غلامرضا محمدي:با كشتي قمار نكردم
سرمربي جوان تيم ملي كشتي آزاد كشورمان كه با پيشنهاد جمعي از پيشكسوتان اين ورزش و خواست رييس فدراسيون كشتي پس از ناكامي اين ورزش مدالآور در المپيك 2008 پكن انتخاب شد با تكيه بر پشتوانههاي اين رشته در جاي جاي كشورمان و گردهم آوردن گروهي از مربيان جوان و باتجربه، درصدد است تا ضمن جبران شكستهاي اخير كشتي در ميدان بزرگ المپيك از امروز بستر مناسبي را براي المپيك 2012 لندن فر اهم كند.
غلامرضا محمدي در گفت وگو با ايلنا، در ارتباط با مسايل و اتفاقات روز اين رشته اعم از ليگ ليگ برتر ، اردوي تيم ملي ، جام جهاني ، جام تختي ، ميزان اختيارات خود در راس كادر فني تيم ملي و ديگر مسايل مرتبط با كشتي آزاد صحبت كرد كه متن كامل صحبتهاي وي در پي ميآيد.
اسمها در ليگ كشتي نميگيرند
بحث راهاندازي ليگ بيش از هر چيز به اين منظور بوده كه ما شرايطي را فراهم كنيم تا انگيزه ميان جوانان بيشتر شود تا با درخشش در ليگ به اردوي آمادگي تيم ملي راه پيدا كنند و از شانس حضور در مسابقات جام جهاني برخوردار شوند. اين رقابتها هفته به هفته به لحاظ كيفي در شرايط بهتري برگزار ميشود. بنده شخصا براي تماشاي مسابقه هفته دوم تيمهاي گاز مازندران و راهآهن مشهد در سالن حضور داشتم و شاهد بودم كه چطور مهدي حاجي زاده، تقي داداشي، رضا يزداني و حسن طهماسبي مغلوب حريفانشان شدند.
اين شكستها را ميتوان از دو ديدگاه بررسي كرد. اول اينكه كشتيگيران صاحبنام ما به دور از آن شرايط آرماني هستند و دوم اينكه كشتيگيران جوان در حال عرض اندام كردن هستند و از اين بحث به اين نتيجه ميرسيم كه روي تشك كشتي هركس كه سرحالتر و آمادهتر است برنده ميشود و اين اسمها نيستندكه كشتي ميگيرند.
المپيكيها را در حد صفر نميخواهم
كشتيگيران صاحب عنوان ما بايد براي خودشان و جايگاهشان در كشتي و نزد علاقمندان به آن ارزش قايل باشند و همواره خود را در شرايط نسبي به لحاظ روحي و جسمي حفظ كرده و با حاشيهها كاري نداشته باشند و بدن خود را آن قدر رها نكنند كه در حد صفر برسند. البته منظور من اين نيست كه هميشه خود را در حد يك كشتيگير اعزامي به المپيك حفظ كنند بلكه براي يك كشتيگير عنواندار لازم است كه لااقل حداقلها را داشته باشد. ما در دهه 90 (ميلادي) نامداران بزرگي را در تيمهاي كشتي آزاد داشتيم كه هر يك از آنها به تنهايي قادر به جمع و جور كردن يك تيم بودند و هرگز با حاشيهها كاري نداشتند.
كشتيگير خارجي جاي كسي را در ليگ تنگ نميكند
با اين موضوع كه حضور كشتيگيران خارجي در ليگ جا را براي حضور بيشتر كشتيگيران ما تنگ ميكند مخالف هستم. چرا كه معتقدم ما اگر خوب برنامهريزي كنيم و تفكرمان اين باشد كه بايد به سمتي حركت كنيم كه در آن پيشرفت حاصل شود. بايد از چهرههاي شاخص كشتي در ليگ بهره ببريم تا در اين دوران گذار پس از المپيك بتوانيم به خواستههايمان از ليگ دست يابيم ما در حال حاضر و پس از شكست كشتي آزاد در المپيك بايد با مديريت صحيح براين دوران تا المپيك بعدي رو به جوانگرايي بياوريم و ما ناچار به انجام اين كار هستيم. بايد به جوانان اعتماد كنيم و فضا را براي قرار گرفتن آنها در جاي بزرگسالان باز بگذاريم و بخشي از اين كار سرشاخ شدن آنها در ليگ با بزرگان و نامداران كشتي اعم از داخلي و خارجي است. چه بسا رويارويي آنها با نامداران خارجي اعتماد به نفس جوانان را بيش از پيش بالا خواهد برد تا در ميادين رسمي و بينالمللي هيچ هراسي از مواجهه با نامها نداشته باشند.
