آموزش و پرورش كم فروشی میكند
شيرزاد عبداللهی در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت:
تنفس در هواي آلوده تهران و كلانشهرها نه ممد حيات است و نه مفرح ذات، برعكس كاهنده عمر است و عامل بيماري. درست برخلاف آنچه سعدي در نخستين سطر مقدمه گلستان گفته است، در شرايطي كه تهران و چند شهر ديگر از جمله اصفهان، اراك، مشهد و كرج هم به تناوب در شرايط اضطرار و نيمه اضطرار به سر مي برند به روز هواي پاك يعني 29 دي ماه نزديك مي شويم.
اگر از فراز ارتفاعات شمالي تهران نگاهي به شهر بيفكنيم، ابرشهر تهران را غرق شده در اقيانوسي از دود مي بينيم به گونه يي كه حتي ساختمان هاي بلند و نمادهايي مانند برج ميلاد هم ديده نمي شوند. ظاهرا شهروندان تهراني چاره يي جز تسليم و رضا ندارند. در ماه هاي سرد پاييز و زمستان همه بايد به انتظار عوامل نجات بخش طبيعي مانند باران و وزش باد بنشينند تا شايد بتوانند به راحتي نفس بكشند. در كلانشهرهاي ايران 23 ميليون تن از هموطنان ما يعني نزديك به يك سوم جمعيت كشور زندگي مي كنند.
آلودگي هوا هم مثل همه مشكلات بين بخشي كه متولي يگانه يي ندارد، اين وسط روي زمين مانده است. همان گونه كه ما شهروندان در اجراي كارهاي جمعي ضعيف هستيم و تمايل ما به رقابت و حتي لجبازي، بسيار بيشتر از همكاري است، در مقياس سازماني هم مديران بخش هايي مانند شهرداري و سازمان محيط زيست و وزارت كشور و نيروي انتظامي، به سختي مي توانند با هم همكاري كنند. تنها راه حلي كه به سرعت و با قاطعيت اجرا مي شود تعطيلي مدارس است. اعلام تعطيلي مدارس به عهده كميته اضطرار آلودگي هوا است.
وقتي ذرات معلق كمتر از 5/2 ميكرون به مرز 200 مي رسند، ابتدا مدارس ابتدايي و مهدكودك ها و بعد از آن بقيه مقاطع تعطيل مي شوند. برخي از پزشكان متخصص داخلي، ريه و چشم معتقدند كه دانش آموزان، بيشتر از بزرگسالان در معرض زيان هاي ناشي از آلودگي هوا قرار دارند. البته همه متفق القولند كه در روزهاي تعطيل دانش آموزان بايد در منزل بمانند و در صورت خروج از ماسك هاي فيلتر دار استفاده كنند. بهنوش آرام فر، رييس اداره سلامت آموزش و پرورش تهران گفته كه دانش آموزان در هواي آلوده، شير بيشتري بنوشند و در فضاي باز ورزش نكنند. ترديدي نيست كه حفظ سلامتي شهروندان به طور اعم و سلامت دانش آموزان به طور اخص مهم تر از برنامه آموزشي مدارس است.
اين يادداشت مخالفتي با تعطيلي مدارس درشرايط اضطرار ندارد، اما افزايش تعطيلات مترقبه و غيرمترقبه مدارس اين سوال را پيش مي آورد كه آموزش و پرورش براي جبران عقب افتادگي دانش آموزان از درس، برنامه يي پيش بيني كرده است؟ آيا اصلاچنين كاري امكان پذير است؟ در مدارس دولتي عملاجبران روزهاي تلف شده به دلايلي كه در حوصله اين يادداشت نمي گنجد، غيرممكن است. فعلااز اين نكته مي گذرم كه گشت و گذاري در محلات تهران نشان مي دهد كه تعدادي از دانش آموزان، در روزهاي تعطيل و غيرتعطيل، در كوچه پس كوچه هاي شهر بي اعتنا به آلودگي هوا دنبال توپ پلاستيكي دو لايه مي دوند و عرق مي ريزند.
