قاتل پس از کشتن همسر و پسرش به مالزی رفت
کد خبر: ۲۹۹۲۰۷
| | 4956 بازدید

مرد سنگدلی که متهم است زن و پسر دو ساله اش را در اقدامی جنون آمیز خفه کرده است صبح دیروز پای میز محاکمه قرار گرفت.
به گزارش قانون، شامگاه 13 اردیبهشت ماه سال 1387، مأموران کلانتری 115 رازی از طریق مرکز فوریتهای پلیسی 110 در جریان کشف جسد مادر و فرزندی به اسامی «الهام » 25 ساله و «عرشیا » دو ساله در طبقه دوم خانهای مسکونی در خیابان خطیب واقع در رباط کریم قرار گرفتند. با حضور عوامل کلانتری و تیم بررسی صحنه جرم اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در صحنه حادثه علت مرگ هر دو مقتول «خفگی ناشی از فشار بر ناحیه گردن» اعلام شد.
با توجه به شواهد بهدست آمده که نشان از جنایت داشت، به دستور بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران، پرونده برای انجام تحقیقات و رسیدگی تخصصی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. با آغاز تحقیقات از ساکنان طبقه اول ساختمان محل وقوع جنایت، کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که پیش از کشف اجساد، الهام با همسرش به هویت «مهدی . گ» 30 ساله درگیر شده و پس از آن نیز مهدی از محل جنایت متواری شده است.
در حالی که شواهد نشان می داد مهدی به خارج از کشور گریخته است بازپرس شعبه سوم دادسرای جنایی طی دستوری از اینترپل خواست قاتل فراری را شناسایی و دستگیر کند. در حالی که ادامه رسیدگی به پرونده از طریق پلیس بینالملل برای دستگیری متهم ادامه داشت، کارآگاهان اداره دهم پس از گذشت نزدیک به یک ماه اطلاع پیدا کردند که متهم مجددا و این بار به صورت غیرقانونی به ایران و پس از آن به تهران بازگشته است. یک هفته بعد از این ماجرا مهدی در حالی که به خانهاش باز گشته بود از سوی ماموران پلیس محاصره شد.
وی سعی کرد با گروگان گرفتن پسر خاله اش که آن زمان در منزل متهم بود راه فرار خود را باز کند ولی وقتی موفق به این کار نشد اقدام به خودزنی کرد و ماموران او را به بیمارستان منتقل کردند.«مهدی»یک هفته پس از بهبودی در اختیار ماموران قرار گرفت.او در اظهارات اولیه خود دخالتهای بیجای مادر زنش را عامل اختلافات زندگی زناشویی اش عنوان کرد.اما بعد ها با پیدا شدن دیگر شواهد اعترافات «مهدی» رنگ و روی دیگری گرفت.«مهدی» در اعترافاتش گفت:«من چهار سال پیش با الهام ازدواج کردم. به رغم اینکه به همسرم بسیار علاقه داشتم، هیچ گاه خوشبختی را احساس نکردم. همسرم از من ایراد می گرفت و وضعیت مالی ام را بهانه ای برای سرکوفت زدن به من قرار داده بود. او همیشه می گفت ای کاش با مردی ثروتمند ازدواج می کرد. الهام حتی چندین بار به من گفت اگر از من جدا شود، می تواند با خواستگاری پولدار ازدواج کند.
هر چند اطرافیان فکر می کردند من و همسرم خوشبخت هستیم اما وقایع درون زندگی ما به گونه ای بود که احساس سیاه روزی می کردم. بد رفتاری ها و تحقیرهای الهام مرا در شرایط بغرنجی قرار داده بود و او علاوه بر اینکه به من توهین می کرد کتکم نیز می زد. با این وجود من هر کاری را که برای رسیدن به آرامش لازم بود انجام می دادم. من در یک شرکت به عنوان تحصیلدار کار می کردم و در شیفت های کاری الهام، وظیفه نگهداری از عرشیا را بر عهده گرفتم.
متهم به قتل ادامه داد؛ در حالی که از رفتارهای ناشایست الهام به ستوه آمده بودم، امسال هنگام سال تحویل سر سفره هفت سین از وی خواستم هر دو برای ساختن زندگی تازه و توام با خوشبختی تلاش کنیم اما این درخواست من با واکنش تند همسرم مواجه شد و درگیری لفظی پیش آمد. همان زمان بود که کینه ام از الهام به اوج رسید و تصمیم گرفتم وی را از بین ببرم. روز حادثه الهام به محل کارم تلفن زد و خبر داد قرار است مادرش برای شام به منزل ما بیاید.
