برای اصلاح سبک زندگی چه باید کرد؟
دكتر عبدالرضا داوری
کد خبر: ۲۹۳۹۸۵
| | 11264 بازدید
در مقاطع مختلف حكومت قاجاريه و پهلوي، سبك زندگي ايرانيان، از نوع لباس
پوشيدن گرفته تا معماري ساختمان ها و حتي آداب معاشرت مردمان ايران زمين،
دستخوش تغييرات جدي و اساسي شده است.
قدر مسلم با پيروزي انقلاب اسلامي ايران روند رشد سبك زندگي در ايران با كندي قابل توجهي روبه رو شده است اما متاسفانه در طول 34 سال از عمر انقلاب اسلامي ايران به جرات مي توان گفت كه اقدامات جدي و لازم براي تبيين سبك زندگي بر اساس الگوي اسلامي – ايراني صورت نپذيرفته است.
رهبر معظم انقلاب اسلامي در سخنراني بسيار مهم خود در ديدار با جوانان استان خراسان شمالي به وظايف مهم نخبگان، اساتيد دانشگاه، تريبون داران و... براي آسيب شناسي سبك زندگي در ايران تاكيد كردند.
در همين زمينه دكتر عبدالرضا داوري، دكتراي اقتصاد، عضو هيات علمي جهاد دانشگاهي، مشاور وزير كشور و رئيس مركز مطالعات راهبردي و آموزش وزارت كشور در گفت و گو با به تبيين چيستي و چرايي اصلاح سبك زندگي در ايران پرداخت.
٭٭٭
در ابتدا بفرماييد كه در شرايط فعلي مختصات سبك زندگي بومي و مدرن چيست؟
اجازه دهيد در همين ابتدا سوال تان را اصلاح كنم. مگر ما چيزي به نام سبك زندگي بومي در اختيار داريم يا تجربه كرده ايم كه بتوانيم مختصات آن را بيان كنيم و تفاوت هاي آن را با سبك زندگي به زعم شما مدرن تشريح كنيم؟ ضمن آن كه به اعتقاد من اصولاً چيزي به نام سبك زندگي مدرن نداريم و آنچه امروز به عنوان سبك زندگي غالب در سطح جهان نهادينه شده و در جامعه ما هم جاي خود را باز كرده، نه سبك زندگي مدرن بلكه سبك زندگي مطلوب سرمايه داري و بورژوازي است و كاملاً متناسب با تعريفي است كه نظام سرمايه داري از انسان ارائه مي دهد، موجودي سكولار و اين جهاني كه نه مبدايي دارد و نه معادي و تنها براي تمتع بيشتر و توليد سود بيشتر خلق شده و در اين چرخه هركه نتواند بيشتر داشته باشد پايمال خواهد شد.
در نظام سرمايه داري سبك زندگي نسبت نزديك و تام با مقوله مصرف دارد. از اين رو سبك زندگي در نظام سرمايه داري را از راه بررسي پرسش هايي از اين نوع كه افراد آن جامعه يا گروه چگونه زندگي مي كنند، پول و وقت خود را چگونه هزينه يا صرف چه چيزهايي مي كنند، مي توان شناخت. به همين دليل، اصطلاح سبك زندگي يكي از مفاهيم كليدي در فهم فرهنگ مصرفي در نظام سرمايه داري است. از اين ديدگاه گفته مي شود كه كالاهايي كه مصرف مي شوند، تنها يك كالانيستند، بلكه هر يك مجموعه اي از نام ها و نشانه ها و برندها هستند و نظامي از معاني را با خود حمل مي كنند. اين معاني قابل تاويل و تفسيرند و از اين رو دائماً تغيير مي كنند. در نتيجه، براي انسان مقهور در نظام سرمايه سالار كه براساس الگوهاي مصرف، هويت اجتماعي اش را تعريف مي كند، بحراني از هويت دائماً تغييركننده به وجود مي آورند.
تورشتاين وبلن دركتاب نظريه طبقه مرفه به يك عارضه مهم در نظام سرمايه سالار كه ما هم دچارش هستيم اشاره مي كند كه در نظام سرمايه سالار، فرد بايد از طريق مصرف خودنمايانه و تظاهر به ثروت براي خود ايجاد منزلت نمايد و اين مصرف خودنمايانه و تظاهرگرايانه است كه در خدمت منزلت يابي افراد قرار گرفته است. وبلن صراحتاً اعلام كرد كه افراد عضو طبقات فرا دست در جامعه سرمايه سالار از اين طريق به اقتداري اجتماعي دست مي يابند.
پير بورديو هم با بياني ديگر منزلت يابي در نظام سرمايه سالار از طريق مصرف بيشتر و نمايشي را توضيح مي دهد. از نظر بورديو، مصرف ابزاري براي توليد فرهنگي، مشروعيت سازي و مبارزه در فضاي اجتماعي است. بورديو به دنبال نشان دادن اين امر بود كه گروه هاي مختلف فرادست و فرودست از طريق مصرف چگونه درگير مبارزه اي بي پايان براي تثبيت هويت، ارزش و موقعيت اجتماعي خود هستند.
داگلاس و ايشروود هم در «كتاب دنياي كالاها: به سوي انسان شناسي مصرف» اعلام مي كنند كه در نظام سرمايه سالار، كالاها وجه نمادين دارند و مي شود مصرف كالارا به عنوان رسانه و ابزار ارتباطي و انتقال پيام به كار گرفت. آنها كالاها را به عنوان رسانه اي غيركلامي براي قوه خلاقانه انسان، در نظر گرفتند.
در سبك زندگي سرمايه سالار اين بازارها و هايپرماركت ها هستند كه مركز شهرسازي قرار مي گيرند، برخلاف سبك زندگي مدينئ النبي كه مسجد محور شهر بود و همگان براي اين كه از منزل به محل كارشان بروند ناچار بودند تا حداقل روزي دوبار از ميان مسجد اصلي شهر گذر كنند.