دانش آموزان هم مانند برخي از شهروندان به دليل ضعف آموزش هاي محيط زيستي، آلودگي هوا را خيلي جدي نمي گيرند. تعطيلات همه عوامل مدرسه را ذوق زده مي كند. نظر غالب دانش آموزان و معلمان اين است كه تعطيلي هاي اينچنيني موهبتي است بادآورده، كه باعث تمدد اعصاب و رفع خستگي مي شود و براي جبران آن هم هيچ اقدامي لازم نيست. البته مدارس غيرانتفاعي كه پول مي گيرند، اغلب اين تعطيلات را جبران مي كنند، اما در مدارس دولتي، معلمان با سرعت بيشتر و با كاهش تمرين و پرسش، شلاقي تدريس مي كنند. مولفان كتاب هاي درسي، حجم و مقدار تمرين كتاب ها را بر اساس تقويم آموزش رسمي تدوين مي كنند. به عنوان مثال، ساعات درسي سالانه دوره ابتدايي 850 ساعت است. اما تقويم آموزشي مدارس بسيار لاغرتر و نحيف تر است.
در عمل بخشي از زمان درس روزانه مدارس به سود زنگ تفريح و مراسم آغازين و مناسبت هاي مختلف مدرسه، تلف مي شود و هر دوساعت آموزشي كه بايد يك زنگ 90 دقيقه يي باشد در عمل حدود 70 تا 75 دقيقه تقليل مي يابد. علاوه بر اين، با در نظر گرفتن تعطيلي پنجشنبه ها و احتساب روزهاي تعطيل رسمي و غيررسمي و بين التعطيلين و تعطيلات بين امتحاني و تعطيلات آلودگي هوا و پيشواز نوروز از جهارشنبه سوري و... عملابرنامه آموزشي سالانه مدارس از 850 ساعت، به كمتر از 600 ساعت تقليل يافته است. تفاوت بين تقويم واقعي و تقويم رسمي آموزشي مدارس در همه پايه ها و مقاطع ديده مي شود. اين كار نوعي كم فروشي آشكار در حد كلاهبرداري است و جالب اينكه صدايي در اعتراض به آن بلند نمي شود.
معلمان و دانش آموزان به جاي اعتراض به كاهش تقويم آموزشي و كم فروشي از زياد بودن حجم كتاب هاي درسي شكايت مي كنند. وزير آموزش و پرورش كه خودش با تعطيلي پنجشنبه ها اين روند را تشديد كرده، درباره تغييرات كتاب هاي درسي مي گويد: «مي خواهيم به جاي حجم و سطح زياد، عمق زياد به دانش آموزان ارائه دهيم». با اين وعده احتمالاحجم مطالب و تعداد صفحات كتاب هاي درسي كاهش مي يابد و عمقي هم افزايش پيدا نمي كند. اصلابا كدام نظارت و كنترل افزايش عمق را اندازه مي گيرند! اغلب دانش آموزان با كاهش سطح و حجم، طول، عرض، ارتفاع و عمق كتاب درسي و ساعات آموزشي موافق اند.
معلمان هم كه اغلب از تعطيلي مدارس خوشحال مي شوند. تعطيلي مدرسه شايد تنها اتفاقي است كه عناصر متفاوت و گاه متضاد دستگاه آموزش و پرورش مانند، معلم و دانش آموز، كارمند اداري و روسا بر سر آن توافق دارند. آموزش و پرورش پيش چشم همه كم فروشي مي كند، اگر تعطيلات مدارس را با اتلاف ساعت كلاس ها بر اثر كش آمدن مراسم آغازين، زنگ تفريح و سفر اردويي و غيره جمع بزنيم، كاهش ساعات كلاس حدود 30 درصد زمان رسمي آموزش است. بعيد است كه مسوولان آموزش و پرورش، به اين مساله توجه كنند، زيرا مساله مهم آموزش و پرورش تا چندسال ديگر كوتاه و بلندكردن طول دوره هاي آموزشي است.
