مهمترین نمادهای هویتی زندگی ایرانی در دهه هشتاد چیست؟
روزی نیست که ایمیلهای گروهی نوستالژیکی با تیترهای «یادتونه؟»، «کی سنش به اینا قد میده؟» و... به دست ما نرسد؛ پیامهایی که در آن، مجموعهای از تصاویر خاطرهانگیز زندگی ما ایرانیها در دهه شصت و هفتاد گرد آمده است.
جدای از سختیها و رنجهای آن سالها ـ به ویژه دهه شصت که با جنگ هشت ساله و از دست دادن بسیاری از هموطنانمان همراه بود ـ این روزها یادآوری و نگاه کردن به آنها، خاطرات آن روزهای گذشته را برایمان زنده میکند و جذاب است.
هر دهه از زندگی ما ایرانیها در ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، رسانهای، ورزشی و... نمادهای ویژهای دارد که دهه هر یک از آنها، با دهه بعدش متفاوت است.
اگر علی دایی و بازیکنان سیبیلوی تیم ملی مایلی کهن در دهه هفتاد، بخشی از نماد زندگی ایرانی بودند، این تیم با شکستهای پیاپیاش در دهه هشتاد، احتمالا در آینده جایی در میان یادهای ایرانیها نخواهد داشت و حتی علی دایی هم در این دهه، نتوانست آن چهره قهرمانانه خود را برای مردم کامل کند.
البته ناگفته نماند که این گونهگون بودن نمادها، بسته به شرایط است؛ برای نمونه، اگر اوشین، یکی از نمادهای برنامه تلویزیونی در ذهن ایرانیهای دهه هفتاد و حاصل سفر مدیران صدا و سیما به ژاپن است، سریالهای کرهای ـ که جومونگ و یانگوم، سردمدار آنند ـ در میان برنامههای تلویزیونی دهه هشتاد، جایگاه خاصی دارند که آن هم حاصل سفر مدیران این رسانه به کره است.
برخی از این نمادها بنا به مقتضیات زمانه و پیشرفت تکنولوژی انجام گرفته است؛ برای نمونه، پدیده پیامک در دهه هشتاد وارد زندگی ما ایرانیها شد و پیش از آن، جایگاهی در زندگی مردم نداشت و در مقابل در سالهای دهه شصت و هفتاد، سکههایی که برای تلفن عمومی استفاده میشد، بعضا به عنوان دارایی استراتژیک جیبها به شمار میرفت و اکنون دیگر جایگاهی در زندگی مردم ندارند.
اگر در دهه شصت «جنگ جنگ تا پیروزی»، شعار مردم بوده و نزدیک به یک دهه پدیده جنگ زندگی مردم را تحت تأثیر قرار داده، در دهه هشتاد، ماجرای انرژی هستهای و شعار معروف آن «انرژی هستهای حق مسلم ماست» در میان مردم جا باز کرده است.
میدان سیاست که دیگر بحث و جای خود را دارد؛ هر سه رئیسجمهوری که دو دوره پیاپی، قدرت را در دست داشتهاند، هر یک در دوره خود، نماد حیات سیاسی زندگی ایرانی بودند که البته گویا این آخری به دلیل جاری بودن زمان خدمتش و شاید هم به دلیل حواشی پیرامونش، نقش پررنگتری دارد!
هماکنون با توجه به آنچه آمد، میخواهیم مهمترین مؤلفههای هویتی ملی زندگی در دهه هشتاد ایران را از شما بپرسیم.
* به نظر شما، بیست سال بعد، چه چیزهایی از زندگی در دهه هشتاد ما، به پیامها و گزارشهایی تبدیل میشوند که به خود و فرزندانمان خواهد رسید؟
آنچه امروز در کشور در حال وقوع است را در این موارد بیان خواهم کرد / رواج بی فرهنگی / دوری از هنر متعالی ایرانی / نبود منطق در تعاملات جهانی و اجتماعی / توجه به هرزه گری و بی خیالی ( تزریقات سریال های مخرب ماهواره /
و بر این باورم که رهبری انقلاب از مردمی که واقعا نادانند و فقط سر تکان میدهند بسیار رنجورند ایشان دوای لحظه لحظه ی مشکلات کشور را بیان میکنند و آقایان فقط سر تکان میدهند بی توجه به آنچه که ایشان میفرمایند __ اگر موافقید با بنده + بدید
مثلا تصور کنید که برادر برادر رو اینقدر دیر ببینه که دیگه وقت طرح خاطره وجود نداشته باشه، اون موقع کی می خواد بگه یادته قدیما (امروزی که برا فردا شده قدیم) یه زمانی بود که شیر، مرغ، تخم مرغ، دلار، سکه و ... یه شبه گرون شد؟ من اون موقع چهارصد تومن حقوق می گرفتم و حالا با دو میلیارد حقوق ماهانه (به شرطی که تعداد متنابهی صفر از پول کم نشده باشه!) خرج دانشگاه بچم رو تو شعبه پردیس فلان جا نمی تونم بدم!
شاید من دید سیاهی داشته باشم اما قطعا مشکلات اقتصادی نقش زیادی تو نوستالژی سازی برا آیندمون داره!
آقای دکتر محمد
احمدی نژاد رئیس جمهور ایران دومین نماده مهم که زندگی اکثر ایرانی ها
را با تصمیماتش تحت تاثیر قرار داد (راجع به خوب و بدش نظری
ندارم)
کشف دوباره مفاخر ملی ایران مانند کورش و توجه به سنن باستانی از نکات مهم این دهه است.
در آينده برخي چيزهاي بد خيلي عادي مي شوند.
مثل سيگار كشيدن دختران و زنان به همراه بي حجابي ها و بعضا بسيار مبتذل بودنشان
در آينده البته ايراني ها از لحاظ علمي پيشرفته تر خواهند بود ولي از لحاظ فرهنگي بسيار مشكلات خواهد بود.
ديگر احترامي براي بزرگتر نخواهد بود.ژ
روزي مي رسد كه سي دي كامپيوتري ديگر مثل فلاپي منسوخ مي شود.
خواندن نماز متاسفانه از ديدگاه خيلي ها امري افراطي گونه جلوه خواهد كرد.
و ...
واقعا هم نماد خوبیه چون تفاوتش با قبل واضحه



