تبليغ خشونت با نقالي روزنامههاي پرتيراژ سياسي
روزنامههاي پرتيراژ سياسي، رسالت مطبوعات تخصصي را نيز در پوشش اين اخبار بر دوش ميكشند و خشونت را با رنگ و لعابي ايراني به كرات تبليغ ميكنند تا هيچ تفاوتي ميان سياستگذاري در بخش ورزشي برخي روزنامههاي داخلي با رسانههاي نوشتاري ساير كشورها نتوان يافت!
کد خبر: ۲۸۷۹۳
| | 8097 بازدید
در هنگامهاي كه بسياري از رشتههاي ورزشي و قهرمانان ايران سهم اندكي از حجم خبري پوشش يافته توسط رسانههاي نوشتاري سياسي و غيرتخصصي را به خود اختصاص مي دهند، اين رسانهها هر روز بر حجم اخبار برونمرزي خود در حوزه ورزش مي افزايند، كه اين اتفاق با تسري يافتن به ورزشهاي خشن حرفهاي باعث نگرانيهايي جدي شده است.
به گزارش خبرنگار ورزشي تابناك، پيش از انقلاب اسلامي ايران، توسعه سريع رشتههاي ورزشي خشن در حال مبدل شده به يكي از دغدغههاي اهالي ورزش بود. پوشش شبانهروزي مسابقات بوكس حرفهاي كه حتي در كشورهاي خارجي برگزار ميشد توسط صدا و سيما نيز باعث شده بود كه تمركز عامه مردم بر مسابقات حرفهاي بوكس و امثال آن، همچون تمركز مردم آمريكا بر اين رقابت ها باشد و لحظه به لحظه از طريق رسانه هاي نوشتاري نيز اين مسائل را پيگيري كنند.
طبيعتاً اين مسائل به رينگ و سكوهاي آن ختم نميشد و آثار اين خشونت را در درگيريهاي خياباني و رفتارهاي عموم مردم، قابل لمس ميشد. به عبارت سادهتر فضاي خشن رينگ با ضرباتي كه خون را بر چهره دو بوكسور پس از نوش جان كردن چند هوگ و آپركات، روحيات مردم را نيز بهشكلي غيرمستقمي تحت تاثير خود قرار داد.
در دهه60 كه تحولات متصل به انقلاب اسلامي در تمامي حوزهها در حال ورود و بروز بود و دامنه آن گسترده تر و تخصصيتر ميشد، يكي از رشتههايي كه مسئولين وقت براي آن حرمت قائل شدند، بوكس و نظاير آن به واسطه خشونتي بود كه در آن موج ميزد و به واسطه پيگيري اين رويه، مشتزني كه همواره تا پيش از اخذ چنين تصميمي و ممنوعيت فعاليتش، سهم قابلتوجهي از اخبار رسانههاي نوشتاري ورزشي و حتي سياسي را به خود اختصاص ميداد، به يك باره جاي خود را به رشتههايي همچون فوتبال داد و اين خلاء به همين سادگي پر شد.
به گزارش خبرنگار ورزشي تابناك، پيش از انقلاب اسلامي ايران، توسعه سريع رشتههاي ورزشي خشن در حال مبدل شده به يكي از دغدغههاي اهالي ورزش بود. پوشش شبانهروزي مسابقات بوكس حرفهاي كه حتي در كشورهاي خارجي برگزار ميشد توسط صدا و سيما نيز باعث شده بود كه تمركز عامه مردم بر مسابقات حرفهاي بوكس و امثال آن، همچون تمركز مردم آمريكا بر اين رقابت ها باشد و لحظه به لحظه از طريق رسانه هاي نوشتاري نيز اين مسائل را پيگيري كنند.
طبيعتاً اين مسائل به رينگ و سكوهاي آن ختم نميشد و آثار اين خشونت را در درگيريهاي خياباني و رفتارهاي عموم مردم، قابل لمس ميشد. به عبارت سادهتر فضاي خشن رينگ با ضرباتي كه خون را بر چهره دو بوكسور پس از نوش جان كردن چند هوگ و آپركات، روحيات مردم را نيز بهشكلي غيرمستقمي تحت تاثير خود قرار داد.