ممانعت از كشتي گرفتن در ليگ به منزله حذف از تيم ملي است
حضور كشتيگيران طراز اول جهان در ليگ به سود كل كشتي است. نكته مهمي كه ما بعضا در سالهاي گذشته و در ليگ شاهد آن بوديم همين شانه خالي كردن از مصاف نامداران كشتي خودمان با كشتيگيران صاحبنام خارجي در ليگ بود. طبق توافقات صورت گرفته با مديران تيمهاي ليگ برتري و مسوولان سازمان ليگ، پيش از هر چيز مقرر شد كه كشتيگيران داراي قرارداد با باشگاهها بايد طبق مفاد قراردادشان برابر هر كشتيگيري كه در تيم مقابل حضور داشت كشتي بگيرند و در صورت سرپيچي علاوه بر جريمههايي كه از سوي باشگاه خود و سازمان ليگ متوجه آنها خواهد شد ما (كادر فني تيم ملي) نيز از حضورشان در اردوي تيم ملي كشتي آزاد ممانعت به خرج خواهيم داد و يا اينكه شرايط سختتري براي دعوت از آنها جهت شركت در تمرينات تيم ملي در نظر خواهيم گرفت. ما محكم روي اين حرف خود هستيم و اميدواريم هر كشتيگيري كه در ليگ شركت ميكند بدون هراس از شكست روي تشك برود و از جانش مايه بگذارد.
اردوهاي استعداديابي بايد تداوم داشته باشد
برپايي اردوي استعداديابي كار خوب و ارزندهاي بود كه جا دارد از آقاي منصور برزگر مسوول كميته استعداديابي فدراسيون بابت اين اقدام پسنديده تشكر كنم. در اين مدت از بنده هم دعوت شد تا يك روز در كنار اين نوجوانان حضور داشته باشم و از نزديك با نحوه كار آنها آشنا شوم. كشتيگيران از سراسر ايران دور هم جمع شده بودند و به لحاظ تكنيكي زير نظر مربيان خود در كلاسهاي عملي و تئوري مختلفي شركت كردند و فكر ميكنم در كل برگزاري اين كلاسها به سود كشتي كشورمان است و اين قبيل اردوها بايد باز هم تداوم داشته باشد.
در جام تختي در هر وزن با 10 كشتيگير شركت ميكنيم
با گذشت سه ماه و اندي از پايان بازيهاي المپيك و شروع دير هنگام مسابقات ليگ ما بايد اين مدت را به گونهاي مديريت ميكرديم كه اين چند ماه پركار كشتي را بتوانيم به نحو احسن سپري كنيم و ما آماديم روي بحث ليگ برنامهريزي و نظارت دقيق كرديم و براي حضور در مسابقات جام جهاني و جام تختي نفراتي را حتما از مسابقات ليگ انتخاب خواهيم كرد. نفرات مليپوش ما در مسابقات المپيك ، نفر اول و دوم قهرماني كشور در ساري و تيم ملي جوانان اعزامي به مسابقات جهاني تركيه نيز همه مجوز حضور در اردوي آمادگي تيم ملي براي شركت در جام تختي را دارند كه نفرات شاخص ليگي هم به اين جمع اضافه خواهند شد. يك تعداد نفرات و كشتيگير از اين دايره بيرون خواهند ماند كه آنها فرصت دارند در روزهاي 17 و 18 بهمن ماه در انتخابي جام تختي كشتي بگيرند. ما در جام تختي با يك تيم شركت ميكنيم و احتمال دارد در هر وزن بين 8 تا 10 كشتيگير را در مسابقات شركت دهيم البته اين بستگي به آمادگي نفرات هر وزن هم دارد.
به "تيمورك" بودن كادر فني اعتقاد دارم
انتخاب ابراهيم مهربان به عنوان مربي تيم ملي در حيطه اختيارات من بوده است و ارتباطي به بحث رفاقت و ديگر مسايل اينچنيني ندارد. هر چند كه اين فرد بايد مورد تاييد فدراسيون هم قرار بگيرد چون ما زير مجموعه فدراسيون هستيم و اين اجتناب ناپذير است و شكر خدا با وجود هماهنگي و همفكري كه به وجود آمده است آقايان صنعتكاران و شخص آقاي يزدانيخرم بيش از هر چيز بحث حمايت كردن از كادر فني را مطرح ميكنند و خيلي هم محكم روي حرفشان هستند و معتقدند كه كادر فني جوان در تيم ملي ميتواند موفق شود. در تواناييهاي ابراهيم مهربان هم شك ندارم. يك مربي با شخصيت و تحصيلكرده كه سابقه قهرماني در كشتي را هم در كارنامه دارد و در مسابقات جهاني و المپيك هم حضور داشته است.
