گـردنبندقـاپي در حباب سفيد شيشه
کد خبر: ۲۹۲۶۰۶
| | 3732 بازدید
مهمان پاتوق شيشهاي دوستانش بود كه براي نخستين بار پكي به پايپ پر از دود سفيد زد غافل از اينكه پاي در دنياي تبهكاران خواهد گذاشت.
به گزارش ایران اين پسر جوان خيلي زود به يكي از تيزچنگترين گردنبندقاپهاي ورامين تبديل شد.اواخر مرداد ماه سال جاري پيرزني وراميني با صدايي لرزان از مردم درخواست كمك ميكرد و با فريادهاي دزد، دزد، پرايد سفيدرنگي را نشان ميداد كه بسرعت در يكي از كوچههاي ورامين از محل دور ميشد. با اعلام خبر سرقت طلاهاي پيرزن به پليس 110 تيمي از مأموران كلانتري قرچك در محل حاضر شدند.
پيرزن كه هنوز باور نميكرد طعمه چربزبانيهاي دزدان حرفهاي قرار گرفته به مأموران گفت: نزديك خانه بودم كه 2 مرد سوار بر پرايد به سمت من آمدند و ادعا كردند كه نذري داشته و به حاجتشان رسيدهاند. سپس وقتي شنيدند من به مسجد ميروم خواستند مقداري لباس كه داخل كيسهاي بود را به مسجد ببرم و با چربزبانيهايشان باعث شد كه به آنها اعتماد كنم و يكي از آنان گفت كه طلاهايم را به وي بدهم كه شماره آنها را برداشته تا براي نامزدش بخرد. من نيز نميدانستم در مورد چه چيزي حرف ميزنند طلاهايم را به آنها داده تا كدهايي كه ميگويند را بردارند بعد از آن در يك چشم به هم زدن سوار بر خودرو شده و فرار كردند.
با ادعاي اين پيرزن پرونده به دستور قاضي براي رديابي دزدان حرفهاي در اختيار پليس آگاهي ورامين قرار گرفت.
كارآگاهان در گام نخست و در حالي كه سرنخي از دزدان طلاهای پيرزن نداشتند، چند پرونده گردنبندقاپي براي رديابي دزدان در اختيار پليس آگاهي ورامين قرار گرفت. مأموران در گام بعدي احتمال دادند كه دزدان طلاها همان گردنبندقاپان كاركشته باشند و در اين مرحله و در تحقيقات گسترده طعمههاي گردنبندقاپ را تحت بازجويي قرار دادند.
يكي از مالباختهها در ادعاهايش گفت: 2 پسر جوان سوار بر موتور از پشت به سمت من آمدند و چون كيف دستيام را به سمت ديوار گرفته بودم در يك لحظه زنجير طلايم را در يك چشم به هم زدن از گردنم زدند و آنقدر سريع اين كار را انجام دادند كه شوكه شده بودم.
كارآگاهان در تجسسهاي فني و براي پايان دادن به گردنبندقاپيهاي اين دزدان كاركشته به سراغ بانك اطلاعات مجرمين سابقهدار رفته و توانستند يكي از دزدان را كه اميرحسين
21 ساله است، شناسايي كنند.
با اطلاعات به دست آمده كارآگاهان در تجسسهايشان پي بردند اين گردنبندقاپ جوان كه شيشهاي است براي ترك كردن مواد به اصرار خانوادهاش در يكي از كمپهاي قرچك ورامين بستري است.
كارآگاهان در گام بعدي روز21 آبان ماه سال جاري گردنبندقاپ شيشهاي را دستگير كردند و «اميرحسين» در همان ابتداي دستگيري همه اتهاماتش مبني بر گردنبندقاپي را پذيرفت.
مرد جوان در ادعاهايش گفت: هميشه پيش از سرقت شيشه ميكشيدم و وقتي دچار توهم شيشهاي ميشدم از سوي يكي از همدستانم براي گردنبند قاپي با موتور در خيابانها به دنبال طعمههايمان ميگشتيم و در فرصت مناسب دست به سرقت ميزديم.«اميرحسين» در ادامه گفت: ما سه دوست هستيم و من نقش قاپيدن را داشتم و 2 همدست ديگرم كه موتورسواران تيزدستي هستند در هر بار سرقت مرا همراهي ميكردند.
