يك دانشگاه سؤال، يك دولت شعار
به بهانه سالگرد حضور احمدينژاد در دانشگاه
کد خبر: ۲۹۴۵
| | 16248 بازدید
سجاد برنجي
بيستم آذر ماه سال گذشته، نخستين حضور يك رئيسجمهور در تاريخ پليتكنيك، يكي از خبرسازترين روزهاي اين دانشگاه هميشه خبرساز بود. در اين روز، احمدينژاد در حالي به اميركبير پاي نهاد كه از چند روز پيش، همه شواهد حاكي از فضايي ملتهب بود. يك سال پيشتر نيز در آذر ماه 84 قرار بود احمدينژاد به مناسبت روز دانشجو در اميركبير حاضر شود كه به دلايلي نامعلوم آن جلسه لغو شد. از همان زمان، انجمن اسلامي طيف علامه دفتر تحكيم وحدت، بارها با لحني تهديدآميز، رئيسجمهور را به «اميركبير» فراخواند تا به اصطلاح خود، با وي تصفيهحساب كند. از سوي ديگر، مسئولان بسيج دانشجويي نيز بارها تلاشهاي رسمي و غيررسمي را براي دعوت از رئيسجمهور كردند و اكنون اين حضور نزديك شده بود، براي همين كاملا طبيعي بود كه دو طرف اين فرصت را غنيمت شمرده و با تمام توان در صحنه حاضر شوند.
و سرانجام احمدينژاد صبح بيستم آذر در بستري از التهاب پاي به دانشگاهي نهاد كه به تعبير خود وي، قرار بوده زماني دانشجوي آن شود، اما دست تقدير او را به آن سوي شهر تهران، دانشگاه علم و صنعت برده است و سرانجام نيز درگيري شديد فيزيكي بين حاميان و مخالفان رئيسجمهور، انفجار ترقه، شعارهاي تند و گهگاه اهانتآميز عليه رئيسجمهور و آتش زدن عكس وي، از اين جلسه، جلسهاي متفاوت ساخت كه حتي بر اخبار انتخابات شوراها نيز سايه انداخت و چند صباحي محافل سياسي را به خود مشغول داشت.
بيستم آذر ماه سال گذشته، نخستين حضور يك رئيسجمهور در تاريخ پليتكنيك، يكي از خبرسازترين روزهاي اين دانشگاه هميشه خبرساز بود. در اين روز، احمدينژاد در حالي به اميركبير پاي نهاد كه از چند روز پيش، همه شواهد حاكي از فضايي ملتهب بود. يك سال پيشتر نيز در آذر ماه 84 قرار بود احمدينژاد به مناسبت روز دانشجو در اميركبير حاضر شود كه به دلايلي نامعلوم آن جلسه لغو شد. از همان زمان، انجمن اسلامي طيف علامه دفتر تحكيم وحدت، بارها با لحني تهديدآميز، رئيسجمهور را به «اميركبير» فراخواند تا به اصطلاح خود، با وي تصفيهحساب كند. از سوي ديگر، مسئولان بسيج دانشجويي نيز بارها تلاشهاي رسمي و غيررسمي را براي دعوت از رئيسجمهور كردند و اكنون اين حضور نزديك شده بود، براي همين كاملا طبيعي بود كه دو طرف اين فرصت را غنيمت شمرده و با تمام توان در صحنه حاضر شوند.
