تهديد وحشتناك به اسيدپاشي عمهها از داخل زندان
کد خبر: ۲۸۸۰۷۴
| | 5591 بازدید
مرد جوان وقتي به خاطر اشغال زمينهاي كشاورزي پدر بزرگش به زندان افتاده بود عمههايش را تهديد به قتل و اسيدپاشي كرد. برادرزاده زورگو اجازه نميداد عمههايش با گذشت 17 سال از مرگ پدرشان، پاي در زمينهاي كشاورزي بگذارند و از آن بهرهبرداري كنند.
به گزارش ایران 20 سال پيش مرد كشاورزي زمينهايي را كه توسط خيري به آستان مقدس حضرت شاه عبدالعظيم در شهر ري وقف شده بود، اجاره كرد تا روي زمينها كشاورزي بكند و در ازاي فعاليتش اجاره آن را به آستان مقدس پرداخت كند. هنوز 3 سالي از اجاره زمينها نگذشته بود كه پيرمرد كشاورز به خاطر بيماري قلبي جان سپرد و پسر بزرگ خانواده كار در زمينهاي كشاورزي را ادامه داد و هر سال پس از برداشت محصول، اجاره آن را به آستان مقدس پرداخت
ميكرد. جالب اينكه هر بار دختران پيرمرد كشاورز سهم خودشان را از برادرشان ميخواستند با اعتراضات برادرزادهشان روبهرو ميشدند و اين واكنشها با درگيري لفظي و مشاجره پايان مييافت. برادرزاده جوان ادعا ميكرد چون پدرش 17 سال است روي زمينها كشاورزي كرده، بنابراين آنها روي زمينها حق آب و گل دارند و هيچ سودي از برداشت محصول به عمهها تعلق نميگيرد. با روشن شدن تصرف اين زمينها بهوسيله برادرزاده جوان، عمههايش به فكر چارهجويي افتادند. آنها با تنظيم دادخواست مطالبه اجرتالمثل ايام تصرف، به شعبه 4 دادگاه حقوقي شهر ري رفتند.
وقتي جلسه دادگاه رسيد و پدر و پسر طمعكار، وصيتنامه جعلي همراه خودشان به دادگاه بردند قاضي و عمههاي اين پسر و حتي كارشناسان وصيتنامه را نپذيرفتند و برادرزاده جوان بهخاطر پرداخت نكردن اجرتالمثل 70ميليوني به زندان محكوم شد. اما مزاحمتهاي وي پايان نداشت چرا كه هر روز از زندان با عمههايش تماس ميگرفت و به آنها ناسزا ميگفت. برادرزاده خشمگين حتي عمههايش را از داخل زندان تهديد به قتل و اسيدپاشي كرد تا اينكه يكي از عمهها صداي برادرزادهاش را ضبط كرد و آن را نزد قاضي برد و دادخواست كيفري با موضوع ناسزاگويي و تهديد به قتل از وي تنظيم كرد. قاضي پرونده مرد زنداني را ممنوع المكالمه كرد و حتي اجازه مرخصي نيز به وي نداد.
بعد از پايان دوره مجازات، برادرزاده جوان از عمههايش رضايت گرفت و با وثيقه سنگيني از زندان آزاد شد. با آزادي از زندان عمههاي اين پسر از اجرتالمثل زمينها گذشتند و از «حق نسق» آن رضايت دادند. اما همچنان مزاحمتهاي برادرزادهشان ادامه داشت و آنها را تهديد به قتل و اسيدپاشي ميكرد.
به گزارش ایران 20 سال پيش مرد كشاورزي زمينهايي را كه توسط خيري به آستان مقدس حضرت شاه عبدالعظيم در شهر ري وقف شده بود، اجاره كرد تا روي زمينها كشاورزي بكند و در ازاي فعاليتش اجاره آن را به آستان مقدس پرداخت كند. هنوز 3 سالي از اجاره زمينها نگذشته بود كه پيرمرد كشاورز به خاطر بيماري قلبي جان سپرد و پسر بزرگ خانواده كار در زمينهاي كشاورزي را ادامه داد و هر سال پس از برداشت محصول، اجاره آن را به آستان مقدس پرداخت
ميكرد. جالب اينكه هر بار دختران پيرمرد كشاورز سهم خودشان را از برادرشان ميخواستند با اعتراضات برادرزادهشان روبهرو ميشدند و اين واكنشها با درگيري لفظي و مشاجره پايان مييافت. برادرزاده جوان ادعا ميكرد چون پدرش 17 سال است روي زمينها كشاورزي كرده، بنابراين آنها روي زمينها حق آب و گل دارند و هيچ سودي از برداشت محصول به عمهها تعلق نميگيرد. با روشن شدن تصرف اين زمينها بهوسيله برادرزاده جوان، عمههايش به فكر چارهجويي افتادند. آنها با تنظيم دادخواست مطالبه اجرتالمثل ايام تصرف، به شعبه 4 دادگاه حقوقي شهر ري رفتند.
وقتي جلسه دادگاه رسيد و پدر و پسر طمعكار، وصيتنامه جعلي همراه خودشان به دادگاه بردند قاضي و عمههاي اين پسر و حتي كارشناسان وصيتنامه را نپذيرفتند و برادرزاده جوان بهخاطر پرداخت نكردن اجرتالمثل 70ميليوني به زندان محكوم شد. اما مزاحمتهاي وي پايان نداشت چرا كه هر روز از زندان با عمههايش تماس ميگرفت و به آنها ناسزا ميگفت. برادرزاده خشمگين حتي عمههايش را از داخل زندان تهديد به قتل و اسيدپاشي كرد تا اينكه يكي از عمهها صداي برادرزادهاش را ضبط كرد و آن را نزد قاضي برد و دادخواست كيفري با موضوع ناسزاگويي و تهديد به قتل از وي تنظيم كرد. قاضي پرونده مرد زنداني را ممنوع المكالمه كرد و حتي اجازه مرخصي نيز به وي نداد.
بعد از پايان دوره مجازات، برادرزاده جوان از عمههايش رضايت گرفت و با وثيقه سنگيني از زندان آزاد شد. با آزادي از زندان عمههاي اين پسر از اجرتالمثل زمينها گذشتند و از «حق نسق» آن رضايت دادند. اما همچنان مزاحمتهاي برادرزادهشان ادامه داشت و آنها را تهديد به قتل و اسيدپاشي ميكرد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