تنفس در هواي آلوده تهران و كلانشهرها نه ممد حيات است و نه مفرح ذات، برعكس كاهنده عمر است و عامل بيماري. درست برخلاف آنچه سعدي در نخستين سطر مقدمه گلستان گفته است، در شرايطي كه تهران و چند شهر ديگر از جمله اصفهان، اراك، مشهد و كرج هم به تناوب در شرايط اضطرار و نيمه اضطرار به سر مي برند به روز هواي پاك يعني 29 دي ماه نزديك مي شويم.
اگر از فراز ارتفاعات شمالي تهران نگاهي به شهر بيفكنيم، ابرشهر تهران را غرق شده در اقيانوسي از دود مي بينيم به گونه يي كه حتي ساختمان هاي بلند و نمادهايي مانند برج ميلاد هم ديده نمي شوند. ظاهرا شهروندان تهراني چاره يي جز تسليم و رضا ندارند. در ماه هاي سرد پاييز و زمستان همه بايد به انتظار عوامل نجات بخش طبيعي مانند باران و وزش باد بنشينند تا شايد بتوانند به راحتي نفس بكشند. در كلانشهرهاي ايران 23 ميليون تن از هموطنان ما يعني نزديك به يك سوم جمعيت كشور زندگي مي كنند.
آلودگي هوا هم مثل همه مشكلات بين بخشي كه متولي يگانه يي ندارد، اين وسط روي زمين مانده است. همان گونه كه ما شهروندان در اجراي كارهاي جمعي ضعيف هستيم و تمايل ما به رقابت و حتي لجبازي، بسيار بيشتر از همكاري است، در مقياس سازماني هم مديران بخش هايي مانند شهرداري و سازمان محيط زيست و وزارت كشور و نيروي انتظامي، به سختي مي توانند با هم همكاري كنند. تنها راه حلي كه به سرعت و با قاطعيت اجرا مي شود تعطيلي مدارس است. اعلام تعطيلي مدارس به عهده كميته اضطرار آلودگي هوا است.
وقتي ذرات معلق كمتر از 5/2 ميكرون به مرز 200 مي رسند، ابتدا مدارس ابتدايي و مهدكودك ها و بعد از آن بقيه مقاطع تعطيل مي شوند. برخي از پزشكان متخصص داخلي، ريه و چشم معتقدند كه دانش آموزان، بيشتر از بزرگسالان در معرض زيان هاي ناشي از آلودگي هوا قرار دارند. البته همه متفق القولند كه در روزهاي تعطيل دانش آموزان بايد در منزل بمانند و در صورت خروج از ماسك هاي فيلتر دار استفاده كنند. بهنوش آرام فر، رييس اداره سلامت آموزش و پرورش تهران گفته كه دانش آموزان در هواي آلوده، شير بيشتري بنوشند و در فضاي باز ورزش نكنند. ترديدي نيست كه حفظ سلامتي شهروندان به طور اعم و سلامت دانش آموزان به طور اخص مهم تر از برنامه آموزشي مدارس است.
اين يادداشت مخالفتي با تعطيلي مدارس درشرايط اضطرار ندارد، اما افزايش تعطيلات مترقبه و غيرمترقبه مدارس اين سوال را پيش مي آورد كه آموزش و پرورش براي جبران عقب افتادگي دانش آموزان از درس، برنامه يي پيش بيني كرده است؟ آيا اصلاچنين كاري امكان پذير است؟ در مدارس دولتي عملاجبران روزهاي تلف شده به دلايلي كه در حوصله اين يادداشت نمي گنجد، غيرممكن است. فعلااز اين نكته مي گذرم كه گشت و گذاري در محلات تهران نشان مي دهد كه تعدادي از دانش آموزان، در روزهاي تعطيل و غيرتعطيل، در كوچه پس كوچه هاي شهر بي اعتنا به آلودگي هوا دنبال توپ پلاستيكي دو لايه مي دوند و عرق مي ريزند.