من که از پیش نقشه قتل همسرم را طراحی کرده بودم با این بهانه که باید تا دیر وقت در شرکت بمانم از الهام خواستم مادرش را از آمدن به مهمانی منصرف کند. ساعاتی بعد پیتزا خریدم و به خانه رفتم. پس از خوردن شام من و الهام دوباره با هم درگیر شدیم و من طبق طرح قبلی ام، وی را خفه کردم. سپس از آنجا که عرشیا شاهد جنایت بود، مجبور شدم او را هم بکشم البته برای قتل فرزندم خیلی متاسف هستم و افسوس می خورم چرا نام او را وارد گذرنامه خودم نکرده بودم تا بتوانم از کشور خارجش کنم. تا ساعت دو بامداد در خانه ماندم و سپس راهی فرودگاه امام شدم و به دوبی رفتم.
پس از دو ساعت سرگردانی در فرودگاه دوبی با هواپیمای دیگری آنجا را به مقصد کوالالامپور ترک کردم. سه روز در این شهر در یک هتل ماندم اما به لحاظ روحی آنَقدر آشفته بودم که تصمیم گرفتم دوباره به تهران بازگردم.من دو روز در خانه خودمان پنهان شدم تا اینکه پسرخاله ام را به آنجا فراخواندم. پس از گذشت یک ماه، همیشه لحظه مرگ همسر و پسرم در برابر چشمم بود و طی این مدت لحظهای نتوانستم آرام بگیرم در حالیکه هر شب و هر روز با دیدن صحنه جنایت از خواب بیدار میشدم تصمیم گرفتم به تهران بازگردم و در همان محل جنایت به زندگی خودم پایان بدهم به همین علت چندین بار اقدام به خودکشی کردم اما هر دفعه زنده ماندم.
من قصد خودکشی داشتم ولی زنده ماندم.» پرونده این قتل پس از تکمیل تحقیقات،ضبط اظهارات متهم و بازسازی صحنه قتل با صدور کیفر خواست به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.این پرونده در حالی به شعبه 113 دادگاه کیفری منتقل شد که گزارش الصاقی پزشکی قانونی علت مرگ «الهام» و «عرشیا» را خفگی ناشی از فشار عمدی بر گردن و گلو اعلام کرد.همچنین سلامت روحی و روانی «مهدی» در آزمایش های پزشکی قانونی تایید شد.
صبح دیروز ،جلسه محاکمه این پرونده در شعبه 113 دادگاه کیفری به ریاست قاضی «محمد سلطان همتیار» و 4 قاضی مستشار برگزار شد.در این جلسه پس از درخواست قصاص از سوی اولیای دم نوبت به متهم رسید تا در جایگاه قرار بگیرد و از خودش دفاع کند.وقتی که مهدی در جایگاه قرار گرفت درباره انگیزه اش برای ارتکاب چنین قتلی گفت:«من زن و پسرم را دوست داشتم.همه مشکلم با همسرم سر شغلم بود.او از کار من ناراضی بود و می خواست که کارم را عوض کنم.شب حادثه هم اختلافمان سر همین موضوع بود.الهام با تحقیر و ناسزا به من توهین می کرد و کارم را مسخره می کرد.او خودش کارمند فرودگاه بود.
رفته رفته صدایمان بالارفت و درگیر شدیم.تا جایی که سعی کردم جلو دهان الهام را بگیرم تا صدایش در نیاید.اما انگار خیلی محکم گرفته بودم چون وقتی دستم را برداشتم دیدم الهام دیگر صدایش در نمی آید و مرده است.شب حادثه چند ساعتی بالای سر جسد همسرم نشسته بودم و نمی دانستم چه کار کنم تا اینکه چشمم به پسرم افتاد.فکر کردم من که اول و آخر قرار است اعدام بشوم پس خدا را خوش نمی آید که این بچه بدون پدر و مادر و زیر دست و پای این و آن بزرگ شود.به همین خاطر او را هم خفه کردم.بعد رفتم به مالزی چند روزی آنجا بودم تا اینکه پول هایم تمام شد.حال روحی ام هم خوب نبود.فکر کردم برگردم بهتر است.برگشتم و سعی کردم خودم را بکشم که موفق نشدم و از سوی ماموران دستیگر شدم.» پس از شنیدن آخرین دفاعیات متهم قضات دادگاه برای صدور حکم وارد شور شدند.
