وقتی الگوی جوانان ایرانی فرنگی میشود
کد خبر: ۲۸۸۸۶۵
| | 3866 بازدید
از نحوه قرار گرفتن سیگار برگ روی لب آل پاچینو در فیلم «صورت زخمی» تا «نه غلام» گفتن حمید لولایی در فیلم زیر آسمان شهر، از طراحی لحظه به لحظه لباس توسط جیورجیو آرمانی برای کریستیانو رونالدو و رقابتشان با طراحیهای دویچه و گابانا برای لیونل مسی همگی سوژههایی است برای تقلید و نه الگوبرداری برای جوانانی که میخواهند خود را در قامت شخصیتهای شناخته شده به رخ بکشند.
میشود شبیه کسی که هیچ شناختی از او ندارد، ظاهری با او یکسان و باطنی که نمی شناسدش، با چند سکانس از یک فیلم و چند پوستر تبلیغاتی به او دل میبندد و دلشیفته اش میشود تا تمام وجود ظاهری اش با الگویش یکسان شود تا هرکسی او را میبیند اولین جمله اش این باشد که "وای چقدر شبیه... "
به گزارش ایسنا، غلامرضا استیفا – جامعه شناس و استاد دانشگاه – معتقد است: الگوسازی در اتاقهای دربسته بدون اینکه بر روی خواست، گرایش و تمایلات جوانان مطالعهای شده باشد تاثیری ندارد و ممکن است با مخالفت جوانان در پذیرش این الگوها مواجه شویم و در نهایت به نقطهای میرسیم که دستمان از هر چیزی که بتوان به آنان ارائه کرد خالی میشود.
وی میافزاید: جوانان تغییر و پویایی را دوست دارند و سکون برایشان آزاردهنده است و اگر نتوانیم به درستی برای این تغییر و پویایی برنامه ریزی کنیم ممکن است جوانان به هر سمت و سویی کشیده شوند.
به گزارش ایسنا، شاید حتی اگر در این اتاقهای دربسته به درستی نیز برای جوانان برنامه ریزی میشد امروز کمتر شاهد فاصله گرفتن جوانان از الگوهای داخلی و یکهتازی شخصیتهای غربی همچون بکهام، دنیرو، آرنولد و رونالدو ... به عنوان الگو بودیم.
حیدر تورانی استاد مدیریت آموزش با اعتقاد بر اینکه غربیها علایق و ذائقهی جوانان ما را به درستی درک کردهاند، خاطرنشان میکند: عدم الگو پذیری جوانان ما ناشی از ارائه ضعف الگو در داخل کشور است و غربیها با نشر کتاب و ساختن فیلم، گیم و موسیقی با حرفه و تکنیک خاص توجه جوانان ما را به سمت خود جلب میکنند.
بنابراین گزارش، در سنینی که پسران و دختران ذهنشان هم چون صفحه خالی گرامافونی آماده پذیرش و ثبت و ضبط تمامی وقایع و پدیدههای پیرامونیشان است نمیتوان پدران و مادران را تنها ارکان تربیتی فرزندان دانست. شاید تلویزیون و برنامههایش، سینما و فیلمهایش، کامپیوتر و بازیهایش، مدرسه و معلمانش همگی پدران و مادران فرزندان هر جامعهای هستند.
علی 18 ساله انریکو خواننده اسپانیایی را خیلی دوست دارد و تمام آرزویش این است که در زندگی اش شبیه او باشد!
او ناراحت است از اینکه صدای خوبی ندارد و نمیتواند خواننده شود ولی میگوید: تمام تلاشم را میکنم تا هرکسی مرا ببیند بگوید شبیه او هستم، تمام دیوارهای اتاقم را از عکس هایش پر کردهام، آهنگهای او را گوش میدهم و هرروز پای اینترنت مینشینم تا اخبار و آهنگ جدیدش را پیگیری کنم و ... اما اینکه او چقدر شخصیت الگویش را میشناسد و چقدر بر رفتار و افکارش آگاهی دارد سوالی است که از پاسخ به آن درمانده است.
امیر بهادرهم جوان 30 سالهایست که به گفته خود در زندگی الگوی خاصی نداشته و الگو داشتن را اصلا درست نمی داند و میگوید: نمی خواهم برای مردم زندگی کنم و سعی می کنم آنگونه که خودم دوست دارم باشم.
