از حماسه خداداد تا حماسه کفاشیان
هر گاه 8 آذر می رسد هم خوشحالی آن روز دوباره به وجدمان می آورد و هم آه وافسوس آن باقی است که چرا با گذشت 15 سال از آن روز تاریخی ما و اهالی فوتبال فراموش کرده ایم که برای تکرار حماسه نیاز به حماسه سازان و حماسه سازداریم .
امروز که هنوز تعدادی از بازماندگان آن نسل طلایی در فوتبال ما هنوز هم می درخشند و قفل بسیاری بدست انها در باشگاههای خودشان باز می شود سوال می کنیم چرا در خواب حماسه ملبورن خوابیده ایم و فقط حرف می زنیم؟
چرا نمی خواهیم قبول کنیم که با خاطرات نمی توان زندگی کرد و باید با واقعیات جلو رفت؟
بله، یک زمانی ما آنقدر بازیکن خوب در فوتبال زمین های خاکی و کوچه پس کوچه ها داشتیم که از بین همانها برای مقدماتی جام جهانی و دیدار با تیم های عربی نفرات دوم و سوم خودمان را وارد زمین می کردیم اما امروز کاسه چه کنم بدست گرفته ایم و هنوز هم منتظریم حماسه سازی سر برسد و تیر خلاص را بزند تا شاید با اما و اگر به جام جهانی رفتیم؟
گیرم که رفتیم و بعد از آن چه کنیم؟
بعد از حماسه ملبورن یکبار دیگر و بازهم با تکیه بر همان نسل طلایی به جام جهانی رفتیم اما حالا به چنان گردنه سختی خورده ایم که ممکن است برای دومین دوره پیاپی بازهم باید در حسرت جام جهانی بنشینیم.
اما اگر بعد از همان حماسه ملبورن شروع می کردیم و عنان تیم های نوجوانان و جوانان در باشگاهها و در تیم ملی را به دلال ها و آدم های کاسب کار نمی دادیم اکنون آنقدر نوجوان و جوان خوب داشتیم که همانند ژاپن از نیمه راه ، صعودمان را به جام جهانی جشن می گرفتیم.
حقیقت اینجاست که ما دیگر نمی توانیم به استعدادها و نبوغ ذاتی بازیکنان خود در آسیا ببالیم که از این حیث نیز تهی هستیم.
کدام بازیکن را در لیگ برتر سراغ دارید که بتواند یار مستقیم خود را دریبل بزند و از سر راه بردارد؟
علی کریمی و یکی دو بازیکن دیگر را فاکتور بگیریم که آنها هم ماحصل تشکیلاتی بالا آمدن در این فوتبال نیستند و بیاییم از همین ژاپن و کره الگو بگیریم تا ده سال بعد به قافله فوتبال آسیا برسیم.
به میانگین سنی تیم های بزرگ ما مثل استقلال و پرسپولیس و سپاهان نگاه کنید و آنگاه ببینید تیم ملی دارای چه میانگین سنی است.
با این اوضاع چه توقعی داریم و چرا پول های زبان بسته را به بازیکنان پا بسن گذاشته و مربیان خارجی با اسم و رسم می دهید.
آیا اینها با این شرایط می خواهند معجزه کنند؟
امروز هم که فدراسیون فوتبال ایران به عنوان برترین فدراسیون آسیا از سوی afcانتخاب شده حتما اهالی فدراسیون از بابت این هنرنمایی خود به خود می بالند و اینجاست که به دست اندرکاران کنفدراسیون فوتبال آسیا هم شک می کنیم چرا که یا شاخصه های ایشان با واقعیات نمی خواند و یا اینکه باید به کارشناسان و اهالی فن در فوتبال ایران شک کرد.
ای کاش این توان و هنری که دوستان فدراسیونی بخرج دادند تا به عنوان فدراسیون نمونه انتخاب شوند یک مقدار آن را خرج راه صعود تیم ملی به جام جهانی هم می کردند تا امروز به اما و اگر نیفتیم اما افسوس که معادلات فوتبال ما دست کسانی افتاده که مار را می کشند و می گویند این مار است و فکر هم می کنند مردم همچنان عامی و بیسواد هستند غافل از اینکه ماری که آقایان امروز کشیده اند برای دوران قدیم بود و نه امروز که مردم ما با بینش کامل و با درک بالا امور را رصد می کنند و فرق صره از ناصره را تشخیص می دهند.
کفاشیان را نمی گوییم که او هم یکی از اجزای بزرگ ناکامی فوتبال ماست اما نگاه کنید ببینید تیم های نوجوانان و جوانان باشگاه های بزرگ را چه کسانی و چگونه و با چه اهدافی بر عهده دارند!
بیاییم کاری کنیم که دلسوختگان و عاشقان واقعی فوتبال بار دیگر آستین همت بالا بزنند و بروند دنبال استعدادهای ناب تا فوتبال ما از این بی عیاری خارج شود.
متاسفانه نتیجه گرایی باشگاهها و حضور مدیران عشق پول و شهرت در باشگاهها کار را بجایی رسانده که آدم های کاربلد از اطراف فوتبال فراری شده اند و کسانی در باشگاههای ما مشغول به کارند که دلشان به حال جیبشان می سوزد نه فوتبال و تا وضع بر همین منوال است تا سالهای سال باید حماسه 8 آذر 76 را جشن بگیریم و با خاطرات آن روز دلخوش به فوتبال باشیم.