دانش آموزان هم مانند برخي از شهروندان به دليل ضعف آموزش هاي محيط زيستي، آلودگي هوا را خيلي جدي نمي گيرند. تعطيلات همه عوامل مدرسه را ذوق زده مي كند. نظر غالب دانش آموزان و معلمان اين است كه تعطيلي هاي اينچنيني موهبتي است بادآورده، كه باعث تمدد اعصاب و رفع خستگي مي شود و براي جبران آن هم هيچ اقدامي لازم نيست. البته مدارس غيرانتفاعي كه پول مي گيرند، اغلب اين تعطيلات را جبران مي كنند، اما در مدارس دولتي، معلمان با سرعت بيشتر و با كاهش تمرين و پرسش، شلاقي تدريس مي كنند. مولفان كتاب هاي درسي، حجم و مقدار تمرين كتاب ها را بر اساس تقويم آموزش رسمي تدوين مي كنند. به عنوان مثال، ساعات درسي سالانه دوره ابتدايي 850 ساعت است. اما تقويم آموزشي مدارس بسيار لاغرتر و نحيف تر است.
در عمل بخشي از زمان درس روزانه مدارس به سود زنگ تفريح و مراسم آغازين و مناسبت هاي مختلف مدرسه، تلف مي شود و هر دوساعت آموزشي كه بايد يك زنگ 90 دقيقه يي باشد در عمل حدود 70 تا 75 دقيقه تقليل مي يابد. علاوه بر اين، با در نظر گرفتن تعطيلي پنجشنبه ها و احتساب روزهاي تعطيل رسمي و غيررسمي و بين التعطيلين و تعطيلات بين امتحاني و تعطيلات آلودگي هوا و پيشواز نوروز از جهارشنبه سوري و... عملابرنامه آموزشي سالانه مدارس از 850 ساعت، به كمتر از 600 ساعت تقليل يافته است. تفاوت بين تقويم واقعي و تقويم رسمي آموزشي مدارس در همه پايه ها و مقاطع ديده مي شود. اين كار نوعي كم فروشي آشكار در حد كلاهبرداري است و جالب اينكه صدايي در اعتراض به آن بلند نمي شود.
معلمان و دانش آموزان به جاي اعتراض به كاهش تقويم آموزشي و كم فروشي از زياد بودن حجم كتاب هاي درسي شكايت مي كنند. وزير آموزش و پرورش كه خودش با تعطيلي پنجشنبه ها اين روند را تشديد كرده، درباره تغييرات كتاب هاي درسي مي گويد: «مي خواهيم به جاي حجم و سطح زياد، عمق زياد به دانش آموزان ارائه دهيم». با اين وعده احتمالاحجم مطالب و تعداد صفحات كتاب هاي درسي كاهش مي يابد و عمقي هم افزايش پيدا نمي كند. اصلابا كدام نظارت و كنترل افزايش عمق را اندازه مي گيرند! اغلب دانش آموزان با كاهش سطح و حجم، طول، عرض، ارتفاع و عمق كتاب درسي و ساعات آموزشي موافق اند.
معلمان هم كه اغلب از تعطيلي مدارس خوشحال مي شوند. تعطيلي مدرسه شايد تنها اتفاقي است كه عناصر متفاوت و گاه متضاد دستگاه آموزش و پرورش مانند، معلم و دانش آموز، كارمند اداري و روسا بر سر آن توافق دارند. آموزش و پرورش پيش چشم همه كم فروشي مي كند، اگر تعطيلات مدارس را با اتلاف ساعت كلاس ها بر اثر كش آمدن مراسم آغازين، زنگ تفريح و سفر اردويي و غيره جمع بزنيم، كاهش ساعات كلاس حدود 30 درصد زمان رسمي آموزش است. بعيد است كه مسوولان آموزش و پرورش، به اين مساله توجه كنند، زيرا مساله مهم آموزش و پرورش تا چندسال ديگر كوتاه و بلندكردن طول دوره هاي آموزشي است.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۳
انتشار یافته: ۲
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