پاسخ او در مورد خالکوبی بازویش و گردنبندهایی که به گردن داشت و به هر حال نشان از الگوبرداری است، اینگونه است: یکی از این گردنبندها چشم زخم استرالیایی است و از آن زمان که این گردنبند را دارم اصلا بد نیاوردم، خالکوبی ام را هم 10 سال پیش در تایلند انجام دادم که از یک طرف تصویر شیطان است و از یک سو هم چهره یک زن است که در حال حاضر بسیار پشیمانم و به دنبال دکتری هستم برای پاک کردنش.
به گزارش ایسنا، نظر کارشناسان در مورد مهم ترین رکن جامعه و امور تربیتی جوانان متفاوت است، به طوریکه استیفا خانواده و رسانه را مهم ترین عامل در تربیت فکری و ظاهری جوانان میداند و بیان میکند: تاثیر خانواده و رسانه و تعامل این دو نهاد برای تاثیر گذاری بر روی جوانان برای تایید یا عدم تایید الگو بسیار بالاست.
این در حالیست که تورانی در این باره نظر دیگری دارد و عنوان میکند: آموزش و پرورش مهم ترین نهاد برای الگوسازی و ارائه الگوست و باید روشهای تربیتی از طریق این نهاد به خانوادهها آموزش داده شود و الگوها به عنوان مثالهای عینی در فرآیند تربیتی مطرح شوند تا بتوان از تاثیرآنها استفاده کرد.
تورانی به نکته دیگری هم اشاره و تصریح میکند: قبل از مطرح کردن نام افراد نیاز به مطرح کردن و شناساندن آرمانها و ارزشهای الگوها داریم و باید اندیشه، افکار و رفتارهای آنها را مدنظر قرار دهیم نه اینکه با نام آنها بازی کنیم.
به گزارش ایسنا، در تاریخ این مرز و بوم، کم نیستند افرادی که در عرصههای مختلف فرهنگی، نظامی، علمی، اقتصادی و .... سرآمدند، اما هنوز هم گمنام اند. به راستی برای معرفی واقعی این بزرگان به نسل جوان و نوجوان چه کردهایم؟
نامگذاری بزرگراهها و معابر به نام شهدا و بزرگان فرهنگ و ادب و برگزاری همایشهای سالیانه به نام آنها، اگر چه گامی در جهت معرفی و ترویج یاد و آرمانهای این عزیزان است، اما بسنده نیست، به راستی چند درصد از مردم با شخصیت و آرمانهای آنها آشنا هستند؟ تنها به نامها بسنده کردن کافی است؟ شاید ناب بودن هویت این افراد هرگز از بین نرود؛ اما جریان سیال زمان از تکرار گریزان است، جوانانی که با تغییر لحظه به لحظه شرایط اجتماعی، اقتصادی و زمانی همراه هستند.
بنیامین 24 ساله که معتقد است الگو دارد، میگوید: انسان با توجه به زمینههای مورد علاقهاش می تواند در زمینههای فرهنگی و اخلاقی، سیاسی، ورزشی و...دارای الگو باشد.
وی الگوهای خود را در زندگی به دو بخش تقسیم وعنوان میکند: خانواده و نزدیکان الگوهایم هستند و رفتار و اخلاقیاتی که آنها در شرایط مختلف از خود نشان میدهند و تعاملاتی که با خود و دیگران دارند بسیار برایم حایز اهمیت است.
جوانانی که امروزه برای معرفی و پذیرش خود در گروه همسالانشان باید یا از مدل موی آن بازیکن فوتبال یا شلوارجین پارهی آن بازیگر سینما سخن بگویند و تمامی هنر و وقت خود را برای مشابه شدن به این افراد مصرف کنند، درنهایت به تناقضهایی میرسند که نه تعریف جامعی از الگو و الگوبرداری دارند و نه استفاده درست از آن را میدانند.
محمد ثقفی - جامعه شناس و استادیار دانشگاه، ارائه الگو به جوانان بر حسب فرهنگ و مقتضیات زمان را یک روش متداول و قابل قبول میداند و خاطرنشان میکند: باید بفهمیم جوانان چه جنبههایی از فرهنگ سنتی را نمی پسندند و چه ابعادی از این فرهنگ را نمیخواهند تا بتوانیم به نحوی درست با آنان در تعامل باشیم.