من به توانايي او اعتقاد دارم البته نكته مهمتر از آن اين است كه ما همفكر هستيم و يك ارتباط خيلي نزديك هم با يكديگر داريم كه ميتواند در مسير رسيدن به هدفمان به ما كمك شايان توجهي بكند. يعني ما همگن هستيم اما اگر بخواهيم در كادر فني فقط به اسم و مدال نگاه كنيم اما با هم همفكر نباشيم به مشكل برخواهيم خورد. معتقدم يكي از عوامل مهم در رسيدن به هدف "تيم ورك" بودن است كه اين را هم از روز اول در برنامهاي كه به فدراسيون ارايه دادم به صورت كتبي ذكر كردم. ما بايد در اين مسير باهم همدل باشيم هرچند كه ممكن است در طول مسير گاهي با هم اختلاف سليقه هم داشته باشيم و اين طبيعي است چرا كه باعث پيشرفت كار ميشود.من با آقايان كاوه، دنگسري و مهربان بسيار راحت هستم و به كار آنها هم اعتقاد ويژهاي دارم.البته جا دارد باز هم از حضور محسن كاوه در اين كادر تقدير كنم كه قطعا در كمك به كادر فني ياري قابل توجهي به ما خواهد داد.
سرپرستي ميخواهيم كه كمك حالمان باشد
سرپرست تيم ملي را هنوز به طور مشخص اعلام نكردهايم چرا كه مسوولان فدراسيون درصدد هستند اگر قرار است فردي به عنوان سرپرست تيم ملي در كنار اين تيم حضور داشته باشد كسي باشد كه بتواند به ما كمك كند و اين فرد و ديگر افرادي كه براي حضور در كادر فني به آنها نياز داريم كم كم به جمع ما اضافه خواهند شد. افرادي مانند بدنساز، متخصص تغذيه و روانشناس كه ما براي استفاده از آنها افرادي را مد نظر قرار دادهايم كه پس از بررسيهاي نهايي به زودي اسامي آنها را هم اعلام خواهيم كرد.
به يك مربي ميانوزن هم نياز داريم تا مانند روسها باشيم
حضور مربيان در اردوي تيم ملي براي هر وزن به طور جداگانه در حال بررسي است و درحال حاضر هم به نوعي در حال رسيدن به اين اتفاق هستيم. البته بنده دوست ندارم مربي تيم ملي مانند آقاي مهربان را مختص به سنگين وزن كنم. طوري كه حق اظهار نظر در مورد اشكالات يك كشتيگير سبك وزن را نداشته باشد. چرا كه از اين طريق شان و منزلت مربي تيم ملي حفظ ميشود. اما بيشك يك مربي سنگين وزن كه خود تجربه كار كردن در آن وزن را داشته به مراتب بهتر از من كه در دسته سبك وزن كار كردهام به كشتيگيران سنگين وزن كمك ميكند چرا كه با آن شرايط آشناست.
يعني من نميتوانم خيمهاي كه ابراهيم مهربان در تمرين نشان ميدهد را اجرا كنم. من راحتتر و بهتر ميتوانم با سبك وزنها كار كنم و آقاي كاوه هم به همين شكل. اما اگر ما بتوانيم يك مربي ديگر هم به كادر فني اضافه كنيم كه بتواند با ميان وزنها كار كند و فدراسيون هم با ما همكاري لازم را داشته باشد شرايط بهتري براي ما فراهم خواهد شد. الگوي خوب اين كار روسها هستند كه در اكثر اوزان مربيان زيادي دارند ولي در نهايت يك جايگاه به عنوان سرمربي دارند كه آن هم تعريف شده است. ضمن اينكه هنگام كوچ كردن آنها محدود ميشوند اما در دوران تمرينات شرايط فرق ميكند و ما نيز قصد داريم هنگام برپايي اردوها از قهرمانانمان دعوت كنيم كه بيايند و هم كمك كنند و هم خدمت.