در سبك زندگي سرمايه سالار براي آن كه موضوع مرگ و معاد را از حافظه زندگان خارج سازند، قبرستان ها را به خارج از شهرها منتقل مي كنند، مانند تجربه ساخت بهشت زهرا(س) در سال 1349 در تهران و همزمان با حاكميت سرمايه داري كمپرادور بر اقتصاد ايران، حال آن كه در سبك زندگي كهن ايراني و اسلامي، شهر مردگان جايي درون شهر و محيط زيست زندگان قرار مي گرفت تا فراموش نكنيم كه از كجا آمده ايم و به كجا خواهيم رفت. در زندگي سرمايه سالار كنوني مهد كودك ها و خانه هاي سالمندان توسعه مي يابند و كودكان و سالخوردگان را به اين نهادها مي سپارند تا انسان هايي كه در مسير توليد ثروت جامعه نقشي ندارند هزينه كمتري بر نظام سرمايه سالار تحميل كنند و دست و پاي عوامل توليد در نظام سرمايه داري را نبندند! در زندگي سرمايه سالار كنوني مواد مخدر صنعتي و ارزانقيمت نظير شيشه و كراك و... نقشي محوري دارند تا كساني كه در لابه لاي چرخ هاي نظام سرمايه سالار له شده اند ابتدا دردهايشان را به طاق فراموشي نشئگي بكوبند و پس از مصرفي چند ساله ريق رحمت را سربكشند بدون آن كه مزاحمتي براي سرمايه سالاران و زراندوزان محترم ايجاد كنند. در معماري امروز كه بر اساس تئوري سرمايه سالاري فورديسم به توليد انبوه آپارتمان هاي قوطي كبريتي مي پردازد قرار داشتن توالت در مركز آپارتمان يا كنار غذاخوري و آشپزخانه امري عجيب نيست حال آن كه در معماري كهن، توالت در گوشه حياط و در دورترين نقطه از محل نشيمن ساخته مي شد و تصور اين كه توالت در گوشه اتاق مسكوني باشد، بسيار مضحك و دور از ذهن بود؛درست همان طور كه امروز كسي نمي تواند بپذيرد يا تصور كند، توالت خانه اش در گوشه حياط باشد. در گذشته بسياري از مردم، وجود توالت داخل خانه را هم مغاير اصول بهداشتي مي دانستند و هم شرم آور! مردم تصور مي كردند، اين كه توالت داخل خانه باشد، مانع آسايش و آسودگي خاطر آنها موقع توالت رفتن مي شود. اما اين نيز مانند چيزهاي ديگر چنان پذيرفته شد كه گويي از ابتداي تاريخ، خانه ها و توالت ها يكي بوده اند!انسان امروزي چنان به استفاده از آي پد، اتومبيل ، گوشي هاي موبايل و فيلمبرداري، آپارتمان نشيني، ماهواره، برندهاي لباس، آموزش مدرسه اي، ابزارها و روش هاي ضدبارداري، موسيقي پاپ، ساندويچ و فست فود و ديگر محصولات، كالاها و خدمات موجود در نظام سرمايه سالار خو كرده و در آنها مستغرق شده است كه اين نكته مهم درباره آنها را هرگز احساس نمي كند كه ورود هر يك از ابزارها، تغييرات بنياديني در زندگي، احساس، تفكر، شيوه زيست و فرهنگ انسان امروزي به وجود آورده و مي آورد. زندگي روزمره ما، به هنگام اوقات فراغت، به هنگام كار، با خانواده يا دوستان، بدون فناوري هاي ارتباطي و رسانه ها غيرقابل تصور است. خانه هاي ما امروزه به مكاني براي فرهنگ چندرسانه اي ها بدل شده كه خدمات ديداري- شنيداري، اطلاعاتي و مخابراتي را باهم ادغام كرده است.
از منظر شما مختصات سبك زندگي با تاكيد بر پارامترهاي معنويت، فلاح و نجات چيست؟
كارل ماركس جمله بسيار مهمي دارد و مي گويد: انسان ها آن گونه فكر مي كنند كه زندگي مي كنند بنابراين اگر مي خواهيم ارزش هاي جامعه عوض شود قطعاً بايد سبك زندگي جامعه را تغيير دهيم. قطعاً نگاه شما به پديده ها هنگامي كه سوار يك لكسوس S350 هستيد با شرايطي كه با خط اتوبوس BRT طي طريق مي كنيد كاملاً دگرگون و متفاوت است. نكته دوم اين كه اصطلاح سبك زندگي براي توصيف و بيان تلقي فرد از زندگي يا زندگي ايده آل كه معمولاً در فعاليت ها، علاقه ها و نگرش هايش منعكس مي شود، به كار مي رود. اما در تعريفي ساده و كلي تر مي توان سبك زندگي را شيوه زندگي يا به نحو دقيق تر، الگوها و شيوه هاي زندگي روزمره تعريف كرد كه نه تنها شامل الگوهاي فردي مطلوب از زندگي، بلكه شامل تمام عادات و روش هايي مي شود كه فرد يا اعضاي يك گروه به آن ها خو كرده اند يا عملاً با آن ها سروكار دارند، بنابراين، سبك زندگي به خانه و اثاثيه محدود نمي شود و الگوهاي روابط اجتماعي، سرگرمي، مصرف و نحوه انتخاب پوشش را دربرمي گيرد و نگرش ها، ارزش ها و جهان بيني فرد و گروهي كه عضو آن است را منعكس مي كند و به همين دليل دعواي اصلي نظام سرمايه داري با انقلاب اسلامي هم بر سر موضوع سبك زندگي است. نظام سرمايه داري به عنوان بالاترين مرحله توسعه تمدني اومانيستي، امروز موفق شده است كه سير 400 ساله غرب از تولد اومانيسم تا توسعه بازارهاي مالي و خلق فناوري را در عالي ترين سطح طي نمايد. در غرب ابتدا تغيير نگرش در رابطه بين انسان و هستي صورت گرفت و انسان به عنوان موجودي خودبنياد ظهور كرد و از ولايت الهي منقطع شد، سپس به تدريج ارزش هاي متناسب با اين