و سرانجام احمدينژاد صبح بيستم آذر در بستري از التهاب پاي به دانشگاهي نهاد كه به تعبير خود وي، قرار بوده زماني دانشجوي آن شود، اما دست تقدير او را به آن سوي شهر تهران، دانشگاه علم و صنعت برده است و سرانجام نيز درگيري شديد فيزيكي بين حاميان و مخالفان رئيسجمهور، انفجار ترقه، شعارهاي تند و گهگاه اهانتآميز عليه رئيسجمهور و آتش زدن عكس وي، از اين جلسه، جلسهاي متفاوت ساخت كه حتي بر اخبار انتخابات شوراها نيز سايه انداخت و چند صباحي محافل سياسي را به خود مشغول داشت.اما اكنون كه يك سال از آن اتفاق گذشته و با توجه به اتفاقاتي كه در اين مدت رخ داده است ميتوان با نگاهي به پاسخهاي رئيسجمهور به پرسشهاي دانشجويان، تا اندازهاي به فضاي تعامل دولت نهم با دانشجويان پي برد. نام اين برنامه از سوي روابط عمومي دانشگاه «ديدار صميمانه و جلسه پرسش و پاسخ دانشجويان با رئيسجمهور» اعلام شده بود و همانگونه كه از اين نام برميآيد، در چنين جلسهاي قرار است نمايندگان دانشجويان، پرسشهاي خود را از رئيسجمهور مطرح كرده و وي نيز نظريات يا پاسخهاي خود را پيرامون اين پرسشها، مطرح كند. اين سيره درباره هر جلسه پرسش و پاسخ ديگري نيز صدق ميكند، ولي طبيعي به نظر ميرسد با توجه به جايگاه ويژه رئيسجمهور، ايشان نيز بنا بر اولويتهاي خود، مطالبي را به غير از پاسخ به پرسشهاي دانشجويان طرح كند، اما در هر صورت، توقع ميرود اصل جلسه بر پرسشهايي استوار باشد كه از سوي دانشجويان مطرح شده است، به ويژه كه آقاي دكتر الهام پيش از جلسه گفته بود: «آقاي رئيسجمهور ميهمان دانشجويان است، نه مسئولان دانشگاه».
بنابراين، انتظار دوچندان شده بود كه به رغم فضاي ملتهب و مشوشي كه در دانشگاه پديد آمده بود، رئيسجمهور در جلسهاي آزادانه به دغدغههاي دانشجويان پاسخ دهد. ضمن آنكه احمدينژاد، خود روزي از فعالان جنبش دانشجويي بود و حتي سابقه تدريس در اميركبير را نيز داشته است و همينطور چندين تن از نزديكان وي و مشاوران و وزراي دولت، فارغالتحصيلان پليتكنيك هستند؛ بنابراين سادهانگارانه است اگر گمان كنيم رئيسجمهور يا اطرافيان وي از فضاي دانشگاه و پرسشهاي احتمالي دانشجويان بيخبر بودهاند و قطعا عقلانيت حكم ميكند كه رئيسجمهور خود را براي اين فضا آماده كرده باشد.
در اين جلسه، پرسشها بر سه قسم بود: نوع اول پرسشها از سوي نماينده كانونهاي فرهنگي ـ هنري و شوراهاي صنفي كه نزديك به طيف تندروتر دانشگاهند، مطرح شد كه مشتمل بر مواردي چون محدود كردن فضاي فرهنگي دانشگاهها در دولت نهم، ستارهدار كردن و صدور احكام انضباطي براي دانشجويان، تعليق تحصيل و اخراج دانشجويان، بازنشستگي اجباري اساتيد، حضور افراد غيراميركبيري در جلسه سخنراني و ... بود. بخش دوم پرسشها، صرفا جنبه صنفي داشت و از سوي نمايندگان انجمن علمي و دانشجويان خوابگاهي مطرح شد و فاقد بار سياسي بود.
دسته سوم پرسشها، از سوي نمايندگان تشكلهاي سياسي مطرح شد و براي مثال، نمايندگان بسيج دانشجويي و انجمن اسلامي طيف شيراز «حاميان دولت»، پرسشهايي را پيرامون انرژي هستهاي، روابط خارجي دولت نهم، تعريف دولت از عدالت و ... مطرح كردند. همچنين نماينده كانون انديشه دانشجوي مسلمان (اصولگرايان منتقد دولت) به طرح پرسشهايي درباره كمتوجهي دولت به عرصه فرهنگ، فاصله گرفتن دولت از نخبگان و كمتوجهي دولت به مباني فكري اصولگرايي، بيتوجهي دولت به انتقادات و تنگنظري در برخورد با اصولگرايان منتقد و اعتراض به طرح پذيرش دانشجوي نوبت دوم «پولي» به رغم شعارهاي عدالتخواهانه دولت پرداخت.