به گزارش قانون، شامگاه 13 اردیبهشت ماه سال 1387، مأموران کلانتری 115 رازی از طریق مرکز فوریتهای پلیسی 110 در جریان کشف جسد مادر و فرزندی به اسامی «الهام » 25 ساله و «عرشیا » دو ساله در طبقه دوم خانهای مسکونی در خیابان خطیب واقع در رباط کریم قرار گرفتند. با حضور عوامل کلانتری و تیم بررسی صحنه جرم اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در صحنه حادثه علت مرگ هر دو مقتول «خفگی ناشی از فشار بر ناحیه گردن» اعلام شد.
با توجه به شواهد بهدست آمده که نشان از جنایت داشت، به دستور بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران، پرونده برای انجام تحقیقات و رسیدگی تخصصی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. با آغاز تحقیقات از ساکنان طبقه اول ساختمان محل وقوع جنایت، کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که پیش از کشف اجساد، الهام با همسرش به هویت «مهدی . گ» 30 ساله درگیر شده و پس از آن نیز مهدی از محل جنایت متواری شده است.
در حالی که شواهد نشان می داد مهدی به خارج از کشور گریخته است بازپرس شعبه سوم دادسرای جنایی طی دستوری از اینترپل خواست قاتل فراری را شناسایی و دستگیر کند. در حالی که ادامه رسیدگی به پرونده از طریق پلیس بینالملل برای دستگیری متهم ادامه داشت، کارآگاهان اداره دهم پس از گذشت نزدیک به یک ماه اطلاع پیدا کردند که متهم مجددا و این بار به صورت غیرقانونی به ایران و پس از آن به تهران بازگشته است. یک هفته بعد از این ماجرا مهدی در حالی که به خانهاش باز گشته بود از سوی ماموران پلیس محاصره شد.
وی سعی کرد با گروگان گرفتن پسر خاله اش که آن زمان در منزل متهم بود راه فرار خود را باز کند ولی وقتی موفق به این کار نشد اقدام به خودزنی کرد و ماموران او را به بیمارستان منتقل کردند.«مهدی»یک هفته پس از بهبودی در اختیار ماموران قرار گرفت.او در اظهارات اولیه خود دخالتهای بیجای مادر زنش را عامل اختلافات زندگی زناشویی اش عنوان کرد.اما بعد ها با پیدا شدن دیگر شواهد اعترافات «مهدی» رنگ و روی دیگری گرفت.«مهدی» در اعترافاتش گفت:«من چهار سال پیش با الهام ازدواج کردم. به رغم اینکه به همسرم بسیار علاقه داشتم، هیچ گاه خوشبختی را احساس نکردم. همسرم از من ایراد می گرفت و وضعیت مالی ام را بهانه ای برای سرکوفت زدن به من قرار داده بود. او همیشه می گفت ای کاش با مردی ثروتمند ازدواج می کرد. الهام حتی چندین بار به من گفت اگر از من جدا شود، می تواند با خواستگاری پولدار ازدواج کند.
هر چند اطرافیان فکر می کردند من و همسرم خوشبخت هستیم اما وقایع درون زندگی ما به گونه ای بود که احساس سیاه روزی می کردم. بد رفتاری ها و تحقیرهای الهام مرا در شرایط بغرنجی قرار داده بود و او علاوه بر اینکه به من توهین می کرد کتکم نیز می زد. با این وجود من هر کاری را که برای رسیدن به آرامش لازم بود انجام می دادم. من در یک شرکت به عنوان تحصیلدار کار می کردم و در شیفت های کاری الهام، وظیفه نگهداری از عرشیا را بر عهده گرفتم.
متهم به قتل ادامه داد؛ در حالی که از رفتارهای ناشایست الهام به ستوه آمده بودم، امسال هنگام سال تحویل سر سفره هفت سین از وی خواستم هر دو برای ساختن زندگی تازه و توام با خوشبختی تلاش کنیم اما این درخواست من با واکنش تند همسرم مواجه شد و درگیری لفظی پیش آمد. همان زمان بود که کینه ام از الهام به اوج رسید و تصمیم گرفتم وی را از بین ببرم. روز حادثه الهام به محل کارم تلفن زد و خبر داد قرار است مادرش برای شام به منزل ما بیاید.
