قتل؛ پایان خشم پدر از اعتیاد پسر
کد خبر: ۲۹۹۹۸۰
| | 3503 بازدید
مرد معتادی که از اعتیاد پسرش خسته شده بود او را با ضربههای چاقو به قتل رساند و جنازه اش را به آتش کشید.
به گزارش قانون، سحرگاه 29 دی ماه،پس از گزارش یک قتل به مرکز 110 زاهدان بلافاصله ماموران به محل اعلام شده اعزام شدند.ماموران با حضور در محل با جسد سوخته پسری 26 ساله به نام مسعود در اتاقش روبهرو شدند که مورد اصابت ضربههای چاقو قرار گرفته بود. در ادامه تحقیقات گسترده با بررسیهای دقیقتر محل جرم و آزمایشهای علمیپدر مقتول به نام محمد به عنوان مظنون دستگیر شد،
او در بازجوییهای اولیه به ماموران گفت:«روز حادثه 4 نفر ناشناس وارد خانه شدند. من از اتاق فرار کردم و به خانه خواهرم رفتم. بعد از چند دقیقه که به همراه برادرانم به خانهام برگشتم متوجه شدم که پسرم به قتل رسیده است.» از سوی دیگر در جریان تحقیقات محلی مشخص شد پدر و پسر هر دو معتاد بوده و با یکدیگر اختلافات شدیدی داشتند. به همین خاطر ماموران انتظامیدوباره پدر را احضار کرده و تحت بازجوییهای تخصصی قرار دادند.
محمد در جریان بازجوییها وقتی با دلایل و مدارک مستند رو به رو شد لب به اعتراف گشود. او در اعترافاتش گفت:« اتهام قتل پسرم را با ضربات چاقو را قبول دارم چون اعتیاد شدید به کریستال داشت و اقدام به سرقت و مردمآزاری میکرد برای حفظ آبروی خود و خانوادهام مجبور شدم او را به قتل برسانم. شب حادثه ، خسته از کار روزانه به خانه برگشتم و دیدم پسرم مشغول مصرف کریستال است. من به خاطر حساسیت به نور، برق اتاق را خاموش کردم اما مسعود به خاطر مصرف مواد دوباره لامپ را روشن میکرد. همین باعث شد درگیری لفظی بین ما ایجاد شود.تا اینکه مسعود بعد از مصرف مواد مخدر لامپ را خاموش کرد و خوابید.
نیمیاز شب گذشته بود و من خوابم نمیبرد.بلند شدم و پسرم را در حالیکه عبوس و نحیف و رنگ پریده بود در خواب نگاه کردم.این پسر ثمره عمرم بود که به خاطر جدایی من از مادرش به چنین روزی افتاده بود.اعتیاد خانه ما را از بین برده بود و بانی دو طلاق شده بود.پسرم همچنان از طریق سرقت منازل مردم مخارج اعتیادش را تأمین میکرد.به خاطر همین تصمیمم را گرفتم.بدون معطلی چاقو را برداشتم و با خشم نهفته این همه سال بهخاطر رنج و عذاب در من جمع شده بود چند ضربه به سینه او زدم.من که به آخر خط رسیده بودم کارم تمام شده بود.پس چاقوی خونی را شستم کفشهایم را پوشیدم و به خانه خواهرم رفتم.لباسهای خونی ام را عوض کردم و بعد همراه خواهر و خواهرزادهام به خانه برگشتم.چراغ والور که در کنار جسد بوده را برداشتم تا جنازه اش را بسوزانم.چون هیچکس از بودن مسعود خوشحال نبود که حالا بخواهد از نبودنش ناراحت شود.»
به گفته غلامرضا جعفری ،فرمانده انتظامیشهرستان زاهدان، پدر قاتل که از کرده خود پشیمان است تقاضای عفو و بخشش دارد.
به گزارش قانون، سحرگاه 29 دی ماه،پس از گزارش یک قتل به مرکز 110 زاهدان بلافاصله ماموران به محل اعلام شده اعزام شدند.ماموران با حضور در محل با جسد سوخته پسری 26 ساله به نام مسعود در اتاقش روبهرو شدند که مورد اصابت ضربههای چاقو قرار گرفته بود. در ادامه تحقیقات گسترده با بررسیهای دقیقتر محل جرم و آزمایشهای علمیپدر مقتول به نام محمد به عنوان مظنون دستگیر شد،
او در بازجوییهای اولیه به ماموران گفت:«روز حادثه 4 نفر ناشناس وارد خانه شدند. من از اتاق فرار کردم و به خانه خواهرم رفتم. بعد از چند دقیقه که به همراه برادرانم به خانهام برگشتم متوجه شدم که پسرم به قتل رسیده است.» از سوی دیگر در جریان تحقیقات محلی مشخص شد پدر و پسر هر دو معتاد بوده و با یکدیگر اختلافات شدیدی داشتند. به همین خاطر ماموران انتظامیدوباره پدر را احضار کرده و تحت بازجوییهای تخصصی قرار دادند.
محمد در جریان بازجوییها وقتی با دلایل و مدارک مستند رو به رو شد لب به اعتراف گشود. او در اعترافاتش گفت:« اتهام قتل پسرم را با ضربات چاقو را قبول دارم چون اعتیاد شدید به کریستال داشت و اقدام به سرقت و مردمآزاری میکرد برای حفظ آبروی خود و خانوادهام مجبور شدم او را به قتل برسانم. شب حادثه ، خسته از کار روزانه به خانه برگشتم و دیدم پسرم مشغول مصرف کریستال است. من به خاطر حساسیت به نور، برق اتاق را خاموش کردم اما مسعود به خاطر مصرف مواد دوباره لامپ را روشن میکرد. همین باعث شد درگیری لفظی بین ما ایجاد شود.تا اینکه مسعود بعد از مصرف مواد مخدر لامپ را خاموش کرد و خوابید.
نیمیاز شب گذشته بود و من خوابم نمیبرد.بلند شدم و پسرم را در حالیکه عبوس و نحیف و رنگ پریده بود در خواب نگاه کردم.این پسر ثمره عمرم بود که به خاطر جدایی من از مادرش به چنین روزی افتاده بود.اعتیاد خانه ما را از بین برده بود و بانی دو طلاق شده بود.پسرم همچنان از طریق سرقت منازل مردم مخارج اعتیادش را تأمین میکرد.به خاطر همین تصمیمم را گرفتم.بدون معطلی چاقو را برداشتم و با خشم نهفته این همه سال بهخاطر رنج و عذاب در من جمع شده بود چند ضربه به سینه او زدم.من که به آخر خط رسیده بودم کارم تمام شده بود.پس چاقوی خونی را شستم کفشهایم را پوشیدم و به خانه خواهرم رفتم.لباسهای خونی ام را عوض کردم و بعد همراه خواهر و خواهرزادهام به خانه برگشتم.چراغ والور که در کنار جسد بوده را برداشتم تا جنازه اش را بسوزانم.چون هیچکس از بودن مسعود خوشحال نبود که حالا بخواهد از نبودنش ناراحت شود.»
به گفته غلامرضا جعفری ،فرمانده انتظامیشهرستان زاهدان، پدر قاتل که از کرده خود پشیمان است تقاضای عفو و بخشش دارد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


