عرفان زندگیساز، عرفان زندگیسوز
گفتوگو با رئیس پژوهشكده دینپژوه
کد خبر: ۲۸۴۰۶۴
| | 16647 بازدید
كنگره بزرگداشت مرحوم آيتالله قاضی، فقیه و عارف برجسته معاصر، چند روز پیش در شهر تبریز برگزار و در آن، متن سخنان رهبر انقلاب در دیدار با اعضای ستاد این كنگره قرائت شد. حضرت آیتالله خامنهای در این سخنان اشاره كرده بودند كه مرحوم آقای قاضی نه فقط برای علما و خواص بلكه میتواند الگوی عموم مردم باشد. پایگاه اطلاع رسانی رهبر انقلاب با حجتالاسلام دكتر محمدجواد رودگر، رئیس پژوهشكده دینپژوه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به گفتوگو پرداخت تا زوایا و مختصات عرفانی مرحوم آیتالله قاضی بهتر شناخته شود.
• نكته قابل توجه سخنان رهبر انقلاب در جمع اعضای ستاد كنگره بزرگداشت مرحوم آیتالله سید علی آقای قاضی، الگو بودن آن عالم ربانی علاوه بر خواص، برای عموم مردم و جامعه است. به نظر شما با توجه به مقام رفیع و ویژه مرحوم آقای قاضی در بین علما و عرفای شیعه، جنبههای الگوگیری از ایشان كدام است؟
الگو ـ همانطور كه از نامش پیدا است ـ وقتی الگو است كه به صورت تمامعیار و همهجانبه قابلیت پیروی و پیادهسازی در متن زندگی افراد و جامعه داشته باشد. یعنی مردم بتوانند آن را در همه ابعاد و ساحتها سرمشق زندگی خود قرار دهند؛ چه در ساحتهای عقلانی و مباحث مربوط به جهانبینی و منطق فكری و فلسفه حیات و چه در اخلاق و سلوك و معنویت و تربیت روحی و باطنی، و چه در مقوله اجتماعیات و تبعیت از احكام اله و باید و نبایدهای دینی.
مرحوم آیتالله قاضی رضواناللهتعالیعلیه از آنجا كه یك شخصیت تربیتیافته در مكتب اهلبیت علیهمالسلام و تجلیگاه آموزههای وحیانی به شمار میرفت، از شخصیت جامعی برخوردار بود كه هم برای خواص جامعه و هم برای تودهها و مجموعه آحاد مردم الگو بود.
• چه ویژگیهایی در این شخصیت جامع وجود داشت كه حتی امروزه هم میتوان از آن الگو گرفت؟
یكی از ویژگیهای بارز ایشان كه در اثر مجاهدت و ریاضتهای علمی بود، یافتن این توفیق بود كه توانست یك اسلامشناس و عالِم دین و فقیه متأله و متبحری بشود و به «تفقه در دین» جامه عمل پوشاند؛ یعنی همان تفقه مورد اشاره آیه ۱۲۲ سوره توبه۱ كه عبارت است از تفقه در دین به معنی فهم عمیق، دقیق، همهجانبه و فراگیر در مجموعه دین، هم در اصول و مبانی و اعتقادیات و هم در اخلاقیات و معنویات و هم در شرعیات و احكام دینی.

حضرت آیت الله سید علی قاضی طباطبایی در ایام جوانی و میانسالی
یك شخصیت اینچنینی در حد بسیار اعلا توانست از یك موقعیت ممتاز علمی برخوردار باشد و مدرّس خوبی در حوزههای مختلف دینی اعم از فقه و اصولی و همینطور فلسفه و حكمت و كلام و عرفان و اخلاق و تربیت و سلوك باشد. چنین شخصیتی یقیناً میتواند یك الگوی مناسب برای كسانی باشد كه میخواهند در مسیر مستقیم سلوك علمی و عملی قرار بگیرند. مرحوم علامه طباطبایی گفته بودند كه هرچه دارم، از میرزاعلی آقای قاضی است. این «هرچه دارم» فقط در حوزه معنویت و آن كرامات وجودی به معنی سلوك عرفانی نیست، در حوزههای علمی هم هست. حتی بعضی بزرگان گفتهاند كه مرحوم علامه طباطبایی این «روش تفسیر قرآن به قرآن» را نیز با الهام از روش تفسیری مرحوم قاضی توانست تحقق ببخشد.