بنابراين، انتظار دوچندان شده بود كه به رغم فضاي ملتهب و مشوشي كه در دانشگاه پديد آمده بود، رئيسجمهور در جلسهاي آزادانه به دغدغههاي دانشجويان پاسخ دهد. ضمن آنكه احمدينژاد، خود روزي از فعالان جنبش دانشجويي بود و حتي سابقه تدريس در اميركبير را نيز داشته است و همينطور چندين تن از نزديكان وي و مشاوران و وزراي دولت، فارغالتحصيلان پليتكنيك هستند؛ بنابراين سادهانگارانه است اگر گمان كنيم رئيسجمهور يا اطرافيان وي از فضاي دانشگاه و پرسشهاي احتمالي دانشجويان بيخبر بودهاند و قطعا عقلانيت حكم ميكند كه رئيسجمهور خود را براي اين فضا آماده كرده باشد.
در اين جلسه، پرسشها بر سه قسم بود: نوع اول پرسشها از سوي نماينده كانونهاي فرهنگي ـ هنري و شوراهاي صنفي كه نزديك به طيف تندروتر دانشگاهند، مطرح شد كه مشتمل بر مواردي چون محدود كردن فضاي فرهنگي دانشگاهها در دولت نهم، ستارهدار كردن و صدور احكام انضباطي براي دانشجويان، تعليق تحصيل و اخراج دانشجويان، بازنشستگي اجباري اساتيد، حضور افراد غيراميركبيري در جلسه سخنراني و ... بود. بخش دوم پرسشها، صرفا جنبه صنفي داشت و از سوي نمايندگان انجمن علمي و دانشجويان خوابگاهي مطرح شد و فاقد بار سياسي بود.
دسته سوم پرسشها، از سوي نمايندگان تشكلهاي سياسي مطرح شد و براي مثال، نمايندگان بسيج دانشجويي و انجمن اسلامي طيف شيراز «حاميان دولت»، پرسشهايي را پيرامون انرژي هستهاي، روابط خارجي دولت نهم، تعريف دولت از عدالت و ... مطرح كردند. همچنين نماينده كانون انديشه دانشجوي مسلمان (اصولگرايان منتقد دولت) به طرح پرسشهايي درباره كمتوجهي دولت به عرصه فرهنگ، فاصله گرفتن دولت از نخبگان و كمتوجهي دولت به مباني فكري اصولگرايي، بيتوجهي دولت به انتقادات و تنگنظري در برخورد با اصولگرايان منتقد و اعتراض به طرح پذيرش دانشجوي نوبت دوم «پولي» به رغم شعارهاي عدالتخواهانه دولت پرداخت.
اما پس از پايان پرسشهاي دانشجويان كه بخش نخست جلسه بود، هنگامي كه نوبت به رئيسجمهور رسيد، ايشان به غير از وقتي كه صرف پاسخ دادن به شعارهاي موافقان و مخالفان نمود، بيشتر وقت سخنراني خود را به مباحثي اختصاص داد كه هميشه در رسانهها و ديگر محافل مطرح ميشود و تا حد زيادي از پرسشهاي دانشجويان فاصله گرفته و تنها در انتهاي جلسه با لحن طنز و شوخي در قالب جملاتي كوتاه چون «دانشجوياني كه ستاره گرفتهاند برايشان بهتر شده است، چون تا حالا ستوان دوم بودهاند و حالا به ستوان يكمي ارتقا پيدا كردهاند» يا «احمدينژاد از اينكه دانشجويي فقط با پول به دانشگاه بيايد، مخالف است» و يا اينكه «استادي دانشگاه هيچ وقت بازنشستگي ندارد» به تعدادي از پرسشهاي دانشجويان پاسخ داد.
