ترن بهشتیها سوبسید دریافت نکرد!
هنرمند در آن هنگامه که درباره یک شهید مینویسد، میسراید، مینوازد و بازی میکند، نگاه به مراتب جدیتری به این مسأله دارد و این
رویکرد ـبرگرفته از شخصیت قهرمان
شهید نزد ملل گوناگون ـ در سراسر کره خاکی با رهیافت نسبتاً مشابهی همراه است. از این منظر می توان به «ترن» که پس از کشمکشهای فراوان در سالن اصلی تئاتر شهر روی
صحنه رفت، نگریست و نسبت به این نمایش که زخمهای مقاومت انسان را با آرمانها گره
زده، حتی درک جهانی داشت.
نیما دهقان کارگردان جوان تئاتر که سابقه مدیریت آثار جنگی دیگری نظیر «دومتر در دو متر جنگ» و «کانال کمیل» را دارد، سومین همکاری مشترکش را با حمیدرضا آذرنگ تجربه کرد و با اصرار و پیگیری، نمایشنامه مهم و جدیِ آذرنگ را بالاخره در قلب تئاتر پایتخت با کلکسیونی از بازیگران تئاتر به نمایش گذاشت. نمایشی به قول نویسنده «جنگی» که در اجراهای نخست با بازدید علی مطهری و بیژن نوباوه و همچنین گروهی از مدیران فرهنگی همراه شده و عمدتاً با تحسین سالن را ترک کرده اند.
«ترن» که
در 8 اپیزود روی صحنه رفته، روایتی است چند وجهی از گروهی از شهیدان گمنام که
استخوان هایشان پس از سال ها کشف شده و قرار است با قطاری از آسمان برای آخرین بار به این عالم خاکی بازگردند و وضعیت کنونی بستگانشان را مشاهده کنند. دوگانگی
ای از شهدایی که روسفید شده اند و زمینی هایی که بخشی شان روسیاه گشته اند و البته
معدودی نیز روحی بزرگ چون شهیدان دارند.
از ابتدا تا انتهای نمایش، نویسنده اثر با نقش آفرینیِ موثر حسین پاکدل مخاطب را
در ریل نگه می دارد و بخشی از داستان به لطف توضیحاتش پیش می رود؛ متن نمایش که متاثر
از برشت و تئاتر روایی است و به واسطه برخورداری از پیرنگ های داستانی محکمی، علی
رغم اصلاحیه هایی که متوجه متن اصلی شده، همچنان از استحکام روایی کافی برخوردار
است. هرچند در بخش هایی از دو یا سه اپیزود با شعارزدگی هایی گره می خورد اما
توانسته با جسارت در تغییر شیوه های شکلی و محتوایی نمایش های حوزه جنگ، از این
مهلکه که نخستین عارضه اش مخاطب گریزی است، بگریزد.

نمایش فاقد دکور و آکسسوار بوده و اجزای صحنه عمدتاً چند مکعب است که با ورود و خروج بازیگران جابجا می شوند؛ بازیگران نیز از گریم و پوشش متناسب با نقش هایشان برخوردار نیستند. می توان به این پارامترها به نقش آفرینی برخی بازیگران در دو نقش بدون حتی تغییر پوشش اشاره کرد که از همه لحاظ دارای موقعیت شناختی متفاوتی هستند و تاثیرپذیری نویسنده و کارگردان «ترن» از رویکرد اپیک را بیشتر به معرض نمایش می گذارد. در بخشی از نمایش دختر نجات یافته از زیر آوار زلزله که پدر و مادرش درگذشته اند، توسط پدربزرگش جزو شهدای بازگشته هستند، در آغوش گرفته می شود و بار دیگر به تاثیر نگاه برشت تاکید می شود.
نمایش «ترن» متاثر از همین آموزه های برشت یک بیانیه یا گفتار یک سویه نیست و از طریق تحریک و لمس احساسات، تماشاگر را به تفکر درباره آنچه در روی صحنه می رفت وا می داشت و دهقان با اجرای قوی که از نمایش ارائه داد درصدد بود که مخاطب را از شناخت حسی واجد عمر کوتاه، به شناخت منطقی و ماندگار برساند که در چند پرده در این زمینه موفق بود. از مهم ترین اپیزودها که هم بخشی از مخاطبان هر اجرا را به گریستن واداشته و هم هشداری برای توجه بیشتر به بازماندگان و کهنه سربازان جنگ تحمیلی است، حضور فرهاد با نقش آفرینی امیر جعفری و همسرش با بازی سحر دولت شاهی است.