در دهه60 كه تحولات متصل به انقلاب اسلامي در تمامي حوزهها در حال ورود و بروز بود و دامنه آن گسترده تر و تخصصيتر ميشد، يكي از رشتههايي كه مسئولين وقت براي آن حرمت قائل شدند، بوكس و نظاير آن به واسطه خشونتي بود كه در آن موج ميزد و به واسطه پيگيري اين رويه، مشتزني كه همواره تا پيش از اخذ چنين تصميمي و ممنوعيت فعاليتش، سهم قابلتوجهي از اخبار رسانههاي نوشتاري ورزشي و حتي سياسي را به خود اختصاص ميداد، به يك باره جاي خود را به رشتههايي همچون فوتبال داد و اين خلاء به همين سادگي پر شد.

با فعاليت مجدد بوكس كه اين بار ديگر قالب حرفهاي به مفهوم مبارزه بدون كلاه و همراه با خشونت را، براي كسب جوايز نداشته و در زمره فعاليتهاي ايضايي قلمداد نميشد و همچنين ملحقاتي همچون شرط بندي، را در بر نميگرفت، برخي رسانهها نيز به پوشش بوكس پرداختند اما اين بار در عوض پوشش رويدادهاي و رقابتهاي قهرمانان داخلي، نقال اخبار اين رشته در سطح حرفهاي شدند و در واقع اخبار بوكس حرفهاي كه ممنوعيت فعاليت آنها در ايران هنوز پابرجاست را به جاي پوشش اخبار بوكس آماتور در دستوركار قرار مي دهند و در واقع رقابتهايي كه خشونت از آنها ميبارد و عنوان جنگل مربع شايسته است، براي مخاطبين عام به عنوان ماهيت بوكس به نگارش درآورده و بعضاً به تصوير ميكشند.
نكته جالب آنكه رسانههاي نوشتاري ورزشي در برخورد با اين مسئله كه جنبه تخلف دارد، متوجه محدوديتهاي قانوني كه براي پوشش اخبار بوكس حرفهاي وجود دارد، شده و به اين سمت و سو حركت نكرده و به جز موارد انگشتشمار كه قالباً از سر ناآگاهي بوده، به پوشش اخبار بوكس حرفهاي نپرداختهاند اما در مقابل روزنامههاي پرتيراژ سياسي، رسالت مطبوعات تخصصي را نيز در پوشش اين اخبار بر دوش ميكشند و خشونت را با رنگ و لعابي ايراني به كرات تبليغ ميكنند تا هيچ تفاوتي ميان سياستگذاري در بخش ورزشي برخي روزنامههاي داخلي با رسانههاي نوشتاري ساير كشورها نتوان يافت!
در اين ميان بيتوجهي مسئولان رسانه اي و ورزش كشور در برخورد با شكلگيري اين رويه كه ميتواند مقدمهاي براي باز شدن پاي بوكس حرفهاي و نظاير آن همچون Mixed Martial Arts و Valetudo به رسانهها و سپس باشگاههاي ورزشي باشد، غيرقابل انكار است و همچنان روزنامههاي پرتيراژ سياسي گاه و بيگاه بخشي از اخبار خارجي خود را بدون توجه به غيرقانوني بودن اين مسائل در داخل كشور، به اين رويدادها اختصاص مي دهند و آنها را تبليغ مي كنند.
مسابقاتي كه برگزاركنندگان بسياري از آنها براي تبليغش در كشورهايي همچون آمريكا كه بيشترين سهم را در توسعه ورزشهاي خشن حرفهاي داشتهاند، هزينههاي آنچناني به نشريات معتبر مي دهند پرداخت ميشود و البته ناگفته نماند برخي از آنها هم به واسطه حضور چهرههاي مشهور بوكس حرفهاي جهان مورد توجه همان رسانه هاي معتبر قرار مي گيرند.
با اين حال ضروري به نظر ميرسد، روزنامههاي سياسي پرتيراژ كه قالباً چهرههاي متخصص و متعهدي را در خود جاي دادهاند، به اين مقوله توجه جدي تري داشته و در صورت احساس نياز براي پوشش رشتههاي اينچنيني سراغ رويدادهاي بوكس آماتور جهان در سطوح داخلي و خارجي كه جذابيتهاي خاص خود را به همراه دارند، بگيرند و حداقل اين رشتهها را در قالبي قابل قبولتر از پنجره رسانه نوشتاري به مخاطب ارائه دهند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