درواقع، احمدينژاد با اين شكل سخن گفتن، جلسه «اميركبير» را تا حد يك سخنراني تبليغاتي تنزل داد. اما آيا دغدغههاي دانشجويان و دانشگاهيان براي رئيسجمهور اهميت ندارد؟ قطعا هيچ كس انتظار نداشت رئيسجمهور سخنان دانشجويان را تأييد كند، ولي دستكم توقع اين بود كه از كنار دغدغههاي ايشان راحت نگذرد.
و امروز كه يك سال از اين حضور رئيسجمهور در «اميركبير» ميگذرد، اين پرسش همچنان پيش روي ذهن دانشجويان است كه مگر رئيسجمهور در دانشگاه و به اصطلاح خود ايشان در مقابل فرزندانش، نگفت كه دولت وي، آزادترين فضاي سياسي را نسبت به ديگر دولتهاي گذشته دارد و «مهروزي يعني اين كه همه روزنامهها، افراد و سياسيوني كه به احمدينژاد بد و بيراه ميگويند، احمدينژاد همه آنها را از ته دل دوست دارد»؟ پس چرا در اين دولت، نه تنها روزنامههاي اصلاحطلب، بلكه رسانههاي اصولگرا با فشار دولت با محدوديت روبهرو ميشوند؟ مگر نبود وعده رئيسجمهور جهت آمادگي دولت براي مبارزه با دانشجوي پولي؟ پس چرا در دولت اصولگرا، روند جذب دانشجوي نوبت دوم هر سال شديدتر ميشود و هنوز تعريف دولت از مشخص نيست؟
و اي كاش، احمدينژاد نگاهي به آمار دانشجويان تعليقي و ...ميانداخت تا بداند كه در فاصله اين يك ساله، آمار اين دانشجويان پليتكنيك در تمام سالهاي پس از انقلاب اسلامي بيسابقه است.
بايد توجه داشت، سخن بر سر اين نيست كه حتما بازداشت دانشجويان و يا توقيف نشريات و يا بازنشستگي اساتيد و ... به ناحق بوده، بلكه سخن اين است كه رئيسجمهور بايد بدون فرافكني نسبت به عملكرد دولتش در اين زمينهها پاسخگو باشد. در واقع ادبيات احمدينژاد، اين پرسش را در ذهن دانشجويان مطرح كرده است كه آيا رئيسجمهور حتي حاضر نيست به طور جدي درباره اقدامات زيرمجموعه دولت خود، پاسخ دهد؟
قطعا رئيسجمهور هر پاسخي به اين پرسشها ميداد، بهتر از ناديده گرفتن آنها بود. اكنون بنا بر آمار، به وضوح مشخص است كه فضاي دانشگاهها و فعاليتهاي سياسي با محدوديتهايي روبهرو شده، اما پرسش اساسي اين است كه آيا اين اقدامات، قانوني بوده است يا خير؟ اين حداقل انتظاري بود كه از رئيسجمهور ميرفت تا بيايد و با زبان قانون به مخالفان خود پاسخ دهد.
نكته ديگري كه بايد به آن توجه داشت، اعمال غيراخلاقي حاميان طيف علامه دفتر تحكيم وحدت در جلسه بود. در حالي كه نمايندگان كانونهاي فرهنگي ـ هنري و شوراهاي صنفي كه خود از اعضاي انجمن اسلامي طيف علامه بودند و پرسشهاي اين جريان را طرح كردند، باز هم اين افراد به اقداماتي چون اهانت به رئيسجمهور پرداختند. حال آنكه بايد بپذيريم هرچند انتقاداتي به احمدينژاد وارد است، در هر صورت او در انتخاباتي دمكراتيك و با رأي مستقيم مردم به اين جايگاه رسيده و هماكنون رئيسجمهور قانوني كشور است. براي همين، بايد به احترام هفده ميليون رأيي كه مردم به وي دادهاند، دستكم احترام را براي وي قايل شد و اين كار درواقع توهين به ملت و قانون اساسي بود، نه شخص حقيقي احمدينژاد و آنها نشان دادند كه چقدر از شعارهاي دمكراتيكي كه خود سر ميدهند، دور هستند.