هركشتيگير با مربي خودش كوچ ميشود نه يك گروه مربي و غيرمربي
براي جلوگيري از ازدحام مربيان كنار تشك در حين برگزاري مسابقات به نوعي تقسيم كار خواهيم كرد. هر كشتيگير در هر وزني كه آماده رفتن روي تشك شد بايد 2 مربي او را همراهي كنند كه اين هم خود شرايط خاص خودش را دارد. به اين ترتيب كه اولا بايد آن كشتيگير با صداي مربي خود هماهنگ باشد. با صداي او، با لحن او و اصطلاحات آن مربي. به طور مثال يك كشتيگير با آقاي كاوه راحتتر است يكي با مهربان و به اين ترتيب ما اين موضوع را هنگام برگزاري مسابقات هماهنگ خواهيم كرد تا علاوه بر فراهم كردن شرايط مناسب براي كشتيگير، تقسيم كار صورت بگيرد و از آن همهمه و شلوغي كنار تشك كاسته شود.
با كشتي قمار نكردم عاشقش هستم كه هستم
پذيرفتن مسووليت خطير هدايت تيم ملي كشتي آزاد در شرايط فعلي حاكم بر فدراسيون پس از نتايج ضعيف المپيك 2008 و مخالفتهاي برخي از گوششكستهها با رياست فدراسيون از سوي بنده، نه ريسك كردن بوده ، نه قمار كردن ، نه به عشق شهرت كسب كردن و هيچ چيز ديگر. من عاشق دردسر داشتن و در شرايط سخت كار كردن هستم و به جز آن به هيچ چيز ديگري فكر نميكنم. من با تمام وجود از اين سختي لذت ميبرم چرا كه با سختي زندگي كردهام، بزرگ شدهام و مطمئنا با كشتي هم از اين دنيا فراهم رفت.
يعني هرگز از كشتي جدا نخواهم بود و اگر هم بتوانم كاري انجام بدهم و خدمتي به كشتي بكنم كوچكترين وظيفهام را انجام دادهام چرا كه شرايط، شرايط حساسي است و مردم هم بايد اين واقعيت را بدانند كه كشتي بزرگسالان ما شرايط خوبي ندارد و وقتي ناچاريم دست به جوانگرايي بزنيم نبايد به اسمها تكيه كنيم. اگر هم كشتيگيري صاحبنام باشد و شرايط خيلي خوبي داشته باشد و شايستگياش را ثابت كند، واقعا جاي تقدير و تشكر هم دارد كه ما هم با جان و دل درخدمت آنها خواهيم بود.
اما كسي به درد تيم ملي ميخورد كه از جانش براي تيم ملي كشورش بگذرد و از همه چيز خود براي سربلندي كشورش خرج كند و شايسته دو بنده تيم ملي باشد. ما بايد اين اعتقاد و خودباوري و حس جنگندگي تاسرحد توان براي كسب موفقيت حتي در صورت شك خوردن را صرف كنيم. در اين راه، اين افتخار بزرگي است كه نصيب بنده شده چرا كه سرمربيگري تيم ملي كشوري به نام ايران را پذيرفتهام و اين كار كوچكي نيست و به تنهايي هم نميتوان هيچ كاري از پيش برد و در اين كار منيتها جايي ندارد و بايد اين مسايل و مسايل حاشيهاي را از تيم ملي دور كنيم و هر وقت انسجام و همدلي به تيم ملي وارد شد مطمئن هستم كه ما موفق خواهيم شد. مثال واضح اين انسجام و همدلي مسابقات جهاني 1998 تهران است كه توانستيم پس از 33 سال قهرمان جهان شويم.
يزدانيخرم درصدد جبران اشتباهش برآمد
كار من سخت است اما غير ممكن نيست. بايد با برنامه باشيم و تلاش و كوشش كنيم تا بتوانيم به موفقيت برسيم. باز هم تاكيد ميكنم كه كشتي هر زمان به من غلام محمدي نياز داشته باشد براي خدمت كردن باسرميآيم.
حالا رييس فدراسيون يزدانيخرم باشد يا هر كس ديگري. وقتي من ميتوانم به كشتي مملكتم خدمت كنم نبايد به جايگاهها و مسايل اينچنيني فكر كنم. كشتي متعلق به پيشكسوتها و گوش شكستههاست و اين واقعيت انكار ناپذيري است. بايد همه بيايند. من قصد دفاع كردن از فدراسيون يزدانيخرم را ندارم. چرا كه اين فدراسيون هم مانند ديگر فدراسيونها دچار اشتباه شده و خود ايشان هم بر اين موضوع واقف هستند. يكي از دلايل آن هم همين تغيير كادر فني تيم ملي بزرگسالان است. يكي از درخواستهاي كارشناسان همين تغيير كادر فني و استفاده از مربيان جوان بود و فدراسيون اين كار را انجام داده است. پس اين قدم مثبت است و مطمئن هستم با استقبال عمومي هم مواجه شده است.