• راجع به مباحث علمی كه اشاره كردید، شنیده شده شرط حضور شاگردان در مباحث اخلاقی و عرفانی ایشان، اجتهاد بوده است.
بله، شرط بوده كه یا مجتهد باشند یا قریبالاجتهاد. ایشان معتقد بودند اگر كسی در وادی سیر و سلوك میآید، باید به دستورهای دینی و اخلاقی و مواعظ إشراف داشته باشد و عمل كند تا بتواند در یك جای ویژهای قرار بگیرد. وقتی فردی «سالك الی الله» میشود و این مسیر را طی میكند، این مسیر بسیار خطیر و خطرخیز است و مسیر آسانی نیست. اینجا اگر افراد از معرفت دینی درست و دقیقی برخوردار نباشند و اجتهاد در حوزه شریعت اسلامی نداشته باشند، چهبسا گرفتار لغزشهای سخت و سنگینی بشوند.
از طرف دیگر مباحث عرفانی، یك معارف ثقیل و سنگین علمی و عملی است. افراد اگر اجتهاد دینی نداشته نباشد، در این راه و در دیدن منازل سلوكی و كشف و شهودی كه برایشان واقع میشود و در الهاماتی كه پیش میآید، ممكن است دچار تلبسات ابلیسی و توهمات و تخیلات بشوند و گرفتار گردند، چون هر منزلی برای خود یك دنیایی دارد و این افراد اگر واقعاً با شریعت مبین اسلام آشنا نباشند، گرفتار خواهند شد.
• مكتب تربیتی و عرفانی مرحوم آقای قاضی چگونه است و مهمترین ویژگیهای آن چیست؟
مكتب تربیتی مرحوم آقای قاضی در حوزه سلوك عرفانی و معنوی، مكتب برگرفته از كتاب و سنّت بود. ایشان یكی از نمایندگان مكتب عرفانی تشیّع به حساب میآمد و حقیقتاً ترجمان عرفان وحیانی یا قرآنی و اهلبیتی بود. عرفان وحیانی، عرفان زندگی است، عرفان زندگیساز است و نه عرفان زندگیسوز. عرفان زندگیگرا است و نه زندگیگریز. عرفانی است كه با فرهنگ و تمدن و سیاست و تدبیر صحیح جامعه بیگانه نیست و از آن طرف عرفانی است كه با ظلم و فساد و نظامهای سلطه درگیر است. یك عرفان درونگرا نیست كه افراد را فارغ از مسئولیتهای اجتماعی و تعهداتی تربیت كند كه نسبت به حیات اجتماعی دارند.
• اگر بخواهیم به دنبال مصادیق این بحث باشیم، آیا مصداقهایی در حیات ایشان سراغ داریم كه این جلوه از عرفان شیعی را به نمایش گذاشته باشد؟
بله، مراقبههای معنوی ایشان در حوزههای سلوكی و تربیتی بسیار قابل توجه است. ایشان در عین حالی كه خودشان به لحاظ اقتصادی یك زندگی سخت و دشواری داشتند، اما با فقرا و محرومان و مستضعفان جامعه در ارتباط بودند و از آنها دستگیری میكردند. كارگشایی میكردند و به حوائج مردم توجه و با مردم تعامل داشتند. این نكته مهمی بود كه مرحوم قاضی در زندگی خود داشتند. ایشان از استادان بزرگ خودشان الهام گرفته بود و اینگونه تربیت شده بود؛ مثل مرحوم سید احمد كربلایی، شیخ محمد بهاری همدانی و هم همینطور از امثال مرحوم ملاحسین قاضی همدانی تا سید علی شوشتری و دیگران كه همه از مردان بزرگ مكتب عرفانی شیعی و اهلبیتی بودند.
مرحوم قاضی همچنین در متن مسائل اجتماعی و سیاسی بود و آگاه كامل به زمانه داشت. همچنین ایشان برای خودش ذكرهایی داشت. حتی جایی آودهاند كه دهه سوم ماه مبارك رمضان حال و هوای خاص خود را داشت و یك رازهایی داشت كه كسی به آن رازها پی نبرد. همه كارها را طوری تنظیم میكرد كه نمازهای اول وقت و نماز جماعت برقرار باشد. دائماً با افراد مختلف جامعه در ارتباط بود.