خودبنيادي و خودبسندگي توليد و ترويج شد و در نهايت طي 2 قرن ساخت تمدني متناسب با اين ارزش هاي خودبنياد بنا شد كه در نهايت به عنوان سبك زندگي سرمايه سالار ظهور كرد. در اين سبك زندگي بايد الگوي مصرف در جامعه به سمت يكسان سازي ذائقه ها حركت كند تا براساس مدل توليد فورديسم، توليد بتواند حداكثر شود و سود نهادهاي وابسته به نظام سرمايه داري ماكزيمم باشد. در اين سبك زندگي بايد ذائقه هاي جهاني مك دونالد را بپسندد و بپذيرد، بايد برند لباس هاي مردانه و زنانه، خودروها، وسايل و اكسسوارهاي داخل منازل يكسان سازي شود تا بتوانند بازارهاي مصرف را از غرب تا شرق دنيا از تايوان تا قلب آفريقا گسترش دهند و اين همان چيزي است كه آدورنو و هوركهايمر هم در باب صنعت فرهنگ بر يكدست شدن فرهنگ به واسطه مصرف توده وار، مصرف يكنواخت و پيش بيني پذير تاكيد كردند. آدورنو و هوركهايمر به درستي توده هاي مصرف كننده را در برابر موج تبليغاتي نظام سرمايه سالار منفعل شناخته اند. در اين نظام اقتصادي سرمايه سالار بايد يك تايواني همان ذائقه غذايي و پوشش را داشته باشد كه يك اروپايي، آفريقايي يا يك عرب دارد. نظام سرمايه سالار جهاني با نماز و روزه ما مشكل ندارد بلكه نگراني او اين است كه باورهاي ما بر شيوه مصرف و ذائقه ما تاثير بگذارد. نقطه آسيب نظام سرمايه سالار امروز هم در همين جا نهفته است. امانوئل والرشتاين حدود 60 سال پيش در كتاب نظام جهاني بر همين نقطه آسيب نظام سرمايه سالار دست مي گذارد كه اتفاقاً محل نزاع غرب با انقلاب اسلامي را هم مي توان در همين نقطه تقرير نمود. والرشتاين در اثر مهم خود به دقت تشريح مي كند كه اگر نظام سرمايه داري نتواند جهاني شود دچار فروپاشي خواهد شد. به عبارت ديگر هر پديده اي كه مانع پروژه جهاني سازي نظام سرمايه داري شود و در برابر جهاني سازي سرمايه مقاومت كند كليد فروپاشي نظام سرمايه داري را زده است. تضاد انقلاب اسلامي ايران و نظام سرمايه داري هم از همين نقطه آغاز مي شود چون گفتماني كه از انقلاب اسلامي به پا خاسته سنگري جدي و مقاوم در برابر جهاني سازي سرمايه بنا كرده است و روز به روز هم طي سه دهه اخير اين گفتمان مقاوم همه گيرتر شده و باعث شده كه خانه شيشه اي نظام سرمايه داري ترك خورده و ترديدهاي جدي در اذهان جهانيان نسبت به كاركرد و نتايج نظام سرمايه داري ايجاد شود كه آثار عميق آن را مي توان در خيزش هاي مردمي از آفريقا تا اروپا و امريكا رديابي كرد. انقلاب اسلامي به عنوان يك جريان مقاوم در برابر جهاني سازي باعث شده تا تعريف جديدي از انسان و نسبت انسان با هستي بروز كند و به تدريج اين تعريف جديد آثار خود را در ساخت تمدني و سبك زندگي متناسب با خود نشان خواهد داد و تغييراتي بنيادي در سبك زندگي سرمايه سالار كنوني ايجاد خواهد كرد. در اين سبك زندگي جديد قطعاً بسياري از نهادها و ابزارهايي كه در سبك زندگي سرمايه سالار حضور دارند يا از ميان مي روند و از مدار مصرف ملت ها خارج مي شوند يا تغيير شكل و تغيير كاركرد خواهند داد.
رهبر معظم انقلاب بخش حقيقي و تمدني سبك زندگي در داخل كشور را مسائلي نظير خانواده، سبك ازدواج، نوع مسكن، الگوي مصرف و... عنوان كردند. حال با عنايت به اين بيانات معظم له اشتراك و افتراق سبك زندگي اسلامي – ايراني با سبك زندگي غرب در چه چيزي است؟
من هنوز تصوري از سبك زندگي اسلامي - ايراني در جهان سرمايه سالار امروز ندارم. جامعه ما اكنون تحت هژموني لايف استايل و سبك زندگي سرمايه سالارانه است كه دولت هاي سازندگي و اصلاحات هم در ترويج و نهادينه سازي آن سنگ تمام گذاشتند. واقعيت اين است كه در جامعه امروز ايران طبقات اجتماعي نه بر اساس جايگاه شان در نظام توليد بلكه براساس جايگاه شان در نظام مصرف تعريف مي شوند يعني اقتصاد نفتي وابسته در 50 سال اخير باعث شده طبقات اجتماعي در ايران به جاي اتكا به توليد با اتكا به مصرف شكل بگيرند بنابراين امروز در شرايطي كه ثروت اندوزي و رقابت بر سر تجمل در جامعه ايراني به ارزش تبديل شده چگونه مي توانيم تصوري از سبك زندگي اسلامي - ايراني داشته باشيم؟ در اين سبك زندگي معماري چگونه خواهد بود؟ آيا همين نظم آپارتمان نشيني است كه داخل منازل از همه سو قابل رويت است و هنگامي كه در منزلتان را باز مي كنيد تا مطبخ و آشپزخانه اوپن ديده مي شود؟ سبك ازدواج چگونه است؟ الگوي مصرف چگونه است؟ به نظرم پيش از پاسخ به اين سوالات بايد الگوي اقتصادي و معيشتي متناسب با انقلاب اسلامي به عنوان فونداسيوني كه سازه تمدني و سبك زندگي جامعه بر آن استوار مي شود را طراحي و پياده سازي كنيم و اگر مي خواهيم سبك زندگي جامعه تغيير كند بايد ساختارهاي اقتصادي جامعه دگرگون شوند.
