انجمنی که باید پوست بیندازد
سرانجام انجمن ورزشی نویسان چیست؟
بنا به اطلاعات موثق در آخرین نشست هیأت رییسه برای برگزاری انتخابات شدت درگیری به اندازهای بود که برگزاری انتخابات را در شرایطی که حتی روز انجام آن اطلاع رسانی شده بود به هم خورد. ظاهرا برخی از اعضا از دبیر و رییس میخواهند تا گزارش کاملی از اقدامات و مسایل مالی را ارائه دهند، اما مشخص میشود که حساب و کتابی نیست. از سوی دیگر، آمادگی جناب دبیر برای برپایی انتخاباتی بسان گذشته این خطر را در پی دارد که افراد غیبی باز هم پیدا شوند و دبیر دوباره رأی بالایی بیاورد!
سالها پیش و در روزگاری که ورزشی نویسی حتی به اندازه امروز شکل حرفه ای به خود نگرفته بود، فرستادن یک نماینده انتصابی از سوی کمیته ملی المپیک به جلسات «ایپز» اعتراضات خفیفی در پی داشت. به گزارش «تابناک»، در آن روزها به دلیل تعداد کم نشریه ورزشی بیشتر نویسندگان این عرصه شناخت قابل توجهی از هم داشتند. ریشه مخالفت با نوع کار کمیته ملی المپیک در کیهان ورزشی و چند مدعی در سایر نشریات ادامه داشت تا سرانجام نطفه تأسیس انجمن ورزشی نویسان ایران کاشته شد.
بنا بر این گزارش، صدور مجوز برای این انجمن به دلیل ضعف آشکار برخی از بانیان از سوی وزارت کشور به امری محال بدل میشد که پای یکی از مسئولان بلند پایه آن روزگار به میان کشیده شد. این مسئول برای حل و فصل این ماجرا و با نیت شکل دادن به این انجمن از قدرت خود سود برد و انجمن شکل رسمی به خود گرفت. در اولین جلسهای که برای انتخاب اعضای هیأت رییسه برگزار شد، نوع انتخابات به گونهای بود که شکاف گستردهای پدید آمد. این شکاف به اندازهای بود که تا امروز ادامه دارد. در یک نگاه منصفانه و بیطرفانه باید گفت که هیچ کدام از دو گروه مجادله کننده لیاقت اداره این انجمن را نداشتند. یک گروه با گرفتن «پز» مذهبیون آن قدر وجاهت نداشتند که حتی به اندازه اعضای تحریریه تحت نظر خود رای نیاوردند و دسته دیگر کسانی بودند که خیلی تعهد به وضعیت حاکم نشان نمیدادند. این دسته افزون بر این اشکال مهم در نوع انتخابات نیز کلاهبرداری آشکاری داشتند. آنها با بسیج برخی افراد که سابقه چندانی در کار ورزشی نویسی نداشتند تعداد آرای خود را بالا بردند و... .
طبیعی بود که گروه بازنده با تکیه بر این دو اشکال سد راه ترکتازی گروه بازنده شوند. جنگ بالا گرفت. پای مسئول فوقالاشاره به میان آمد. او با قبول این واقعیت ترفند دیگری برای ادامه کار انجمن برگزید. در حالی که گروه بازنده انتخابات تعهد کاری برندگان را هدف گرفته بود، حضور یک چهره منتسب به متعهدان، میتوانست تعادلی نسبی به وجود آورد.
محمد سعید مدنی مدیر مسئول کیهان ورزشی که در انتخابات رأی خوبی هم آورده بود بهترین نفر برای ایجاد این تعادل بود اما او با توجه به کشمکش دو طرف و نیز برخی عقاید شخصی کنار کشید تا هم خودش را از این جدالهای شخصی و نه صنفی خلاص کند و هم کار گره بدتری بخورد. گروه برنده برای رسیدن به هدف «آلتر نالیو» جدیدی رو کرد. عبدالحمید احمدی ناگهان خود را در این جایگاه دید؛ جایگاهی که هنوز هم در اختیار اوست. از آن روز تا امروز دبیر مستعفی این انجمن عنان اختیار را در دست گرفت.
این در حالی بود که کار او با اشکالات عمدهای روبهرو بود. آقای دبیر که در میان مسئولان جایگاهی نداشت، در میان بیتفاوتی جماعت ورزشی نویس در سال با نزدیک شدن با یکی دو مسئول خوش خیال ورزش بساطی برای خود برپا کرد. رییس مادامالعمر نیز به گمان کارهای بودن، عنان اختیار خود را به دست دبیر داد و... جالب اینکه پست تازه رییس در آسیا نیز بنا به گفته دبیر جایگاهی است که با رایزنی آقای دبیر به دست آمده و رییس در این میان کارهای نیست! در سالهای اخیر همان گونه که گفته شد با آفتاب بالانس آقای دبیر طی شد.