• در خصوص دغدغههای سیاسی و اجتماعی كه اشاره كردید، ظاهراً حضرت امام خمینی هم دیدار پر رمز و رازی در نجف با ایشان داشتند. درست است؟
بله، در آن دیدار مرحوم قاضی با ظرافت خاصی به حوادث ایران و جریان استبداد و نظام حاكم بر ایران اشاره كردند و این را كه نظام باید برچیده شود و یك نظام عادلانه جایگزین آن گردد. طرح این موضوع با مرحوم امام به این منزله است كه حضرت آقای قاضی نسبت به جامعه خود و جامعه ایران آگاه داشتند.
• تاكنون دو ویژگی مربوط به مرحوم آقای قاضی را بیان كردید؛ یكی تلاش والای علمی آن بزرگوار و دیگری منطق عرفانی ایشان كه در متن زندگیشان بوده است. درباره ویژگیهای دیگر ایشان چه میتوان گفت؟
از دیگر ویژگیهای مرحوم قاضی كه به نظرم باید برای همگان سرمشق و سرلوحه قرار بگیرد، این بود كه بر اساس شریعت عمل میكرد. ایشان هیچ چیزی خارج از شریعت نداشت و از بعضی جریانهای تصوف انحرافی و عرفاننمایان و عارفنمایانی مبرا بود كه قائلند انسان از یك جایی نیاز به شریعت ندارد و امثال این موارد كه خود قصه پرغصهای در حوزه معنویت است. ایشان بر اساس شریعت عمل میكرد؛ چه در حدوث حقایق سلوكی و چه در بقاء حقایق سلوكی.
مرحوم آقای قاضی یك سر سوزن از انجام واجبات و ترك محرمات، از انجام مستحبات و ترك مكروهات خارج نمیشد. همه دستورهای عملی ایشان هم بر اساس شریعت بوده است. شریعت نیز سالك را در هیچ جایی رها نمیكند و او را تنها نمیگذارد. اینجور نیست كه سالك در یك جایی به شریعت مراجعه كند و نتواند دستور سلوكی خودش را از شریعت دریافت كند. چنین چیزی اصلاً امكان ندارد و این نكته مهم عرفان و سلوك است كه «شریعت، خط قرمز سلوك صادق از سلوك كاذب است.»

مزار حضرت آیت الله سید علی قاضی طباطبایی در قبرستان وادی السلام شهر مقدس نجف
ویژگی دیگر مرحوم سیدعلی آقای قاضی، ولایتگرایی و امامتمحوری ایشان بوده است. این هم نكتهای بسیار ظریف و حساس است كه اگر كسی میخواهد سیر و سلوك كند، باید واقعاً پا جای پای امام خودش و ولی مطلق و حجةالله و خلیفةالله بگذارد و در آن مسیر باشد. اساساً با واسطه آنها است كه افراد میتوانند حجابها را كنار بزنند و به حقایق وجودی برسند. در این صورت محبت افراد و سلوك و نماز و روزه و مناجات آنها و حتی سیاست و تجارت آنان «ولائی» خواهد بود و ولایت چتر گستردهای است كه همه اضلاع و اجزای زندگی یك سالك را تحت پوشش قرار میدهد. سالك در واقع چشم به امام میدوزد و نگاه میكند كه ولیّ او چه گفته تا همان را عمل كند.
كسی كه بر اساس خط امامت و ولایت عمل كند، گرفتار انحرافها و خبطها و خطاها و بدعتها نخواهد شد، بلكه مثل سلمان فارسیها و ابوذر غِفاریها و میثم تمّارها و كمیل زیاد نخعیها عمل میكند. امثال مرحوم آقای قاضی از همین بزرگان یاد گرفتهاند كه چگونه در مقام سیر و سلوكشان در خط نبوت و رسالت و در خط امامت و ولایت قرار بگیرند. این جور نیست كه سیر و سلوك جدای از مقوله امامت باشد. مرحوم علامه طباطبایی كه خود از شاگردان مرحوم آقای قاضی بود، در كتاب «شیعه در اسلام» -كه مجموعه مكاتبات و محاضرات و مراسلات ایشان است با هانری كُربَن فرانسوی- میفرماید كه امامت در شیعه سه شأن دارد؛ عقیدتی، باطنی و سیاسی. یعنی امام علاوه بر ارائه منطق فكریِ درست به جامعه و اداره جامعه، به هدایت باطنی نیز اهتمام دارد و عرفان ولایی یعنی همین. مرحوم آقای قاضی اینچنین بودند.