من که از پیش نقشه قتل همسرم را طراحی کرده بودم با این بهانه که باید تا دیر وقت در شرکت بمانم از الهام خواستم مادرش را از آمدن به مهمانی منصرف کند. ساعاتی بعد پیتزا خریدم و به خانه رفتم. پس از خوردن شام من و الهام دوباره با هم درگیر شدیم و من طبق طرح قبلی ام، وی را خفه کردم. سپس از آنجا که عرشیا شاهد جنایت بود، مجبور شدم او را هم بکشم البته برای قتل فرزندم خیلی متاسف هستم و افسوس می خورم چرا نام او را وارد گذرنامه خودم نکرده بودم تا بتوانم از کشور خارجش کنم. تا ساعت دو بامداد در خانه ماندم و سپس راهی فرودگاه امام شدم و به دوبی رفتم.
پس از دو ساعت سرگردانی در فرودگاه دوبی با هواپیمای دیگری آنجا را به مقصد کوالالامپور ترک کردم. سه روز در این شهر در یک هتل ماندم اما به لحاظ روحی آنَقدر آشفته بودم که تصمیم گرفتم دوباره به تهران بازگردم.من دو روز در خانه خودمان پنهان شدم تا اینکه پسرخاله ام را به آنجا فراخواندم. پس از گذشت یک ماه، همیشه لحظه مرگ همسر و پسرم در برابر چشمم بود و طی این مدت لحظهای نتوانستم آرام بگیرم در حالیکه هر شب و هر روز با دیدن صحنه جنایت از خواب بیدار میشدم تصمیم گرفتم به تهران بازگردم و در همان محل جنایت به زندگی خودم پایان بدهم به همین علت چندین بار اقدام به خودکشی کردم اما هر دفعه زنده ماندم.
من قصد خودکشی داشتم ولی زنده ماندم.» پرونده این قتل پس از تکمیل تحقیقات،ضبط اظهارات متهم و بازسازی صحنه قتل با صدور کیفر خواست به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.این پرونده در حالی به شعبه 113 دادگاه کیفری منتقل شد که گزارش الصاقی پزشکی قانونی علت مرگ «الهام» و «عرشیا» را خفگی ناشی از فشار عمدی بر گردن و گلو اعلام کرد.همچنین سلامت روحی و روانی «مهدی» در آزمایش های پزشکی قانونی تایید شد.
صبح دیروز ،جلسه محاکمه این پرونده در شعبه 113 دادگاه کیفری به ریاست قاضی «محمد سلطان همتیار» و 4 قاضی مستشار برگزار شد.در این جلسه پس از درخواست قصاص از سوی اولیای دم نوبت به متهم رسید تا در جایگاه قرار بگیرد و از خودش دفاع کند.وقتی که مهدی در جایگاه قرار گرفت درباره انگیزه اش برای ارتکاب چنین قتلی گفت:«من زن و پسرم را دوست داشتم.همه مشکلم با همسرم سر شغلم بود.او از کار من ناراضی بود و می خواست که کارم را عوض کنم.شب حادثه هم اختلافمان سر همین موضوع بود.الهام با تحقیر و ناسزا به من توهین می کرد و کارم را مسخره می کرد.او خودش کارمند فرودگاه بود.
رفته رفته صدایمان بالارفت و درگیر شدیم.تا جایی که سعی کردم جلو دهان الهام را بگیرم تا صدایش در نیاید.اما انگار خیلی محکم گرفته بودم چون وقتی دستم را برداشتم دیدم الهام دیگر صدایش در نمی آید و مرده است.شب حادثه چند ساعتی بالای سر جسد همسرم نشسته بودم و نمی دانستم چه کار کنم تا اینکه چشمم به پسرم افتاد.فکر کردم من که اول و آخر قرار است اعدام بشوم پس خدا را خوش نمی آید که این بچه بدون پدر و مادر و زیر دست و پای این و آن بزرگ شود.به همین خاطر او را هم خفه کردم.بعد رفتم به مالزی چند روزی آنجا بودم تا اینکه پول هایم تمام شد.حال روحی ام هم خوب نبود.فکر کردم برگردم بهتر است.برگشتم و سعی کردم خودم را بکشم که موفق نشدم و از سوی ماموران دستیگر شدم.» پس از شنیدن آخرین دفاعیات متهم قضات دادگاه برای صدور حکم وارد شور شدند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