وی ادامه میدهد: ارزشهای روز باید با هنجارهای جامعه تلطیف شود تا بتوان نمونههای خاص را که در زمینه ارائه الگو در جامعه مدنظر داریم به آنان معرفی کنیم.
ثقفی تیپ شناسی را راهکار تشخیص تمایلات و گرایشات جوانان امروز برای ارائه الگوی مورد پذیرش به آنها میداند و اظهار میکند: تمایلات و گرایشهای جوانان باید از طریق تحقیقات اجتماعی به صورت پرسشنامه مطرح و کارشناسان بر اساس نوع پاسخ جوانان تیپ مورد علاقهی آنها را بشناسند.
به گزارش ایسنا، امیرعلی لباس فروشی مردانه دارد، او با بیان میکند: الگو برداری از پوشش مانکن های غربی که در شبکههای ماهوارهای شاهد آنها هستیم هم جلب توجه میکند و هم میتواند به صورت عینی این پوششها را به جوانان نشان دهد تا سبب شود اجناسش به فروش رود.
وی میافزاید: جوانان امروزی به شدت ظاهر بین هستند و به این علاقه مندند که از مد روز عقب نمانند،غالبا نمیدانند این لباسها را چه کسانی طراحی کردهاند و متناسب با چه فرهنگی است.
او میپرسد: مگر ما طراحی لباس ملی پسرانه داریم؟ الگوی لباس ملی داریم؟ جز نوشتن چند بیت شعر بر روی لباسهایی که بسیار ساده و غیر جذاباند کاری انجام دادهایم؟ توقع زیادی است که بخواهیم جوانان ما لباسهایی را که طراحیهای فوق العاده زیبای غربی را کنار بگذارند و به لباسهایی که حتی ساعتی هم بر روی آنها کار نشده روی آورند.
بنابراین گزارش، هرچند همگی این جوانان الگو برداری را در صورتی که کاملا آگاهانه باشد و با شناخت صورت پذیرد؛ کاملا مفید می دانند، ولی در شریطی که الگوهای موجود در کشورمان که کم هم نیستند به درستی به جوانان معرفی نشده و در این زمینه فرهنگسازی نمیشود، میتوان از جوانان توقع داشت تا خلاءهایشان را با الگوهای خارجی پر نکنند؟
میشود شبیه کسی که هیچ شناختی از او ندارد، ظاهری با او یکسان و باطنی که نمی شناسدش، با چند سکانس از یک فیلم و چند پوستر تبلیغاتی به او دل میبندد و دلشیفته اش میشود تا تمام وجود ظاهری اش با الگویش یکسان شود تا هرکسی او را میبیند اولین جمله اش این باشد که "وای چقدر شبیه... "
به گزارش ایسنا، غلامرضا استیفا – جامعه شناس و استاد دانشگاه – معتقد است: الگوسازی در اتاقهای دربسته بدون اینکه بر روی خواست، گرایش و تمایلات جوانان مطالعهای شده باشد تاثیری ندارد و ممکن است با مخالفت جوانان در پذیرش این الگوها مواجه شویم و در نهایت به نقطهای میرسیم که دستمان از هر چیزی که بتوان به آنان ارائه کرد خالی میشود.
وی میافزاید: جوانان تغییر و پویایی را دوست دارند و سکون برایشان آزاردهنده است و اگر نتوانیم به درستی برای این تغییر و پویایی برنامه ریزی کنیم ممکن است جوانان به هر سمت و سویی کشیده شوند.
به گزارش ایسنا، شاید حتی اگر در این اتاقهای دربسته به درستی نیز برای جوانان برنامه ریزی میشد امروز کمتر شاهد فاصله گرفتن جوانان از الگوهای داخلی و یکهتازی شخصیتهای غربی همچون بکهام، دنیرو، آرنولد و رونالدو ... به عنوان الگو بودیم.
