صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

وصل شورانگيز مادربزرگ و نوه

کد خبر: ۲۹۰۶۶۷
| |
8917 بازدید
|
۱
يك زن بحريني كه سال‌ها چشم‌انتظار خانواده مادري‌اش بود پس از 52 سال دوري، آنها را كه در شيراز زندگي مي‌كردند، ملاقات كرد.
 
به گزارش جام‌جم، سال 1337 يك دختر 17 ساله شيرازي پس از ازدواج با يك مرد بحريني كه معلم بود، براي ادامه زندگي به كشور بحرين رفت.
 
او از طريق نامه با خانواده‌اش در ارتباط بود. اين زوج در دومين سال زندگي مشتركشان صاحب فرزند دختري شدند اما هنگام تولد كودك، مادر ايراني‌اش فوت كرد. پدر خانواده پس از مرگ همسرش، موضوع را به خانواده وي كه در شيراز سكونت داشتند، خبر نداد.
 
پس از مدتي وقتي خانواده زن ايراني نامه‌اي از دخترشان دريافت نكردند، براي اطلاع از وضع دختر خود، از ايرانيان ساكن بحرين كه به شيراز مي‌آمدند، سراغ فرزندشان را مي‌گرفتند اما تلاش‌هايشان بي‌نتيجه بود. مدتي بعد داماد خانواده به ايران آمد و مرگ همسرش را به خانواده او خبر داد.
 
هر چقدر خانواده زن فوت شده از او خواستند نوه‌شان را به آنها تحويل دهد، اما مرد بحريني با اين درخواست مخالفت كرد و فقط تا چند سال عكس كودك را براي آنها ارسال مي‌كرد. پس از شش ساله شدن كودك، ديگر خبري از وي نمي‌گيرند و نشاني از پدر وي نمي‌يابند.
 
آنها از آن موقع به بعد براي يافتن نوه خود تلاش كردند تا سرانجام پس از 52 سال توانستند نشاني از نوه‌شان را كه ازدواج كرده و در يكي از مناطق بحرين زندگي مي‌كرد، پيدا و براي نخستين بار با او در شيراز زادگاه مادري‌اش ديدار كنند.
 
مادربزرگ ايراني پس از 52 سال چشم‌انتظاري، نوه‌اش را در حالي يافته كه او نيز مادربزرگ شده و نوه دارد.
 
مادربزرگ هميشه در حسرت ديدار نوه‌اش بود
 
مادربزرگ درباره نحوه جدايي‌شان به خبرنگار ما گفت: وقتي دخترم همراه شوهرش به بحرين رفت، از طريق نامه با هم ارتباط داشتيم اما پس از مدتي او ديگر نامه‌اي برايمان نفرستاد، نگرانش بودم و دلم براي دخترم شور مي‌زد. پس از مدتي شوهرش به شيراز آمد و به ما اطلاع داد كه دخترم هنگام زايمان فوت كرد. اما دختري از او به يادگار مانده است. باور نمي‌كردم دخترم را براي هميشه از دست داده باشم.
 
وي اضافه كرد: با شنيدن خبر مرگ دخترم ضربه سختي به ما خورد و براي اين‌كه تنها يادگار دخترم پيش ما باشد، از دامادم خواستم نوه‌مان را به ما تحويل دهد، اما او از اين كار خودداري كرد. فقط چند عكس از نوه‌ام داشتم و هرگز او را نديده بودم. در اين مدت خيلي تلاش كردم تا پيش از مرگم براي يك بار هم شده نوه‌ام را كه تنها يادگار دخترم بود، ببينم اما نتيجه‌اي نداشت و ديدار او برايم يك آرزو شده بود.
 
عكس خانوادگي دختر بحريني راز گشود
 
مادربزرگ درباره يافتن نوه‌اش گفت: همسايه يكي از دخترانم، فاميلي در بحرين داشت و گاهي به ملاقات وي مي‌رفت. چند ماه پيش اين زن ماجراي دوري من و نوه‌ام را شنيد و عكس‌هايي از دوران كودكي نوه‌ام و ازدواج مادر و پدرش و نيز تعدادي عكس خانوادگي‌مان را با خود برد تا شايد در بحرين از طريق آشنايان خود، بتواند ردي از نوه‌ام پيدا كند.
 
وي يادآور شد: اين زن در بحرين به جستجو پرداخت تا سرانجام چند شماره تماس از افراد مختلف پيدا كرد و در تماس با آن شماره‌ها سرانجام در يكي از تماس‌ها متوجه شد مادر فوت‌شده يكي از آنها، يك زن ايراني بوده كه در ادامه نشاني منزل وي را گرفته و به ديدنش رفته و عكس‌ها را به وي نشان داده و زن عرب با ديدن عكس‌ها و مطابقت آن با نمونه‌اي از عكس مادر و عكس دوران كودكي‌اش اطمينان يافته خانواده مادري‌اش در جستجوي وي هستند.
 
زن سالخورده كه چند هفته پيش با نوه‌اش و شوهر او پس از 52 سال ديدار كرده بود، درباره اين ملاقات مي‌گويد: پيش از اين ديدار من و خانواده‌ام چند بار تلفني با نوه‌ام و خانواده‌اش صحبت كرديم. خيلي خوشحال بودم و فقط اشك مي‌ريختم. روزها را مي‌شمردم تا لحظه ديدار فرا برسد و من بتوانم نوه‌ام را پس از اين همه سال ببينم. نمي‌دانستم او شبيه دخترم است يا خير؟
 
نوه، خودش مادربزرگ شده بود
 
وي اضافه كرد: وقتي نوه‌ام با پرواز هوايي به شيراز آمد، همراه خاله‌ها، دايي‌ها و ديگر نوه‌هايم به استقبالش رفتيم. در ميان مسافران در جستجوي گمشده‌ام بودم تا سرانجام متوجه يك زوج عرب‌زبان شديم كه در محوطه فرودگاه منتظر بودند. وقتي نگاهم به آن زن مسافر افتاد، خيلي شبيه دخترم بود. همان‌جا نام نوه‌ام را صدا زدم و وقتي برگشت و مرا ديد، بي‌اختيار اشك در چشمان هر دويمان حلقه زد و همان‌جا فهميدم او گمشده‌ام است و همديگر را در آغوش گرفتيم و گريستيم.
 
مادربزرگ ادامه داد: در گفتگو با نوه‌ام متوجه شدم در اين مدت او همراه پدر و عمه‌اش كه مجرد بوده، در بحرين زندگي مي‌كرده و سه ماه پس از ازدواج نوه‌ام، پدرش فوت مي‌كند. او از اين‌كه نمي‌دانسته خانواده مادري‌اش چه كساني هستند، در رنج بوده و آرزو مي‌كرده آنها را پيدا كند و اكنون پس از 52 سال به آرزويش رسيد. نوه‌ام اكنون داراي سه دختر و يك پسر است و هشت نوه دارد.
 
در پي اين ديدار شوق‌انگيز درصدد بوديم تا با نوه اين پيرزن شيرازي هم گفت‌وگو كنيم اما وي همراه همسرش به محل زندگي‌شان در بحرين بازگشته بود.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۳۰ - ۱۳۹۱/۰۹/۲۱
چه سخت بود 52 سال دوری.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟
آخرین اخبار