شدن رئیس جمهور، متشنج کردن جو جامعه، نگرانی مردمی که برای حداقل معیشت خود در حال تلاشند و خوشحالی دشمنان خارج نشینی که دندان طمعشان را روز به روز تیزتر میکنند، حاصل دیگری داشت؟
۵. اگر زمانی که آمریکا سخن از تحریم بانک مرکزی و جنگ ارزی با ایران کرد، دولت تصمیمات مناسب را میگرفت ـ به عنوان یک نمونه حداقلی، ممنوعیت ورود خودروهای لوکس خارجی با ارز مرجع ـ آیا ما تا این اندازه شاهد نابسامانی قیمت ارز در کشور بودیم و حالا که...؟!
باور کنید اگر مجال بود همچنان میشد مثالهای متعدد دیگری آورد تا روشن شود هر کس (از مسئول تا مردم عادی) باید وظیفهاش را در زمان و مکان مناسب انجام دهد.
بیسوادی، طباخی، پزشکی
روزنامه خورشید امروز در صفحه جامعه و اقتصاد خود، پای سخن دکتر هادی سپهری نشسته است. پزشکی که تا سیزده سالگی مدرسه نرفت اما اجازه نداد که برای همیشه از نعمت درس خواندن دور بماند. به گفته خودش، نخستین کسی است که توانسته از کلاسهای نهضت به پزشکی برسد و نام پزشک نوسواد را از آن خود کند.
بخشهایی از گفتوگوی آقای دکتر به قرار زیر است:
بعد از انقلاب و با فرمان امام خمینی (ره) مبنی بر تأسیس سازمان نهضت سوادآموزی تصمیم گرفتم به زنجان بروم و در کلاسهای نهضت شرکت کنم. تا قبل از آن هر بار که از پدرم میپرسیدم کی قصد دارد مرا به مدرسه بفرستد، میگفت سال بعد. اما این بار تصمیمم را گرفتم و سیزده ساله بودم که رهسپار زنجان شدم.
زندگی در شهر مخارجی داشت، همزمان با درس خواندن در یک طباخی مشغول به کار شدم. ساعت کار طباخی به گونهای بود که میتوانستم بعدازظهرها درسهای عقبمانده را بخوانم و شبها به کلاسهای نهضت بروم.
من متولد سال ۴۵ هستم و در سال۶۲ در سن هفده سالگی ازدواج کردم.
راستش هدف من از درس خواندن این بود که بتوانم شغل مناسبی پیدا کنم اما زمانی که دوره ابتدایی را تمام کرده بودم میگفتند برای استخدام باید مدرک سیکل داشته باشی و زمانی که راهنمایی را تمام کردم نیاز به مدرک دیپلم بود و به همین ترتیب ادامه یافت و من درس را با تشویق و کمک همسرم ادامه دادم.
بنا به سن شناسنامهای برای رفتن به سربازی دو سال فرصت داشتم و میتوانستم تا دوم دبیرستان درس بخوانم. رشته تجربی را انتخاب کردم اما بعد از سال دوم طبق قانون باید به سربازی میرفتم و یا در مدرسه روزانه درس میخواندم. آن سالها پدرم بیمار بود و به همراه مادرم خانه ما آمده بودند و رفتن من به مدرسه روزانه به معنای صفر شدن درآمدمان بود. برایم درس خواندن از عسل شیرینتر بود. دو سال از دادگاه فرصت گرفتم تا اینکه بهعنوان دیپلم وظیفه از زنجان به شاهرود اعزام شدم و در تمام این مدت همسرم با فرش بافی مخارج زندگی را تأمین میکرد.
ثبتنام دانشگاه را خانمم انجام داد و رشته را خودم انتخاب کردم اما زمانی که نتایج کنکور اعلام شد حتی نمیدانستم در کدام رشته قبول شدم تا اینکه یکی از دوستانم گفت پزشکی زنجان قبول شدی.
همزمان با ورودم به دانشگاه فرزندمان هم به دنیا آمده بود و به همین دلیل در طول دوران تحصیل برای اینکه درآمدی داشته باشم بوفه دانشگاه را اجاره کرده و مشغول به کار شدم. حتی زمانی که سال چهارم پزشکی بودم از اینکه برای سال اولیها چای میآوردم ناراحت نمیشدم. در طول این مدت همچنان کارهای ساختمانی هم انجام میدادم تا اینکه دوره پزشکی به پایان رسید و برای ادامه خدمت سربازی اقدام کردم زیرا با قبول شدن در دانشگاه مقداری از دوره خدمتم باقی مانده بود.
