ميراسماعيلي:خيليها پشت مدالهايم پنهان ميشدند!
حدود يك ماه پس از خداحافظي هادي ساعي از دنياي قهرماني اين بار نوبت ديگر قهرمان طلايي و پرآوازه ورزش ايران يعني «آرش ميراسماعيلي» رسيد تا براي هميشه از دنياي جودو خداحافظي كند. قهرمان جودو جهان روز پنجشنبه و در جريان مسابقات جودو جام فجر و در مبارزهاي نمادين براي آخرين بار لباس جودو را بر تن كرد و سپس با بوسيدن چهارگوشه تاتامي با دنياي قهرماني وداع كرد تا جاي خود را به جواناني كه ميخواهند ميراسماعيلي ديگري شوند، بدهد.
به نوشته گل، پس از اين اتفاق كه البته مثل مراسم خداحافظي ساعي ميتوانست باشكوهتر برگزار شود، با ميراسماعيلي گفتوگو كرديم تا از همه موضوعات روز جودو مطلع شويم.
شما هم كه خداحافظي كرديد.
فرصت مناسبي بود كه البته بايد از «دكتر رضوي» (رييس فدراسيون جودو) تشكر كنم كه مقدمات برگزاري اين مراسم را مهيا كرد. البته من در المپيك پكن از دنياي قهرماني كنار رفتم اما جام فجر فرصت مناسبي بود تا در يك تورنمنت بينالمللي و مصاف با يك حريف خارجي از دنياي قهرماني خداحافظي كنم.
از اينكه پس از سالها حضور در عرصه قهرماني جودو از اين رشته جدا شديد، چه احساسي داشتيد؟
بالاخره بايد جاي خود را به جوانان ميدادم. اميدوارم در اين چند سال توانسته باشم به ورزش كشورم خدمت كرده باشم و باز هم اميدوارم مردم كم و كاستيهاي من در اين سالها را ببخشند و براي من در پست سرمربيگري تيم ملي دعا كنند.
فكر ميكنيد چند سال بايد بگذرد تا يك قهرمان در حد و اندازههاي آرش ميراسماعيلي به ورزش ايران معرفي شود؟
ببينيد ظهور ستارهها و البته جايگزيني آنها سخت است كه البته به لطف خدا بستگي دارد. با اين حال پيدايش ستارهها در هر ورزش و خصوصا جودو به برنامهريزي و پشتوانهسازي مناسب هم مرتبط است.
اما اين پشتوانه سازي در ورزش ما و به ويژه جودو چندان شرايط خوبي ندارد.
بله، متاسفانه جامعه جودو در سالهاي گذشته به تك ستارهها قانع بودند و البته افتخارات قهرمانان را مربوط به خود ميدانستند. در حالي كه ميراسماعيلي و ساير قهرمانان با پشتكار خود قهرمان ميشدند. چرا كه پشتوانهسازي مناسبي در تيم ملي انجام نميشد و الان ميبينيد با كنارهگيري اين قهرمانان دست تيم ملي خالي شده است.
مثل اينكه از مسوولان قبلي فدراسيون و به ويژه مربيان سابق تيم ملي ناراحتيد؟
من به شخص خاصي كاري ندارم. بلكه ميگويم كادرفني تيم ملي پشت مدالهاي من پنهان ميشدند و با مدالهاي من دور افتخار ميزدند. البته اگر در مورد اين قضيه صحبت نكنيم، بهتر است. چون نميخواهم تيم ملي وارد حاشيه شود.
خب، جام فجر را چطور ديدي؟
فرصت مناسبي بود براي شهرستانيها و جودو مناطق (جودو ايران به پنج منطقه تقسيم شده است) كه تجربه كسب كنند و با حريفان خارجي رو در رو شوند.
چهرههاي جديدي هم خود را به شما معرفي كردند؟
بله، بسياري از جوانان كه در مسابقات غرب آسيا حضور داشتند در جام فجر نيز به فينال رفتند و بنابراين بايد به آنها اعتماد كنيم.
اينكه شما براي كسب مدال در مسابقات آسيايي و جهاني چهار سال فرصت خواستهايد هم كم است و هم زياد. كم از اين جهت كه مدالآوري در جودو چندين سال زمان ميخواهد و زياد از اين نظر كه بالاخره فرصت يك مربي روزي به پايان ميرسد.
درست است. اما وقتي تيم ملي ستاره و پشتوانه ندارد، بايد با يك تركيب جوان كار خود را شروع كند. با اين حال من سعي خودم را ميكنم تا در مسابقات آسيايي 2010 گوانگجو تيم ملي مدال بگيرد.
براي اين كار بايد از مربيان خارجي هم استفاده كنيد.
بله، هفته آينده به ژاپن ميروم تا شرايطي را فراهم كنم كه يكي از مربيان خوب اين كشور به ايران بيايد و البته حضورش در تيم ايران به صورت فرماليته نباشد.
اين مربي ژاپني چه پستي در تيم ملي خواهد داشت؟
فعلا بايد بروم و مذاكره كنم. با اين حال مربي ژاپن تيم ملي قطعا در كادرفني خواهد بود.
و آخرين سوال؛ به شما هم مثل علي دايي در فوتبال اين انتقاد وارد است كه بدون داشتن حكم مربيگري وظيفه هدايت مليپوشان را برعهده داريد. براي حل اين مشكل چه خواهيد كرد؟
اين انتقاد را قبول دارم. البته درست است كه من تجربه مربيگري ندارم، اما با توجه به حضور 10 ساله در تيم ملي و شركت در مسابقات مختلف جهاني و سه دوره المپيك ميتوانم مثمرثمر باشم. با اين حال در اولين فرصت در كلاسهاي مربيگري خارج از كشور حضور پيدا ميكنم.


