تکیه دولتی که دیگر این روزها رنگ باخته
ناصرالدین شاه با الهام از اپراهال انگلستان، دستور ساخت تکیه دولت را داد تا دوران طلایی تعزیه در ایران شکل بگیرد؛ نمایش ملی که این روزها به محاق رفته است.
کد خبر: ۲۸۸۹۵۲
| | 14159 بازدید
نگاهی به تاریخ عهد قاجار نمایان میسازد، یکی از نمادهای تهران در آن زمان، «تکیه دولت» بود؛ عمارت بزرگی که تابلوی معروف آن را «کمالالملک» به تصویر کشید؛ مکانی که در ماه محرم، تعزیههای بزرگ و فراوان و عزاداری برای امام شهید در آنجا برگزار میشد. به گزارش «تابناک»، مؤسس تکیه دولت، ناصرالدین شاه بود و در زمان او بود که تعزیه رونق فراوانی گرفت. نمایشی که پیش از شاه قاجار در حیاط کاروانسراهای منازل شخصی برگزار میشد، اینک به میدان تکیه دولت رسیده بود و شاه از فرنگ برگشته ایرانی، با الهام از تماشاخانه «اپراهال» انگلستان، دستور ساخت تکیه دولت را به دوستعلی معیرالممالک داد تا کمکم دوره طلایی تعزیه شکل بگیرد.
از اینجا به بعد را هم که اگر نخوانده باشید، با دیدن سریالهایی چون «شب دهم» خوب میدانید که رضاشاه با ممنوع کردن تعزیه، تکیه دولت را ویران کرد و چراغ این هنر، کمسو گشت، ولی خاموش نشد.

تصویری از تکیه دولت که استاد کمالالملک آن را به تصویر کشیده است. پس از تخریب تکیه دولت، در جای آن بانک ملی معروف بازار را بنا نهادند که هر ساله و در روزهای ماه محرم، گویا به پاسداشت مراسم تعزیههایی که در آن برگزار میشده، همه ساختمان و حتی درختان آن را هم سیاهپوش میکنند.
اما با پیروزی انقلاب، هرچند این هنر از ممنوعیت به در نیامد، به دوران طلایی گذشته هم نرسید و این گونه بود که از آن پس، تعزیه تنها هنری است که در شهرستانها و روستاها گرامی داشته شده و در تهران در فضای باز تئاتر شهر برگزار میشود.
در این باره باید گفت، هماکنون نزدیک به دو سال از ثبت جهانی این هنر و میراث معنوی ایرانی میگذرد، ولی باز این تهدید هست که به مانند دیگر مفاخر تاریخی و معنوی کشورمان ـ که پس از ثبت جهانی بیشتر به فراموشی سپرده شد تا این که از آن برای بالندگی فرهنگ بهره برده شود ـ تعزیه هم به محاق برود.
بنا به گفته محققان، نزدیک ۳۵۶ مجلس تعزیه وجود دارد که میتواند هر روز در سال اجرا شود؛ به عبارت دیگر، تعزیه تنها در مجالس عزاداری خلاصه نمیشود و اگر جای ثابتی به این هنر اصیل اختصاص یابد، میتواند در همه روزهای سال برنامه داشته باشد. شاه شاعر قاجار درک درستی از این هنر داشته که با الهام از سالن تئاتر مجلل انگلیسی، دستور ساخت بنایی برای به نمایش درآمدن این هنر را داد تا این نمایش بومی بسان نمایشها و ارکسترهایی که وی در فرنگ دیده بود، صاحب مکانی مجلل و با شکوه برای دیدن باشند.
این مهم پس از ثبت جهانی تعزیه در ایران هم وعده داده شده و خبرهایی از ساخت خانه تعزیه و یا ایجاد موزه تعزیه به میان آمده که هنوز محقق نشده است؛ و اما این که میگوییم به رغم ثبت جهانی تعزیه، این هنر به فراموشی رفته، برای این است که اکنون این نمایش به جز روستاهایی که هنوز این مراسم را سنتی برگزار میکنند، در دیگر نقاط، به یک مدل تزئینی در دهه نخست محرم درآمده که با پایان آن فراموش میشود.
تعزیه جایگزین آسیبهای عزاداری محرم
هر ساله در ماه محرم، روشها و نمادهای جدید عزاداری و گفتههای جدیدی پدید میآید که گاه از آن به آسیبهای عزاداریهای ایام محرم یاد میشود. پیش از این که تحولات اجتماعی بیست سال اخیر در عرصههای گوناگون اجتماعی صورت بگیرد و سبک زندگی ایرانیها و به دنبال آن عزاداریها را هم تغییر بدهد، معلم شهید استاد مرتضی مطهری در کتاب حماسه حسینی به آن پرداخته بود، ولی بخش فراوانی از سخنان ایشان به بحث محتوایی و روایی ماجرای عاشورا میپرداخت.