در سبك زندگي، ميزان آزادي هاي فردي، فرهنگي و اجتماعي چگونه و بر چه اساسي تعريف مي شود؟
ما از ابتداي انقلاب و در تريبون هاي مختلف به موضوع آزادي ظلم كرده ايم. مداوم با طرح موضوع آزادي اسلامي و آزادي غربي، به آزادي ظلم كرديم، اصلاً ما چيزي به نام آزادي غربي نداريم. آنچه در خصوص بي بندوباري اخلاقي در غرب گفته مي شود نسبتي با آزادي ندارد و اتفاقاً پديده اي ضدآزادي است. ما لجام گسيختگي را به آزادي منتسب مي كنيم و بعد مي گوييم اينها آزادي غربي است و بقيه آزادي غيرغربي! حال آن كه آزادي غربي يا آزادي شرقي نداريم. آزادي في حد ذاته يك ارزش است. انسان بايد در محيطي زندگي كند كه بتواند توانايي هايش را به كار ببندد و همين يعني آزادي و در اينجاست كه عدالت و آزادي همنشين هم مي شوند. آزادي و عدالت هر يك ارزش مطلق هستند و بايد توامان از آزادي و عدالت و معنويت مطلق بدون قيد و شرط دفاع كرد و اصلاً ذات انقلاب اسلامي در آزادي است و اتفاقاً نظام سرمايه سالار غرب يك نظام ضد آزادي انسان است و به جاي دفاع از آزادي انسان از آزادي سرمايه دفاع مي كند و براي اين نظام حرمت مالكيت و حرمت كمپاني ها بيش از موضوع كرامت و حرمت انسان اهميت دارد. در نظام سرمايه سالار كه استخوان هاي عدالت را خرد كرده اند حق راي مردم تابع منافع سرمايه داران است و انسان تنها چرخ دنده اي براي ماشين بزرگ سرمايه داري است. در تمدن متناسب با انقلاب اسلامي، آزادي مطلق و عدالت مطلق و معنويت مطلق در كنار هم قرار خواهند داشت و بستر تعالي انسان را با هم فراهم خواهند كرد.
رهبر معظم انقلاب اسلامي با تاكيد بر نقاط ضعف هاي بسيار مهم در سبك زندگي جاري، به آسيب شناسي علت عدم پيشرفت در سبك زندگي تاكيد كردند. به نظر شما دلايل عدم پيشرفت در سبك زندگي ايرانيان چيست؟
حاكميت سرمايه سالاري به راحتي از جامعه ما زدوده نمي شود و نيازمند جهادي عظيم است. اگر تاكنون انقلاب اسلامي نتوانسته سبك زندگي متناسب با نگاه آرماني و انقلابي خود را ارائه دهد به دليل هژموني جهان گير سبك زندگي غربي است كه از طريق رسانه هاي فراگير هم ميخ خود را سفت مي كنند و شايد دهه ها بايد صبر كنيم تا انقلاب اسلامي بتواند سبك زندگي متناسب با خود را عرضه و نهادينه كند. بايد يك تلاش ملي براي حاكميت اقتصاد غيرسرمايه سالار درون زا به نتيجه برسد و به تبع آن سبك زندگي متناسب با ارزش ها و آرمان هاي مطلوب نيز ايجاد خواهد شد.
آقاي دكتر رفتار اجتماعي و سبك زندگي تابع تفسير ما از زندگي است كه نقطه اصلي در اين جريان ايمان بوده و بدون ايمان پيشرفت در اين بخش ها امكانپذير نيست. آيا ايمان، مذهب، اخلاق و... در سبك زندگي جديد و مدرن و يا سبك زندگي غربي جايگاهي دارد؟
قطعاً در سبك زندگي غربي هم جلوه هايي از ايمان و اخلاق و مذهب ديده مي شود منتها ايمان و اخلاق و مذهبي كه در تناسب با ارزش هاي نظام سرمايه سالار قرار دارد و حداقل آن كه ساختار سرمايه داري حاكم را تهديد نمي كند. مهمترين كاركرد سبك زندگي در نظام سرمايه سالار اين است كه خلاولايت الهي را در جامعه سكولار برآمده از دل طبقه بورژوا پر مي كند تا به افراد، قدرتي فرهنگي اعطا كند و در اين جامعه سرمايه سالار مصرف گرايي مانند مناسك مذهبي است و همه كاركردهايي كه براي مناسك مذهبي مطرح مي شود براي مصرف نيز مي توان به كار برد.
به نظر شما آيا بايد سبك زندگي غربي را بومي سازي يا سبك زندگي سنتي را مدرن كنيم؟ كدام يك بهتر است؟
هيچ كدام. در حالت اول كه به نگاه شيوخ امارات و قطر انطباق دارد گرفتار عارضه دوگانگي زيستي مشابه آنچه در دبي و دوحه پياده شده مي شويم و در حالت دوم هم كه به نگاه مصطفي كمال پاشا (آتاتورك) و رضا خان ميرپنج انطباق داردگرفتار چندپارگي هاي شديد اجتماعي نظير جامعه تركيه و ايران دهه 40 و 50 خواهيم شد و در هر دو حالت گرفتار التقاط و زيست شكننده و جامعه چندگانه مي شويم. بايد صبر كرد و با مجاهدت نظري و عملي ساختار اقتصادي غير سرمايه سالار درونزا را بنا كرد تا از دل آن سبك زندگي متناسب با انقلاب اسلامي متولد شود.
منبع: ایران
قدر مسلم با پيروزي انقلاب اسلامي ايران روند رشد سبك زندگي در ايران با كندي قابل توجهي روبه رو شده است اما متاسفانه در طول 34 سال از عمر انقلاب اسلامي ايران به جرات مي توان گفت كه اقدامات جدي و لازم براي تبيين سبك زندگي بر اساس الگوي اسلامي – ايراني صورت نپذيرفته است.
رهبر معظم انقلاب اسلامي در سخنراني بسيار مهم خود در ديدار با جوانان استان خراسان شمالي به وظايف مهم نخبگان، اساتيد دانشگاه، تريبون داران و... براي آسيب شناسي سبك زندگي در ايران تاكيد كردند.
در همين زمينه دكتر عبدالرضا داوري، دكتراي اقتصاد، عضو هيات علمي جهاد دانشگاهي، مشاور وزير كشور و رئيس مركز مطالعات راهبردي و آموزش وزارت كشور در گفت و گو با به تبيين چيستي و چرايي اصلاح سبك زندگي در ايران پرداخت.
٭٭٭
در ابتدا بفرماييد كه در شرايط فعلي مختصات سبك زندگي بومي و مدرن چيست؟
اجازه دهيد در همين ابتدا سوال تان را اصلاح كنم. مگر ما چيزي به نام سبك زندگي بومي در اختيار داريم يا تجربه كرده ايم كه بتوانيم مختصات آن را بيان كنيم و تفاوت هاي آن را با سبك زندگي به زعم شما مدرن تشريح كنيم؟ ضمن آن كه به اعتقاد من اصولاً چيزي به نام سبك زندگي مدرن نداريم و آنچه امروز به عنوان سبك زندگي غالب در سطح جهان نهادينه شده و در جامعه ما هم جاي خود را باز كرده، نه سبك زندگي مدرن بلكه سبك زندگي مطلوب سرمايه داري و بورژوازي است و كاملاً متناسب با تعريفي است كه نظام سرمايه داري از انسان ارائه مي دهد، موجودي سكولار و اين جهاني كه نه مبدايي دارد و نه معادي و تنها براي تمتع بيشتر و توليد سود بيشتر خلق شده و در اين چرخه هركه نتواند بيشتر داشته باشد پايمال خواهد شد.
در نظام سرمايه داري سبك زندگي نسبت نزديك و تام با مقوله مصرف دارد. از اين رو سبك زندگي در نظام سرمايه داري را از راه بررسي پرسش هايي از اين نوع كه افراد آن جامعه يا گروه چگونه زندگي مي كنند، پول و وقت خود را چگونه هزينه يا صرف چه چيزهايي مي كنند، مي توان شناخت. به همين دليل، اصطلاح سبك زندگي يكي از مفاهيم كليدي در فهم فرهنگ مصرفي در نظام سرمايه داري است. از اين ديدگاه گفته مي شود كه كالاهايي كه مصرف مي شوند، تنها يك كالانيستند، بلكه هر يك مجموعه اي از نام ها و نشانه ها و برندها هستند و نظامي از معاني را با خود حمل مي كنند. اين معاني قابل تاويل و تفسيرند و از اين رو دائماً تغيير مي كنند. در نتيجه، براي انسان مقهور در نظام سرمايه سالار كه براساس الگوهاي مصرف، هويت اجتماعي اش را تعريف مي كند، بحراني از هويت دائماً تغييركننده به وجود مي آورند.
تورشتاين وبلن دركتاب نظريه طبقه مرفه به يك عارضه مهم در نظام سرمايه سالار كه ما هم دچارش هستيم اشاره مي كند كه در نظام سرمايه سالار، فرد بايد از طريق مصرف خودنمايانه و تظاهر به ثروت براي خود ايجاد منزلت نمايد و اين مصرف خودنمايانه و تظاهرگرايانه است كه در خدمت منزلت يابي افراد قرار گرفته است. وبلن صراحتاً اعلام كرد كه افراد عضو طبقات فرا دست در جامعه سرمايه سالار از اين طريق به اقتداري اجتماعي دست مي يابند.
پير بورديو هم با بياني ديگر منزلت يابي در نظام سرمايه سالار از طريق مصرف بيشتر و نمايشي را توضيح مي دهد. از نظر بورديو، مصرف ابزاري براي توليد فرهنگي، مشروعيت سازي و مبارزه در فضاي اجتماعي است. بورديو به دنبال نشان دادن اين امر بود كه گروه هاي مختلف فرادست و فرودست از طريق مصرف چگونه درگير مبارزه اي بي پايان براي تثبيت هويت، ارزش و موقعيت اجتماعي خود هستند.
داگلاس و ايشروود هم در «كتاب دنياي كالاها: به سوي انسان شناسي مصرف» اعلام مي كنند كه در نظام سرمايه سالار، كالاها وجه نمادين دارند و مي شود مصرف كالارا به عنوان رسانه و ابزار ارتباطي و انتقال پيام به كار گرفت. آنها كالاها را به عنوان رسانه اي غيركلامي براي قوه خلاقانه انسان، در نظر گرفتند.
در سبك زندگي سرمايه سالار اين بازارها و هايپرماركت ها هستند كه مركز شهرسازي قرار مي گيرند، برخلاف سبك زندگي مدينئ النبي كه مسجد محور شهر بود و همگان براي اين كه از منزل به محل كارشان بروند ناچار بودند تا حداقل روزي دوبار از ميان مسجد اصلي شهر گذر كنند.