درواقع، احمدينژاد با اين شكل سخن گفتن، جلسه «اميركبير» را تا حد يك سخنراني تبليغاتي تنزل داد. اما آيا دغدغههاي دانشجويان و دانشگاهيان براي رئيسجمهور اهميت ندارد؟ قطعا هيچ كس انتظار نداشت رئيسجمهور سخنان دانشجويان را تأييد كند، ولي دستكم توقع اين بود كه از كنار دغدغههاي ايشان راحت نگذرد.
و امروز كه يك سال از اين حضور رئيسجمهور در «اميركبير» ميگذرد، اين پرسش همچنان پيش روي ذهن دانشجويان است كه مگر رئيسجمهور در دانشگاه و به اصطلاح خود ايشان در مقابل فرزندانش، نگفت كه دولت وي، آزادترين فضاي سياسي را نسبت به ديگر دولتهاي گذشته دارد و «مهروزي يعني اين كه همه روزنامهها، افراد و سياسيوني كه به احمدينژاد بد و بيراه ميگويند، احمدينژاد همه آنها را از ته دل دوست دارد»؟ پس چرا در اين دولت، نه تنها روزنامههاي اصلاحطلب، بلكه رسانههاي اصولگرا با فشار دولت با محدوديت روبهرو ميشوند؟ مگر نبود وعده رئيسجمهور جهت آمادگي دولت براي مبارزه با دانشجوي پولي؟ پس چرا در دولت اصولگرا، روند جذب دانشجوي نوبت دوم هر سال شديدتر ميشود و هنوز تعريف دولت از مشخص نيست؟
و اي كاش، احمدينژاد نگاهي به آمار دانشجويان تعليقي و ...ميانداخت تا بداند كه در فاصله اين يك ساله، آمار اين دانشجويان پليتكنيك در تمام سالهاي پس از انقلاب اسلامي بيسابقه است.
بايد توجه داشت، سخن بر سر اين نيست كه حتما بازداشت دانشجويان و يا توقيف نشريات و يا بازنشستگي اساتيد و ... به ناحق بوده، بلكه سخن اين است كه رئيسجمهور بايد بدون فرافكني نسبت به عملكرد دولتش در اين زمينهها پاسخگو باشد. در واقع ادبيات احمدينژاد، اين پرسش را در ذهن دانشجويان مطرح كرده است كه آيا رئيسجمهور حتي حاضر نيست به طور جدي درباره اقدامات زيرمجموعه دولت خود، پاسخ دهد؟
قطعا رئيسجمهور هر پاسخي به اين پرسشها ميداد، بهتر از ناديده گرفتن آنها بود. اكنون بنا بر آمار، به وضوح مشخص است كه فضاي دانشگاهها و فعاليتهاي سياسي با محدوديتهايي روبهرو شده، اما پرسش اساسي اين است كه آيا اين اقدامات، قانوني بوده است يا خير؟ اين حداقل انتظاري بود كه از رئيسجمهور ميرفت تا بيايد و با زبان قانون به مخالفان خود پاسخ دهد.
نكته ديگري كه بايد به آن توجه داشت، اعمال غيراخلاقي حاميان طيف علامه دفتر تحكيم وحدت در جلسه بود. در حالي كه نمايندگان كانونهاي فرهنگي ـ هنري و شوراهاي صنفي كه خود از اعضاي انجمن اسلامي طيف علامه بودند و پرسشهاي اين جريان را طرح كردند، باز هم اين افراد به اقداماتي چون اهانت به رئيسجمهور پرداختند. حال آنكه بايد بپذيريم هرچند انتقاداتي به احمدينژاد وارد است، در هر صورت او در انتخاباتي دمكراتيك و با رأي مستقيم مردم به اين جايگاه رسيده و هماكنون رئيسجمهور قانوني كشور است. براي همين، بايد به احترام هفده ميليون رأيي كه مردم به وي دادهاند، دستكم احترام را براي وي قايل شد و اين كار درواقع توهين به ملت و قانون اساسي بود، نه شخص حقيقي احمدينژاد و آنها نشان دادند كه چقدر از شعارهاي دمكراتيكي كه خود سر ميدهند، دور هستند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
بنظر میرسد نویسنده محدودیتهای اعمال شده بر طیف مذهبی امیرکبیریها و سایر دانشگاهها را در طی 10 سال گذشته به فراموشی سپرده اند و حتی فراموش کرده اند که شرایط روز سخنرانی به گونه ای بود که چندان صحبت را برنمی تافت و التهاب جلسه در حدی بود که به واقع رئیس جمهور که طبق گفته خود ایشان برای ایراد صحبتهای جدی تری آمده بودند از بیان آن صحبتها منصرف شدند. به علاوه کنترل جو آن روز بسیار خوب و معقول توسط رئیس جمهور صورت گرفت و بخش عمده ای از پاسخها هم مناسب بود. فکر نمیکنم گذشتن از دایره انصاف به حق باشد. بعلاوه زمانی میتوان از نقد دولت دم زد که نقد کننده خود در موقعیت انفعال فرو نرفته باشد.