بنا بر اين گزارش، در حالي 2 همدست متهم جوان فراري هستند كه قاضي محمدنژاد از شعبه 102 دادگاه قرچك خواست تا با انتشار عكس اين دزد شيشهاي كساني كه طعمه اين باند قرار گرفتند براي شناسايي و طرح شكايت به پليس آگاهي ورامين مراجعه كنند.
گفتوگو با دزد شيشهاي:
اميرحسين كه 21 سال دارد خيلي خونسردانه دليل ترك تحصيل را اخراج از مدرسه ميداند و ميگويد چون بايد شيشه ميخريد دزدي ميكرد.
تحصيلات؟
كلاس سوم ابتدايي.
چرا ادامه تحصيل ندادي؟
به خاطر شيطنتهاي كودكانهام از مدرسه اخراج شدم و به همين دليل ديگر ادامه تحصيل ندادم.
كار ميكردي؟
بله، در يك مغازه خياطي مشغول به كار بودم.
سابقه داري؟
اواخر سال 90 بود كه به خاطر گردنبندقاپيهايم به زندان رفتم و بعد از 6 ماه زندان وقتي آزاد شدم باز همان دوستانم به سراغم آمدند و دوباره گردنبندقاپيكردم.
چرا بعد از آزادي باز سرقت كردي؟
به خاطر تأمين مخارج اعتيادم بود و هميشه دوستانم پيش از سرقت به من مواد ميدادند و بعد از كشيدن شيشه در حالي كه دچار توهم بودم دست به گردنبندقاپي ميزدم.
نخستين بار چه شد مواد كشيدي؟
فكر كنم 2 سال پيش بود كه با دوستانم خانه يكي از بچهها جمع شده بوديم و آنها شيشه ميكشيدند از روي كنجكاوي در كنار آنها شروع به كشيدن مواد كردم و از آن زمان به بعد به شيشه اعتياد پيدا كردم.
چرا ترك نكردي؟
چند بار به اصرار خانوادهام به كمپ تركاعتياد رفتم اما نتوانستم ترك كنم و آخرين بار كه براي ترك در كمپ بودم دستگير شدم.
ميداني باز به زندان ميروي؟
بله. زندان را دوست ندارم و پشيمان هستم.
چقدر پول به دست آوردي؟
بعد از سرقت يكي از همدستانمان طلاها را ميفروخت و در اين مدت 4 ماه، حدود 800هزار تومان به من پول رسيد.
به گزارش ایران اين پسر جوان خيلي زود به يكي از تيزچنگترين گردنبندقاپهاي ورامين تبديل شد.اواخر مرداد ماه سال جاري پيرزني وراميني با صدايي لرزان از مردم درخواست كمك ميكرد و با فريادهاي دزد، دزد، پرايد سفيدرنگي را نشان ميداد كه بسرعت در يكي از كوچههاي ورامين از محل دور ميشد. با اعلام خبر سرقت طلاهاي پيرزن به پليس 110 تيمي از مأموران كلانتري قرچك در محل حاضر شدند.
پيرزن كه هنوز باور نميكرد طعمه چربزبانيهاي دزدان حرفهاي قرار گرفته به مأموران گفت: نزديك خانه بودم كه 2 مرد سوار بر پرايد به سمت من آمدند و ادعا كردند كه نذري داشته و به حاجتشان رسيدهاند. سپس وقتي شنيدند من به مسجد ميروم خواستند مقداري لباس كه داخل كيسهاي بود را به مسجد ببرم و با چربزبانيهايشان باعث شد كه به آنها اعتماد كنم و يكي از آنان گفت كه طلاهايم را به وي بدهم كه شماره آنها را برداشته تا براي نامزدش بخرد. من نيز نميدانستم در مورد چه چيزي حرف ميزنند طلاهايم را به آنها داده تا كدهايي كه ميگويند را بردارند بعد از آن در يك چشم به هم زدن سوار بر خودرو شده و فرار كردند.
با ادعاي اين پيرزن پرونده به دستور قاضي براي رديابي دزدان حرفهاي در اختيار پليس آگاهي ورامين قرار گرفت.
كارآگاهان در گام نخست و در حالي كه سرنخي از دزدان طلاهای پيرزن نداشتند، چند پرونده گردنبندقاپي براي رديابي دزدان در اختيار پليس آگاهي ورامين قرار گرفت. مأموران در گام بعدي احتمال دادند كه دزدان طلاها همان گردنبندقاپان كاركشته باشند و در اين مرحله و در تحقيقات گسترده طعمههاي گردنبندقاپ را تحت بازجويي قرار دادند.