در سبك زندگي سرمايه سالار براي آن كه موضوع مرگ و معاد را از حافظه زندگان خارج سازند، قبرستان ها را به خارج از شهرها منتقل مي كنند، مانند تجربه ساخت بهشت زهرا(س) در سال 1349 در تهران و همزمان با حاكميت سرمايه داري كمپرادور بر اقتصاد ايران، حال آن كه در سبك زندگي كهن ايراني و اسلامي، شهر مردگان جايي درون شهر و محيط زيست زندگان قرار مي گرفت تا فراموش نكنيم كه از كجا آمده ايم و به كجا خواهيم رفت. در زندگي سرمايه سالار كنوني مهد كودك ها و خانه هاي سالمندان توسعه مي يابند و كودكان و سالخوردگان را به اين نهادها مي سپارند تا انسان هايي كه در مسير توليد ثروت جامعه نقشي ندارند هزينه كمتري بر نظام سرمايه سالار تحميل كنند و دست و پاي عوامل توليد در نظام سرمايه داري را نبندند! در زندگي سرمايه سالار كنوني مواد مخدر صنعتي و ارزانقيمت نظير شيشه و كراك و... نقشي محوري دارند تا كساني كه در لابه لاي چرخ هاي نظام سرمايه سالار له شده اند ابتدا دردهايشان را به طاق فراموشي نشئگي بكوبند و پس از مصرفي چند ساله ريق رحمت را سربكشند بدون آن كه مزاحمتي براي سرمايه سالاران و زراندوزان محترم ايجاد كنند. در معماري امروز كه بر اساس تئوري سرمايه سالاري فورديسم به توليد انبوه آپارتمان هاي قوطي كبريتي مي پردازد قرار داشتن توالت در مركز آپارتمان يا كنار غذاخوري و آشپزخانه امري عجيب نيست حال آن كه در معماري كهن، توالت در گوشه حياط و در دورترين نقطه از محل نشيمن ساخته مي شد و تصور اين كه توالت در گوشه اتاق مسكوني باشد، بسيار مضحك و دور از ذهن بود؛درست همان طور كه امروز كسي نمي تواند بپذيرد يا تصور كند، توالت خانه اش در گوشه حياط باشد. در گذشته بسياري از مردم، وجود توالت داخل خانه را هم مغاير اصول بهداشتي مي دانستند و هم شرم آور! مردم تصور مي كردند، اين كه توالت داخل خانه باشد، مانع آسايش و آسودگي خاطر آنها موقع توالت رفتن مي شود. اما اين نيز مانند چيزهاي ديگر چنان پذيرفته شد كه گويي از ابتداي تاريخ، خانه ها و توالت ها يكي بوده اند!انسان امروزي چنان به استفاده از آي پد، اتومبيل ، گوشي هاي موبايل و فيلمبرداري، آپارتمان نشيني، ماهواره، برندهاي لباس، آموزش مدرسه اي، ابزارها و روش هاي ضدبارداري، موسيقي پاپ، ساندويچ و فست فود و ديگر محصولات، كالاها و خدمات موجود در نظام سرمايه سالار خو كرده و در آنها مستغرق شده است كه اين نكته مهم درباره آنها را هرگز احساس نمي كند كه ورود هر يك از ابزارها، تغييرات بنياديني در زندگي، احساس، تفكر، شيوه زيست و فرهنگ انسان امروزي به وجود آورده و مي آورد. زندگي روزمره ما، به هنگام اوقات فراغت، به هنگام كار، با خانواده يا دوستان، بدون فناوري هاي ارتباطي و رسانه ها غيرقابل تصور است. خانه هاي ما امروزه به مكاني براي فرهنگ چندرسانه اي ها بدل شده كه خدمات ديداري- شنيداري، اطلاعاتي و مخابراتي را باهم ادغام كرده است.
از منظر شما مختصات سبك زندگي با تاكيد بر پارامترهاي معنويت، فلاح و نجات چيست؟
كارل ماركس جمله بسيار مهمي دارد و مي گويد: انسان ها آن گونه فكر مي كنند كه زندگي مي كنند بنابراين اگر مي خواهيم ارزش هاي جامعه عوض شود قطعاً بايد سبك زندگي جامعه را تغيير دهيم. قطعاً نگاه شما به پديده ها هنگامي كه سوار يك لكسوس S350 هستيد با شرايطي كه با خط اتوبوس BRT طي طريق مي كنيد كاملاً دگرگون و متفاوت است. نكته دوم اين كه اصطلاح سبك زندگي براي توصيف و بيان تلقي فرد از زندگي يا زندگي ايده آل كه معمولاً در فعاليت ها، علاقه ها و نگرش هايش منعكس مي شود، به كار مي رود. اما در تعريفي ساده و كلي تر مي توان سبك زندگي را شيوه زندگي يا به نحو دقيق تر، الگوها و شيوه هاي زندگي روزمره تعريف كرد كه نه تنها شامل الگوهاي فردي مطلوب از زندگي، بلكه شامل تمام عادات و روش هايي مي شود كه فرد يا اعضاي يك گروه به آن ها خو كرده اند يا عملاً با آن ها سروكار دارند، بنابراين، سبك زندگي به خانه و اثاثيه محدود نمي شود و الگوهاي روابط اجتماعي، سرگرمي، مصرف و نحوه انتخاب پوشش را دربرمي گيرد و نگرش ها، ارزش ها و جهان بيني فرد و گروهي كه عضو آن است را منعكس مي كند و به همين دليل دعواي اصلي نظام سرمايه داري با انقلاب اسلامي هم بر سر موضوع سبك زندگي است. نظام سرمايه داري به عنوان بالاترين مرحله توسعه تمدني اومانيستي، امروز موفق شده است كه سير 400 ساله غرب از تولد اومانيسم تا توسعه بازارهاي مالي و خلق فناوري را در عالي ترين سطح طي نمايد. در غرب ابتدا تغيير نگرش در رابطه بين انسان و هستي صورت گرفت و انسان به عنوان موجودي خودبنياد ظهور كرد و از ولايت الهي منقطع شد، سپس به تدريج ارزش هاي متناسب با اين