سازماني معروف و بيخاصيت!
عارف سعيدي
کد خبر: ۲۸۹۹۳
| | 7519 بازدید
غزه اكنون نه تنها نماد مظلوميت مسلمانان است، بلكه نماد ذبح انسانيت و حقوق بشر است؛ همان حقوق بشري كه ابزار توانمند غرب در رويارويي با كشورهاي اسلامي يا كشورهاي بيرون از اردوگاه آنهاست.
درباره محاصره غزه و ظلمي كه بر مردمش رفته و ميرود، سخن بسيار گفته و نوشتارهاي فراواني منتشر شده است، اما اين نوشتار كوتاه در پي آن است كه وجهي ديگر اما با بحث كمتر را به چالش بكشد؛ آنگاه كه در سيام مرداد 1348 حادثه آتشسوزي مسجدالاقصي بهانهاي شد تا سازمان كنفرانس اسلامي متولد شود.
درواقع مسأله قابل تأمل آن است كه هر چند زمينهساز شكلگيري سازمان كنفرانس اسلامي، اشغال فلسطين بوده است، اين سازمان در نزديك به چهل سال فعاليت خود، چقدر توانسته است ياريدهنده فلسطينيان به عنوان بخشي از جهان اسلام باشد؟
درباره محاصره غزه و ظلمي كه بر مردمش رفته و ميرود، سخن بسيار گفته و نوشتارهاي فراواني منتشر شده است، اما اين نوشتار كوتاه در پي آن است كه وجهي ديگر اما با بحث كمتر را به چالش بكشد؛ آنگاه كه در سيام مرداد 1348 حادثه آتشسوزي مسجدالاقصي بهانهاي شد تا سازمان كنفرانس اسلامي متولد شود.درواقع مسأله قابل تأمل آن است كه هر چند زمينهساز شكلگيري سازمان كنفرانس اسلامي، اشغال فلسطين بوده است، اين سازمان در نزديك به چهل سال فعاليت خود، چقدر توانسته است ياريدهنده فلسطينيان به عنوان بخشي از جهان اسلام باشد؟
هرچند در اين ميان، سازمانهايي مانند شوراي همكاري خليج فارس يا اتحاديه عرب نيز خنثيتر از هميشه رفتار كردند، اما مسأله سازمان كنفرانس اسلامي بسيار متفاوت است، چراكه به هر شكل، حضور 57 كشور از چهار قاره جهان، قدرتي ويژه ـ البته در تئوري و نظر ـ به اين سازمان ميدهد كه از لحاظ كمي، اتحاديهها و سازمانهاي موفقي مانند اتحاديه اروپا، ناتو، «آ.س.آن» و ديگران از آن برخوردار نيستند.
اما روي ديگر سكه آن است كه فلسفه وجودي اين سازمان چيست؟ يقينا هرچه به عنوان مأموريت اين سازمان تعريف شود، نميتواند بيرون از دايره عزتبخشي و تقويت كشورهاي اسلامي و ملت مسلمان باشد. باري، اگر اصل را بر اين ايده استوار كنيم، متوجه ميشويم آنگاه كه عزت مسلمانان خدشهدار ميشود، اين سازمان حتي از نهادهاي بينالمللي غيراسلامي نيز منفعلتر رفتار ميكند كه البته نوعي نقض غرض صورت گرفته است.
اكنون شايد تحت تأثير نام پرطمطراق و تشكيلات مفصل سازمان كنفرانس اسلامي، هيچ سازمان اسلامي فرامنطقهاي يا حتي فراملي كه بتواند خواستههاي ملت اسلامي را به حق پيگيري كند، نتوانسته است موجوديت پيدا كند، زيرا همه چشم اميدشان به تصميمات اين سازمان فخيمه است، اما آنچه از اين سازمان برنميآيد، تلاشي در خور نام مسلماني و اسلام است. ديگر آنقدر انفعال بر اين سازمان حاكم شده است كه در مسأله غزه ـ كه مورد توجه بيشتر نهادهاي بينالمللي قرار گرفته ـ حتي به صورت نمادين، اقدام به برگزاري نشستي فوقالعاده حتي در سطح وزراي خارجه نكرده است. آخر هر مسلمان دغدغهداري از خود ميپرسد، پس اين سازمان كنفرانس اسلامي، قرار است در كجا و چگونه به ياري مسلمانان بيايد؟
آنچه انگيزه نگاشت اين نوشتار شد، انفعال بيش از پيش سازماني است كه هدف از تشكيل آن ـ خارج از لفاظيها و تعارفات ـ گرفتن حقوق مسلمانان و پاسخ دادن به فريادهاي كمك و ياري آنان و سرانجام تلاش براي عزتمندي اسلام و پيروانش بوده است؛ مسائلي كه هيچيك در مشي و رفتار سازمان كنفرانس اسلامي به چشم نميخورد.
به نظر ميرسد، برخورد خنثي و بيتأثير اين سازمان در حادثه غزه، بهانه مناسبي است تا انديشمندان مسلمان با جديت در پي نقد و عارضهيابي بزرگترين سازمان اسلامي در جهان برايند و در پايان، فضايي ايجاد كنند كه اين سازمان اندكي به خود آمده و به وظايفش پايبند شود، يا اگر به مرحلهاي از ركود رسيده كه از وضع موجود خويش راضي است، تلاشها براي انحلال آن، اينگونه در سطح انديشمندان و نهادهاي مدني كشورهاي اسلامي صورت پذيرد و بر مبناي آن، بنايي كارآمدتر، نوين و مسئوليتپذير شكل گيرد؛ همان رخدادي كه در انتقال جامعه ملل به سازمان ملل ـ هرچند نقد بر اين سازمان هم بسيار است ـ روي داد و در پايان اينكه بايد به دبيركل محترم و رؤساي اين سازمان عرض كنيم، لطفا اندكي جديتر باشيد!
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟





