گزینه جدید در عربستان برای متوقف کردن ایران

سیمون هندرسن مدیر برنامه خلیج (فارس) و سیاست انرژی در موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک در مطلبی برای آتلانتیک عقاید خود را در این زمینه مطرح کرده است که چرا اوباما باید در بحران جانشینی در ریاض دخالت کند.
به گزارش «تابناک»، هندرسن در توصیههای خود به دولت اوباما، تلاش دارد به وی بگوید چگونه میتواند اطمینان حاصل کند که شیخنشینهای حاشیه خلیج فارس به جای این که دوستان آمریکا در مقابل ایران باشند به نقاط ضعف جبهه آمریکا در مقابل ایران تبدیل نشوند.
در بیست و پنجم دسامبر، وقتی که بسیاری از آمریکاییها در حال خوردن بوقلمون یا غذای چینی (غذاهای معمول در این شب خاص) بودند و یا به هر دلیل دیگری از جهان غافل بودند، سران دولتهای عرب خلیج فارس در منامه پایتخت دولت جزیرهای بحرین و برای نشست سالانه خود اجتماع کرده بودند.
این جلسه از دید روزنامهها و دیگر رسانههای آمریکایی اهمیت چندانی نداشت اما نکته مهم این است که دولتهای عضو شورای همکاری در خط مقدم یکی از خبرهای مهم سال 2013 یعنی برنامه هستهای ایران قرار دارند. این در حالی است که عربستان سعودی، بزرگترین و ثروتمندترین و غالبترین این دولتها با بحران جانشینی مواجه است.
عربستان در مناقشه هستهای ایران و غرب، نقش مهمی دارد ولی اکنون ریاض به نحو فزایندهای از حیث سیاسی ناتوان شده است. بزرگترین صادرکننده نفت و مدعی خودخوانده رهبری جهان اسلام، تقریبا بدون فرمانده باقی مانده است.
عبدالله بن عبدالعزیز شاه نود ساله عربستان که به تازگی کمر خود را جراحی کرده است، روز به روز بیشتر توان خود را از دست میدهد. نابرادری وی، شاهزاده سلمان 77 ساله، که به عنوان ولیعهد انتخاب شده است، در منامه حضور داشت اما وی که حضورش مورد توجه فراوان رسانهها قرار گرفت، نقش محدودی در جلسه داشت. وضعیت ذهنی شاه آینده مناسب نیست.
واشنگتن باید بر ترس همیشگی خود از ناراحت کردن کاخ پادشاهی عربستان غلبه کرده و عادت وزارت خارجه خود در این مورد را ترک کند و به ظهور رهبری جدید در ریاض کمک کند. این کار لازم نیست با سرو صدا هم انجام شود. فشار بعضی از اعضای شورای همکاری نیز میتواند در این زمینه به آمریکا یاری دهد.
موفقیت آمریکا در این تلاش باید رسیدن به دو هدف را در بر بگیرد، جلوگیری از ظهور ایران مسلح یه سلاح هستهای و نجات شاهان محافظهکار عرب حاشیه خلیج فارس از امواج خیابانهای عرب.
در خاندان پادشاهی عربستان، افرادی وجود دارند که آشکارا مصمم هستند تا شاهزاده سلمان را به پادشاهی برسانند. تصاویر منتشر شده توسط آژانس مطبوعاتی رسمی سعودی، به طور پیوسته تصاویری از وی را در حال دیدار با مقامات سعودی و حتی دیپلماتها و افراد خارجی منتشر میکند. هدف از این کار، ان است که افسانه توانایی شاهزاده سلمان برای کار موثر همچنان معتبر باقی بماند.
در یک سطح حتی عمومیتر، دستیاران شاهزاده سلمان، یک برنامه روابط عمومی را در پیش گرفتهاند تا ولیعهد که یکی از متمولترین افراد دنیا است را فردی از جنس مردم نشان دهند. شاهزاده در یک سخنرانی در بیستم دسامبر به مخاطبین خود در ریاض گفت: «کشور از ان شماست و ... من هم یکی از شما هستم». این سخن در کشوری که حتی نام ان نیز به خاندان حاکم تعلق دارد، طبیعی نیست و جالب ان است که خبر سخنان ولیعهد در کنار این خبر قرار گرفت که ایرباس A-380 متعلق به عموزاده وی یعنی ولید بن طلال با هزینه تقریبی نیم میلیارد دلار به یک کاخ پرنده تبدیل شده است.
به عنوان نشانهای آشکار از شدت بحران جانشینی که پادشاهی عربستان با آن مواجه است، ملک عبدالله در اواخر دسامبر، یکی از شاهزادگان نسل بعد یعنی محمد بن نایف را به وزارت کشور رساند. به نظر میرسد شاهزاده محمد توانمند و پرکار که پسر شاهزاده نایف ولیعهد سابق است، در راه پادشاه شدن قرار گرفته باشد. ترقی سریع وی احتمالا با حسادت عموزادههای وی روبرو بوده است و ترقی بیشتر وی چالشهایی را از جانب جمع بزرگی از عموهای وی به وجود خواهد آورد.