خودبنيادي و خودبسندگي توليد و ترويج شد و در نهايت طي 2 قرن ساخت تمدني متناسب با اين ارزش هاي خودبنياد بنا شد كه در نهايت به عنوان سبك زندگي سرمايه سالار ظهور كرد. در اين سبك زندگي بايد الگوي مصرف در جامعه به سمت يكسان سازي ذائقه ها حركت كند تا براساس مدل توليد فورديسم، توليد بتواند حداكثر شود و سود نهادهاي وابسته به نظام سرمايه داري ماكزيمم باشد. در اين سبك زندگي بايد ذائقه هاي جهاني مك دونالد را بپسندد و بپذيرد، بايد برند لباس هاي مردانه و زنانه، خودروها، وسايل و اكسسوارهاي داخل منازل يكسان سازي شود تا بتوانند بازارهاي مصرف را از غرب تا شرق دنيا از تايوان تا قلب آفريقا گسترش دهند و اين همان چيزي است كه آدورنو و هوركهايمر هم در باب صنعت فرهنگ بر يكدست شدن فرهنگ به واسطه مصرف توده وار، مصرف يكنواخت و پيش بيني پذير تاكيد كردند. آدورنو و هوركهايمر به درستي توده هاي مصرف كننده را در برابر موج تبليغاتي نظام سرمايه سالار منفعل شناخته اند. در اين نظام اقتصادي سرمايه سالار بايد يك تايواني همان ذائقه غذايي و پوشش را داشته باشد كه يك اروپايي، آفريقايي يا يك عرب دارد. نظام سرمايه سالار جهاني با نماز و روزه ما مشكل ندارد بلكه نگراني او اين است كه باورهاي ما بر شيوه مصرف و ذائقه ما تاثير بگذارد. نقطه آسيب نظام سرمايه سالار امروز هم در همين جا نهفته است. امانوئل والرشتاين حدود 60 سال پيش در كتاب نظام جهاني بر همين نقطه آسيب نظام سرمايه سالار دست مي گذارد كه اتفاقاً محل نزاع غرب با انقلاب اسلامي را هم مي توان در همين نقطه تقرير نمود. والرشتاين در اثر مهم خود به دقت تشريح مي كند كه اگر نظام سرمايه داري نتواند جهاني شود دچار فروپاشي خواهد شد. به عبارت ديگر هر پديده اي كه مانع پروژه جهاني سازي نظام سرمايه داري شود و در برابر جهاني سازي سرمايه مقاومت كند كليد فروپاشي نظام سرمايه داري را زده است. تضاد انقلاب اسلامي ايران و نظام سرمايه داري هم از همين نقطه آغاز مي شود چون گفتماني كه از انقلاب اسلامي به پا خاسته سنگري جدي و مقاوم در برابر جهاني سازي سرمايه بنا كرده است و روز به روز هم طي سه دهه اخير اين گفتمان مقاوم همه گيرتر شده و باعث شده كه خانه شيشه اي نظام سرمايه داري ترك خورده و ترديدهاي جدي در اذهان جهانيان نسبت به كاركرد و نتايج نظام سرمايه داري ايجاد شود كه آثار عميق آن را مي توان در خيزش هاي مردمي از آفريقا تا اروپا و امريكا رديابي كرد. انقلاب اسلامي به عنوان يك جريان مقاوم در برابر جهاني سازي باعث شده تا تعريف جديدي از انسان و نسبت انسان با هستي بروز كند و به تدريج اين تعريف جديد آثار خود را در ساخت تمدني و سبك زندگي متناسب با خود نشان خواهد داد و تغييراتي بنيادي در سبك زندگي سرمايه سالار كنوني ايجاد خواهد كرد. در اين سبك زندگي جديد قطعاً بسياري از نهادها و ابزارهايي كه در سبك زندگي سرمايه سالار حضور دارند يا از ميان مي روند و از مدار مصرف ملت ها خارج مي شوند يا تغيير شكل و تغيير كاركرد خواهند داد.
رهبر معظم انقلاب بخش حقيقي و تمدني سبك زندگي در داخل كشور را مسائلي نظير خانواده، سبك ازدواج، نوع مسكن، الگوي مصرف و... عنوان كردند. حال با عنايت به اين بيانات معظم له اشتراك و افتراق سبك زندگي اسلامي – ايراني با سبك زندگي غرب در چه چيزي است؟
من هنوز تصوري از سبك زندگي اسلامي - ايراني در جهان سرمايه سالار امروز ندارم. جامعه ما اكنون تحت هژموني لايف استايل و سبك زندگي سرمايه سالارانه است كه دولت هاي سازندگي و اصلاحات هم در ترويج و نهادينه سازي آن سنگ تمام گذاشتند. واقعيت اين است كه در جامعه امروز ايران طبقات اجتماعي نه بر اساس جايگاه شان در نظام توليد بلكه براساس جايگاه شان در نظام مصرف تعريف مي شوند يعني اقتصاد نفتي وابسته در 50 سال اخير باعث شده طبقات اجتماعي در ايران به جاي اتكا به توليد با اتكا به مصرف شكل بگيرند بنابراين امروز در شرايطي كه ثروت اندوزي و رقابت بر سر تجمل در جامعه ايراني به ارزش تبديل شده چگونه مي توانيم تصوري از سبك زندگي اسلامي - ايراني داشته باشيم؟ در اين سبك زندگي معماري چگونه خواهد بود؟ آيا همين نظم آپارتمان نشيني است كه داخل منازل از همه سو قابل رويت است و هنگامي كه در منزلتان را باز مي كنيد تا مطبخ و آشپزخانه اوپن ديده مي شود؟ سبك ازدواج چگونه است؟ الگوي مصرف چگونه است؟ به نظرم پيش از پاسخ به اين سوالات بايد الگوي اقتصادي و معيشتي متناسب با انقلاب اسلامي به عنوان فونداسيوني كه سازه تمدني و سبك زندگي جامعه بر آن استوار مي شود را طراحي و پياده سازي كنيم و اگر مي خواهيم سبك زندگي جامعه تغيير كند بايد ساختارهاي اقتصادي جامعه دگرگون شوند.