جناب دبیر با سرک کشیدن به نشریات همسو با نظراتش ابتدا برخی همپالگیهایش را جذب کرد و سپس با سوء استفاده از اختیاراتش و دادن امتیازاتی چون صدور کارت «ایپز» و... چند ده نفر را به عنوان یار ذخیره برای روز انتخابات کنار خود نگه داشت.
در این ایام و حتی تا به امروز جماعت ورزشی نویس یا از اصل ماجرا خبر نداشتند و حوصله ورود به این جریان را نداشتند یا توسط دبیر تطمیع شدند و یا اعتراضشان به دلیل تک صدایی به جایی نرسید. در حالی که این انجمن تا به امروز کمترین بازده را برای این جماعت داشته هر از گاهی سفری پیش آمد و دبیر و رییس یکی دو نفر را همراه خود به سفر بردند تا اوج از خودگذشتگی را نشان دهند! گاهی نیز یکی دو دوره آموزشی فرمالیته برگزار شد و... در این بین گاهی رییس به دلیل نوع شخصیت خود توانست بساط جلسه با رییس سازمان تربیت بدنی را فراهم کند و یا پای یک رییس فدراسیون مهم را به کلاسها بکشاند.
جالب این که افراد تطمیع شده و بازی خورده از سوی دبیر به محض آگاهی از ساز و کار او به یک منتقد شدید بدل شدند و اکنون مترصد جبران مافات هستند. این داستان کسل کننده و تلخ ادامه یافت تا امروز همه بافتهها در حال رشته شدن است. دبیر مجبور به استعفا شده و درون اعضای هیأت رییسه جدال سختی وجود دارد. بنا به اطلاعات موثق در آخرین جلسه هیأت رییسه برای برگزاری انتخابات شدت درگیری به اندازهای بود که برگزاری انتخابات را در شرایطی که حتی روز انجام آن اطلاع رسانی شده بود به هم زد. ظاهرا برخی از اعضا از دبیر و رییس میخواهند تا گزارش کاملی از اقدامات و مسایل مالی را ارائه دهند. اما مشخص میشود که حساب و کتابی وجود ندارد. از سوی دیگر، آمادگی جناب دبیر برای برپایی انتخاباتی بسان گذشته این خطر را در پی دارد که افراد غیبی باز هم پیدا شوند و دبیر دوباره رأی بالایی بیاورد؛ همان ترفندی که در اولین انتخابات هم به کار گرفته شد.
این خلاصهای بود از داستان انجمن موسوم به نویسندگان، خبرنگاران و عکاسان ورزش ایران که این روزها در تاب و تب تازهای به سر میبرد. امروز چند نفر که در چند نشریه و خبرگزاری کار میکنند و تشکیلات بزرگی درست کردهاند و در صدد تغییر و تحولی اساسی در این انجمن هستند. اگر روزگاری در ایران بنا به شرایط حرفهای در بین نشریات رقابت بود امروز مسئولان چند خبرگزاری مهم و نیز یکی دو نشریه تأثیر گذار گروه نامریی برای خود درست کردهاند و خبرها را بین خود تقسیم میکنند. خط میدهند و با استفاده از روش «همه دارند میگن» اهداف خود را پیش میبرند.
از آن بدتر شنیده شد این افراد با استفاده از «رانت»های دولتی در ظاهر خود را یک متخصص تمام عیار معرفی میکنند و در بیشتر اوقات در نقش یک آگاه دلسوز برای ورزش ایران دردسر سازی میکنند. مثال روشن این واقعه ماجرای تعلیقهای روزانه رشتههای مختلف ورزشی است؛ کاری که با ضعف فراوان مسئولان کار را به جایی رسانده که آنها مجبورند برای خواباندن قائله دست به جیب شوند و با پرداختی بیشتر این باند ورزشی نویسی را به سوی خود بکشانند. اگر نوشتیم روزهای حساس بیشتر به این جهت بود که با آگاهی از آنچه رخ داده و میدهد توجه مسئولان نظارتی را به این سو جلب کنیم.