در این صحنه فرهاد که از ناحیه دوپا جانباز است، همسرش را سر قبر همسنگرِ شهیدش که از قضا برادرزنش بوده، می برد. فرهاد با اشاره به تلخی دوران جانبازی و سختی هایی که خواهر این شهید و همسرش کشیده، برای پایان دادن به سختی های همسرش خواستار طلاقش می شود و روح شهید با او سخن می گوید.
فرهاد با بازی قابل ملاحظه امیر جعفری در پایان این اپیزود، یک دیالوگ جالب خطاب به شخصی که می گوید مگر برای من جنگیده اید دارد: «پاي من فدای سرت ولی اگه اينا (اشاره به تابوت ها) جونشونو نميدادن، حالا اسم دخترت جميله بود و ما همه بايد عربي مي رقصيديم» که هرچند تکراری و کلیشه ای و یادآور دیالوگ «المناقصه» سریال میوه ممنوعه بود اما در عین حال با توجه به احساسی که صحنه آرایی و دیالوگ های این اپیزود از ابتدا تا انتها برای مخاطب به ارمغان آورده بود، به شدت اسباب غلیان احساسات و هیجانات مخاطب می شد.

جریان سیالِ «ترن» عاملی است که نتوان در یک رده خاص قرارش داد و فضای حاکم بر این نمایش از کمدی تا ملودرام و در انتها تراژدی در نوسان است و توانمندی بازیگران باعث شده تماشاگر تغییرات سریع مضمونی و شکلی فضای نمایش را پس نزند. بخشی از این تغییر سریع رویکرد را می توان در رفتار دو کارگر ترک و افغانی با بازی سیروس همتی و سینا رازانی یافت که در بخشی از نمایش زهرخندهای مخاطب را می گیرد و در بخش دیگر تماشاچی را با اتفاقاتی تلخ دچار تالم خاطر می سازد.
بی شک اگر قرار باشد حس مسئولیت پذیری نسبت به مفهوم مقاومت و مظاهر عینی اش را در تئاتر ایران جست و جو کرد، آنچه از تلفیق ظرفیت دهقان و آذرنگ در تئاتر شهر به نمایش درآمد، یکی از انگشت شمار آثاری است که هر بیننده با جهت گیری و حتی پیش داوری به تماشایش بنشیند، با اثرپذیری همراه خواهد شد. و از جهت که همچون نمایش های ارسطویی، لباس عقل را از تن به در نکرده و راهی سالن نمایش نشده و با منطق و مستقل از شخصیت های نمایش، ناظر صحنه خواهد بود، تحت تاثیر نظری و عملی گفتمان این تئاتر قرار خواهد گرفت.
پیکره این درام جدی که در دو روز نخست بخش صحنه ای جشنواره تئاتر فجر نیز به نمایش در خواهد آمد، بی شک این نمایش را در میان کاندیداهای جشنواره سی و یکم قرار خواهد داد و بی تردید نقدهایی را بر حذفیاتی که می توانست «ترن» را به طور کامل به مقصد برساند، وارد خواهد ساخت. نمایشی که شاید همین حواشی و برگزاری بدون سوبسید و همراهی های اینچنینی باعث استقلال و ارتقاء سطحش شد.
ممنون از نقد زیبایتان آقای خرمدل
تا باشد از این آثارز فرهنگی پر فخر و آبرو