اکنون و در سالهای اخیر، بیشتر شکل عزاداریها دستخوش تغییرات شده است. گستردگی مراسم عزاداری در ایران و شور عمومی، باعث شده تا نتوان با برخی از آسیبهایی که گونه عجیب و اشتباهی به خود گرفته است، درست کرد. متنهای عجیبی که برخی برای مداحیهای خود برمیگزینند، ماشیننوشتههایی که گاه به جملات زشت و ناپسند کشیده میشود، مدهای جدیدی که باعث میشود، حاشیه بر متن در این روزها چیره شود و مسائل دیگری که همه کم و بیش در این روزها آنها را دیده باشیم؛ راهاندازی دستههای عزاداری در ساعتهای پایانی روز با سروصدای فراوان و بستن خیابانها و چه و چه و چه که همه و همه به رغم این که برخاسته از شور و علاقه عاشقان حسینی است، هم از نگاه ایجاد مزاحمت برای شهروندان و هم پدید آوردن شبهات جدید در این ماجرا پسندیده نیست.
بها دادن به مجالس شبیه خوانی و رونق دوباره بخشیدن به این هنر ایرانی ـ که رو به فراموشی گذاشته ـ میتواند یکی از راهکارهای مبارزه با انحرافات عقیدتی و رفتاری باشد که در محرم انجام میگیرد. بیگمان، راهاندازی مجالس تعزیه خوانی در سال و تصمیم برای ساخت مکان جداگانه برای این هنر در شهرهای گوناگون، افزون بر زنده نگاه داشتن این هنر ملی و اصلاح رفتارهای نادرست در عزاداریها، موجب افزایش سرانه محصولات فرهنگی در سبد خانوارها میشود.
تجربه مجموعههایی چون تئاتر شهر، تالار وحدت، تالار مولوی که در سالیان سال، محل گرد هم آمدن علاقهمندان به هنرهای گوناگون بودند، نشان داده که ایجاد زیرساخت، میتواند به گسترش این هنرها کمک کند. اکنون که هنر ملی تعزیه ـ به رغم وجود رقیب قدرتمندی چون ترکیه که آن هم سعی در ثبت جهانی آن را داشت ـ از سوی کشورمان به ثبت رسیده و با توجه به برگزاری باشکوه آن در روستاهای کشورمان چون نوش آباد اصفهان، تصمیم بهایجاد فضاهایی چون تکیه دولت ـ که این هنر را بار دیگر با شکوه فراوان به میان مردم بازگرداند ـ ضروری به نظر میرسد.
به عبارتی بهتر، چه به منظور آسیب زدایی از مقدسات به ماجرا نگریسته و با نگاه پاسداشت از ارزشها به تعزیه بنگریم و چه این هنر را تجلی عاشورا در مکتب هنر سرزمینمان بدانیم، چه به دنبال حفظ میراث فرهنگی کشورمان بوده و یا حتی از زاویه دید جاذبه گردشگری به ماجرا نگاه کنیم، سالهاست که جای قدیمیترین هنر نمایشی در کشورمان خالی مانده و شگفتانگیزتر این که هیچ برنامهای برای پر کردن آن در دستور کار نداریم؛ آن هم در شرایطی که هیچ سیاستمدار و مسئولی در معرفی مؤلفههای ایرانی به جهانیان شکی به خود راه نمیدهند و حتی «جهانی شدن»، موضوع محوری، مدتهای طولانی در ادبیات سیاسیون کشورمان لقب گرفته است.
اکنون کافی است به این سنگ بزرگ ـ که قدما آن را نشانه نزدن دانستهاند ـ مسائل بنیانیتری چون مسلمان و شیعه بودن جمعیت غالب کشورمان را بیفزاییم، تا با این پیشدرآمد که دوستی علی و خاندان پاکش، ریشه در اعماق جانمان دارد، غفلت از «تعزیه» و کارکردهای مثبت آن برایمان حکم کوتاهی بزرگی بیابد که به هیچ وجه توجیه شدنی نیست؛ چه آن که اگر به اندیشه راهاندازی چیزی شبیه به «تعزیه ملی» (بسان ارکستر ملی، رسانه ملی و...) هم بیفتیم، بیراه نباشد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