كارنامه هر مربي تضمين ماندگارياش در راس تيم ملي است
عقيده شخصي من اين است كه ما بايد با كارمان و عملمان خودمان را ثابت كنيم. اين را از ته قلب گفتم و معتقدم كه ما بايد از طريق كارنامهمان خودمان را ساپورت كنيم. من الان به عنوان نماينده طيف مربيان جوان مملكتمان هستم و مسووليتم هم سنگين است چرا كه هم بايد از يك سو به اعتماد فدراسيون جواب مثبت بدهم و هم انتظار بيش از 70 ميليون ايراني عاشق كشتي را برآورده كنم. اينكه پيش از من سرمربيان تيم ملي ثبات كاري داشتهاند يا نه، به من و كار من ارتباطي پيدا نميكند و تضمين من براي كاركردن در اين پست بحث حمايتي محكم شخص آقاي يزدانيخرم از بنده بوده و بحث حكم يكساله و غيره هم مطرح نيست.
ارتباط سالم با رسانهها هنر يك مربي است
برقراري ارتباط سالم و صحيح با رسانهها هنر يك مربي را نشان ميدهد. يك مربي بايد هم قدرت جذب داشته باشد و هم دفع كه اين در لابهلاي كار مشخص ميشود اما معتقدم بحث رسانهها خيلي مهم و تاثيرگذار است و اين محصور به كشتي نميشود. من در برنامه كتبي كه به فدراسيون دادم هم يكي از بندهايش همين بود كه بايد تعامل لازم با رسانههاي شنيداري، ديداري و مكتوب ايجاد شود. يعني بايد كادر فني اين هنر و توانايي را داشته باشد كه بتواند آنها را جذب كند و از نظراتشان بهره لازم را ببرد. ما بحث تقابل با هيچ رسانهاي را نداريم و حرف ما كنار هم قرار گرفتن و ياري دادن است و همه ما هم خواستار موفقيت كشتي مملكتمان هستيم. وقتي هدف ما كه بحث شاد كردن مردم است مطرح ميشود معتقدم كه بايد از بهترين راهها كه از جمله مهمترين آنها برقراري ارتباط مطلوب با رسانههاست بهره لازم را ببريم.
صنعتكاران به ما مشورت ميدهد نه دستور
آقاي صنعتكاران هرگز در تعامل با كادر فني تيم ملي از جنبه تحكيم عقايد شخصي خود وارد نميشود و ما با هم مشورت داريم. ايشان همواره به ما لطف داشتهاند و بيشك خواهند داشت و نقطه مثبت موجود حمايت كامل آقاي صنعتكاران از كادر فني تيم ملي است. ما پيشنهاد ميدهيم و ايشان تاييد ميكنند و شكر خدا در اين 2، 3 هفته كه ما برنامههايمان را ارايه ميدهيم و در مورد نحوه دعوت نفرات فكر ميكنيم ايشان همواره با نظر لطف به كار ما نظارت ميكنند.
البته به هر حال آقاي صنعتكاران به عنوان نايب رييس فدراسيون و مديرتيمهاي ملي بايد نظرات خودشان را مطرح كنند و اين موارد در قالب مشورت مورد بررسي قرار ميگيرد اما اينكه ايشا ن موردي را به اين شكل كه حتما بايد طبق دستور من انجام شود هرگز مطرح نكرده و قطعا هم نخواهد كرد. امروزه در فدراسيون ما به يك نقطه اشتراكي دست يافتهايم كه تك تك اعضاي كادر فني ارتباط خوبي با اركان فدراسيون به دست آوردهاند.
هسته اصلي كميته فني را كادر فني بايد تشكيل دهد
در المپيك سيدني و آتن يكسري مسايل بود كه عدهاي به اسم كميته فني نميخواستند غلامرضا محمدي در تيم ملي حضور داشته باشد. اين موارد جزو مسايل پشت پردهاي است كه من هرگز نخواستهام به آنها اشاره كنم و هرگز هم باز نخواهم كرد.آنچنانكه در انتخابي آتن هم مشابه آن در مورد من و نورزاد مجددا رخ داد.