• ما برای مواجهه و مقابله با عرفانهای كاذب چگونه میتوانیم از شخصیتهایی همچون مرحوم قاضی بهره ببریم؟
ما با عرفانها و معنویتهای نوظهور و كاذب دو گونه میتوانیم برخورد كنیم؛ یكی برخورد سلبی و یكی ایجابی. جنبه سلبی آن است كه این عرفانها را نقد كنیم. البته اینها «عرفان» نیستند و واژه عرفان برای آنها به سرقت رفته است. در واقع معنی عرفان به لحاظ ماهوی ترور شده است. خیلی از این جریانها و جنبشهایی كه هیچ سنخیتی با عرفان ندارند، متأسفانه موسوم و موصوف به عرفان شده است. به هر حال گاه كتابها و روشها و مبانی اینها را نقد میكنیم كه میشود كار سلبی.
یك برخورد دیگر هم ایجابی و اثباتی است. یعنی باید داشتههای خودمان را در اختیار و در دسترس نسل جوان قرار دهیم. ما از فرهنگ عرفانی بسیار غنی و قوی و معنوی برخورداریم و باید بتوانیم آن را با ادبیاتی نوآمد و به زبانِ زمانه و در قالبهای هنری و ادبی در اختیار مخاطبان قرار دهیم تا مصداق این نشویم كه «آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میكرد.» ما غنیترین معارف معنوی را داریم كه از هر جهتی میتواند فرد را به كمال، به آرامش و به مقام رضایت برساند و او را به شادیها و شادابیها و ابتهاج و انبساط روحی و درونی نائل آورد. مرحوم آقای قاضی در این جهت میتواند به عنوان یك الگوی ایجابی در برابر عرفانهای انحرافی قرار بگیرد.
ما اگر حقیقتاً به دنبال عرفان و حقیقتاً در پی تعالی معنوی و خروج از این عالَم ماده و طبیعت و عالَم ناسوت و ورود و اتصال به عالم ملكوت هستیم، باید به قول بزرگان: «راه چنان رویم كه رهروان رفتند.» این راه معلوم است و رهروان و راهنماهایی دارد؛ چه در میان معصومین، از پیامبر عظیمالشأن اسلام تا عترت طاهره ایشان، و چه چهرههای عرفانی و اصحاب عرفانی و عالِمان عارف كه راه اینها هم روشن و شفاف است. مرحوم آقای قاضی یك عارف به معنی واقعی كلمه بودند.
رهبر معظم انقلاب نیز در بیانات خود برای كنگره بزرگداشت مرحوم قاضی و هم در فرمایشهایشان در جمع جوانان، دغدغههای خود را در خصوص عرفانهای كاذب عنوان كردند. البته بحث ایشان ناظر به عرفان عملی است و نه عرفان نظری. اینها نیاز به سلوك عملی و عرفان عملی دارند كه مبتنی بر تقوا است و مبتنی بر عبودیت و بندگی. مبتنی بر همین احكام و شریعت اسلامی است كه در همه توضیحالمسائلها آمده و مبتنی بر دعا و نیایش در كتابهای دعایی است كه در مفاتیحالجنان و دیگر كتب ادعیه و مناجات آمده است. الحمدالله كتابهای خوبی مانند المراقبات مرحوم میرزا جوادآقا ملكی تبریزی و مواردی از این قبیل در دسترس همگان است. لذا چه به لحاظ دستورهای درست عملی برای سلوك در مراحل اولیه عرفانی و معنوی چیزی كم نداریم و همه میتوانند استفاده كنند و چه در الگوهای رفتاری و سلوكی مثل مرحوم میرزا علی آقای قاضی و شاگردان ایشان مانند علامه طباطبایی و آیتالله بهجت.

---------------------------------
پینوشت:
۱. «وَ مَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِی الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُون» شايسته نيست مؤمنان همگی (بسوی ميدان جهاد) كوچ كنند، چرا از هر گروه از آنان، طايفهای كوچ نمیكند (و طايفهای در مدينه بماند)، تا در دين (و معارف و احكام اسلام) آگاه يابند و به هنگام بازگشت به سوی قوم خود، آنها را بيم دهند؟ شايد (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خودداری كنند.
این گفتوگو نخستین بار در پایگاه اطلاع رسانی رهبرانقلاب (khamenei.ir) منتشر شده است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