حیدر تورانی استاد مدیریت آموزش با اعتقاد بر اینکه غربیها علایق و ذائقهی جوانان ما را به درستی درک کردهاند، خاطرنشان میکند: عدم الگو پذیری جوانان ما ناشی از ارائه ضعف الگو در داخل کشور است و غربیها با نشر کتاب و ساختن فیلم، گیم و موسیقی با حرفه و تکنیک خاص توجه جوانان ما را به سمت خود جلب میکنند.
بنابراین گزارش، در سنینی که پسران و دختران ذهنشان هم چون صفحه خالی گرامافونی آماده پذیرش و ثبت و ضبط تمامی وقایع و پدیدههای پیرامونیشان است نمیتوان پدران و مادران را تنها ارکان تربیتی فرزندان دانست. شاید تلویزیون و برنامههایش، سینما و فیلمهایش، کامپیوتر و بازیهایش، مدرسه و معلمانش همگی پدران و مادران فرزندان هر جامعهای هستند.
علی 18 ساله انریکو خواننده اسپانیایی را خیلی دوست دارد و تمام آرزویش این است که در زندگی اش شبیه او باشد!
او ناراحت است از اینکه صدای خوبی ندارد و نمیتواند خواننده شود ولی میگوید: تمام تلاشم را میکنم تا هرکسی مرا ببیند بگوید شبیه او هستم، تمام دیوارهای اتاقم را از عکس هایش پر کردهام، آهنگهای او را گوش میدهم و هرروز پای اینترنت مینشینم تا اخبار و آهنگ جدیدش را پیگیری کنم و ... اما اینکه او چقدر شخصیت الگویش را میشناسد و چقدر بر رفتار و افکارش آگاهی دارد سوالی است که از پاسخ به آن درمانده است.
امیر بهادرهم جوان 30 سالهایست که به گفته خود در زندگی الگوی خاصی نداشته و الگو داشتن را اصلا درست نمی داند و میگوید: نمی خواهم برای مردم زندگی کنم و سعی می کنم آنگونه که خودم دوست دارم باشم.
پاسخ او در مورد خالکوبی بازویش و گردنبندهایی که به گردن داشت و به هر حال نشان از الگوبرداری است، اینگونه است: یکی از این گردنبندها چشم زخم استرالیایی است و از آن زمان که این گردنبند را دارم اصلا بد نیاوردم، خالکوبی ام را هم 10 سال پیش در تایلند انجام دادم که از یک طرف تصویر شیطان است و از یک سو هم چهره یک زن است که در حال حاضر بسیار پشیمانم و به دنبال دکتری هستم برای پاک کردنش.
به گزارش ایسنا، نظر کارشناسان در مورد مهم ترین رکن جامعه و امور تربیتی جوانان متفاوت است، به طوریکه استیفا خانواده و رسانه را مهم ترین عامل در تربیت فکری و ظاهری جوانان میداند و بیان میکند: تاثیر خانواده و رسانه و تعامل این دو نهاد برای تاثیر گذاری بر روی جوانان برای تایید یا عدم تایید الگو بسیار بالاست.
این در حالیست که تورانی در این باره نظر دیگری دارد و عنوان میکند: آموزش و پرورش مهم ترین نهاد برای الگوسازی و ارائه الگوست و باید روشهای تربیتی از طریق این نهاد به خانوادهها آموزش داده شود و الگوها به عنوان مثالهای عینی در فرآیند تربیتی مطرح شوند تا بتوان از تاثیرآنها استفاده کرد.
تورانی به نکته دیگری هم اشاره و تصریح میکند: قبل از مطرح کردن نام افراد نیاز به مطرح کردن و شناساندن آرمانها و ارزشهای الگوها داریم و باید اندیشه، افکار و رفتارهای آنها را مدنظر قرار دهیم نه اینکه با نام آنها بازی کنیم.
به گزارش ایسنا، در تاریخ این مرز و بوم، کم نیستند افرادی که در عرصههای مختلف فرهنگی، نظامی، علمی، اقتصادی و .... سرآمدند، اما هنوز هم گمنام اند. به راستی برای معرفی واقعی این بزرگان به نسل جوان و نوجوان چه کردهایم؟
نامگذاری بزرگراهها و معابر به نام شهدا و بزرگان فرهنگ و ادب و برگزاری همایشهای سالیانه به نام آنها، اگر چه گامی در جهت معرفی و ترویج یاد و آرمانهای این عزیزان است، اما بسنده نیست، به راستی چند درصد از مردم با شخصیت و آرمانهای آنها آشنا هستند؟ تنها به نامها بسنده کردن کافی است؟ شاید ناب بودن هویت این افراد هرگز از بین نرود؛ اما جریان سیال زمان از تکرار گریزان است، جوانانی که با تغییر لحظه به لحظه شرایط اجتماعی، اقتصادی و زمانی همراه هستند.