اما فكر ميكنم ما در نهايت كميته فنياي بايد داشته باشيم كه هسته مركزي آن را اعضاي كادر فني تيم ملي تشكيل دهد و اين بايد اتفاق بيافتد. حالا شايد در اين كميته فني با نظر خود فدراسيون يكي دو نفر از پيشكسوتان هم حضور داشته باشند اما نفرات اصلي كه در كميته فني حضور دارند مربيان تيم ملي هستند كه از نزديك با كشتي روز ارتباط و شناخت دارند و اين در تمامي ابعاد و در اوزان مختلف است. من خودم اهل مشورت كردن هستم و احترام پيشكسوتان را هم همواره نگهداشتهام و هرگز آدم خودرايي نيستم، بلكه برنامهمحور هستم.
حضور در انتخابي براي همه الزاميست
همه اعضاي كادرفني به برگزاري مسابقات انتخابي اعتقاد دارند و علاوه بر ما همه مسوولان فدراسيون هم بر اين موضوع معتقد و متفق القول هستند كه انتخابي حتما برگزار شود و حضور تمام كشتيگيران در مسابقات انتخابي الزامي است. كسي كه ميخواهد عضو تيم ملي شود بايد حتما در اين رقابتها شركت كند. اما ما هرگز نميگويم كه حتما نفر اول به مسابقات خواهد رفت چرا كه براي اين حرفم دليل دارم. هر چند كه احتمال بروز اين اتفاق خيلي كم است اما ممكن است در يك وزن اين اتفاق رخ دهد و شايد آن هم بنابرحادثه باشد. مانند اتفاقاقي كه نه ما بلكه هيچ كس نميتواند آن را پيشبيني كند. به همين دليل ميگويم حضور در مسابقات تيم ملي الزامي است و همه بايد كشتي بگيرند.
كارنامه يكساله كشتيگيران براي انتخابي بررسي ميشود
پيش از شركت كشتيگيران در مسابقات انتخابي تيم ملي كارنامه يكساله آنها نيز مورد بررسي قرار ميگيرد و اين نيست كه يك كشتي گير يكسال درخانه بخوابد و هنگام برگزاري مسابقات به انتخابي آمده و كشتي بگيرد. اين اتفاق پيش از اين رخ داده و ضربهاش را هم كشتيگير خورده و هم تيم ملي.
كشتيگيران بايد در طول سال در اردوهاي ملي و باشگاهي حضور مستمر داشته باشند و تحت نظر قرار بگيرند. پرونده فني و پزشكي كشتيگيران بايد تشكيل شود و ما اگر ميخواهيم در المپيك موفق شويم بايد در طول اين چهار سال پيش رو حتما كشتي گيران را زير نظر بگيريم. من پيشنهاد دادهام كه در هر وزن شش نفر حضور داشته باشند كه اكثر آنها جوان هستند و 2 نفر جوانان، 2 نفر اميد و 2 نفر بزرگسال كه بايد تحت نظر باشند چرا كه المپيكيها از ميان همين نفرات انتخاب خواهند شد. ما چيزي را به قضا و قدر نخواهيم سپرد.
به دنبال ريكاوري روحي هم هستيم
براي پايان هر دوره مسابقات، بحث ريكاوري روحي را هم در نظر خواهيم گرفت. چه براي موفقها و چه براي ناموفقها. به اين شكل كه ممكن است كشتيگير مموفق بازگشته از يك مسابقات مهم دچار غرور كاذب شده و در ادامه راه دچار مشكل شود و از سوي ديگر و برعكس آن هم صدق ميكند. كشتيگيري كه با شكست از مسابقات بازگشته نيز بايد تحت روانشناسي صحيح قرار بگيرد تا بتواند به شرايط روحي لازم بازگردد و توانايي بازگشتن به شرايط مطلوب را داشته باشند. ما بايد از كارشناسان اهل فن در اين باره استفاده كنيم اين بحث علمي خيلي مهمي است كه جا براي بحث كردن دارد و ما به آن به شدت اعتقاد داريم.
فرهنگسازي و اخلاق در تيم ملي بايد احيا شود
در تيم ملي به دنبال جا انداختن بحث اخلاق و فرهنگسازي هستيم. مباحثي كه تا اندازهاي كمرنگ شده است بايد احيا شود. بحث اعتقاد در كشتي ما يك بخش جدا نشدني است و كشتي ما با آن اجين شده و گره خورده است. اين خيلي مهم است. چرا كه ما در شرايط سخت با تكيه بر اعتقاداتمان به توفيق دست يافتهايم و اين مسايل به نوعي براي ما همچون يك اصل محسوب ميشود.