ومن الله التوفیق
آقای برنجی من واقعا از درک موقعیت پایین شما در رنجم چرا که طبق گفته شما احمدی نژاد باید در آن مراسم بی تفاوت نسبت به اعمالی که در میان جمعیت انجام میشد به سوالات گل و بلبل شماپاسخ می داد حال آنکه اگر چنین می شد امثال شما می گفتید چرا رییس جمهور دانشجویان را به حساب نیاورد و ضمنا هیچ وقت نگفتیم که چرا این موقعیت مناسب برای گرفتن تسهیلات آموزشی رفاهی و... برای دانشگاه را از دست دادیم انهم با حرکات کودکانه و بازی سیاسی استکبار......
ضمنا خود شما هم با توجه به موضعی که نسبت به دولت دارید در متن بالا از اصل موضوع جلسه که همانا توهین به ریاست جمهوری بود وا ماندید،جا دارد در نوشته خود تجدید نظری بفرمایید
یار دبستانی شما که نه یک امیر کبیری
نکته اول) تمامی افرادی که سال گذشته در سالن بودند یا فیلم آنرا دیده اند بر این موضوع واقفند که برنامه پیش بینی شده برای آن مراسم قرار بود برنامه ای آزاد و دانشجویی باشد و مسئولین برگزار کننده مانع از حضور دانشجویان نشوند ولی با فضای وحشیانه ای که مخالفین دولت بوجود آورده بودند آیا امکان برگزاری پرسش و پاسخ بود؟
مطمئناً پرسش و پاسخ نیازمند فضای منطقی و افرادی است که از حداقل آداب اجتماعی برخوردار باشند. زمانیکه 50 نفر همزمان فریاد می زنند و جمعیت را هل می دهند و لنگه کفش پرت می کنند آیا 2000 نفر دیگر می توانند در آرامش به گفتگو بنشینند؟
همه می دانند کارتخریبی نه نیاز به عقل دارد نه نیاز به نفر!
نکته دومً) در متن مقاله رعایت امانت نشده است:
در متن اینطور آمده:« در انتهاي جلسه با لحن طنز و شوخي در قالب جملاتي كوتاه چون «دانشجوياني كه ستاره گرفتهاند برايشان بهتر شده است، چون تا حالا ستوان دوم بودهاند و حالا به ستوان يكمي ارتقا پيدا كردهاند»
درحالیکه عین جملات دکتر احمدی نژاد به این شکل است:
«خب یک شوخی کنیم و برویم. یکی گفت که برخی از این دانشجوها سه ستاره شدند! گفتم پس ستوان یکم شده اند و ارتقاء یافته اند! من همین جا از آقای وزیر علوم و از رئیس محترم دانشگاه، اساتید و همکاران عزیزم می خواهم تلاش کنید محیط دانشگاه، محیط دوستی، برادری و محیط مهرورزی، محیط نشاط باشد. نکند خدای ناکرده جوان عزیزی که احساساتش را اینجا با پاکی خودش بروز داده است، حتی کسی حق دادن تذکری هم بدهد. اینها همه بچه های ما هستند، جوانان ما هستند.»
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