بنیامین 24 ساله که معتقد است الگو دارد، میگوید: انسان با توجه به زمینههای مورد علاقهاش می تواند در زمینههای فرهنگی و اخلاقی، سیاسی، ورزشی و...دارای الگو باشد.
وی الگوهای خود را در زندگی به دو بخش تقسیم وعنوان میکند: خانواده و نزدیکان الگوهایم هستند و رفتار و اخلاقیاتی که آنها در شرایط مختلف از خود نشان میدهند و تعاملاتی که با خود و دیگران دارند بسیار برایم حایز اهمیت است.
جوانانی که امروزه برای معرفی و پذیرش خود در گروه همسالانشان باید یا از مدل موی آن بازیکن فوتبال یا شلوارجین پارهی آن بازیگر سینما سخن بگویند و تمامی هنر و وقت خود را برای مشابه شدن به این افراد مصرف کنند، درنهایت به تناقضهایی میرسند که نه تعریف جامعی از الگو و الگوبرداری دارند و نه استفاده درست از آن را میدانند.
محمد ثقفی - جامعه شناس و استادیار دانشگاه، ارائه الگو به جوانان بر حسب فرهنگ و مقتضیات زمان را یک روش متداول و قابل قبول میداند و خاطرنشان میکند: باید بفهمیم جوانان چه جنبههایی از فرهنگ سنتی را نمی پسندند و چه ابعادی از این فرهنگ را نمیخواهند تا بتوانیم به نحوی درست با آنان در تعامل باشیم.
وی ادامه میدهد: ارزشهای روز باید با هنجارهای جامعه تلطیف شود تا بتوان نمونههای خاص را که در زمینه ارائه الگو در جامعه مدنظر داریم به آنان معرفی کنیم.
ثقفی تیپ شناسی را راهکار تشخیص تمایلات و گرایشات جوانان امروز برای ارائه الگوی مورد پذیرش به آنها میداند و اظهار میکند: تمایلات و گرایشهای جوانان باید از طریق تحقیقات اجتماعی به صورت پرسشنامه مطرح و کارشناسان بر اساس نوع پاسخ جوانان تیپ مورد علاقهی آنها را بشناسند.
به گزارش ایسنا، امیرعلی لباس فروشی مردانه دارد، او با بیان میکند: الگو برداری از پوشش مانکن های غربی که در شبکههای ماهوارهای شاهد آنها هستیم هم جلب توجه میکند و هم میتواند به صورت عینی این پوششها را به جوانان نشان دهد تا سبب شود اجناسش به فروش رود.
وی میافزاید: جوانان امروزی به شدت ظاهر بین هستند و به این علاقه مندند که از مد روز عقب نمانند،غالبا نمیدانند این لباسها را چه کسانی طراحی کردهاند و متناسب با چه فرهنگی است.
او میپرسد: مگر ما طراحی لباس ملی پسرانه داریم؟ الگوی لباس ملی داریم؟ جز نوشتن چند بیت شعر بر روی لباسهایی که بسیار ساده و غیر جذاباند کاری انجام دادهایم؟ توقع زیادی است که بخواهیم جوانان ما لباسهایی را که طراحیهای فوق العاده زیبای غربی را کنار بگذارند و به لباسهایی که حتی ساعتی هم بر روی آنها کار نشده روی آورند.
بنابراین گزارش، هرچند همگی این جوانان الگو برداری را در صورتی که کاملا آگاهانه باشد و با شناخت صورت پذیرد؛ کاملا مفید می دانند، ولی در شریطی که الگوهای موجود در کشورمان که کم هم نیستند به درستی به جوانان معرفی نشده و در این زمینه فرهنگسازی نمیشود، میتوان از جوانان توقع داشت تا خلاءهایشان را با الگوهای خارجی پر نکنند؟
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