يكي از مالباختهها در ادعاهايش گفت: 2 پسر جوان سوار بر موتور از پشت به سمت من آمدند و چون كيف دستيام را به سمت ديوار گرفته بودم در يك لحظه زنجير طلايم را در يك چشم به هم زدن از گردنم زدند و آنقدر سريع اين كار را انجام دادند كه شوكه شده بودم.
كارآگاهان در تجسسهاي فني و براي پايان دادن به گردنبندقاپيهاي اين دزدان كاركشته به سراغ بانك اطلاعات مجرمين سابقهدار رفته و توانستند يكي از دزدان را كه اميرحسين
21 ساله است، شناسايي كنند.
با اطلاعات به دست آمده كارآگاهان در تجسسهايشان پي بردند اين گردنبندقاپ جوان كه شيشهاي است براي ترك كردن مواد به اصرار خانوادهاش در يكي از كمپهاي قرچك ورامين بستري است.
كارآگاهان در گام بعدي روز21 آبان ماه سال جاري گردنبندقاپ شيشهاي را دستگير كردند و «اميرحسين» در همان ابتداي دستگيري همه اتهاماتش مبني بر گردنبندقاپي را پذيرفت.
مرد جوان در ادعاهايش گفت: هميشه پيش از سرقت شيشه ميكشيدم و وقتي دچار توهم شيشهاي ميشدم از سوي يكي از همدستانم براي گردنبند قاپي با موتور در خيابانها به دنبال طعمههايمان ميگشتيم و در فرصت مناسب دست به سرقت ميزديم.«اميرحسين» در ادامه گفت: ما سه دوست هستيم و من نقش قاپيدن را داشتم و 2 همدست ديگرم كه موتورسواران تيزدستي هستند در هر بار سرقت مرا همراهي ميكردند.
بنا بر اين گزارش، در حالي 2 همدست متهم جوان فراري هستند كه قاضي محمدنژاد از شعبه 102 دادگاه قرچك خواست تا با انتشار عكس اين دزد شيشهاي كساني كه طعمه اين باند قرار گرفتند براي شناسايي و طرح شكايت به پليس آگاهي ورامين مراجعه كنند.
گفتوگو با دزد شيشهاي:
اميرحسين كه 21 سال دارد خيلي خونسردانه دليل ترك تحصيل را اخراج از مدرسه ميداند و ميگويد چون بايد شيشه ميخريد دزدي ميكرد.
تحصيلات؟
كلاس سوم ابتدايي.
چرا ادامه تحصيل ندادي؟
به خاطر شيطنتهاي كودكانهام از مدرسه اخراج شدم و به همين دليل ديگر ادامه تحصيل ندادم.
كار ميكردي؟
بله، در يك مغازه خياطي مشغول به كار بودم.
سابقه داري؟
اواخر سال 90 بود كه به خاطر گردنبندقاپيهايم به زندان رفتم و بعد از 6 ماه زندان وقتي آزاد شدم باز همان دوستانم به سراغم آمدند و دوباره گردنبندقاپيكردم.
چرا بعد از آزادي باز سرقت كردي؟
به خاطر تأمين مخارج اعتيادم بود و هميشه دوستانم پيش از سرقت به من مواد ميدادند و بعد از كشيدن شيشه در حالي كه دچار توهم بودم دست به گردنبندقاپي ميزدم.
نخستين بار چه شد مواد كشيدي؟
فكر كنم 2 سال پيش بود كه با دوستانم خانه يكي از بچهها جمع شده بوديم و آنها شيشه ميكشيدند از روي كنجكاوي در كنار آنها شروع به كشيدن مواد كردم و از آن زمان به بعد به شيشه اعتياد پيدا كردم.
چرا ترك نكردي؟
چند بار به اصرار خانوادهام به كمپ تركاعتياد رفتم اما نتوانستم ترك كنم و آخرين بار كه براي ترك در كمپ بودم دستگير شدم.
ميداني باز به زندان ميروي؟
بله. زندان را دوست ندارم و پشيمان هستم.
چقدر پول به دست آوردي؟
بعد از سرقت يكي از همدستانمان طلاها را ميفروخت و در اين مدت 4 ماه، حدود 800هزار تومان به من پول رسيد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