در سبك زندگي، ميزان آزادي هاي فردي، فرهنگي و اجتماعي چگونه و بر چه اساسي تعريف مي شود؟
ما از ابتداي انقلاب و در تريبون هاي مختلف به موضوع آزادي ظلم كرده ايم. مداوم با طرح موضوع آزادي اسلامي و آزادي غربي، به آزادي ظلم كرديم، اصلاً ما چيزي به نام آزادي غربي نداريم. آنچه در خصوص بي بندوباري اخلاقي در غرب گفته مي شود نسبتي با آزادي ندارد و اتفاقاً پديده اي ضدآزادي است. ما لجام گسيختگي را به آزادي منتسب مي كنيم و بعد مي گوييم اينها آزادي غربي است و بقيه آزادي غيرغربي! حال آن كه آزادي غربي يا آزادي شرقي نداريم. آزادي في حد ذاته يك ارزش است. انسان بايد در محيطي زندگي كند كه بتواند توانايي هايش را به كار ببندد و همين يعني آزادي و در اينجاست كه عدالت و آزادي همنشين هم مي شوند. آزادي و عدالت هر يك ارزش مطلق هستند و بايد توامان از آزادي و عدالت و معنويت مطلق بدون قيد و شرط دفاع كرد و اصلاً ذات انقلاب اسلامي در آزادي است و اتفاقاً نظام سرمايه سالار غرب يك نظام ضد آزادي انسان است و به جاي دفاع از آزادي انسان از آزادي سرمايه دفاع مي كند و براي اين نظام حرمت مالكيت و حرمت كمپاني ها بيش از موضوع كرامت و حرمت انسان اهميت دارد. در نظام سرمايه سالار كه استخوان هاي عدالت را خرد كرده اند حق راي مردم تابع منافع سرمايه داران است و انسان تنها چرخ دنده اي براي ماشين بزرگ سرمايه داري است. در تمدن متناسب با انقلاب اسلامي، آزادي مطلق و عدالت مطلق و معنويت مطلق در كنار هم قرار خواهند داشت و بستر تعالي انسان را با هم فراهم خواهند كرد.
رهبر معظم انقلاب اسلامي با تاكيد بر نقاط ضعف هاي بسيار مهم در سبك زندگي جاري، به آسيب شناسي علت عدم پيشرفت در سبك زندگي تاكيد كردند. به نظر شما دلايل عدم پيشرفت در سبك زندگي ايرانيان چيست؟
حاكميت سرمايه سالاري به راحتي از جامعه ما زدوده نمي شود و نيازمند جهادي عظيم است. اگر تاكنون انقلاب اسلامي نتوانسته سبك زندگي متناسب با نگاه آرماني و انقلابي خود را ارائه دهد به دليل هژموني جهان گير سبك زندگي غربي است كه از طريق رسانه هاي فراگير هم ميخ خود را سفت مي كنند و شايد دهه ها بايد صبر كنيم تا انقلاب اسلامي بتواند سبك زندگي متناسب با خود را عرضه و نهادينه كند. بايد يك تلاش ملي براي حاكميت اقتصاد غيرسرمايه سالار درون زا به نتيجه برسد و به تبع آن سبك زندگي متناسب با ارزش ها و آرمان هاي مطلوب نيز ايجاد خواهد شد.
آقاي دكتر رفتار اجتماعي و سبك زندگي تابع تفسير ما از زندگي است كه نقطه اصلي در اين جريان ايمان بوده و بدون ايمان پيشرفت در اين بخش ها امكانپذير نيست. آيا ايمان، مذهب، اخلاق و... در سبك زندگي جديد و مدرن و يا سبك زندگي غربي جايگاهي دارد؟
قطعاً در سبك زندگي غربي هم جلوه هايي از ايمان و اخلاق و مذهب ديده مي شود منتها ايمان و اخلاق و مذهبي كه در تناسب با ارزش هاي نظام سرمايه سالار قرار دارد و حداقل آن كه ساختار سرمايه داري حاكم را تهديد نمي كند. مهمترين كاركرد سبك زندگي در نظام سرمايه سالار اين است كه خلاولايت الهي را در جامعه سكولار برآمده از دل طبقه بورژوا پر مي كند تا به افراد، قدرتي فرهنگي اعطا كند و در اين جامعه سرمايه سالار مصرف گرايي مانند مناسك مذهبي است و همه كاركردهايي كه براي مناسك مذهبي مطرح مي شود براي مصرف نيز مي توان به كار برد.
به نظر شما آيا بايد سبك زندگي غربي را بومي سازي يا سبك زندگي سنتي را مدرن كنيم؟ كدام يك بهتر است؟
هيچ كدام. در حالت اول كه به نگاه شيوخ امارات و قطر انطباق دارد گرفتار عارضه دوگانگي زيستي مشابه آنچه در دبي و دوحه پياده شده مي شويم و در حالت دوم هم كه به نگاه مصطفي كمال پاشا (آتاتورك) و رضا خان ميرپنج انطباق داردگرفتار چندپارگي هاي شديد اجتماعي نظير جامعه تركيه و ايران دهه 40 و 50 خواهيم شد و در هر دو حالت گرفتار التقاط و زيست شكننده و جامعه چندگانه مي شويم. بايد صبر كرد و با مجاهدت نظري و عملي ساختار اقتصادي غير سرمايه سالار درونزا را بنا كرد تا از دل آن سبك زندگي متناسب با انقلاب اسلامي متولد شود.
منبع: ایران
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