از آن مهمتر به همکاران ورزشینویس سالم، دلسوز و محق میگوییم در مقابل این اجحاف آشکار به حق و حقوقتان بایستید. هر کس به اندازه خود مسئول است. این انجمن اگر شکل درستی به خود بگیرد و نیز اگر به مسیر درستی برود، میتواند گره گشای مشکلات بسیاری باشد. قطعا نباید نشست تا کسان دیگری برای احقاق حق ما پا پیش بگذارند. یک بار زمان برگزاری انجمن به تأخیر افتاد. باید از فاصله به وجود آمده بهره برد و بنای انتخاباتی را که میتواند تحول اساسی در این انجمن پدید آورد، فراهم سازیم. باور کنیم اگر کمی دقت نظر باشد، میتوان افراد متعهد و متخصصی را پیدا کرد که با دادن مسئولیت به آنها و نیز حمایتشان دارای انجمنی خوب شویم؛ به امید آن روز
بنا بر این گزارش، صدور مجوز برای این انجمن به دلیل ضعف آشکار برخی از بانیان از سوی وزارت کشور به امری محال بدل میشد که پای یکی از مسئولان بلند پایه آن روزگار به میان کشیده شد. این مسئول برای حل و فصل این ماجرا و با نیت شکل دادن به این انجمن از قدرت خود سود برد و انجمن شکل رسمی به خود گرفت. در اولین جلسهای که برای انتخاب اعضای هیأت رییسه برگزار شد، نوع انتخابات به گونهای بود که شکاف گستردهای پدید آمد. این شکاف به اندازهای بود که تا امروز ادامه دارد. در یک نگاه منصفانه و بیطرفانه باید گفت که هیچ کدام از دو گروه مجادله کننده لیاقت اداره این انجمن را نداشتند. یک گروه با گرفتن «پز» مذهبیون آن قدر وجاهت نداشتند که حتی به اندازه اعضای تحریریه تحت نظر خود رای نیاوردند و دسته دیگر کسانی بودند که خیلی تعهد به وضعیت حاکم نشان نمیدادند. این دسته افزون بر این اشکال مهم در نوع انتخابات نیز کلاهبرداری آشکاری داشتند. آنها با بسیج برخی افراد که سابقه چندانی در کار ورزشی نویسی نداشتند تعداد آرای خود را بالا بردند و... .
طبیعی بود که گروه بازنده با تکیه بر این دو اشکال سد راه ترکتازی گروه بازنده شوند. جنگ بالا گرفت. پای مسئول فوقالاشاره به میان آمد. او با قبول این واقعیت ترفند دیگری برای ادامه کار انجمن برگزید. در حالی که گروه بازنده انتخابات تعهد کاری برندگان را هدف گرفته بود، حضور یک چهره منتسب به متعهدان، میتوانست تعادلی نسبی به وجود آورد.
محمد سعید مدنی مدیر مسئول کیهان ورزشی که در انتخابات رأی خوبی هم آورده بود بهترین نفر برای ایجاد این تعادل بود اما او با توجه به کشمکش دو طرف و نیز برخی عقاید شخصی کنار کشید تا هم خودش را از این جدالهای شخصی و نه صنفی خلاص کند و هم کار گره بدتری بخورد. گروه برنده برای رسیدن به هدف «آلتر نالیو» جدیدی رو کرد. عبدالحمید احمدی ناگهان خود را در این جایگاه دید؛ جایگاهی که هنوز هم در اختیار اوست. از آن روز تا امروز دبیر مستعفی این انجمن عنان اختیار را در دست گرفت.
این در حالی بود که کار او با اشکالات عمدهای روبهرو بود. آقای دبیر که در میان مسئولان جایگاهی نداشت، در میان بیتفاوتی جماعت ورزشی نویس در سال با نزدیک شدن با یکی دو مسئول خوش خیال ورزش بساطی برای خود برپا کرد. رییس مادامالعمر نیز به گمان کارهای بودن، عنان اختیار خود را به دست دبیر داد و... جالب اینکه پست تازه رییس در آسیا نیز بنا به گفته دبیر جایگاهی است که با رایزنی آقای دبیر به دست آمده و رییس در این میان کارهای نیست! در سالهای اخیر همان گونه که گفته شد با آفتاب بالانس آقای دبیر طی شد.
جناب دبیر با سرک کشیدن به نشریات همسو با نظراتش ابتدا برخی همپالگیهایش را جذب کرد و سپس با سوء استفاده از اختیاراتش و دادن امتیازاتی چون صدور کارت «ایپز» و... چند ده نفر را به عنوان یار ذخیره برای روز انتخابات کنار خود نگه داشت.