مذاکره یعنی چه؟
با تشدید سخنان مقامات آمریکایی در مورد آمادگی برای مذاکره با ایران، عباس محمدنژاد امروز در روزنامه جام جم مذاکره را از دید آمریکاییها معنی کرده است:
«مذاکره در عرف سیاسی یعنی معامله. مذاکره با آمریکا یعنی معامله با آمریکا، معامله یعنی داد و ستد، یعنی چیزی بگیر و چیزی بده. ما از انقلاب اسلامی چه چیزی میتوانیم به آمریکا بدهیم تا چیزی از او بگیریم؟ آن چیزی که میخواهیم به آمریکا بدهیم تا در مقابل از او چیزی بگیریم، چیست؟ ما چه میتوانیم به آمریکا بدهیم؟ او از ما چه میخواهد؟ وقتی دو دوست در یک مساله مورد اختلاف با هم مذاکره میکنند این برای این است که هر کدام از نقطهای که قرار دارند حرکت کنند و به یک نقطه مورد توافق برسند. آیا آمریکا هم مذاکره را به این معنا میداند؟ و اصولامذاکره به نفع کدام کشور است آمریکا یا ایران؟
مذاکره با آمریکا البته برای دولت آمریکا مفید است. با مذاکره او جا پایی پیدا میکند تا بتواند خواستههای خود را بیشتر تحمیل و توقعات خود را انبوهتر بر سر این ملت آوار کند. مذاکره موجب میشود که دولت آمریکا بتواند تهدیدها و توقعات قلدرانه خود را پشت میز مذاکره با حجم بیشتر و با قدرت چانه زنی بیشتری مطرح کند. معنای مذاکره این نیست که آمریکا حاضر باشد هویت این ملت، نظام جمهوری اسلامی و مواضع بحق مردم آن را به رسمیت بشناسد. آنها با این اساس مخالفند، مذاکره ابزاری است برای تحمیل خواستههای آمریکاییها به طرف مذاکره یعنی ایران. مذاکره مفهوم واقعی خود را در مذاکرات آمریکا با طرفهای خودش ندارد و از دست داده است».
تنبلخانهای برای بدهکاران
اصغر پور متین در روزنامه اعتماد به معرفی نقش آفرینان افزایش مطالبات معوق شبکه بانکی کشور پرداخته است.
نویسنده با اشاره به تنبل خانه تاریخی شاه عباس صفوی نوشته است:
به مرور زمان کم کم افرادی که با وجود تمکن مالی، فنی و اقتصادی با انواع ترفندها از جمله بروز رکود اقتصادی، اعمال تحریمها، تهدید به تعطیلی واحد تولیدی و... از بازپرداخت تسهیلات خودداری کرده، وارد این تنبل خانه شاه عباسی شدند.
در حال حاضر در این تنبل خانه دو گروه حضور دارند:
گروه اول بدهکاران اسمی: بدهکارانی هستند که بیشتر از ۵۰ درصد مطالبات معوق بانکها را تشکیل میدهند، و به دو دسته تقسیم میشوند. شرکتهای زیرمجموعه وزارتخانهها از قبیل وزارتخانههای نیرو، راه، نفت، صنعت، معدن، بازرگانی و... که اغلب برای وجه بازخرید اوراق مشارکت منتشر شده و سود آن توسط بانکها، بدهکار هستند و شرکتهایی که پیمانکار پروژههای عمرانی دولت بوده وبه دلیل عدم پرداخت به موقع مطالبات آنها قادر به ایفای تعهدات خود نشدهاند.
گروه دوم بدهکاران حقیقی هستند و این بدهکاران نیز به سه دسته تقسیم میشوند:
دسته اول: افرادی هستند که شرایط جاری موجود به وضعیت اقتصادی ومالی آنها صدمات قابل توجهی وارد کرده است
دسته دوم: بنگاههایی هستند که تسهیلات دریافتی کوتاه مدت خود را صرف توسعه وایجاد داراییهای ثابت کردهاند و چون اغلب تکمیل نشده و چنانچه تکمیل شده باشد نیز به دلیل اینکه بازده این گونه داراییها بلندمدت است، قادر به بازپرداخت کوتاه مدت بدهی خود نخواهند بود.
دسته سوم: بنگاههایی هستند که از فرصت پیش آمده سوءاستفاده کرده و با وجود داشتن منابع کافی از بازپرداخت تسهیلات بانکی خودداری کرده و در این تنبل خانه جا خوش کردهاند.
نقش آفرینان بسط و توسعه این تنبل خانه که با عدم رعایت بهداشت اعتباری، تدوین قوانین، صدور بخشنامه، اصرار و تاکید نهادهای غیرمرتبط به پرداخت تسهیلات، ناآگاهانه به بسط و توسعه تنبل خانه که همانا افزایش روزافزون مطالبات معوق است، اقدام کرده به شرح زیر است:
شبکه بانکی، بانک مرکزی، مجلس محترم شورای اسلامی، اقدامات و مصوبات دولت محترم و دادگاههای صالحه:
نویسنده با ذکر موارد فوق نتیجه گرفته است به نظر میرسد چنانچه برای غربال این تنبل خانه اقدام عاجلی از سوی بانکها و قوای محترم ذکر شده، معمول نگردد، تمامی بدهکاران ساکن دائمی آن خواهند شد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲۴
انتشار یافته: ۳
2. اگر معنای مذاکره، معامله بود که دیگه 2 تا واژه در تمام زبانهای دنیا نمی ساختند!
3. در بسیاری از موارد، زمانی که 2 نفر از دو دیدگاه متفاوت به یک موضوع نگاه می کنند، مذاکره مطرح می شود تا دو نفر از دیدگاه یکدیگر مطلع شوند و زاویه دید خود را اصلاح کنند.
4. در تمام دنیا، انسانها معنای عمیق اخلاقی از مذاکره دارند، اما در فرهنگ ما ایرانیان مذاکره همیشه با معامله تفسیر می شود که این امر بشدت باعث تاسف است.
5. هزینه فرار از مذاکره در حال حاضر برای مردم ایران بسیار سنگین است. در مورد مردمی حرف می زنیم که حقوق ماهیانه کمتر از 500 هزار تومان دارند.
در آن حالت اصطلاح توافق يا... بكار مي برند
ولی به جان خودم اگر مسئولان وظایفشان را به موقع و به خوبی انجام دهند مشکلاتمان نصف میشود!
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