تضمین ترقی بیشتر محمد بن نایف در کنار کمک به دولت عربستان در فضای تندروانه داخلی این کشور، گزینهای است که پیش روی واشنگتن قرار دارد. اتخاذ چنین سیاستی با نگاه مرسوم دیپلماتهای آمریکایی به عربستان متفاوت است. جیمز اسمیت سفیر فعلی آمریکا در عربستان، اخیرا گفته است: «سه ستون روابط آمریکا، نفت، امنیت و ثبات هستند و جنگ با تروریسم، فشار در مورد حقوق بشر و تغییرات سیاسی آثار مخربی بر روابط دو طرف داشته است».
تلاش آمریکا برای کمک به گذار قدرت در ریاض میتواند با توصیه به حاکمان پرسابقه کشورهای عضو شورای همکاری برای دادن پاسخ مناسب به موج بلند تغییراتی که خاورمیانه را در بر گرفته است، تقویت شود، هر چند که حکام این کشورها، روش حکومت قبیلهای خود را از سایر حکومتها موفقتر میدانند.
البته بعضی از این حاکمین در ظهور نسل جدید رهبران جوانتر موفقیتهایی کسب کردهاند. محمد بن زاید آل نهیان حاکم فعلی دوبی و آینده امارات، پنجاه و یک سال دارد و شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، ولیعهد قطر که پدرش را در منامه نمایندگی میکرد، تنها 32 سال دارد.
بیانیه نهایی جلسه 25 دسامبر منامه به نحو غافلگیرکنندهای به انتقاد از ایران پرداخت، اما ایرانیها به خوبی میدانند که پیری تیم مقابل قابل استفاده است. اگر دولت اوباما، به دنبال موفقیت در مقابل ایران است، لازم است تلاش کند تا اطمینان حاصل کند که آل سعود و دیگر خاندانهای سلطنتی عضو شورای همکاری، شرکایی موثر برای آمریکا باشند و نه نقاط ضعف آمریکا.
بود و نبود خاندان سعودی، به یک اراده رییس جمهور آمریکا وابسته ست ، فقط همین.
این دیگه نیازی به برنامه ریزی نداره!
آگاه ترند.که نه شورای بازیچه ی ذست
آنان موسوم به شورای همکاری خلیج
فارس ونه مهره مدعی رهبری جهان اسلام آنان یعنی رژیم ال سعود(آل سقوط) قادر به ایفای نقش لیدر شیپ
در منطقه انقلاب زده خاورمیانه را هستند.
نه از لجاظ ژئو اکونومیک. بل از لحاط ژئو
استراتژیک وژئو پولیتیک وژئو اندپاندانس
(استقلال حاکمیتی).
* هیچ درگرگونی اعم از ایجاد ثبات منطقه ای.امنیت فراگیر.مبارزه با تروریسم.مبارزه با اشغالگری.نفی حضور
بیگانگان در منطقه.امنیت تنگه ی هرمز.
مقابله با ذزدان دریای.مبارزه با ترافیک
مواد مخدر.مقابله با افزون خواهی رژیم
صهیونیستی.حمایت وهدایت جنبش ها
ی رهائی بخش.تامین امنیت کشورهای
حاشیه خلیج فارس.مشارکت در تولید علم وفن آوری در سطوح جهانی.توسعه
بومی فن آوری هسته ای در مسیر ارتقاء
نیازهای کشاورزی.بهداشت.تولید انرژی و
...در مقام رقابت با کشور ایران نیستند.
*ایران لنگرگاه صلح وثبات منطقه و دروازه
صدور دانش وتکنولوژی در منطقه است.
بجای تحرم وتهدید ایران غرب باید به وزن
وجایگاه ایران در منطقه وجهان با دید مثبت بنگرد وباب گفتگو ومصالح دوجانبه
با ایران را بگشاید.
این مهم هم به سود غرب وهم به نفع
صلح و ثبات در منطقه وهم به نفع جامعه
جهانی است.
* غرب از سال 2001به افغانستان لشگرکشی نمود.دست آورد آن امروزه به جزء عقب نشینی و شکست چیز دیگرنیست با تحمل صدها میلیارد دلار
صزر و هزاران کشته.
*آمریکا در سال 2003وارد عراق شد ولی با شکست آن کشوررا هم ترک کرد
*در آتش افروزی کنونی در سوریه هم در
حال تجربه ی شکست جدی تری هستند.
*در بحث شکست جنگ 33روزه با حزب
ا...وجنگ 22روزه نوارغزه همگان آگاهند.
*پس نه عربستان سعودی.نه ترکیه ونه
قطر(قطره)قادر به مقابله با توان روزافزای
ایران اسلامی را ندارند.توصیه میگردد از
کانال های دیپلماتیک با ایران به توافق
برسید.این هم به نفع شما ست و هم به نفع رژیم های پادشاهی ناتوان و فرمان بر بی اختیار شما در این منطقه
استراتژیک جهان یعنی خاورمیانه است.