در این ایام و حتی تا به امروز جماعت ورزشی نویس یا از اصل ماجرا خبر نداشتند و حوصله ورود به این جریان را نداشتند یا توسط دبیر تطمیع شدند و یا اعتراضشان به دلیل تک صدایی به جایی نرسید. در حالی که این انجمن تا به امروز کمترین بازده را برای این جماعت داشته هر از گاهی سفری پیش آمد و دبیر و رییس یکی دو نفر را همراه خود به سفر بردند تا اوج از خودگذشتگی را نشان دهند! گاهی نیز یکی دو دوره آموزشی فرمالیته برگزار شد و... در این بین گاهی رییس به دلیل نوع شخصیت خود توانست بساط جلسه با رییس سازمان تربیت بدنی را فراهم کند و یا پای یک رییس فدراسیون مهم را به کلاسها بکشاند.
جالب این که افراد تطمیع شده و بازی خورده از سوی دبیر به محض آگاهی از ساز و کار او به یک منتقد شدید بدل شدند و اکنون مترصد جبران مافات هستند. این داستان کسل کننده و تلخ ادامه یافت تا امروز همه بافتهها در حال رشته شدن است. دبیر مجبور به استعفا شده و درون اعضای هیأت رییسه جدال سختی وجود دارد. بنا به اطلاعات موثق در آخرین جلسه هیأت رییسه برای برگزاری انتخابات شدت درگیری به اندازهای بود که برگزاری انتخابات را در شرایطی که حتی روز انجام آن اطلاع رسانی شده بود به هم زد. ظاهرا برخی از اعضا از دبیر و رییس میخواهند تا گزارش کاملی از اقدامات و مسایل مالی را ارائه دهند. اما مشخص میشود که حساب و کتابی وجود ندارد. از سوی دیگر، آمادگی جناب دبیر برای برپایی انتخاباتی بسان گذشته این خطر را در پی دارد که افراد غیبی باز هم پیدا شوند و دبیر دوباره رأی بالایی بیاورد؛ همان ترفندی که در اولین انتخابات هم به کار گرفته شد.
این خلاصهای بود از داستان انجمن موسوم به نویسندگان، خبرنگاران و عکاسان ورزش ایران که این روزها در تاب و تب تازهای به سر میبرد. امروز چند نفر که در چند نشریه و خبرگزاری کار میکنند و تشکیلات بزرگی درست کردهاند و در صدد تغییر و تحولی اساسی در این انجمن هستند. اگر روزگاری در ایران بنا به شرایط حرفهای در بین نشریات رقابت بود امروز مسئولان چند خبرگزاری مهم و نیز یکی دو نشریه تأثیر گذار گروه نامریی برای خود درست کردهاند و خبرها را بین خود تقسیم میکنند. خط میدهند و با استفاده از روش «همه دارند میگن» اهداف خود را پیش میبرند.
از آن بدتر شنیده شد این افراد با استفاده از «رانت»های دولتی در ظاهر خود را یک متخصص تمام عیار معرفی میکنند و در بیشتر اوقات در نقش یک آگاه دلسوز برای ورزش ایران دردسر سازی میکنند. مثال روشن این واقعه ماجرای تعلیقهای روزانه رشتههای مختلف ورزشی است؛ کاری که با ضعف فراوان مسئولان کار را به جایی رسانده که آنها مجبورند برای خواباندن قائله دست به جیب شوند و با پرداختی بیشتر این باند ورزشی نویسی را به سوی خود بکشانند. اگر نوشتیم روزهای حساس بیشتر به این جهت بود که با آگاهی از آنچه رخ داده و میدهد توجه مسئولان نظارتی را به این سو جلب کنیم.
از آن مهمتر به همکاران ورزشینویس سالم، دلسوز و محق میگوییم در مقابل این اجحاف آشکار به حق و حقوقتان بایستید. هر کس به اندازه خود مسئول است. این انجمن اگر شکل درستی به خود بگیرد و نیز اگر به مسیر درستی برود، میتواند گره گشای مشکلات بسیاری باشد. قطعا نباید نشست تا کسان دیگری برای احقاق حق ما پا پیش بگذارند. یک بار زمان برگزاری انجمن به تأخیر افتاد. باید از فاصله به وجود آمده بهره برد و بنای انتخاباتی را که میتواند تحول اساسی در این انجمن پدید آورد، فراهم سازیم. باور کنیم اگر کمی دقت نظر باشد، میتوان افراد متعهد و متخصصی را پیدا کرد که با دادن مسئولیت به آنها و نیز حمایتشان دارای انجمنی خوب شویم؛ به امید آن روز
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۶
انتشار یافته: ۲
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



